۱۳۹۱ دی ۱۰, یکشنبه

آیت الله دستغیب: از علما و مراجع در شگفتم که چرا درباره این حصر غیر شرعی به حاکمیت تذکر نمی دهند


اگر بهانه این است، چنانچه بزرگواران آزاد شوند بسیجی ها و بعضی دیگر آنها را می کشند! جواب این است که شما محکمه عادلانه ترتیب دهید تا آنها از حق خود دفاع کنند و بی گناهی آنها معلوم شود و به حقوق از دست رفته خویش برسند. یقینا کسی با آنها کاری ندارد جز خرابکاران....

آیت الله العظمی علی محمد دستغیب با ابراز امیدواری از اینکه خداوند مسئولین را از خواب غفلت بیدار نموده، می گوید: شگفتی اینجانب از این جهت است که در مملکتی که ادّعای پیاده شدن احکام اسلام و رهبری عالم اسلام را دارد و می خواهد به مردم دنیا که از ظلم ظالمین فریادشان بلند است، الگوی عدالت اسلامی را بدهد، و نمونه حکومت صاحب الزمان(ع) را به مردم دنیا ارائه دهد، چگونه این دو بزرگوار را به همراه خانم دکتر رهنورد نزدیک دو سال در حصر قرار داده و انواع تهمت ها از نواحی مختلف و تریبون ها و حتی مجلس شورای اسلامی و از صداو سیما که باید یک دانشگاه اسلامی باشد، بر آنها وارد می کنند.
به گزارش کلمه، این مرجع تقلید مقیم شیراز در پاسخ به سوالی با این مضمون “نظر حضرتعالی راجع به حصر آقایان مهندس میر حسین موسوی و حجة الاسلام والمسلمین مهدی کروبی و سرکار خانم دکتر زهرا رهنورد که در محافل بعنوان متّهم (مرتدّ یا محارب) ذکر شده اند چیست؟ و در ضمن از صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران شبکه یک، فیلمی تحت عنوان أبابیل و همچنین مسائل مختلف جهت محکوم کردن این دو بزرگوار که در حصر می باشند از چند کانال پخش شده، آیا وجه شرعی و اخلاقی دارد؟” تاکید می کند: اگر بهانه این است، چنانچه بزرگواران آزاد شوند بسیجی ها و بعضی دیگر آنها را می کشند! جواب این است که شما محکمه عادلانه ترتیب دهید تا آنها از حق خود دفاع کنند و بی گناهی آنها معلوم شود و به حقوق از دست رفته خویش برسند. یقینا کسی با آنها کاری ندارد جز خرابکاران.
متن پاسخ پاسخ آیت الله العظمی دستغیب به گزارش حدیث سرو به شرح زیر است:
مرتد کسی است که پس از اسلام دین دیگری را بپذیرد، اعم از اهل کتاب یا غیر آن. و بر همه واضح است که آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد از مسلمانان و شیعه اثنی عشری و از افراد متدیّن و ملتزم به احکام اسلام می باشند، و کسی که چنین تهمتی به ایشان بزند سزاوار تعزیر می ‌باشد.
و امّا محارب کسی است که با اسلحه به مردم حمله کند؛ و برای عموم مردم ایران روشن است که آقایان به همراه بقیه افراد سرشناس متدیّن که در زندان بسر می برند با مردمی که خواستار رسیدگی به رأی خود بودند در یک راهپیمایی آرام شرکت کردند، و چنین امری تحت عنوان محارب (نعوذ بالله) قرار نمی گیرد. و متّهم کردن این بزرگواران به این عنوان بدون ارائه دلیل شرعی همانند تفسیق و نسبت فسق دادن به اشخاص مبرّا، می باشد.
شگفتی اینجانب از این جهت است که در مملکتی که ادّعای پیاده شدن احکام اسلام و رهبری عالم اسلام را دارد و می خواهد به مردم دنیا که از ظلم ظالمین فریادشان بلند است، الگوی عدالت اسلامی را بدهد، و نمونه حکومت صاحب الزمان(ع) را به مردم دنیا ارائه دهد، چگونه این دو بزرگوار را به همراه خانم دکتر رهنورد نزدیک دو سال در حصر قرار داده و انواع تهمت ها از نواحی مختلف و تریبون ها و حتی مجلس شورای اسلامی و از صداو سیما که باید یک دانشگاه اسلامی باشد، بر آنها وارد می کنند به اضافه آن زندانی های مظلوم. و عجیب تر که آنها و اینها فریادشان بلند است که بیایید ما را در یک دادگاه که قضات آن مجتهد و عادل باشند بدون ارعاب و وحشت در دید همه مردم ایران محاکمه کنید، امّا در جلو چشم مردم دنیا این نحو رفتار را یک حکم اسلامی قلمداد می کنند.
و شگفتی دیگر اینجانب از سکوت علماء اعلام و آیات عظام و مراجع تقلید (ادام اللّه بقائهم)، و نگفتن حکم شرعی و تذکر ندادن به حاکمیت در این مورد است؟ آیا این گونه تهمت ها به کسانی که متدیّن به دین اسلام و مذهب تشیّع می باشند در محافل صحیح است؟
اگر بهانه این است، چنانچه بزرگواران آزاد شوند بسیجی ها و بعضی دیگر آنها را می کشند! جواب این است که شما محکمه عادلانه ترتیب دهید تا آنها از حق خود دفاع کنند و بی گناهی آنها معلوم شود و به حقوق از دست رفته خویش برسند. یقینا کسی با آنها کاری ندارد جز خرابکاران.
باعث تأسف است که ادامه این روند خدای ناکرده موجب سقوط جمهوری اسلامی بوده و نظر قرآن و سنت نیست. بنظر این حقیر هیچ کدام از فقهای شیعه اثبات جرم بدون محاکمه در دادگاه صالحه بدون ارعاب و تهدید را امضاء نمی کنند و شرعی نمی دانند و حتی علمای مذاهب اربعه نیز این کار را نمی کنند.
امیدوارم به خداوند که مسئولین را از خواب غفلت بیدار نموده و به فکر اسلام واقعی و حفظ نظامی که مورد نظر حضرت رسول اکرم(ص) و ائمه اطهار (علیهم السلام) می باشد، باشند.
والسلام
سیدعلی محمد دستغیب
۱۰/۱۰ ۹۱

