‏نمایش پست‌ها با برچسب خبر ویژه روز. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب خبر ویژه روز. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ اسفند ۱۶, جمعه

حمله ظریف به نتانیاهو: ارسال سلاح برای حماس «دروغ» است

حمله ظریف به نتانیاهو: ارسال سلاح برای حماس «دروغ» است


وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی روز جمعه، ۱۶ اسفندماه، در پایتخت اندونزی ضمن حمله به نخست وزیر اسرائیل ارسال سلاح به دست تهران برای گروه حماس در غزه را «دروغ» خواند.

نیروی دریایی ارتش اسرائیل روز چهارشنبه گذشته اعلام کردکه یک کشتی حاوی ده‌ها راکت را که «در حال ارسال از سوی ایران» برای شبه‌نظامیان فلسطینی در نوار غزه بود در دریای سرخ متوقف و محموله آن را ضبط کرده ‌است.

به گفته ارتش اسرائیل، این کشتی که با پرچم پاناما حرکت می‌کرده روز چهارشنبه، ۱۴ اسفند، در آب‌های بین‌المللی نزدیک ساحل سودان و بدون مقاومت از سوی سرنشینان آن متوقف شده است.

گروه حماس که به گفته اسرائیل قرار بوده است دریافت‌کننده این سلاح‌ها باشد بلافاصله به خبر کشف راکت‌ها واکنش نشان داده و آن را «شوخی مسخره‌»ای از طرف دولت اسرائیل خواند.

اما در حالی که پیشتر هم چند مقام جمهوری اسلامی اتهام ارسال سلاح به غزه را رد کرده بودند، محمدجواد ظریف، وزیر خارجه ایران، که در اندونزی به سر می‌برد روز جمعه بار دیگر به اسرائیل تاخت.

به گزارش خبرگزاری فرانسه، آقای ظریف ضمن حمله به بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل، همزمانی «کشف این محموله سلاح» با سفر آقای نتانیاهو به آمریکا را زیر سوال برده و آن را غیرتصادفی خواند.

وزیر خارجه ایران گفت: «نتانیاهو در واشینگتن است... و ناگهان... یک کشتی ایران را با سلاح می‌گیرند. فقط تصادف بود؟»

روز چهارشنبه پس از انتشار این خبر دولت آمریکا نیز رسما اعلام کرد که در روند توقیف کشتی حامل سلاح در دریای سرخ با اسرائیل همکاری کرده است.

سخنگوی کاخ سفید هنگام اعلام این خبر همچنین اشاره کرد که اقدامات «غیرقانونی» این‌چنینی «نقض فاحش تعهدات امنیتی ایران» به جامعه بین‌الملل است.

به هر حال همزمانی حضور نخست وزیر اسرائیل در واشینگتن با کشف محموله سلاح در دریای سرخ پیشتر مورد توجه کارشناسان و رسانه‌های بین‌المللی نیز قرار گرفته بود.

اسرائیل در پاسخ به این نکته و تاکید رسانه‌ها بر همزمانی سفر نتانیاهو با کشف محموله منتسب به ایران پس از انتشار خبر اعلام کرد که عملیات کشف و ضبط محموله مذکور «ماه‌ها» در جریان آماده شدن بوده است.

اما به نظر می‌رسد حمله وزیر خارجه ایران به نخست وزیر اسرائیل واکنشی باشد به حملات چند روز اخیر بنیامین نتانیاهو که برای سفری رسمی در آمریکا به سر می‌برد.

به گزارش خبرگزاری آسوشیتدپرس، آقای نتانیاهو که در چند روز اخیر از جمله با باراک اوباما، رئیس جمهور آمریکا، نیز دیدار کرده روز پنج‌شنبه در یک سخنرانی در موزه یهودیان سایمون ویزنتال در لس‌آنجلس بار دیگر به ایران حمله کرده و رهبر ایران را با هیتلر مقایسه کرد.

نخست وزیر اسرائیل در این سخنرانی جمهوری اسلامی و مقامات آن را به دروغ‌گویی و ساخت سلاح‌های کشتار جمعی متهم کرده و اعلام کرد که «قاطعانه» از اسرائیل در برابر تهدید ایران حفاظت خواهد کرد.

آقای نتانیاهو پیشتر بارها توافق اتمی شش‌ماهه ژنو بین ایران و قدرت‌های جهان را «اشتباهی بزرگ» خوانده و خواستار برچیده شدن کامل فعالیت اتمی جمهوری اسلامی شده است.

ایران در ژنو سوئیس در آذرماه گذشته توافق کرد که بخشی از روند غنی‌سازی اتمی در کشور را تعطیل کرده و در مقابل از بخشی از تحریم‌های جهانی علیه خود معاف شود.

آمار کل شهدای کشور، از ابتدای انقلاب تا سال ۹۲

چکیده : نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید، معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد شهید گفت: ۲۲۲ هزار و ۲۸۵ شهید تا اول امسال داشته‌ایم که حدود ۱۷ هزار نفر آن شهید ترور بودند...

نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید، معاون رئیس جمهور و رئیس بنیاد شهید گفت: ۲۲۲ هزار و ۲۸۵ شهید تا اول امسال داشته‌ایم که حدود ۱۷ هزار نفر آن شهید ترور بودند.
به گزارش تسنیم، حجت‌الاسلام سیدعلی‌محمد شهیدی نماینده ولی فقیه در بنیاد شهید و امور ایثارگران و رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران در سخنرانی پیش از خطبه‌های نماز جمعه امروز تهران با اشاره به تشکیل بنیاد شهید گفت: در اسفندماه سال ۵۸ فرمان امام راحل برای ایجاد بنیاد شهید و امور ایثارگران صادر شد و بعد از ۲۲ اسفند که سالگرد تاسیس این بنیاد بود به عنوان روز شهید و بزرگداشت شهدا مصوب شد. ما در اسفند ماه شاهد شهادت فرماندهان بزرگ جنگ تحمیلی بوده‌ایم ابتدا زا این فرماندهان یادی بکنیم شهادت شهید خرازی در ۸ اسفندماه، شهادت شهید همت ۱۷ اسفندما، شهادت شهید حاج عباس کریمی ۲۴ اسفندماه و شهادت مهدی باکری ۲۵ اسفندماه بوده است. در بین مردم واژه‌هایی وجود دارد که از ویژگی خاص برخوردار است و قداست خاصی برای آن قائل هستند مثلا واژه مجتهد، واژه عالم، واژه ولی، واژه امام و واژگانی که مردم برای آن احترام خاصی قائل هستند. یکی از واژه‌هایی که بین ما مسلمانان از ویژگی خاص برخوردار است و با احترام به آن نگاه می‌کنیم واژه شهید است.
امروز در جامعه ما به فرموده امام خانواده شهدا و شهیدان چشم و چراغ جامعه هستند پس از آنان از ویژگی خاص برخوردارند.
وی افزود: قرآن در سوره‌های مختلف از شهید و شهدا به بزرگی یاد می‌کند در مفاهیم اسلامی شهید قداست خاص دارد و خدا د رقرآن در سوره توبه می‌فرماید آنان که در راه خدا هجرت و جهاد کردند با مال و جان خود درجه و مقام بالایی دارند و آنها سعادتمند و رستگار هستند. همچنین در سوره آل عمران خدا می‌فرماید: گمان نکنید کسانی که در راه خدا کشته شده‌اند مرده‌اند آنها زنده‌اند و در نزد خدا روزی می‌خورند. ما در فقه اسلامی هم برای شهید احترام خاصی قائلیم. کسی که از دنیا برود یقینا باید او را غسل و کفن کرد و نماز بر او خواند تا دفن شود اما شهیدی که در راه خدا کشته شده است دیگر نیازی به غسل و کفن ندارد. در روایاتمان آمده که در عالم قبر از شهید سوال و جوابی نمی‌شود. زیرا او استثنا است. روایتی از پیامبر آمده است که یکی از اصحاب سوال کرد چرا از شهید در عالم قبر سوال و جوابی نمی‌کنند پیامبر فرمود شهید همان زمانی که شمشیر را بالای سرش می‌گیرد و بارقه‌ای که از شمشیر او ظاهر می‌شود در واقع آزمایش و سوال و پاسخش می‌باشد.
حجت‌الاسلام شهیدی در ادامه تصریح کرد: شهید مانند شمع است. شمع می‌سوزد از بین می‌برد اما اطراف خود را نوافشانی می‌حکند اگر امروز در دنیا عالمی زندگی می‌کند و از علمش جامعه برخوردار است و یا اگر مخترعی از اختراع خود مردم را بهره‌مند می‌کند همه خاطر وجود شهید است. اگر شهید جامعه را آرام نگه نمی‌داشت امنیتی نبود که مخترع و عالم بتوانند کاری انجانم دهند و علم‌شان بروز کند. بنابر این مقام شهید از آنها بالاتر است. منطق شهید منطقی سوختن و روشن کردن است. دمیدن روح به اندام مرده ارزش های اسلامی است. ما امروز در جامعه خود وقتی می‌خواهیم کسی را از نظر ارزشی والا محسوب کنیم می‌گوییم واقعا مقام مجاهد و شهید را دارد. زمانی که در جنگ احد بنا شد مردم با کفار مکه بجنگند یکی از اصحاب پیامبر که اکنون در مدفن شهدای احد در جوار سیدالشهدای جنگ احد حضرت حمزه دفن است به شهادت رسید. فرزندان او ابتدا لباس رزم پوشیدند و پدر نیز که یک پایش لنگ بود شروع به پوشیدن لباس رزم کرد بچه‌ها و بستگان او را نهی کردند و گفتند نیازی نیست که شما بیایی ما شرکت می‌کنیم اما او گفت من هم می‌خواهم در این جمع شرکت داشته باشم. زمانی که همسرش به میان آنها رسید دید شوهر یکی از پسران و برادرش در جنگ شهید شدند آنها را روی شتر گذاشت و خواست به سمت مدینه حرکت اما هر چه کرد شتر قدم برنداشت. برای پیامبر تعریف کرد که او می‌گفت می‌خواهم به میدان جهاد بروم و دیگر به خانه بازنگردم. پیامبر او پس آرزوی او برآورده شده است و او را همین جا در نزد دیگر شهدا دفن کنید.
رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران با اشاره به فرهنگ ایثار و شهادت و ارزش آن در جامعه گفت: همواره فرهنگی که سازنده جامعه اسلامی بود فرهنگ ایثار و شهادت بوده است. پیامبر ۵ سال تبلیغ اسلام را می‌کرد در این مدت بیش از ۸۵ نفر به او ایمان نیاوردند و بعد از آن موضوع هجرت مطرح شد باید بگوییم آنچه پیامبر و اسلام را به مقام والایی رساند و رشد داد همین فرهنگ شهادت و ایثار بود. پیروزی ما از اول انقلاب تا به امروز مدیون همین فرهنگ است. ما و ملت ایران مدیون جامعه ایثارگری هستند. اگر امروز آسوده هستیم به خاطر آن است که آسودگی از ایثارگران سلب شده است. و اگر می‌خواهیم انقلاب، قرآن و اسلام حکفرما باشد باید بدانیم فرهنگ ایثار و شهادت باید در جامعه بماند. اما در رابطه با شهدا می‌فرمود اینها شمع محفل بشریتند و رهبری نیز همه فرمایشاتشان در رابطه با فرهنگ ایثار و شهادت به همین صورت است وقتی در ابتدای مسئولیتم خدمت مقام معظم رهبری رسیدم ایشان فرمودند عمده کاری را که انجام می‌دهید نشر فرهنگ ایثار و شهادت باشد. زیرا اگر روزی کشور مجددا به خطر بیفتد باز هم این ایثاررگران هستند که کشور را از خطر نجات می‌دهند. به همین دلیل تمام تلاشمان را کردیم تا روز شهید در جامعه به خوبی خودنمایی کند.
شهیدی در ادامه با اشاره به برنامه‌های روز شهید گفت: از ۲۲ بهمن یعنی روز پیروزی انقلاب تا ۲۲ اسفند یعنی روز بزرگداشت شهدا طرحی را به عنوان طرح سپاس و دیدار از خانواده شهدا دنبال کردیم که طبق آن از ۲۲ هزار خانواده ایثارگر دیدار می‌شود و طبق رهنمود رهبری طرح دیدار از خانواده شهدا و جانبازان با دیدار رئیس جمهور شروع شد. وقتی ایشان این دیدارها را ادامه دادند در دولت نیز همه دولتمردان را تشویق کردند تا با خانواده‌ شهدا و جانبازان سر زده و روحیه بگیرند. دو روز گذشته به اتفاق رئیس جمهور به دیدار خانواده ۵ شهید در جنوب تهران رفتیم. مادر ۹۲ ساله ۴ شهید که همسرش را نیز از دست داده بود با ما سخن می‌گفت. او می‌گفت من در دو سال ۴ شهید دادم که ۳ شهیدش در یک سال بود و در یک روز دو فرزندم را از دست دادم. این مادر شهید می‌گفت سال ۶۵ همسرم سیدحمزه گفت من هم به جبهه می‌روم. چهلم شهادت سیدحمزه خودم هم به پشت جبهه رفتم و آنجا خدمت کردم. ما هر چقدر هم که از خانواده چنین شهدایی تجلیل کنیم باز هم از تقدیر و تشکر از آنها ناتوانیم.
وی افزود: روز اول محرم به همراه رئیس جمهور به دیدار یک جانباز رفتم که دو دست، دو چشم و یک پای خود را از دست داده بود. او ۱۷ ساله بود که جزو گروه تخریب شد و با انفجار نارنجک در دستش جانباز شد. در ۲۲ سالگی ازدواج کرد. رئیس جمهور از همسر او سوال کرد شما با این مجروحیت چطور با ایشان ازدواج کردید. همسرش گفت من خودم فرزند و خواهر شهیدم زمانی که پدر و برادرم شهید شدند با خود گفتم آنها راه امام حسین را رفتند من هم باید راه حضرت زینب س) را پیش بگیرم. به همین دلیل گشتم و گفتم باید جانبازاترین فرد را پیدا کنم پرس‌و جو کردم ایشان را معرفی کردند به عنوان جانبازترین فرد. من خودم به نزد او رفته و خواستگاری کردم. دکتر روحانی از ایشان پرسید ایا الان از همسرت راضی هستی گفت: بهترین مرد جهان شوهر من است. باید این فرهنگ غنی ایثار و شهادت در جامعه ما زنده شود.
رئیس بنیاد شهید و امور ایثارگران با اشاره به آمار بالای شهدای جنگ تحمیلی و ۸ سال دفاع مقدس گفت: ما ۲۲۲ هزار و ۲۸۵ شهید در طول جنگ تا اول امسال داشته‌ایم و ۵۵۰ هزار و ۲۷ جانباز نیز داشته‌ایم. از آمار شهدایی که عنوان شد حدود ۱۸ هزار نفر شهید ترور بودند این در حالی است که دنیا به ما می‌گوید شما تروریست هستیددر حالی ما به طور میانگین روزی ۴۳ شهید تقدیم انقلاب کردیم ما به دشمن اعلام می‌کنیم که ما تروریست نیستیم آنهایی که می‌گویند گزینه‌ها روی میز است می‌گوییم شما همه را امتحان کرده‌اید و همه گزینه‌هایتان از روی میز به زیر میز رفته است و حالا ما واژه شهید، جانباز و شهادت را روی میز داریم. ما اعلام می‌کنیم تا وقتی که این همه جانباز داریم و ملت ما تحت امر فرماندهی کل قوا هستند پیروزیم. بترسید از روزی که رهبری ما دستور بدهد و شما نمی‌توانید گوشه چشمی به کشور ما داشته باشید.