۱۳۹۱ دی ۹, شنبه

آخرین نتیجه کمیته تحقیق مجلس: علت مرگ ستار بهشتی سنگ کوپ و شوک ناشی از دستگیری است


 هفته گذشته، مسئول کمیته تحقیق و تفحص گفته بود که کارشناسان پزشکی قانونی تائید کرده اند متوفی براثر شوک های فیزیکی و روانی و وارد شدن صدمات به بدنش فوت کرده است، اما به هیچ عنوان در باره عمد و غیرعمد بودن این موضوع اظهار نظری نداشته و تصمیم گیری در این رابطه را برعهده قوه قضائیه گذاشته اند. ...


گروه خبر: با گذشت نزدیک به دو ماه و انتشار گزارش ها و اظهارات ضدو نقیض، سرانجام در گزارش کمیسیون تحقیق و تفحص مجلس تخلف پلیس و ضرب و شتم تایید شد و علت مرگ این وبلاگنویس جوان، سنگ کوب و شوک ناشی از دستگیری ذکر شده است.
این گزارش در حالی نهایی شده است که پیش از این اعضای کمیسیون امنیت ملی نسبت به چگونگی تدوین آن انتقاد داشته و بر این باور بودند که چنین گزارشی آبروی نمایندگان را می برد.
در این گزارش توضیح داده نشده است که یک هفته پس از بازداشت، شوک چگونه می تواند عامل مرگ باشد. این ادعا در حالی مطرح می شود که به گفته بازجویان ستار بهشتی در زمان بازجویی و ضرب و شتم به آنها لبخند می زده.
ستار بهشتی پس از آنکه توسط پلیس فتا بازداشت شد در بازداشتگاه فوت کرد که دادستانی وجود کبودی بر بدن او را تایید کرده است. همچنین بر اساس شهادت ۴۱ زندانی سیاسی بند ۳۵۰ اوین وقتی ستار بهشتی به این بند آورده شد، آثار شکنجه بر بدن او مشاهده شده است.
در همین حال هفته گذشته، مسئول کمیته تحقیق و تفحص گفته بود که کارشناسان پزشکی قانونی تائید کرده اند متوفی براثر شوک های فیزیکی و روانی و وارد شدن صدمات به بدنش فوت کرده است، اما به هیچ عنوان در باره عمد و غیرعمد بودن این موضوع اظهار نظری نداشته و تصمیم گیری در این رابطه را برعهده قوه قضائیه گذاشته اند.
وی گفته بود: این درحالی است که نخستین تحقیقات حاکی از آن است که ضربات وارد شده به آن مرحوم در بازداشتگاه نوعاً کشنده نبوده اما در عین حال فشارهای روحی و روانی نیز بر مرگ متوفی بی تاثیر نبوده است. دواتگری در ادامه اظهار داشت: با وجود اینکه سه متهم پرونده – ماموران پلیس- به جرم خود اعتراف کرده اند اما همچنان تحقیقات ادامه دارد.
اینک نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس با بیان اینکه گزارش فوت “ستار بهشتی” هفته آینده در صحن قرائت می‌شود، گفت: این گزارش براساس اطلاعات پزشکی قانونی، همبندان و خانواده ستار بهشتی تهیه شده است.
منصور حقیقت پور نماینده مردم اردبیل و نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم در خصوص زمان قرائت گزارش این کمیسیون پیرامون فوت «ستار بهشتی» اظهار داشت: این گزارش آماده و برای قرائت در صحن علنی به هیئت رئیسه مجلس تقدیم شده است اما به دلیل اینکه این گزارش صبح چهارشنبه به هیئت رئیسه داده شد، در دستور کار روز چهارشنبه قرار نگرفت.
وی برهمین اساس تصریح کرد: مطمئنا گزارش کمیسیون امنیت ملی درخصوص مرگ ستار بهشتی هفته آینده در دستور کار مجلس قرار گرفته و در صحن علنی قرائت می‌شود.
نایب رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس با اشاره به جزئیات این گزارش و با بیان اینکه اعضای کمیسیون امنیت ملی با یک نگاه حرفه‌ای به تجزیه و تحلیل این واقعه پرداخته‌اند، گفت: طبق این گزارش، مشخص شده که عناصری از پلیس فتا در انجام ماموریت خود تخلف کرده‌اند و اقدامات غیرقانونی درخصوص ضرب و شتم ستار بهشتی انجام داده‌اند.
حقیقت‌پور با تاکید براینکه فوت این وبلاگ‌نویس بر اثر این ضرب و شتم‌ها نبوده است، تصریح کرد: البته این ضرب و شتم‌ها آثار خود را بر بدن وی گذاشته بود اما تا زمان مرگ، این کبودی‌ها کمرنگ شده بود. همچنین بررسی‌های پزشکی قانونی از تمام اعضای بدن این وبلاگ نویس گویای این بود که ستار بهشتی هیچگونه خونریزی داخلی نداشته است.
وی در ادامه سخنان خود تاکید کرد که گزارش کمیسیون امنیت ملی نظر پزشکی قانونی مبنی بر اینکه علت فوت، “سنگ‌کوب” و “شوک ناشی از دستگیری” را تایید می‌کند.
این نماینده مجلس ادامه داد: در گزارش کمیسیون امنیت ملی افرادی که این وبلاگ نویس را مورد ضرب و شتم قرار داده‌اند اعم از مسئولین بازداشتگاه‌، زندانبان، بازجو و … که همگی از پلیس فتا هستند، خطاکار دانسته و تاکید شده است که با این افراد خاطی باید به طور جدی برخورد شود چراکه اقدامات این چند نفر آبروی چندین هزار نیروی پلیس را خدشه دار کرده است.
حقیقت‌پور در پایان با بیان اینکه این گزارش در جلسات هفته آینده مجلس قرائت می‌شود، یادآور شد: این گزارش بسیار مستند و جامع است که براساس اطلاعات و جلساتی که با پزشکی قانونی، قوه قضاییه، همبندان و خانواده ستار بهشتی برگزار شده، تهیه شده است.
ستار بهشتی وبلاگ‌نویس ایرانی بود که در تاریخ ۹ آبان ماه ۱۳۹۱ توسط پلیس فتا به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت در شبکهٔ اجتماعی و فیس بوک” بازداشت شد و در ۱۳ آبان ماه فوت کرده‌ است.
گزارش اولیه کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس از مرگ این وبلاگ نویس در جلسه ۲۴ آبان‌ماه سال جاری در صحن علنی مجلس قرائت شد.
در این گزارش آمده بود که ستار بهشتی با حدود ۳۵ سال سن، مجرد و با سطح تحصیلات سیکل در عرصه فضای سایبری فعال و دارای وبلاگ ویژه بوده است؛ ایشان در تاریخ ۹/۸/۹۱ با حکم مراجع قضائی از منزل خود در شهرستان رباط کریم توسط پلیس ویژه فناوری اطلاعات فتا دستگیر و بعد از بازجویی اولیه با صدور قرار قانونی در تاریخ ۱۰/۸/۹۱ به زندان منتقل می‌شود، در تاریخ ۱۱/۸/۹۱ جهت تکمیل تحقیقات از زندان به بازداشتگاه پلیس فناوری اطلاعات منتقل و روز شنبه ۱۳/۸/۹۱ در بازداشتگاه مذکور فوت می‌کند.
همچنین در این گزارش از قوه قضائیه به عنوان مرجع مسئول پیگیری این حادثه خواسته شده بود که تعدادی از ماموران متهم را بازداشت و به بررسی دقیق این پرونده بپردازد و در صورت احراز تخلف با عناصر متخلف برخورد قانونی کند.
کمیسیون امنیت ملی پس از ارائه گزارش اولیه خود، مهدی دواتگری یکی از اعضای این کمیسیون را که سابقه قضاوت داشت، مامور پیگیری این پرونده کرد.
گزارش نهایی کمیسیون امنیت ملی در دستورکار هفته گذشته جلسات علنی مجلس بود که به دلیل آماده نشدن گزارش در روز یکشنبه و عدم تحویل به موقع آن به هیئت رئیسه در هفته گذشته قرائت نشد.
در همین حال روند قضایی این پرونده بعلت رضایت نامه اجباری از مادر ستار بهشتی هنوز بلاتکلیف است.
خانم گوهر عشقی مادر این وبلاگنویس بارها گفته است: “من از این آدم ها نمی گذرم و همانطور که گفته ام خواستار قصاص قاتل فرزندم هستم. قاتل فرزندم را در بازداشتگاه دیده ام همان کسی بود که به خانه ی ما هجوم آورد و ستار را با دستبند برد وقتی او را دیدم گفت اگر می دانستیم قضیه ی ستار این چنین جهانی می شود اصلا با او کاری نداشتیم”

هدیه رحیمی به کارکنان ریاست جمهوری بمناسبت نه دی: هم استخدام می شوید هم خانه دار


محمدرضا رحیمی به کارکنان نهاد ریاست جمهوری قول داد که به خاطر نه دی به آنان خانه بدهد و تکلیف استخدامی آنان را روشن کند. ...