آیت الله دستغیب: آزادی محصوران و زندانیان به نفع جمهوری اسلامی است، هرچند برخی ناراحتند اما مومنین شاد می شوند

چکیده :آیت الله العظمی سیدعلی محمد دستغیب با بیان اینکه کلید در دست آقایان رأس است ابراز امیدواری کرد که کلیدداران تا نوروز نیامده، دل مردم را با آزاد کردن میرحسین، کروبی، رهنورد و زندانیان سیاسى شاد کنند. بى‌شک این کار به نفع دین، جمهورى اسلامى، بزرگان، رؤسا و همه است. البتّه بعضى هم ناراحت مى‌شوند، ولى مؤمنین خوشحال خواهند شد و هیچ اتفاق بدى نمى‌افتد....


کلمه- گروه خبر:
آیت الله العظمی سیدعلی محمد دستغیب با بیان اینکه کلید در دست آقایان رأس است ابراز امیدواری کرد که کلیدداران تا نوروز نیامده، دل مردم را با آزاد کردن میرحسین، کروبی، رهنورد و زندانیان سیاسى شاد کنند. قرار بود عید غدیر درست شود، خیلى هم نزدیک شد، ولى شاید بعضی نگذاشتند و نشد.
به اعتقاد وی بى‌شک این کار به نفع دین، جمهورى اسلامى، بزرگان، رؤسا و همه است. البتّه بعضى هم ناراحت مى‌شوند، ولى مؤمنین خوشحال خواهند شد و هیچ اتفاق بدى نمى‌افتد.
این مرجع تقلید مقیم شیراز با تاکید بر اینکه مؤمنین باید متوجّه باشند که ظلم کردن، به هر شکل آن، موجب مى‌شود از آیات خدا فاصله بگیرند و توفیق فهم آنها را از دست بدهند، گفت: ظلم علما و روحانیون این است که احکام خدا را براى مردم نگویند و حق را بپوشانند. اگر کسى چنین کند، به آنجا مى‌رسد که آیات روشن پروردگار را انکار مى‌کند.
آیت الله دستغیب از علمای آزاده و شجاعی که در تمامی کلاس های درس و سخنرانی های خود از راه حقی که در آن رهبران جنبش سبز محصور شده و تعداد زیادی به زندان افکنده شدند، حمایت کرده است، همچنین تصریح کرده است: از خدا مى‌خواهیم همه‌ى ما را کمک کند تا به تلکیف خود عمل کنیم تا ظلمى از ما به کسى نرسد و باعث نشویم مردم از دینشان دلسرد شوند. از سر دلسوزى و خیرخواهى، و نه از هواى نفس، از خدا مى‌خواهیم که آقاى موسوى و همسرش و حجة الاسلام کروبى و زندانیان سیاسى هر چه زودتر آزاد شوند.
متن کامل سخنان آیت الله العظمی سیدعلی محمد دستغیب در تفسیر آیات  ۳۰ تا ۳۳ به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مسجد قبا به شرح زیر است:
تفسیر سوره انعام ، جلسه ۱۹ ، آیات ۳۰ و۳۱ ، یکشنبه ۱۳۹۲/۱۲/۰۴
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ لَوْ تَرى اِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ قالَ أ لَیْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُونَ
و کاش ببینى آنها را هنگامى که در پیشگاه پروردگارشان ایستاده‌اند. خداوند به آنها فرماید: آیا این حق نیست؟ گویند: «سوگند به پروردگارمان! آرى.» خدا گوید: «پس بچشید عذاب را به خاطر آنچه انکار مى‌کردید.(۳۰)
قَدْ خَسِرَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِلِقاءِ اللهِ حَتّى اِذا جاءَتْهُمُ السّاعَةُ بَغْتَةً قالُوا یا حَسْرَتَنا عَلى ما فَرَّطْنا فیها وَ هُمْ یَحْمِلُونَ أوْزارَهُمْ عَلى ظُهُورِهِمْ ألا ساءَ ما یَزِرُونَ
آنان که ملاقات خدا را دروغ شمردند، به راستى زیان کردند. آن گاه که ساعت قیامت ناگهان فرا رسد. گویند: «اى دریغ و افسوس بر ما به خاطر آنچه درباره‌اش کوتاهى کردیم». و آنان بار سنگین گناهانشان را بر دوش مى‌کشند؛ چه بد بارى مى‌کشند!(۳۱)
سخن درباره کسانى بود که حق را انکار مى‌کنند؛ یعنى خداى تعالى را قبول ندارند یا در رسالت پیامبر خدشه مى‌کنند و یا دشمن ائمه اطهار علیهم السلام هستند. همچنین کسانى که با زبان از حق دفاع مى‌کنند، ولى در عمل مخالف حق هستند و راهشان از آن جداست؛ به عنوان مثال ممکن است کسى در ظاهر ایمان داشته باشد، ولى باطنش آلوده‌ى شرک باشد؛ یعنى پول و مقام و دیگر اسباب را در کنار خدا، مؤثر و کارگشا بداند، یا حتّى گاهى اوقات به خدا و پیامبر و اهل بیت علیهم السلام، نسبت‌هاى ناروا بدهد. برخى به طور کلّى در عمل، از ایمان تهى هستند و هیچ اعتنایى به دستورات دین و واجبات و محرّمات ندارند و فقط آنجا که منافع مادّیشان اقتضا مى‌کند، دیندارند.
وَ لَوْ تَرى اِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ؛ «وُقِفُوا» یعنى بازداشته مى‌شوند، یا مى‌ایستند. البتّه منظور، ایستادن روى دو پا نیست، بلکه عبارت، کنایه از فهمیدن حقیقت و واقف شدن به وضع خویش است؛ یعنى مؤثریت پروردگار را به روشنى مى‌بینند و درمى‌یابند که همه‌ى اسباب و از جمله خودشان هیچ بودند. این فهم، لزومآ در قیامت کبرى که صحنه‌ى حشر انسان‌هاست، پدید نمى‌آید، بلکه به محض سر کشیدن جام مرگ و ورود به عالم برزخ، که به «قیامت صغرى» تعبیر شده، حاصل مى‌شود.
«مَنْ مَاتَ فَقَدْ قَامَتْ قِیَامَتُه»[۱]
«هر کس مُرد، قیامتش بر پا شود.»
آن که اعتقاداتش خطا بود، متوجّه مى‌شود که سلطنت مطلق دنیا و آخرت از آن خداى یکتاست و رسولان او و اصیاى آنان، بر حق هستند. کسى هم که اسیر صفات ناپسند بود و اعمال ناشایست مى‌کرد، صورت واقعى اعمال و صفات خود را مى‌بیند و در حقیقت آنچه را که همیشه همراهش بود، مشاهده مى‌کند.
امّا چرا خداوند از میان همه‌ى نام‌هاى خود، نام مقدّس «ربّ» را در اینجا آورده، مى‌فرماید : «ربّهم» و «ربّنا»؟
«ربّ» یعنى مربّى و تربیت کننده. مى‌دانیم که خداوند، هم زمینه‌ى خوبى را در انسان قرار داده است و هم زمینه‌ى بدى را؛
(فَألْهَمَها فُجُورَها وَ تَقْواها)[۲]
«پس نافرمانى و پرهیزکارى‌اش را به او الهام کرد.»
انسان هم مى‌تواند کافر شود و به خدا و پیامبر و ائمه اطهار علیهم السلام پشت کند، و هم مى‌تواند زیر پرچم توحید درآید و فرمانبردار خدا و منصوبین او گردد؛ همه چیز بسته به انتخاب خود او است. امّا این خداست که بشر را مختار آفرید و این دو راه را در مقابلش گشود. افزون بر این، خداوند چنین اراده فرموده که هر کس رو به او آورد، نور فهم و لذّت درک حقیقت (حقیقت زوال دنیا و بقاى «الله») نصیبش شود و تا ابد الاباد برایش بماند، امّا هر کس پشت کند، اسیر تاریکى و فشار همیشگى خواهد شد. این اثر تربیت خداى تعالى است؛
(کُلاًّ نُمِدُّ هوُلاءِ وَ هَوُلاءِ)[۳]
«ما اینان و آنان را یارى مى‌دهیم.»
بنابراین گناهکاران و کافران پس از مرگ مى‌فهمند که خداوند مربّى آنان بود، امّا چون راه بد را انتخاب کردند، بد تربیت شدند.
قالَ أ لَیْسَ هذا بِالْحَقِّ؛ وقتى حقیقت آشکار شد، خداوند از منکرین حق، اعتراف مى‌گیرد. در واقع آنان پیش از این هم حق را مى‌فهمیدند، امّا به آن اعتنا نمى‌کردند و روى فهم خود پا مى‌گذاشتند، امّا در قیامت، دیگر راه گریز و انکار نیست و چاره‌اى جز اعتراف به حق، وجود ندارد؛ لذا مى‌گویند: «بَلى وَ رَبِّنا».
قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما کُنْتُمْ تَکْفُرُون؛ حاصل انکار حق، آن هم بعد از آمدن حجّت‌هاى الهى و آشکار شدن نور آن، عذاب سخت پروردگار است. در این میان برخى فقط خود، از حق روى گرداندند و برخى دیگر، دیگران را هم منحرف کرده، راه حق را بر آنها بستند. بى‌گمان این افراد عذابى سخت‌تر خواهند داشت. برعکس کسانى که هم خود حق را پذیرفتند و هم چهره‌ى زیباى آن را به دیگران نشان دادند تا همه معشوقشان (خداى تعالى) را بشناسند و عاشقش شوند.
قَدْ خَسِرَ الَّذینَ کَذَّبُوا بِلِقاءِ اللهِ؛ «زیانکار» کسى است که سرمایه‌ى خود را از دست بدهد. سرمایه‌ى واقعى انسان، توجّه به خداى تعالى، شناخت اسماء و صفات حسنایش و قرار گرفتن در مسیر عشق و محبّت او جلّ جلاله است؛ این که یقین کند همیشه و در همه جا فقط او مؤثر تام است و لاغیر، و بفهمد چه رابطه‌اى با پروردگار خود دارد.
ارزشمندترین سودى که از این سرمایه نصیب انسان مى‌شود، لقاء و وصال پروردگار است. البتّه او جسم نیست و مکان ندارد؛ پس منظور از لقائش، چیزى شبیه ملاقات کردن انسان‌ها با هم نیست.
مقدّمه‌ى درک لقاء پروردگار و رسیدن به فیض وصال او، ورود به حیطه‌ى «تقرّب» است و لازمه‌ى تقرّب، همسنخ شدن با حضرت ربّ الارباب و تشابه به او است. همسنخ شدن با خداوند، ربطى به بدن ندارد و با پرورش استعدادهایى که خداوند در روح ما قرار داده است، مى‌توانیم «خدایى» شویم. براى این کار باید این حقیقت در روح و جانمان قرار گیرد که خداى تعالى منشأ همه‌ى صفات حسناست و هر صفت خوبى در هر جا هست، از او است؛ به عنوان مثال حضرات معصومین علیهم السلام همه‌ى خصوصیات ظاهرى و باطنى مردم را مى‌دانستند و هیچ چیز، نه در این عالم و نه در عوالم دیگر از ایشان مخفى نبود. این علم خداست و ایشان ظهور علم خدا هستند. درباره قدرت و حیات و دیگر صفات هم همین طور؛ هر جا وجودى هست، از خداست و هر قدرت و نیرویى در هر کس و هر چیز است، منحصرآ از او است. این معنا باید چنان در انسان قرار گیرد که جزء روحش شود و هرگز از روح و نفسش جدا نشود، و این، با دانستن سطحى که یک روز هست و یک روز نیست، فرق مى‌کند.
چه بسا کسى عالم و صاحب عنوان باشد، ولى تا کمى وضع زندگى‌اش بالا و پایین مى‌شود، خدا و صفات خدا را فراموش مى‌کند و آه و ناله و اعتراضش به آسمان مى‌رود. چنین کسى در مسیر سنخیت با خدا و تقرّب و وصال او نیست. البتّه خداوند هر کس را به اندازه توانش مبتلا مى‌کند و بار بیش از طاقت بر کسى نمى‌گذارد، ولى به هر حال کسی که طالب این مقامات مى‌شود، باید آماده‌ى امتحانات و فراز و نشیب‌هاى بسیار باشد و در تمام طول عمر، صبح و شام بر طلبش اصرار کند!
تکذیب لقاء پروردگار، در مراتب مختلف خود، هم شامل کسانى مى‌شود که خدا و رسولش را انکار مى‌کنند، هم کسانى که با اهل بیت پیامبر دشمن هستند و هم آنان که توحید پروردگار را نمى‌پذیرند و براى اسباب مختلف شأن مستقل قائلند؛ یعنى مى‌گویند: «خدا سر جاى خودش، اسباب هم سر جاى خودشان.»
از جمله کسانى که به لقاء پروردگار رسیدند، شهدا بودند. آنان در طلب خداى تعالى از همه چیزشان گذشتند و زیر باران تیر و ترکش رفتند و حتّى بعد از افتادن بر زمین و در نفس‌هاى آخر، پشیمان نشدند و دست از طلب خود بر نداشتند. امّا لقاء و وصال پروردگار، منحصر به شهادت نیست و راه‌هاى دیگر هم وجود دارد.
هر کس عمر خود را، کم باشد یا زیاد، جز در طلب پروردگار بگذراند، زیان کرده است. حتّى در روایت است که اگر کسى در هجده سالگى بمیرد و سعى نکرده باشد، در آنجا معذور نیست، ولى اگر این طلب در اینجا شکل بگیرد، خداى تعالى در عالم دیگر امکان ادامه راه را برایش میّسر مى‌سازد، گرچه ممکن است سال ها طول بکشد.
حَتّى اِذا جاءَتْهُمُ السّاعَةُ بَغْتَةً؛ هیچ کس نمى‌داند کى و در چه حال مى‌میرد، امّا خوشا به حال کسى که در راه طاعت خدا و در حال عبادتش بمیرد، نه در حال گناه و غفلت! شهید آیت الله دستغیب در راه نماز جمعه بود که به شهادت رسید. آن هم که او را ترور کرد، در حال شقاوت و تاریکى. هر دو با هم از این دنیا رفتند و گوشت و پوست و خونشان با هم مخلوط شد، امّا روح یکى به اعلى علیین پر کشید و روح دیگرى به اسفل السافلین در افتاد.
قالُوا یا حَسْرَتَنا عَلى ما فَرَّطْنا فیها؛ براى شخص گناهکار و کسى که ملاقات پروردگارش را باور ندارد، ساعت مرگ، آغاز حسرت بزرگ و اندوه تمام ناشدنى است؛ حسرت فرصت‌هایى که از دست داد؛ کوتاهى‌هایى که کرد؛ استعدادهایى که سوزاند! این همه پیامبران و ائمه و اولیا گفتند و هشدار دادند؛ کتابهاى آسمانى خبر از عالم دیگر آوردند، امّا باز گفتند: «چه کسى از آنجا آمده که خبر آورده باشد؟» موقع عمل به تکلیف که مى‌شد، کوتاهى مى‌کردند و مى‌گفتند: «خدا ارحم الراحمین است». امّا نمى‌دانستند که خدا «أرْحَمُ الرَاحِمِین فِى مَوضِعِ العَفْوِ وَ الرَّحْمَه وَ أشَدُّ المُعَاقِبِینَ فِى مَوضِعِ النَکَالِ وَ النَقِمَه»[۴] است.
وَ هُمْ یَحْمِلُونَ أوْزارَهُمْ عَلى ظُهُورِهِمْ؛ تاریکى‌ها و سنگینى‌هاى گناه، که اثر طبیعى آن است، همیشه همراه شخص گناهکار خواهد بود و هیچ خلاصى از آنها ندارد و مانع حرکتش به سوى بالا مى‌شود.
ألا ساءَ ما یَزِرُون؛ این بد توشه‌اى است که آنان بر پشت خود گذاشتند و محکوم به حمل آن شدند.
کسانى که به راستى طالب رها شدن از آلودگى‌ها و تاریکى‌ها هستند و کمر به خدمت قرآن و بندگى خدا بسته‌اند، باید در اولین قدم، مراقب باشند که مرتکب گناه نشوند و واجبات الهى را مو به مو انجام دهند. براى یک جوان، سخت است که بر شهوت خود غلبه کند، ولى اگر مقدمات این کار را فراهم کند، با یارى خدا کار آسانى خواهد شد. مقدمات کار؛ یعنى نگاه نامحرم نکند و از تصاویرى که احتمال شهوت در آنهاست، چشم بپوشد. وقتى چشم رها باشد و هر صحنه‌ى شهوى را ببیند، شاید همان لحظه احساس شهوت نکند، ولى در ذهنش مى‌ماند و در موقع دیگر اثر خود را ظاهر مى‌کند. همچنین گوش خود را از شنیدن سخن‌ها و صداهاى محرّک شهوت، نگه دارد؛ ذهنش را تا جایى که مى‌تواند از شهوات حفظ کند؛ کتاب‌ها و رمان‌هاى آلوده نخواند و با افراد شهوى همنشینى نکند. ساعتى نشستن در کنار کسى که همه‌ى فکر و ذکرش شهوت است، تا مدّت‌ها انسان را از خدا دور مى‌کند و باعث مى‌شود که آلودگى‌هاى او بر سر این هم بریزد، مخصوصآ براى جوانانى که صدق و صفا دارند.
کسى که اسیر تکبّر است، باید مراقب باشد خود را در معرض تعریف دیگران قرار ندهد و هر جا بدى‌اش را گفتند، تحمل کند و چیزى نگوید.
از خدا مى‌خواهیم همه‌ى ما را شایسته‌ى لقاء خویش گرداند و ممکلت ما را طورى سازد که همه اهل خدا شوند و همه‌ى مردم رو به خدا حرکت کنند؛ مثل اوایل انقلاب. کلید این کار در دست آقایان رأس است. امیدواریم تا نوروز نیامده، دل مردم را با آزاد کردن آقاى موسى و خانم رهنورد و حجة الاسلام کروبى و زندانیان سیاسى شاد کنند. قرار بود عید غدیر درست شود، خیلى هم نزدیک شد، ولى شاید بعضی نگذاشتند و نشد.
تفسیر سوره انعام ، جلسه ۲۰ ، آیات ۳۲ و ۳۳ ،چهارشنبه ۱۳۹۲/۱۲/۰۷
بسم الله الرحمن الرحیم
وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا اِلّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ وَ لَلدّارُ اْلآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذینَ یَتَّقُونَ أ فَلا تَعْقِلُونَ
و زندگانى دنیا جز بازى و سرگرمى نیست و سراى آخرت براى کسانى که پرهیزکارند، بهتر است. آیا نمى‌اندیشید؟!(۳۲)
قَدْ نَعْلَمُ اِنَّهُ لَیَحْزُنُکَ الَّذی یَقُولُونَ فَإنَّهُمْ لا یُکَذِّبُونَکَ وَ لکِنَّ الظّالِمینَ بِآیاتِ اللهِ یَجْحَدُونَ
ما مى‌دانیم که آنچه مى‌گویند تو را سخت اندوهگین مى‌کند. آنان تو را تکذیب نمى‌کنند، بلکه ستمکارند و آیات خدا را انکار مى‌کنند.(۳۳)
وَ مَا الْحَیاةُ الدُّنْیا اِلّا لَعِبٌ وَ لَهْوٌ؛ بى‌گمان اگر انسان کمى عقل خود را به کار اندازد و بیندیشد، مى‌فهمد که زندگى باقى آخرت بهتر از زندگى فانى دنیاست. در چهار سوره از قرآن کریم، زندگى دنیا به «لهو و لعب» تعبیر شده است؛ سوره‌هاى انعام، عنکبوت، محمّد صلّى الله‌علیه وآله و حدید.
تفسیر نمونه در بیان علّت این تعبیر مى‌نویسد:
تشبیه زندگى دنیا به بازى و سرگرمى، از این نظر است که بازى‌ها و سرگرمى‌ها معمولا کارهاى توخالى و بى‌اساسى هستند که از متن زندگى حقیقى دورند، نه آنها که در بازى پیروز مى‌شوند برنده اند و نه آنها که شکست مى‌خورند، شکست یافته‌اند؛ زیرا پس از پایان بازى همه چیز به جاى خود بازمى‌گردد. بسیار دیده مى‌شود که کودکان دور هم مى‌نشینند و بازى را شروع مى‌کنند؛ یکى «امیر» و دیگرى «وزیر» و یکى «دزد» و دیگرى «قافله»، امّا ساعتى نمى‌گذرد که نه خبرى از امیر است و نه وزیر و نه دزد و نه قافله. یا در نمایشنامه‌هایى که به منظور سرگرمى انجام مى‌شود، صحنه‌هایى از جنگ یا عشق یا عداوت مجسم مى‌گردند، امّا پس از ساعتى خبرى از هیچ کدام نیست.
دنیا به نمایشنامه‌اى مى‌ماند که بازیگران آن، مردم این جهانند و گاه این بازى کودکانه، حتّى عاقلان و فهمیده ما را به خود مشغول مى‌دارد، امّا چه زود پایان این سرگرمى و نمایش اعلام مى‌گردد.
«لعب» (بر وزن لزج) در اصل از ماده «لعاب» (بر وزن غبار) به معنى آب دهان است که از لب‌ها سرازیر گردد، و این که بازى را «لعب» مى‌گویند، به خاطر آن است که همانند ریزش لعاب از دهان است که بدون هدف انجام مى‌گیرد.[۱]
در بازى‌هاى دنیا، یکى کدخدا مى‌شود و یکى استاندار و یکى پادشاه. خوب یا بد، هر کس مى‌آید، چند صباحى مى‌ماند؛ دستوراتى مى‌دهد؛ پس از مدّتى مى‌رود و دیگرى جایش مى‌نشیند. مردم دنیا هم هر کدامشان دوران کودکى و نوجوانى و جوانى و پیرى را سپرى مى‌کنند و مى‌میرند و فرزندان جاى والدین را مى‌گیرند، تا نسلى بعد از نسل دیگر مى‌آید و مى‌رود. اموال آنان نیز دست به دست مى‌گردد و به دیگرى مى‌رسد. این وضع زندگى دنیاست که دائم در تغییر و تبدیل است؛ هرگز ثبات و قرارى ندارد و همه چیزش اعتبارى و گذراست.
وَ لَلدّارُ اْلآخِرَةُ خَیْرٌ لِلَّذینَ یَتَّقُونَ؛ هر کس به اندازه‌ى خود چیزى از دنیا دارد و به آن دلشاد است؛ از خانه، ماشین، طلا، زمین، زن، فرزند، دوست، شغل و… امّا جاى دیگرى وجود دارد که خیلى بهتر از اینجا و نعمت‌هایش، بهتر از این نعمت هاست. خوشحالى و دلخوشى‌هاى این جهان، موقت و همراه با تلخى‌ها و سختى‌هاست؛ مثل کسى که دست در کندو مى‌کند تا عسل درآورد، امّا زنبورها بر سرش مى‌ریزند و نیشش مى‌زنند و او به ناچار شیرینى عسل را در کنار تلخى نیش زنبور مى‌چشد. امّا خوشى‌هاى سرای دیگر تمامى ندارد و آلوده‌ى تلخى‌ها نیست.
این لذّت‌هاى ابدى مخصوص کسانى است که از خدا و فرستادگانش اطاعت کرده، اهل تقوا باشند. تقوا یعنى مداومت بر انجام واجبات و ترک محرّمات. کسى که تقوا، ملکه‌ى روحش شده است، هنگام مواجهه با گناه، بلکه پیش از مواجهه، به طور خودکار از آن اجتناب مى‌کند. کسى که بسیار مراقب چشمش بوده، اگر قرار باشد در جایى با نامحرمى روبرو شود، پیش از روبرو شدن، ناخودآگاه چشمش بر زمین مى‌افتد، یا کسى که زبان خود را محکم از غیبت، تهمت و دروغ باز داشته است، اگر سهوآ هم بخواهد مرتکب این گناهان شود، زبانش خود به خود سنگین مى‌شود و سکوت مى‌کند. این را ملکه‌ى تقوا مى‌خوانند. گوش و دست و پا و اعضا و جوارح دیگر هم همین طور، تا برسد به خیال. کسى که افکار خود را از سوءظنّ خالى مى‌کند، پس از مدّتى، گمان بد بردن به دیگران، برایش مثل این است که بخواهد مارى را در سر خود جا دهد.