محمدرضا رحیمی به کارکنان نهاد ریاست جمهوری قول داد که به خاطر نه دی به آنان خانه بدهد و تکلیف استخدامی آنان را روشن کند.
وی که هنوز رسیدگی به پرونده تخلفاتش مسکوت مانده است می گوید: به امید خدا آنهایی که در نهاد و حوزه معاون اول مشکل استخدامی دارند، به برکت حماسه ۹ دی تعیین تکلیف می‌شوند و حتی یک نفر باقی نمی‌ماند که تعیین تکلیف نشود.
رحیمی همچنین اظهار داشت: همکارانی که مشکل مسکن دارد باید مشکل‌شان در این دولت حل شود. البته شرط آن این است که به ما راست بگویند اگر کسی از شما مسکن ندارد و بند “ج” او سفید است، وظیفه داریم برای او مسکن تهیه و با بانک صادرات و ملی صحبت کنیم تا بتوانیم مشکل آنها را از طریق اعتباری که دولت تصویب کرده حل کنیم و این هدیه کوچک به پاس حماسه ۹ دی به عزیزان نهاد است که از خداوند توفیق پاسداری از جمهوری اسلامی و حماسه‌هایی مانند ۹ دی در دفاع از نظام ولایت فقیه و نظام جمهوری اسلامی داریم.
معاون اول احمدی نژاد در ادامه تصریح کرد:‌ آنچه در ۹ دی اتفاق افتاد، در انتخابات ۸۸ رقم خورد یعنی بنا بود پس از پیروزی، اول دولت را برخلاف قانون اساسی از کار برکنار کنند و سپس حلقه را بر اطراف پایگاه ولایت بزنند و بگویند ما مخالف نظام ولایت فقیه هستیم و این اعتقاد و فکر آنها با بیگانگان پیوند خورد و طراحی شد.
رحیمی با بیان اینکه “خداوند بوسیله انتخابات ۸۸ و پیروزی آقای احمدی‌نژاد گام اول را در خاموش کردن فتنه برداشت تا فتنه ریشه در خاک کشور نداوند”، تصریح کرد:‌ مردم در ۹ دی ختم فتنه را با حماسه‌ای که آفریدند، رقم زدند؛ بنابراین تولد فتنه در انتخابات ۸۸ بود و نطفه‌اش پیش از انتخابات بسته شده بود اما ریشه‌اش در ۹ دی ساقط شد.
وی تاکید کرد:‌ مردم آمدند تا نظام ولایت فقیه را در مقابل فتنه علم کنند و خداوند در دو – سه عرصه آنها را محو کرد و در پیشگاه ملت حیثیتشان را برد. آنها خواستند از عاشورای امام حسین(ع) ابزاری بسازند اما مردم به خیابان‌ها آمدند و چشم فتنه را کور کردند، یعنی اگر در روز عادی که متعلق به امام حسین(ع) نبود آنها این کارهای زشت را انجام می‌دادند کار مقداری طول می‌کشید اما کارهای زشت آنها در این روز خون جوشان ملت حسینی را به جوشش درآورد که به طور اساسی آن را محو کردند و آن بیماری بوسیله حضور عاشورایی مردم به تعبیر مقام معظم رهبری درمان شد.
وی اضافه کرد: آنهایی که به خیابان‌ها ریختند، بدون شک به خارج وصل بودند و از خارج تامین می‌شدند که این موضوع از لحن بی‌بی‌سی و تلویزیون آمریکا معلوم بود و بعد هم مسئول شورای عالی امنیت ملی آمریکا اعلام کرد که جمهوری اسلامی می‌خواهد بوسیله رییس‌ دولت ایران اسلام را در دنیا مطرح کند و او در آمریکا هم طرفداران زیادی پیدا کرده لذا ما تصمیم گرفتیم که این نهضت و گستردگی فرهنگ اسلامی را در دنیا متوقف کنیم که اولین بار در جریان فتنه بر آن سوار شدیم تا این گسترش را متوقف کنیم.
به گزارش ایسنا، رحیمی در ادامه با تاکید بر اینکه “جمهوری اسلامی ایران نعمتی است که باید قدردان آن باشیم و از آن مراقبت کنیم”، اظهار کرد: اگر غیر از این باشد، در همین کشور، همین مردم و همین مسئولان همدیگر را می‌خورند.

آن روز، روز نکبت بود


بیش از شش دهه از اشغال فلسطین گذشته و خاطرات تلخ یک ملت آواره و ستمدیده همچنان زنده است؛ تجاوزات، حملات، بازداشت‌ها و سرکوب‌های روزانه و محاصره شدید ملتی که تلخی یک واقعه و یک روز هنوز از کامشان بیرون نرفته است: روز نکبت یا همان سالگرد تاسیس اسرائیل. پیشنهاد ابوالفضل قدیانی برای نامگذاری روز 9 دی به عنوان "روز نکبت استبداد دینی" یادآور آن است که ظلم ستیزی و مبارزه با ستمگران، مرز نمی شناسد و به این معنا، روز نکبت نمادی از مبارزه همیشگی با زورگویان و فریبکاران است، مبارزه ای همیشگی و در همه جا، و رفتارهای اسرائیلی محکوم است، همیشه و همه جا و از سوی هر کسی....

 گروه بین الملل: بیش از شش دهه از اشغال فلسطین گذشته و خاطرات تلخ یک ملت آواره و ستمدیده همچنان زنده است؛ تجاوزات، حملات، بازداشت‌ها و سرکوب‌های روزانه و محاصره شدید ملتی که تلخی یک واقعه و یک روز هنوز از کامشان بیرون نرفته است: روز نکبت!
“نکبة” کلمه عربی و به معنای مصیبت است. فلسطینی‌ها به طور عادی کلمه “نکبت” را برای توصیف حوادث فاجعه‌باری که در پی اشغال سرزمین‌های اشغالی به همراه داشته، به کار می‌برند. اما به طور خاص، سالگرد تاسیس اسرائیل روز نکبت می نامند.
در پانزدهم ماه می سال  ۱۹۴۸ حادثه‌ای در تاریخ فلسطین روی داد که روز نکبة نام گرفت. از نظر فلسطینی‌ها این روز یادآور روزهای تلخ یعنی اشغال سرزمین‌شان و مصادره اراضی و اولین موج آوارگی و اخراج بیش از ۸۰۰هزار فلسطینی از خانه و کاشانه‌شان است. ارمغان موجودیت اسرائیل و اشغال سرزمین‌های فلسطینی، رساندن شمار آوارگان و پناهندگان به ۴ میلیون نفر بوده که همچنان بیشتر آنها در اردوگاههایی در کرانه باختری، نوار غزه و دیگر کشورهای همسایه زندگی می‌کنند.
شصت و چهار سال از صدور قطعنامه ننگین تقسیم فلسطین گذشته و صفحه‌ای دیگر از قطعنامه‌های تبعیض‌آمیز سازمان ملل دوباره ورق خورده است. اشغال فلسطین نتیجه پروسه‌ای بود که در سال ۱۸۹۷ میلادی در شهر “بال” سوئیس شروع شد و طی مراحلی با قیمومیت انگلستان بر فلسطین و صدور اعلامیه بالفور در سال ۱۹۱۷ میلادی مقدمات حضور صهیونیست‌ها در فلسطین و واگذاری این سرزمین به آنها فراهم شد تا این که سازمان ملل متحد در تاریخ ۲۹ نوامبر سال ۱۹۴۷ میلادی نزدیک به یک سال قبل از وقوع فاجعه دردناک اشغال فلسطین در سال ۱۹۴۸، قطعنامه شمار ۱۸۱ خود را در مورد فلسطین صادر کرد و این کشور را میان یهودی‌ها و عرب‌ها تقسیم کرد. ۳۳ کشور از جمله آمریکا و انگلیس و کشورهای اروپایی هم به این قطعنامه رای مثبت دادند، در مقابل ۱۳ کشور به آن رای مخالف و ۱۰ کشور هم رای ممتنع دادند.
روستای لفتا یکی از معدود روستاهای فلسطینی خالی از سکنه است که در ظرف شش دهه گذشته با جاده ها، پارک ها، مزارع کشاورزی، یا شهرهای اسرائیل پوشانده نشده است. این روستای متروکه، که در غرب بیت المقدس واقع است، برای فلسطینیان به سمبل “روز نکبت” تبدیل شده است، میراثی تاریخی از آنچه “فاجعه” سال ۱۹۴۸میلادی می خوانند.
کمتر از دو کیلومتر آن طرف تر در جنوب لفتا، بر فراز تپه ای که امروزه محله مسکونی “گیوات شائول” بیت المقدس نام دارد، روستای دیر یاسین واقع بوده است. حداقل ۲۵۰ نفر از ساکنان غیرنظامی این روستا در آوریل ۱۹۴۸ به دست شبه نظامیان یهودی کشته شدند. خانه های سنگی به جای مانده از این فلسطینیان سال هاست که بخشی از بیمارستان روانی گیوات شائول شده است.
تایید جهانی اشغال فلسطین و واگذاری بخشی از این منطقه مهم و حیاتی به مهاجران یهودی، زمینه آواره شدن میلون‌ها فلسطینی بی‌گناه را فراهم کرد و عملا پا به عرصه پروسه واگذاری فلسطین به یهودیان گذاشت. جالب این که در آن زمان حتی خود صهیونیست‌ها با این قطعنامه مخالفت کردند، علت مخالفت آنها با این قطعنامه به زیاده خواهی صهیونیست‌ها باز می‌گشت. آنها معتقد بودند که پس از تصویب این قطعنامه تنها صاحب نزدیک به نیمی از مساحت فلسطین می‌شوند در حالی که به دنبال کل فلسطین بودند تا از آن پلی برای تحقق رویای دیرینه صهیونیسم یعنی تشکیل ” اسرائیل بزرگ” از نیل تا فرات بسازند.
اما نامی که فلسطینی ها بر آن روز گذاشتند، از شش دهه پیش به عنوان “روز نکبت” در اذهان آزادی خواهان و افکار عمومی جهان باقی مانده است، به طوری که حتی چهار سال قبل بان کی مون، دبیر کل سازمان ملل متحد، نیز در گفت و گو با محمود عباس، رئیس تشکیلات خودگردان فلسطینی، از لغت “نکبت” برای توصیف سرآغاز مشکلات فلسطینی ها استفاده کرد و خشم اسرائیلی ها را برانگیخت.
پیشنهاد ابوالفضل قدیانی برای نامگذاری روز ۹ دی به عنوان “روز نکبت استبداد دینی” حاکی از آن است که برخلاف سوء برداشت و کج فهمی اقتدارگرایان از آنکه برخی سبزها در یک مقطع خاص شعار “نه غزه نه لبنان جانم فدای ایران” را سر دادند، ظلم ستیزی و مبارزه با ستمگران، مرز نمی شناسد و اگر فلسطینی ها در مبارزات خود با اشغالگران از ایران کمک می گیرند، ما هم باید در ظلم ستیزی و استقامت بر آن، از ایشان بیاموزیم. به این معنا، روز نکبت نمادی از مبارزه همیشگی با زورگویان و فریبکاران است، مبارزه ای همیشگی و در همه جا، و رفتارهای اسرائیلی محکوم است، همیشه و همه جا و از سوی هر کسی.