کسى که این گونه خود را از گناه و حرام باز مى‌دارد، به تدریج صفات و اخلاقش تغییر مى‌کند و صفات ناپسندش تبدیل به ملکات فاضله مى‌گردد. به طور قطع براى چنین کسى زندگى آخرت بسیار بسیار بهتر از زندگى دنیاست، امّا کسى که اعتنایى به تقوا ندارد و حرام و حلال برایش یکسان است و هر چه دلش خواست، مى‌کند، دیگر قابلیت استفاده از نعمت‌هاى آخرت را ندارد؛ زیرا حور العین براى کسى که چشم خود را از نامحرم نگه نداشته، جلوه‌اى ندارد. صوت داودى براى کسى که گوش خود را از حرام باز نداشته، زیبایى ندارد. دیدن و شنیدن و استفاده کردن از نعمت‌هاى معنوى منوط به ندیدن و نشنیدن و انجام ندادن «حرام» است؛ باید چشم و گوش از گناه ببندى تا چشم و گوش دیگرت باز شود. فکرى که دائم در پى زیاد کردن مال و بالابردن قدرت است، دیگر در خداشناسى کار نمى‌کند. البتّه در عالم برزخ به اجبار این فکر عوض مى‌شود، امّا این عوض شدن اجبارى، هیچ فایده‌اى ندارد و لذّت و نعمتى به ارمغان نمى‌آورد. پایى که همیشه در فساد گام بر مى‌دارد، چگونه مى‌تواند در بهشت قدم بگذارد؟
أ فَلا تَعْقِلُون؛ عقل، تشخیص دهنده‌ى حق و باطل است. به فرموده‌ى امام صادق علیه السلام عقل چیزى است که با آن خداوند پرستیده مى‌شود و بهشت به دست مى‌آید.[۲]
مى‌توان با عقل، خدا را شناخت، ولى نه با عقل کوچک و کوتاهى که در بند جزئیات و خیالات است. باید نخست آن را وسعت داد و از خیالات، خالى کرد تا به شناخت پروردگار بار یابد!
قَدْ نَعْلَمُ اِنَّهُ لَیَحْزُنُکَ الَّذی یَقُولُونَ؛ کفّار و مشرکین سخنان ناپسند فراوانى درمورد پیامبر مى‌گفتند و ایشان را با گفتار خود بسیار مى‌آزردند. به همین دلیل خداى تعالى به پیامبر خویش مى‌فرماید: «ما مى‌دانیم که آنچه آنان مى‌گویند، تو را اندوهگین مى‌سازد، امّا بدان که آنان منکر آیات پروردگار هستند و به همین خاطر ستمکارند.»
بى‌تردید اندوه پیامبر به خاطر چیزهایى که کفّار و مشرکین درباره ایشان مى‌گفتند، نبود؛ چراکه حتّى مؤمنین هم از یاوه‌گویى‌هاى دشمنان خدا و نسبت‌هایى که به آنان مى‌دهند، باکى ندارند، چه رسد به رسول رحمت پروردگار. منشأ ناراحتى آن جناب این بود که مى‌دید خداوند چگونه بندگانش را به سوى خود فرا مى‌خواند و مى‌خواهد بر آنان رحمت آورد، امّا گروهى پشت مى‌کنند و مى‌گریزند، در حالى که حق را مى‌فهمند. غم رسول خدا صلّى الله‌علیه وآله براى این بود که از سر دلسوزى مى‌خواست آنان را به سوى خدا هدایت کند و از آلودگى‌ها بیرون آورد، ولى آن بیچارگان در آن دست و پا مى‌زدند و فرصت طلایى نجات و سعادتمندى را بیهوده از دست مى‌دادند.
در کتاب «معدن الاسرار» مرقوم است که عارفى نقل نمود که روزى از خانه بیرون شدم و در شهر مصر بودم و به گوشه‌اى از ساحل رود نیل رفته، نگاه مى‌کردم. کژدمى را دیدم که به تعجیل هر چه تمام‌تر مى‌رفت؛ چون به کنار آب رسید، لاک‌پشتى از آب در آمد و آن کژدم سوار او شده از آب بگذشت. با خود گفتم که در این سرّى است! پس به آن جانب آب رفتم و از عقب آن کژدم روان شدم، تا به درختى رسیدم که جوانى زیر آن خفته بود و مارى بر سینه او حلقه زده، قصد وى کرده، خواست که سر در دهان او کند، که آن عقرب زخمى بر او زد و مار را بکشت و برگردید. من گفتم: «سبحان الله این مرد نیست مگر از اولیاء الله». چون پیش رفتم، دیدم مست است. تعجبم زیاده شد. ناگاه آوازى شنیدم که اگر چه او مست است، امّا بنده ماست و گرچه او خفته است، امّا خداى او بیدار است.
چون این ندا بشنیدم گریان شدم و زار زار بگریستم و بر بالین او نشستم تا بیدار شود و او را به فضل و کرم پروردگار خود خبر دهم. چون روز به آخر رسید و گرمى هوا ساکن شد و باد خنک بر آن جوان وزید، به هوش آمده بیدار شد. چون چشمش بر من افتاد خجل شد و عذر طلبید.
گفتم: «اى جوان! در این مار نظر کن!» و قصه با وى گفتم. آن جوان گریان و نالان شد و گفت شرم باد مرا کسى که چنین خداوند کریمى داشته باشد، چرا عصیان کند و خداى را بیازارد و خدایى که با بیگانگان چنین لطف و احسان کند، با دوستان چه سان کند؟
گفتم وقتى که میل معصیت کردى و قصد این فعل شنیع نمودى، چه عمل نیکو کردى؟ گفت: «عملى که او را اعتبارى باشد نکرده‌ام.» گفتم: «از کلى و جزئى، هیچ مرتکب عمل خیرى نشده‌اى؟»
گفت: «در وقتى که مرتکب شرب خمر مى‌شدم، مادرم گفت به جهت من آب وضو بیاور، من بى‌توقف بیاوردم و چون روى در خمرخانه نهادم، در میان راه عالمى سوار مى‌شد، گفت: رکاب مرا بگیر! من رکابش را گرفتم و دو سه قدم در رکاب او رفتم و چون از او درگذشتم، زر به شراب فروش مى‌دادم که شراب بگیرم، سائلى از من چیزى سؤال کرد، دینارى به او دادم.»
به او گفتم بى‌شک بدین سه عمل این قرب و منزلت را یافتى؛ پس برخاست گریان و خروشان، روى در صحرا نهاد و برفت. آورده‌اند که کار او به جایى رسید که بیمار ده ساله را شفا مى‌داد.[۳]
ناراحتى‌هایى که براى انسان رخ مى‌دهد، براى این است که یک لحظه از اعماق وجود «یا الله» بگوید. براى این است که از محبّت دنیا بیرون آید و متوجّه نعمت‌هاى بزرگ اخروى شود، ولى افسوس که انسان چنان در نادانى خود گیر افتاده که گمان مى‌کند پروردگار عالم دشمن او است.
امیرالمؤمنین در خطبه‌ى شقشقیه مى‌فرماید :
«فَسَدَلْتُ دُونَهَا ثَوْباً وَ طَوَیْتُ عَنْهَا کَشْحاً وَ طَفِقْتُ أَرْتَئِی بَیْنَ أَنْ أَصُولَ بِیَدٍ جَذَّاءَ أَوْ أَصْبِرَ عَلَى طَخْیَةٍ عَمْیَاءَ یَهْرَمُ فِیهَا الْکَبِیرُ وَ یَشِیبُ فِیهَا الصَّغِیرُ وَ یَکْدَحُ فِیهَا مُوْمِنٌ حَتَّى یَلْقَى رَبَّهُ فَرَأَیْتُ أَنَّ الصَّبْرَ عَلَى هَاتَا أَحْجَى فَصَبَرْتُ وَ فِی الْعَیْنِ قَذًى وَ فِی الْحَلْقِ شَجًا أَرَى تُرَاثِی نَهْباً»[۴]
«امّا جامه خلافت را رها کرده، روى از آن بر تافتم، و عمیقآ اندیشه کردم که با دست بریده و بدون یاور بجنگم، یا بر تاریکى کورى صبر کنم؛ فضایى که پیران در آن فرسوده و کم سالان پیر و مؤمن رنج مى‌کشد. دیدم خویشتندارى در این امر عاقلانه‌تر است، پس صبر کردم در حالى که چشمانم را خاشاک و غبار، و گلویم را استخوان گرفته بود و میراث خود را تاراج رفته مى‌دیدم.»
بى‌شک شکوه و ناراحتى امیرالمؤمنین به خاطر حکومت و ریاست نبود، بلکه او مى‌دید که مردم با کنار گذاشتن او، که حقّ مطلق بود، بر حقّ درون خود پا مى‌گذارند و خویشتن را در تاریکى فرو مى‌برند. همه‌ى امامان معصوم ما این غصّه و اندوه را داشتند و از تیره‌بختى جامعه رنج مى‌بردند.
علماى شیعه نیز در طول تاریخ، هر گاه به میدان آمدند تا حرف حقّى بزنند، آماج انواع کینه‌توزى‌ها و دشمنى‌ها قرار مى‌گرفتند، امّا به خاطر دلسوزى براى مردم و احساس مسؤلیتى که داشتند، دست بر نمى‌داشتند.
فَإنَّهُمْ لا یُکَذِّبُونَکَ وَ لکِنَّ الظّالِمینَ بِآیاتِ اللهِ یَجْحَدُون؛ آنچه باعث مى‌شد کفّار و مشرکان، انواع تهمت‌ها را به رسول خدا صلّى الله‌علیه وآله نسبت دهند و با کارها و سخنانشان ایشان را برنجانند، دشمنى با حق و سعى در انکار آن بود و علّت این دشمنى، چیزى جز ستمگرى نبود.
از نظر قرآن، بزرگ‌ترین ظلم، کفر و شرک است؛
(وَ الْکافِرُونَ هُمُ الظّالِمُونَ)[۵]
«کافران، ستمکارند.»
(اِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظیمٌ)[۶]
«همانا شرک ظلمى بزرگ است.»
ظلم، یا در حقّ خویش است، یا در حقّ دیگران و یا در حقّ خداوند؛ که هر سه قسم آن، به نوعى ظلم به خویش است. کسى که راه خدا را مى‌بندد و رسول خدا را انکار مى‌کند و دشمن اهل بیت است، هم به خود ظلم مى‌کند، هم به دیگران و هم به خداوند، امّا بیشتر از همه خود را در هلاکت و بیچارگى غوطه‌ور مى‌سازد.
مؤمنین نیز باید متوجّه باشند که ظلم کردن، به هر شکل آن، موجب مى‌شود از آیات خدا فاصله بگیرند و توفیق فهم آنها را از دست بدهند. ظلم علما و روحانیون این است که احکام خدا را براى مردم نگویند و حق را بپوشانند. اگر کسى چنین کند، به آنجا مى‌رسد که آیات روشن پروردگار را انکار مى‌کند.
از خدا مى‌خواهیم همه‌ى ما را کمک کند تا به تلکیف خود عمل کنیم تا ظلمى از ما به کسى نرسد و باعث نشویم مردم از دینشان دلسرد شوند. از سر دلسوزى و خیرخواهى، و نه از هواى نفس، از خدا مى‌خواهیم که آقاى موسوى و همسرش و حجة الاسلام کروبى و زندانیان سیاسى هر چه زودتر آزاد شوند. بى‌شک این کار به نفع دین، جمهورى اسلامى، بزرگان، رؤسا و همه است. البتّه بعضى هم ناراحت مى‌شوند، ولى مؤمنین خوشحال خواهند شد و هیچ اتفاق بدى نمى‌افتد.