درگذشت صادق کاظمی، پدر زهرا رهنورد بانوی محصور جنبش سبز ایران


صادق کاظمی، پدر زهرا رهنورد بانوی محصور جنبش سبز ایران، صبح امروز در سن 93 سالگی بر اثر بیماری درگذشت. اطلاعات مربوط به مراسم تشییع و تدفین ایشان به زودی اعلام خواهد شد....

پدر زهرا رهنورد صبح امروز درگذشت.
به گزارش کلمه، صادق کاظمی، پدر زهرا رهنورد بانوی محصور جنبش سبز ایران، صبح امروز در سن ۹۳ سالگی بر اثر بیماری درگذشت.
آقای کاظمی از مدتی پیش به علت عفونت ریه و عوارض ناشی از کهولت سن در بیمارستان بستری بود.
اطلاعات مربوط به مراسم تشییع و تدفین ایشان به زودی اعلام خواهد شد.
لازم به تاکید است که احترام سادات نواب صفوی، مادر زهرا رهنورد، در سلامت است و شایعات مربوط به ایشان صحت ندارد.
زهرا رهنورد از ۲۳ ماه قبل به همراه همسرش میرحسین موسوی و همچون مهدی کروبی در حصر خانگی است.
پدر میرحسین موسوی هم در ماه دوم ایام حصر، در فروردین ماه ۱۳۹۰ درگذشت. اما ماموران امنیتی از حضور وی در مراسم تشییع و تدفین پدر جلوگیری کردند.
تشییع جنازه میر اسماعیل موسوی که بدون حضور میرحسین و در فضای سنگین امنیتی انجام شد، با هجوم ماموران به تشییع کنندگان و خانواده موسوی همراه بود.
اکنون خانواده و نزدیکان میرحسین نگران اند که همان برخوردها این بار هم تکرار شود و مراسم های آیینی تشییع و تدفین و ختم مرحوم صادق کاظمی هم با رفتارهای مشابهی از سوی حاکمیت همراه شود.
باید دید سران حاکمیت آیا این بار رفتاری عقلانی و انسانی در پیش خواهند گرفت و اجازه خواهند داد این مراسم ها در آرامش و امنیت برگزار شود و میرحسین و رهنورد نیز در آن حضور یابند؛ یا آنکه رفتاری تراز حکومت های سرکوب گر که به هیچ قاعده انسانی و ایمانی پایبند نیستند، در پیش خواهند گرفت.

پیشنهاد ابوالفضل قدیانی برای نامگذاری ۹ دی: روز نکبت استبداد دینی


» شباهت های روزافزون رفتار حاکمان جمهوری اسلامی با رفتار شاه مخلوع پهلوی

چکیده :ابوالفضل قدیانی، یکی از مسن ترین زندانی های سیاسی محبوس در بند 350 زندان اوین در اطلاعیه ای در آستانه ی نهم دی پیشنهاد داده است همانند فرهنگ مقاومت نهضت فلسطین که سالروز تاسیس اسراییل را "روز نکبت" نام نهاده، نهم دی ماه را که نمایش دهنده حقارت و واماندگی استبداد در برابر خواست آزادی خواهانه ملت ایران است، روز "نکبت استبداد دینی" نام نهیم....