۱۳۹۲ اسفند ۱۴, چهارشنبه

ناو استرالیا ۱۳ ایرانی را پس از یک هفته ماندن روی آب نجات داد

چکیده : وزارت دفاع استرالیا اعلام کرد یک کشتی نظامی این کشور ۱۳ ایرانی را که در آب های نزدیک پاکستان دچار سانحه شده بودند از خطر غرق شدن نجات داد...

وزارت دفاع استرالیا اعلام کرد یک کشتی نظامی این کشور ۱۳ ایرانی را که در آب های نزدیک پاکستان دچار سانحه شده بودند از خطر غرق شدن نجات داد.
به گزارش تسنیم به نقل از فرانس پرس، وزارت دفاع استرالیا اعلام کرد یک کشتی نظامی این کشور ۱۳ ایرانی را که در آب های نزدیک پاکستان دچار سانحه شده بودند نجات داد.
بر اساس این گزارش کشتی استرالیایی برای انجام عملیات مبارزه به دزدی دریایی عازم خاورمیانه بوده است که در آب های نزدیک پاکستان این ۱۳ تبعه ایران را در حالی که قایقشان غرق شده بود نجات داد.
گفته می شود قایق این گروه بعد از برخورد با یک شناور ناشناخته شکسته و غرق شده است. افراد نجات یافته می گویند ۵ روز بر روی دریا شناور بوده اند.
۶ نفر از این افراد هنگام نجات به یک حلقه لاستیک کوچک و سه نفر به وسایل شکسته شناور روی آب چسبیده بودند و ۴ نفر نیز داخل ظروف پلاستیکی بزرگ نشسته بودند.
در حالی خبر نجات این افراد توسط نیروی دریایی استرالیا منتشر می شود که کشته شدن یک تبعه ایران در اردوگاه مهاجران توسط پلیس استرالیا انتقادهای شدیدی را نسبت به نحوه برخورد این کشور با مهاجران خارجی به دنبال داشته است.

آقای مصباح! با رای چه کسی به خبرگان رفتید؟

چکیده :لابد آمارها، گزارش‌ها، و تخلفات آن را مطلع هستند و خسارت‌هایی که به فرهنگ و اقتصاد کشور وارد شد را می‌دانند. بنابراین مبارزه سیاسی حق آقای مصباح به‌عنوان لیدر یک حزب سیاسی است ولی دو چیز را در نظر داشته باشند؛ یکی پای دین خدا را در همه‌جا به میان نیاورند و دیگر حرف‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی را به‌نفع خود تفسیر نکنند....