ابوالفضل قدیانی، یکی از مسن ترین زندانی های سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در اطلاعیه ای در آستانه ی نهم دی پیشنهاد داده است همانند فرهنگ مقاومت نهضت فلسطین که سالروز تاسیس اسراییل را “روز نکبت” نام نهاده، نهم دی ماه را که نمایش دهنده حقارت و واماندگی استبداد در برابر خواست آزادی خواهانه ملت ایران است، روز “نکبت استبداد دینی” نام نهیم.
به گزارش کلمه، نهم دی ماه سال ۸۸ سه روز پس از عاشورایی که مردم عزادار و معترض به دست نیروهای امنیتی به خون کشیده شدند در حرکتی نمایشی همایش بیعت دوباره ای برگزار شد. ابوالفضل قدیانی معتقد است که تلاش حاکمیت به کمک رسانه های ملی و وابسته برای تبدیل این روز به یوم الله، در پی کسب مشروعیت جهت ارایه وجهه ای مردمی است که مستبد بهتر از هر کس دیگری می داند که نقطه ی ضعف اش کجاست و پایه های حکومتش را چگونه همین عدم مشروعیت می لرزاند.
وی همچنین با بیان اینکه که اصلاح طلبان بدلی از هم اینک آماده سازی می شوند تا در انتخابات شرکت کنند تاکید می کند که قابل پیش بینی است که ستاد مهندسی انتخابات به اصطلاح آزاد، دستکم دو کاندیدا را با برچسب اصلاح طلبی روانه میدان انتخابات نماید تا بازیگران نمایش “استراتژی شکست دلخواه” باشند. بر اساس این استراتژی تنظیم شده برای اصلاح طلبان بدلی، کاندیداهای اصلاح طلب ریاست جمهوری از ابتدا به منظور شکست در انتخابات شرکت می جویند و در واقع همچون سیاه لشگران ایفا کننده نقش “کتک خور” در فیلم های فارسی عمل می کنند. همچنین از ایشان انتظار می رود که با حضور نامیمون خویش تمرکز و وحدت اصلاح طلبان واقعی و هواداران جنبش سبز را مخدوش سازند.
متن کامل این نامه که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُهَا لِلَّذِینَ لَا یُرِیدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَلَا فَسَادًا وَالْعَاقِبَةُ لِلْمُتَّقِینَ
آن سراى آخرت را براى کسانى قرار مى‏دهیم که در زمین خواستار برترى و فساد نیستند و فرجام [خوش] از آن پرهیزگاران است
سوره القصص آیه ۸۳‬
اصحاب و دست پروردگان استبداد این روزها به واسطه آنچه یوم الله نهم دی می نامند ساز خوش رقصی کوک می کنند و پایکوبان و سرمست ازجام حکومتی هستند که تضمین بقای آن را حاصل سفاکی و جنایت در عاشورای ۸۸ می دانند و مگر نه آن که تا سال ها پس از عاشورای حسینی امویان روایت ها جعل می کردند در فضیلت شادمانی و سرور در ایام عاشورا، جشن ها بر پا کرده و مدیحه سرایان شان جنایت را “حماسه” وصف می کردند پس اگر نزد امویان قتل امام حسین (ع) و یارانش در کربلا که قیام نکردند جز برای “اصلاح” امور جامعه حماسه است، چرا مداحان بارگاه حاکم جائر از “حماسه نهم دیماه” مدایح نسازند و صله نستانند؟!
در فرهنگ مقاومت نهضت فلسطین، سالروز تاسیس اسراییل را نام “نکبت” نهاده اند و چه نیک است که ما طرفداران جنبش سبز نیز نهم دی ماه را که به تمامی نمایش دهنده حقارت و واماندگی استبداد در برابر خواست آزادی خواهانه ملت ایران است روز “نکبت استبداد دینی” نام نهیم و همواره به یاد داشته باشیم که حقارت جائران در این روز از جمله اموری است که هرگز نباید از یادها فراموش شود چرا که فریاد و خطابه حضرت زینب (ع) در بارگاه یزید آن هنگام که پیروزمندانه باده ی فتح می پیمود چنان او را رسوا ساخت که تا امروز نیز کوس آن به گوش می رسد.
این روز “نکبت استبداد دینی” همچنین علاوه بر آنکه نشانه ای است از عجز مستبدانه حکایت از شکوه عظمت جنبش سبز ملت ایران نیز دارد چرا که بی شک یکی از عوامل بر پایی نمایش مضحک و رسوای نهم دی۸۸ را باید در حسادت مستبد ایران نسبت به راهپیمایی ملی میلیونی هوادران جنبش سبز به ویژه روز ۲۵خرداد همان سال جستجو کرد. در واقع برگزار کنندگان مراسم نه دی که به خوبی از عدم اعتماد به نفس ولی فقیه خود آگاه بوده اند با ترتیب دادن این نمایش قصد داشتند به هر شکل ممکن عقده عمیق بخل و حسادت و کینه توزی خود را اطفاء نمایند که البته داغ جنبش سبز آن چنان است که برگزاری صد نه دی دیگر نیز علاج کار نخواهد شد.
اما مستبد امروز ایران و دستگاه تحت امرش به واقع از این یوم الله سازی در پی چه هستند که هنوز پس از سه سال تمامی قوای خویش را بسیج می کنند تا این روز را گرامی دارند؟ پاسخ از نظر این جانب برای آنان که اندکی با تاریخ استبداد در ایران به ویژه در دوره معاصر آشنایی دارند به راحتی قابل درک است.
مستبد همه چیز دارد جز مشروعیت مردمی، مستبد می داند که اگر تمام امکانات و دارایی های کشور را نیز تیول خود سازد آنچه او همواره فاقد آن است پذیرش از سوی قاطبه ملت است بنابراین کوشش در جهت ارایه وجهه ای مردمی و مقبول عموم در صدر برنامه ها و آرمان اوست. مستبد همچنین بهتر از هر کس دیگری می داند که نقطه ی ضعف اش کجاست و پایه های حکومتش را چگونه همین عدم مشروعیت می لرزاند.