محمدتقی فاضل‌میبدی*
در یکی از سایت‌ها از قول آیت‌ا… مصباح‌یزدی چنین آمده بود: «کسانی که فرمایشات حضرت امام‌(ره) را در سخنرانی‌ها و کتاب‌هایشان دیده باشند، می‌دانند که امام‌(ره) از لفظ حکومت اسلامی استفاده می‌کردند، اما از آنجا که واقعه انقلاب در این جهان اتفاق می‌افتد و جهان می‌خواهد بداند چه حکومتی در ایران قرار است بر سرکار بیاید، امام از ادبیات سیاسی روز استفاده کرده و منطقی را اتخاذ کردند که مورد توافق و فهم دیگران باشد. از این گفتار چنین استفاده می‌شود که امام‌خمینی(ره) اعتقادی دینی به جمهوریت نداشته و از باب ضرورت آن را مطرح کرده است. هرکس اندک مروری بر صحیفه امام داشته باشد، می‌داند تاکیدی که ایشان بر آرای ملت داشتند و جمهوری و حقوق افراد را به معنایی که در دنیا رایج است اعتقاد داشتند، جای شبهه‌ای باقی نمی‌ماند. امام در پاسخ به خبرنگاران خارجی و نمایندگان دولت فرانسه که با مبانی اسلام آشنایی نداشتند، اظهار کردند جمهوری موردنظر ما، «به همان معنایی است که در همه‌جا جمهوری است» و بسیاری از نویسندگانی که از اصالت جمهوریت سخن گفته‌اند، به این جمله امام استناد کرده‌اند. اما حضرت‌امام در همان دیدار و موارد متعدد دیگر نگاه خود را به مقوله جمهوریت به‌خوبی تبیین کرده‌اند. خطاب به نمایندگان دولت فرانسه فرمودند: «اصل جمهوری همین است که در مملکت شما هم هست که آرای عمومی آن را تعیین می‌کند… جمهوری است یعنی دموکراتیک و اسلامی است یعنی قانون آن اسلامی است.» ایشان جمهوری را به معنای «اتکای حکومت به آرای مردم» تفسیر کرده‌اند.
نکته دیگری که در سخنان مصباح‌یزدی آمده: امام(ره) برای اقناع طرف‌های مقابل، به رای مردم استدلال می‌کنند. بنابراین امروز هم اگر رهبری از حقوق‌بشر و نقض حقوق‌بشر در غرب سخن می‌گویند نه به دلیل اینکه حقوق‌بشر غربی را پذیرفته باشند، بلکه از باب جدال و استفاده از مقبولات آنها برای اقناع آنهاست. اینکه می‌گویند بدترین حمله به کسی این است که از او بد دفاع شود، اینجا معلوم می‌شود. در چنین دیدگاهی شاید سخنان امام‌علی(ع) در خطبه ۲۱۶نهج‌البلاغه هم که بر حقوق مردم پای می‌فشارد، توجیه شود که برای جدال با خصم بوده است و ایشان نیز حقوق ملت را قبول ندارد. چون حضرت در آنجا به‌گونه‌ای از حقوق مردم سخن می‌گوید که هزارواندی‌سال بعد، فیلسوفان حقوق‌بشر به آن رسیدند که آدمیان را در برابر حاکمان برخوردار از حقوق هستند و یکی از این حقوق این است که باید از حاکمان انتقاد شود و مردم حق مشارکت سیاسی دارند و آزادی و کرامت آدمیان را باید پاس‌داشت. «اما اخ لک فی‌الدین واما نظیر لک فی‌الخلق» (عهدنامه مالک). اینکه آدم هر چه را که نمی‌پسندد باطل اعلام کند، بلافاصله انگ غربی‌بودن به آن می‌زند. مگر هر چه از غرب بیاید باید یکسره باطل اعلام شود.
غیر از این است که ایشان با آرای مردم نماینده خبرگان شده‌اند. انتخابات از کجا آمده؟ پارلمان، تفکیک قوا، انتخابات ریاست‌جمهوری از کجا آمده؟ ایشان می‌گویند حقوق‌بشر و حقوق شهروندی غربی با روح اسلام مخالف است. پدیده حقوق‌بشر و حقوق شهروندی برای این است که در حق شهروندان اجحافی صورت نگیرد و دولت‌ها در حق ملت به عدالت عمل کنند.
مگر روح قرآن و تعالیم انبیا برای تحقق قسط‌ نیست؟ امروز برای انسان، حقوق زیادی تعریف شده است، مردم باید به حقوق خود آشنا باشند. اگر آقای مصباح مفهوم ملت و دولت به معنای مدرن را قبول دارند، باید بپذیرند هر کس که تابع کشوری است از تمامی حقوق به‌طور برابر برخوردار است و تمام شهروندان در برابر قانون مساوی هستند (اصل قانون اساسی). در ملیت نمی‌توان مسلمان را از غیرمسلمان، از لحاظ حقوق شهروندی، جدا کرد. بحث قیامت جداست. امروز اگر مسلمان عراقی یا افغانی بدون تابعیت در ایران زندگی کند و یک مسلمان به تمام معنا و طبق نظر آقای مصباح باشد، از حقوق شهروندی برخوردار نیست و بیگانه شناخته می‌شود و اگر یهودی- به تعبیر ایشان- تابع ایران و نظام جمهوری‌اسلامی باشد و شناسنامه ایرانی دارد، همان حقوقی را دارد که یک مسلمان دارد.
هیچ فرقی میانشان از این جهت نیست و هر دو در انتخابات، رایشان در پای صندوق مساوی است. بحث برخی فروعات فقهی جداست. اگرچه آن‌هم در پاره‌ای اجتهاداتی که صورت گرفته، مانند برابری دیه، مساله را به‌طور تساوی حل کرده‌اند. چرا آقای مصباح پدیده حقوق‌بشر و حقوق شهروندی را مولود فکر بشر نمی‌دانند و همه‌جا غربی تلقی می‌کنند؟ البته هیچ فکری خالی از نقد نیست، از سویی چرا صنعت، تکنولوژی، درمان، هواپیما و حتی فلسفه یونانی ارسطو را که اینها غربی است، می‌پذیرند و تدریس می‌فرمایند و از اخلاق نیکو ماخوس و تفکیک عقل نظری و عملی در اخلاق با احترام سخن می‌گویند، که حق همچنین است؛ اما پای حقوق‌بشر که در میان است آن را غربی می‌دانند. چرا مانند شهیدمطهری در کتاب نظام حقوق زن در اسلام نکات مثبت و منفی آن را نمی‌بینند. یا از لحاظ علمی آن را به نقد نمی‌گذارند؟ ایشان به یاد دارند که دولت پیشین را در حد ادامه دولت رسول‌الله ارتقا دادند و از یک عالم خوزستانی در عالم رویا دولت را دعاکرده امام‌زمان دانستند. لابد آمارها، گزارش‌ها، و تخلفات آن را مطلع هستند و خسارت‌هایی که به فرهنگ و اقتصاد کشور وارد شد را می‌دانند. بنابراین مبارزه سیاسی حق آقای مصباح به‌عنوان لیدر یک حزب سیاسی است ولی دو چیز را در نظر داشته باشند؛ یکی پای دین خدا را در همه‌جا به میان نیاورند و دیگر حرف‌های بنیانگذار جمهوری اسلامی را به‌نفع خود تفسیر نکنند.
*عضو مجمع محققین و مدرسین حوزه علمیه قم
منبع: شرق

نگرانی از وضعیت دراویش زندانی در اعتصاب؛ اعتصاب ما ایستادگی علیه مرگ تدریجی تحمیلی است

چکیده :امتناع از مصرف دارو دراویش زندانی و بیمار که از روز سه شنبه اعلام اعتصاب غذا کرده اند، وضعیت آنها را به مرحله نگران کننده ای کشانده است. دراویش زندانی می گویند: "اعتصاب ما ایستادگی علیه مرگ تدریجی است که به ما تحمیل می کنند"....


امتناع از مصرف دارو دراویش زندانی و بیمار که از روز سه شنبه اعلام اعتصاب غذا کرده اند، وضعیت آنها را به مرحله نگران کننده ای کشانده است. دراویش زندانی می گویند: “اعتصاب ما ایستادگی علیه مرگ تدریجی است که به ما تحمیل می کنند”.
به گزارش خبرنگار کلمه، نکات برجسته در مورد وضعیت دراویش بیمار زندانی در بند ۳۵۰ اوین به شرح زیر است:
حمیدرضا مرادی سروستانی
۵۲ ساله، به بیماری انسداد عروق مبتلاست و از درد شدید در ناحیه پای چپ و شکم رنج می برد.
مرادی بیش از سه ماه و نیم را در بیمارستان شهدای تجریش در وضع بلاتکلیفی به سر می برد و تنها دو هفته پیش به مرکز قلب تهران منتقل شد، وی چند روز قبل از بازگشت ناگهانی به زندان ابتدای هفته گذشته مورد عمل آنژیوگرافی قرار گرفته و کاندیدای “عمل جراحی قلب باز” است. عملی که با انتقال ناگهانی معلق شده است. بنابراین بیماری که اکنون باید فورا در اتاق جراحی قلب باشد، بدون دارو و درمان مظلومانه لب بر غذا نیز قرو بسته است.
مصطفی دانشجو
۳۲ ساله، درد قفسه سینه، تنگی نفس و سرفه های مداوم مهمترین عارضه بیماری آسم اوست. طی قریب به چهار ماه گذشته که در بیمارستان بوده روزانه ساعتها با ماسک اکسیژن مصرف می کرده است. چنین بیماری حالا در محیط شلوغ و آلوده زندان مجبور به تنفس است و حتی به اسپری معمولی که بیماران آسمی در اختیار دارند نیز دسترسی ندارد.
این وکیل دادگستری همچنین ماه های اخیر را به همراه حمیدرضا مرادی در بیمارستان شهدای تجریش بلاتکلیف بوده و او نیز اخیرا با انتقال به مرکز قلب تهران کاندیدای عمل جراحی قلب بوده است. فردای روزی که دانشجو به زندان منتقل شده است قرار آنژیوگرافی او تنظیم شده بود تا مساله جراحی عروق قلبی او بررسی شود.
او اکنون از مصرف داروهای قلبی و مربوط به ریه امتناع کرده است.
افشین کرم پور
۴۴ ساله، درد ناگهانی کلیه و ستون فقرات امکان تحرک او را در زندان منتفی کرده است. او تاکنون به مراکز درمانی خارج از زندان اعزام نشده است. حبس شبانه او در بهداری اوین و تزریق چندین مسکن قوی عوارضی برای او داشته است.
کرم پور برای تردد در بند ۳۵۰ و حتی برای رفتن به سرویس بهداشتی نیازمند کمک سایر زندانیان است. او نیز در حین اعتصاب غذا از مصرف داروهای مسکن چشم پوشیده است.
امیر اسلامی
۳۵ ساله، مبتلا به بیماری مزمن قلبی است و همچنین از میگرن حاد رنج می برد که با تحمل گرسنگی و بی خوابی درد غیر قابل تحملی را بر او مستولی می کند.
این وکیل دادگستری نیز در حین اعتصاب غذا از استفاده درمان های مسکن درون بند امتناع می کند.
بر اساس این گزارش علاوه بر دراویش زندانی مذکور، امید بهروزی و مصطفی عبدی نیز در بند ۳۵۰، فرشید یداللهی و رضا انتصاری در زندان رجایی شهر، کسری نوری در زندان نظام شیراز و عبدالغفور قلندری‌نژاد از دراویش محبوس در زندان بندرعباس اقدام به اعتصاب غذا کرده اند.

آخرین وضعیت نمایندگان متهم در پرونده فساد ۳ هزار میلیاردی

چکیده : سرپرست دادگاههای کیفری درباره آخرین وضعیت دو نماینده متهم در پرونده فساد سه هزار میلیاردی گفت: دیوان عالی کشور با نقص به رای خواستار تحقیق از مه آفرید امیرخسروی به عنوان مطلع در پرونده شده بود که با احضار متهم ردیف اول پرونده، رای دادگاه به زودی صادر می شود...

سرپرست دادگاههای کیفری درباره آخرین وضعیت دو نماینده متهم در پرونده فساد سه هزار میلیاردی گفت: دیوان عالی کشور با نقص به رای خواستار تحقیق از مه آفرید امیرخسروی به عنوان مطلع در پرونده شده بود که با احضار متهم ردیف اول پرونده، رای دادگاه به زودی صادر می شود.
به گزارش مهر، نخستین بار دادستان کل کشور در تاریخ ۱۸ آبان سال ۹۰ به موضوع نقش برخی نمایندگان مجلس هشتم در پرونده فساد سه هزار میلیاردی اشاره کرد و گفت: برخی نمایندگان مجلس هشتم درباره این پرونده احضار شدند که به عنوان متهم با سپردن وثیقه آزاد هستند.
محسنی اژه ای در آن نشست اشاره ای به تعداد این نمایندگان نداشت تا اینکه ۴۱ روز بعد در جمع خبرنگاران گفت که ۴ نفر از نمایندگان مجلس به عنوان مطلع و متهم به دادگاه احضار شده‌اند اما هیچ نماینده ای در خصوص پرونده بزرگ فساد مالی بازداشت نشده است.
وی در پاسخ به اینکه گفته می شود برخی از نمایندگان مجلس به افرادی که در پرونده فساد بزرگ مالی دست داشته اند برگه سفید امضا داده اند اظهار داشت: اگر نماینده ای با دادن برگه های سفید امضا کمک به تسهیل اقدام مجرمانه ای کند ما آن را بررسی و به عنوان جرم تلقی می کنیم. علی لاریجانی، رئیس مجلس هم در جمع خبرنگاران درباره نقش نمایندگان در پرونده سه هزار میلیاردی گفت: تایید یا تکذیب نمی‌کنم.اما اگر چنین موضوعی صحت داشته باشد باید به پرونده این نمایندگان همانند دیگر متهمان پرونده رسیدگی شود.
بعد از تایید نقش نمایندگان در پرونده، این بار نوبت نام بردن از فرزندان آنها و نقش شان در شرکتهای مه آفرید بود. آقازاده هایی که ادعا می شد به عنوان مدیرعامل برخی شرکتهای وابسته به گروه مه آفرید فعالیت می کردند و بدون اینکه فعالیت اقتصادی داشته باشند حقوقهای چند میلیونی می گرفتند.
در آن زمان حتی از پسر یکی از اعضای هیئت رئیسه مجلس به عنوان متهم نام برده می شد. انتشار این اخبار باعث شد که سخنگوی دستگاه قضا به این اخبار واکنش نشان دهد. او در نشست هفتگی خود با خبرنگاران گفت: پسر یکی از نمایندگان مجلس در رابطه با فساد اقتصادی اخیر با اتهامی سنگین بازداشت شده است. این فرد بازداشت شده فرزند نماینده مجلس و عضو هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی نیست و فرزند یکی دیگر از نمایندگان است.
رسیدگی به متهمان اصلی این پرونده باعث شد، موضوع نقش نمایندگان در فساد بزرگ به دست فراموشی سپرده شود. این در حالی بود که برای سه نماینده کیفرخواست صادر و پرونده شان به دادگاه فرستاده شده بود. البته تبصره ماده ۴ قانون تشکیل دادگاه‌های عمومی و انقلاب اصلاحی سال ۸۱ باعث شد پرونده این سه نماینده از دیگر متهمان جدا شده و به جای دادگاه انقلاب به دادگاه کیفری استان تهران فرستاده شود.
قضات دادگاه کیفری استان تهران پس از رسیدگی به این پرونده دو نماینده را محکوم و سومین نماینده مجلس را تبرئه کردند.
قاضی محسن افتخاری سرپرست دادگاههای کیفری استان تهران در این باره به خبرنگار مهر گفت: پس از صدور حکم دو نماینده مجلس به حکم خود اعتراض کرده و پرونده به دیوان عالی کشور فرستاده شد.
وی افزود: قضات دیوان عالی کشور پس از بررسی پرونده و حکم، به آن نقص گرفته و پرونده را برای رفع نقص به دادگاه بازگرداندند. قضات دیوان عالی کشور خواستار تحقیق از مه آفرید امیرخسروی، متهم ردیف اول پرونده به عنوان مطلع شده بودند.
سرپرست دادگاههای کیفری استان تهران خاطر نشان کرد: پس از بازگشت پرونده به دادگاه، هفته گذشته مه آفرید از زندان به دادگاه احضار شد و به عنوان مطلع به پرسش قضات پاسخ داد.
افتخاری افزود: با تحقیق از مه آفرید رای دو نماینده بزودی صادر خواهد شد.

روایت یک شاهد دربند از فاجعه کهریزک و مسئولانی که در جریان آن قرار گرفتند

چکیده :و امروز در برگی دیگر از اسناد حاکمیت دروغ و ظلم بر سیستم قضایی کشور "عباس بیگدلی" از قربانیان گمنام بازداشتگاه کهریزک و از بازداشت شدگان دور اول اعتراضات پس از انتخابات ۸۸، به نحو غیر مترقبه ای دوباره بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است....


کلمه- پیام رهجو:
از فجایع کهریزک در سال ۸۸ زیاد شنیدیم، فجایعی که آبرومندانه ترینش عدم وجود تهویه ی هوا و رسیدگی های لازم بود که باعث شد رهبری با تاکید بر استاندارد نبودن این بازداشتگاه دستور تعطیلی آن را صادر کند.
وقتی مرداد ماه سال ۸۸ مخبر کمیته منتخب مجلس برای بررسی وضعیت بازداشت شدگان اعلام کرد که بر اساس قانون کسانی که بازداشت می شوند باید ظرف ۲۴ ساعت تفهیم اتهام شوند و از حقوقی همچون داشتن وکیل برخوردار باشند و به دادگاه‌های صالحه معرفی و محاکمه شوند، کورسوی امیدی تابید تا جوانانی که در این بازداشتگاه جان باختند و آسیب های جدی دیدند با هزینه های خود سبب خیری شوند تا دست سعید مرتضوی و دیگر قانونگریزانی که در سیستم امنیتی و قضایی کشور از هیچ ستم و ظلم و بی قانونی ای دریغ نکرده بودند کوتاه شود.
شاید آن روز پیش بینی آنکه محمد داوری و مهدی محمودیان، روزنامه نگاران پیگیر فاجعه کهریزک با حکم ۵ سال حبس در زندان محبوس شوند، دکتر رامین پوراندرجانی، پزشک معالج کهریزک به قتل برسد و مهدی کروبی افشاگر کهریزک به حصر خانگی برود بعید بود.
اما پس از ۴ سال و نیم هنوز سعید مرتضوی آزاد است، چماقداران امتیاز گرفته اند و خانواده های شهدای کهریزک در دادگاه ها بی جواب می گردند.
و امروز در برگی دیگر از اسناد حاکمیت دروغ و ظلم بر سیستم قضایی کشور “عباس بیگدلی” از قربانیان گمنام بازداشتگاه کهریزک و از بازداشت شدگان دور اول اعتراضات پس از انتخابات ۸۸، به نحو غیر مترقبه ای دوباره بازداشت و به زندان اوین منتقل شده است.
به گزارش خبرنگار کلمه، عباس بیگدلی از زندانیان کهریزک و از شاهدان و شاکیان فجایع بازداشتگاه کهریزک این هفته به طور ناگهانی و به شیوه ای فریبکارانه به دادگاه انقلاب تهران احضار و پس از توقیف با ابلاغ حکم یکسال حبس تعزیری که به صورت غیابی و بدون اطلاع وی صادر شده، مواجه و به زندان اوین منتقل شد.
اکنون که با گذشت بیش از چهارسال از آزادی این شاهد زندانی و عدم رسیدگی به شکایات، جای شاکی و متهم عوض شده است، بخش هایی از شرح حال و برخی نکات دوره چهارماهه بازداشت عباس بیگدلی در کهریزک، بند ۷ زندان اوین و بازداشتگاه دو الف سپاه، بین تیرماه تا آبان ۸۸ که در اختیار کلمه قرار دارد، منتشر می شود.
این گزارش از سوی برخی مقامات مسئول که در ادامه از آنها نام برده خواهد شد، قابل ارزیابی و ادعاهای آن، سالها پیش در اختیار آنها بوده و اکنون که این شاهد کهریزک بار دیگر به زندان رفته است، مسئولیتی قانونی و اخلاقی را متوجه آنها می کند.
بازداشت درب منزل
عباس بیگدلی روز نهم تیرماه ۸۸ مقابل درب منزلش در خیابان آزادی که مقابل دانشگاه صنعتی شریف واقع شده است، در حالی که با شلوارک و فقط برای دقایقی به خارج از منزل آمده بود، توسط چند لباس شخصی بازداشت شد. گویا این عده در پی افراد دیگری از معترضان بوده و زمانی که موفق به بازداشت آنها نمی شوند، عباس را در همان حال دستگیر می کنند.
لباس شخصی ها عباس را داخل صندوق عقب می اندازند و تا چند ساعت در همان وضعیت در پی امور دیگری و شاید مکانی که قربانی را به آنجا تحویل دهند، در سطح شهر تردد می کنند. بوی بنزین و تکان های شدید برای عباس طاقت فرسا بوده است. صبح روز بعد عباس را به یکی از پایگاه های سپاه در خیابان آزادی منتقل می کنند، جایی که ده ها تن دیگر از شهروندان نیز به آنجا منتقل شده بودند. در محوطه پایگاه مقداد این تعداد را قبل از انتقال به وسیله اتوبوس ها، مدتی به ردیف در کف محوطه می خواباندند و دود اگزوز اتوبوس های گازوئیل سوز را به روی آنها رها کرده که این امر موجب احساس خفگی در این زندانیان می شد.
انتقال به کهریزک
عباس و دیگر زندانیان از پایگاه مقداد سپاه با اتوبوس به بازداشتگاه کهریزک در مجاورت بهشت زهرای تهران انتقال داده می شوند.
تصور بسیاری از ما از جنایت کهریزک مربوط به شهادت چهارتن از بازداشت شدگان تظاهرات روز ۱۸ تیر ۸۸ است، اما واقعیت این است که گروه های دیگری از معترضان نیز پیش از آن روزهایی را در آن جهنم گذرانده بودند.
عباس بیگدلی و دیگران به بازداشتگاه کهریزک فرستاده می شوند و سه روز عذاب بی پایان را تجربه می کنند. همچون خاطرات اسرای دفاع مقدس در اردوگاه های عراق، در کهریزک نیز از زندانیان با تونل باتوم استقبال می شود.
سپس آنها را به ردیف و در کنار هم با دستبند های پلاستیکی (که در واقع بست های کابل فشار قوی هستند) به یک لوله که روی دیوار نصب شده، بسته و رو به دیوار قرار می دهند. سرهایی که از پشت ناگهان به دیوار کوبیده می شوند، مسیری از خون را زیر پای زندانیان شکل داده که از زیر چشم بند قابل رویت است. فاجعه اخلاقی همین جا شکل می گیرد. مزدور باتوم به دستی که پشت سر بازداشت شدگان قدم می زند همراه با الفاظ رکیک و تهدیدهای جنسی با اشاره به شلوارکی که هنوز پای عباس است، آن رفتار قبیح را از طریق باتوم مرتکب می شود.
شکنجه دست جمعی دیگری که در آن سه روز روی می دهد از این قرار است که زندانیان را به طور جمعی در کانتینری پر از آب لجن آلود قرار می دهند و سپس از طریق وارد کردن شوکر برقی به درون آب، زندانیان را آزار می دهند.
بازجویی در این مدت در کار نیست و افسری که با لباس شخصی در آنجا حاضر است در چند برخورد کوتاه به هیچ کدام از سخنان عباس مبنی بر اینکه در تجمع حضور نداشته توجهی نمی کند و حتی می گوید خودم تو را دیدم که سنگ پرتاب می کردی! در این مدت سه روز البته یک وعده غذا هم به زندانیان می دهند. یک نان و چند سیب زمینی….
روز آخر زندانی ها را هنگام ظهر به دادگاه انقلاب می آورند و از آنجا که دیگر دیر شده و قاضی حضور ندارد، آنها را به اوین انتقال می دهند.
افشای جنایت در اوین در مقابل نمایندگان مجلس
زندانیان پس از انتقال به زندان اوین، در قرنطینه بند ۷ اسکان داده می شوند. بندی که پیشتر نیز به محل نگهداری بازداشت شدگان در خیابان اعتراضات پس از انتخابات ۸۸ بدل شده است.
روز چهارشنبه ۲۲ مردادماه ۸۸ هنگامه تعیین کننده ای برای این محبوسان بود. بعدازظهر این روز چهار تن از نمایندگان مجلس، علاءالدین بروجردی، زهره الهیان، امیدوار رضایی و قدرت الله علیخانی به همراه خبرنگاران پرس تی وی، بیست و سی و شبکه خبر جهت بازدید از وضعیت بازداشت شدگان با توجه به فاش شدن ماجرای کهریزک، به بند ۷ می آیند. در اینجا در پاسخ به دعوت نمایندگان برای ادای توضیح در مورد وضعیت کهریزک، عباس بیگدلی اظهار آمادگی می کند تا در برابر دوربین های تلویزیونی از آنچه بر او رفته است سخن بگوید.
عباس ماجرا را می گوید و خانم الهیان خواستار توضیحات جزیی تر می شود، قدرت الله علیخانی متاثر شده و از حال می رود. گزارش تهیه اما در برنامه ای که همان شب از بیست و سی پخش می شود، خبری از اظهارات عباس نیست.
افشاگری دردسرساز
شجاعت عباس در پاسخ به فراخوان نمایندگان مجلس، فردای همان روز برای او مشکل ساز می شود. صبح روز پنجشنبه یک نفر از مقامات زندان اوین به سراغ او می آید و عباس را با خود به دفتر “صداقت”، رییس وقت زندان اوین می برد. در آن دفتر اما صداقتی در کار نیست.
مردی آنجا پشت میز نشسته است که عباس او را نمی شناسد. درحالی که با اوراق پرونده ای سرگرم است به زندانی نگاه می کند و می پرسد که اینها را دیروز تو گفتی؟ عباس تایید می کند. ناشناس برای عباس، برافروخته می شود و با اشاره به بطری آبی که در کنار دست دارد می گوید “پس اگر الان این را هم … همه جا خواهی گفت”. عباس خشمگین پاسخی می دهد. کار به درگیری فیزیکی می کشد که ناگهان سربازها و محافظان به داخل اتاق می ریزند. همان ماموری که زندانی را به دفتر صداقت آورده در راه برگشت می گوید پسر چه کار کردی؟
مرتضوی را می خواستی کتک بزنی؟ عباس باز هم نمی شناسد، پاسخ می شنود: سعید مرتضوی دادستان تهران، خلاصه بگم بعد از رییس دادگستری این همه کاره است.
تاوان افشاگری در ۲ الف و ملاقات با مقامات
پس از این ملاقات عباس بیگدلی از سایرین جدا شده و به بند دو الف سپاه در همان زندان اوین منتقل شد. هم بندی ها به شدت نگران شده و در آن فضای رعب و وحشت، کار او را تمام شده می دانستند. عباس حدود چهل روز دشوار را در انفرادی های بند دو الف می گذراند.
آنجا از بازجویی رسمی خبری نیست، اما یکی از مسئولان بازداشتگاه یک شب عباس را از سلول خارج کرده و او را وارد اتاقی می کند که از سقف آن طناب اعدام آویزان است، حکمی پرینت شده ای پیش رویش می گذارد و می گوید این هم حکم اعدامت. اما اعدام تنها یک نمایش برای شکنجه است. خواسته ماموران دو الف روشن بود، باید بگویی: “از کروبی و پسرش پول گرفتی که اینها را بگویی”.
ملاقات های دیگری نیز در این مدت صورت گرفت، یک شب در همان دو الف امیدوار رضایی و علاءالدین بروجردی به دیدن زندانیان انتخاباتی آمدند اما این ملاقات با مداخله بازجویان سرانجامی نیافت.
در همان ایام او را با چشم بند به مکانی در خارج از زندان منتقل کردند. پس از مدتی خود را در یک نهاد حکومتی یافت. به دفتری وارد شد که “سعید جلیلی” دبیر وقت شورای عالی امنیت ملی در آنجا حضور داشت. جلیلی به او نگاهی انداخت اما هیچ سخنی به زبان نیاورد، زندانی را که برانداز کرد او را از اتاق خارج کرده و مجددا به زندان بازگرداندند.
ملاقات دیگر در روزهای انتهایی این دوره چهل روزه بود، عباس را به منظور پی گیری شکایتی که در دیدار با نمایندگان ارائه شده بود نزد یک قاضی در دادسرای کارکنان دولت بردند، در آنجا در پاسخ به این خواسته که بگو از کروبی پول گرفته ام، عباس می گوید چگونه توضیح بدهم که در زندان از ایشان پول گرفته ام؟ در اینجا قاضی می گوید: اونجاش رو خودمون درست می کنیم. در مورد ماجرای اظهارات مرتضوی هم قاضی از عباس می خواهد که اسم وی را در برگه بازجویی ننویسد.
وقتی جعفری دولت آبادی، دادستان جدید تهران معرفی می شود در جلسه ای که محسنی اژه ای هم حضور دارد، عباس بیگدلی را ملاقات کرده و گفتگویی با او انجام می دهد.
آزادی موقت
آبان ماه ۸۸ عباس بیگدلی به قید وثیقه آزاد می شود، وثیقه ای که از وثیقه گذار آن نیز بی اطلاع است. تا همین اواخر هیچ کس سراغی از او نمی گیرد تا اینکه او را به اتهام عضویت در فیس بوک-اتهامی که اساسا بدون مبنا بود- به دادگاه انقلاب احضار کرده و پس از ابلاغ حکم غیابی یکساله او را به زندان اوین می فرستند. زندانی که پس از چهارسال حالا مجددا محبس اوست.

واردات بنزین ایران از سال آینده «سه برابر» می‌شود



    مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران اعلام کرد که از فروردین سال آینده،‌ ۱۳۹۳، واردات روزانه بنزین کشور به ۱۰ تا ۱۱ میلیون لیتر خواهد رسید.

    ایران از سال ۸۹ همزمان با اعمال تحریم آمریکا در مورد صادرات بنزین به ایران در حالی تولید بنزین در واحدهای پتروشیمی خود را آغاز کرد که پیشتر ۴۰ درصد از بنزین مصرفی خود را از خارج تهیه می‌کرد.

    این در حالی است که اقدام به تولید بنزین در واحدهای پتروشیمی چندین سال است که با هشدار کارشناسان مواجه است، به طوری که در دوران ریاست جمهوری محمود احمدی‌نژاد گزارش‌های زیادی درباره غیراستاندارد بودن این نوع بنزین منتشر شد که البته وزارت نفت منکر صحت تمام آنها بود.

    با این حال اخیرا سازمان محیط زیست ایران بنزین غیراستاندارد را عامل اصلی آلودگی هوای کلان‌شهرها در ایران معرفی کرده و بیژن نامدار زنگنه هم هفته گذشته دستور تعطیلی تولید بنزین در واحدهای پتروشیمی را صادر کرد.

    در چنین فضایی است که، به گزارش خبرگزاری مهر، مصطفی کشکولی مدیرعامل شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران روز چهارشنبه، ۱۴ اسفندماه، با اشاره به توقف تولید بنزین پتروشیمی از سال آینده از تامین کسری با واردات از خارج کشور خبر داد.

    به گفته این مقام، سال آینده حجم واردات بنزین با افزایشی حدود سه برابری به ۱۰ تا ۱۱ میلیون لیتر در روز افزایش می‌یابد.

    این گزارش می‌گوید که از سه سال گذشته تاکنون به طور متوسط روزانه هشت تا ۱۰ میلیون لیتر بنزین در مجتمع‌های پتروشیمی تولید شده است.

    آقای کشکولی گفته است که فعلا تولید بنزین پتروشیمی تا پایان سال جاری ادامه دارد، اما از سال آینده متوقف خواهد شد.

    ۱۳۹۲ اسفند ۱۳, سه‌شنبه

    صدور حکم قصاص برای قاتل غرق‌بان «تنگه‌راز»

    خبرگزاری هرانا - فرمانده یگان حفاظت اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان شمالی گفت: حکم قصاص متهم به قتل غرق‌بان خراسان‌شمالی از سوی مراجع قضایی اعلام شد.
    به گزارش ایسنا ،سرهنگ ولی‌نقویان در این باره افزود: متهم به قتل این غرق‌بان به حکم اعدام محکوم شد.
    وی با اشاره به اینکه این غرق‌بان بر اثر ضربات چاقو به قتل رسید ادامه داد: ‌ متهم دوم این درگیری که در دادن چاقو به متهم ردیف اول دست داشت به ۱۵سال حبس محکوم شد.
    نقویان گفت: ارغوان در منطقه تنگه‌راز (غرق) در حال گشت‌زنی بود که طی درگیری با این افراد بومی بر سر مراتع کشته شد.
    وی تصریح‌کرد: این اداره کل در حال پیگیری از طریق بند ۱۲ برای معرفی این شخص به عنوان شهید است.
    به گفته فرمانده یگان حفاظت اداره کل منابع طبیعی و آبخیزداری خراسان‌شمالی، این غرق‌بان ۲۴ ساله در ۲۸ دی‌ماه سال گذشته کشته شد.