پس از کودتای ۲۸ مرداد، رژیم پهلوی به راهی رفت که در آن همه چیز کسب کرد جز مشروعیت. محمدرضا پهلوی که از پشت گرمی دشمنان خارجی رهبر جنبش ملی یعنی دکتر محمد مصدق نیز بهره مند بود پس از کودتا قدم به قدم جلو آمد و بساط استبداد خود را چنان گسترد که دیگر اثری از نظام پارلمانی نیم بند مشروطه به جای نماند. شاه کوشش می کرد تا به ازای از دست دادن مشروعیت حکومت اش به واسطه ی آنچه پیشرفت و توسعه سریع اقتصادی می پنداشت با تامین رفاه و بهبود وضع معیشت مردم و کارآمد جلوه دادن حکومت کودتایی خویش رضایت عمومی را به دست آورد اما همگان دیدند که چگونه تمامی آن تلاش ها و فعالیت ها از آنجا که بر بنیان فاسدی نهاده شده بود، سرانجامی در پی انقلاب اسلامی و ضد استبدادی سال ۵۷ فرو پاشید و حکومت نامشروع کودتایی سرانجام سرنگون شد. وضع امروز جامعه ما نیز از این جهت مشابه به آن دوران است.
کودتاگران پس از کودتای ۲۲ خرداد علیه آرای عمومی و ارتکاب جنایات گسترده از کشتار گرفته تا حبس تمامی مخالفان و منتقدان، امروز پس از سه سال و نیم به هر طرف که روی می کنند با بحران مواجه اند. نظام از جامعه جهانی طرد شده است و سنگرهای او در خاورمیانه یکی پس از دیگری از دست رفته است. انسجام ظاهری چاکران دربار به پریشانی محض بدل گشته و هر چه فریاد وحدت بر سر آنها می کشد گویا گوشی برای شنیدن وجود ندارد. بحران اقتصادی و معیشتی به مراحل دشوارتری وارد شده و عدم کار آمدی که اکنون مبتنی بر کودتا هم شده است تصویری دایمی برسر سفره اقشار مختلف مردم است. این بحرانها و افزون تر از آنها که سخن از آن مقصود این نوشتار نیست همچنین روز به روز عمیق تر و گسترده تر خواهد شد. حاکم جائر نیز همانند محمدرضا شاه مخلوع به خوبی می داند که منشاء تمامی این بحران ها و گرفتاری ها در عدم مشروعیت نظام اوست اما او نیز مانند دیگر مستبدان شهامت و درایت لازم برای بازگشت از مسیری که رفته است ندارد و از این رو می کوشد بدون پرداختن به اصل موضوع با توسل به شیوه های نخ نما و مندرس، مشروعیتی دروغین برای خود فراهم سازد که ۹ دی از جمله آنهاست و همچنین است ادعای انتخابات آزاد.
هفت سال پس از کودتای ننگین ۲۸ مرداد بحران اقتصادی که در سال های ۳۸ و ۳۹ به اوج خود رسیده بود محمدرضای شاه مخلوع را بر آن داشت که در آستانه انتخابات مجلس بیستم اعلام کند که انتخابات به صورت آزاد برگزار خواهد شد. با این همه در حالی که رهبر منتقدان و مخالفان یعنی دکتر مصدق در حصر خانگی بود و احزاب و چهره های منتقد امکان هیچگونه فعالیتی نداشتند این ادعا گزافه ای بیش نبود. شاه مخلوع به جای آنکه مشکل خود را از طریق مذاکره و واگذاری قدرت به منتخب واقعی ملت و اصلی ترین مخالف یعنی، “زندانی احمدآباد” حل کند، اندکی بعد در مرداد ۱۳۳۹ در گفتگویی منظور خود را از آزادی انتخابات توضیح داد، اظهاراتی که مطالعه مجدد آن عبرت آموز است ونشانی است از روحیه مشترک وحقارت مستبدانی چون پهلوی دوم و ولی فقیه امروز. شاه در آن مصاحبه گفت: “…در قسمت انتخابات فعلا آزادی به حدی رسیده است که بعضی ها گذشته را به کلی فراموش کرده اند و فکر می کنند که مردم ایران خیلی زود همه چیز را از یاد می برند. البته مردم بدین قبیل افراد و اظهارات آن ها با نظر مزاح و شوخی نگاه می کنند ولی واقعا برای همه کس روشن است که اوضاع سال های ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۲ (اشاره به جنبش ملی نفت و نخست وزیری مصدق) دیگر در مملکت قابل تکرار نیست…”
مشابه این عبارت را همین روزها بسیار می شنویم.
اعوان و انصار ولی فقیه و شخص وی که از هم اکنون خود را برای مهندسی انتخابات ریاست جمهوری سال آینده آماده می کنند دایما دم از آزادی انتخابات می زنند و وعده مشارکت حداکثری مردم در آن رای می دهد که نشانه ای خواهد بود از مشروعیت نظام استبدادی، اما رهبری نیز این نکته را از قلم نمی اندازد که انتخابات آزاد است مگر برای اصلاح طلبان واقعی و هواداران جنبش سبز. مستبدانی که هر روز ادامه حکومتشان برگ سیاهی است در تاریخ این مملکت و نیز ورقی دیگر در کارنامه جنایاتشان، عوض آنکه بر صفحه تلویزیون ظاهر شوند و عذر تقصیر به پیشگاه ملت آورند و خود را تسلیم محاکمه ای عادلانه و ملی نمایند، به رهبران سرافراز جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی که قریب دو سال را در حبس غیر قانونی و ظالمانه به سربرده اند پیغام می دهند که توبه کنند و فعالان اصلاح طلب غیر زندانی را کرارا به نهادهای امنیتی فرا می خوانند که بایستی از موسوی و کروبی تبری بجویید. در جریان همان انتخابات به اصطلاح آزاد مجلس بیستم نیز دربار می کوشید با آن دسته از فعالان جبهه ی ملی که با مصدق مرزبندی می کردند مذاکره کند و جواز شرکت ایشان در انتخابات را پس از اطمینان از وفاداری آنها به شاه به دست آنها بدهد. پدیده ای که امروز نیز به همان شکل در فضای سیاسی کشور در جریان است، موضوع اصلاح طلبان بدلی که از مدت ها پیش در محافل و رسانه ها طرح شده است به درستی اشاره به چنین رویکردهایی دارد.
اصلاح طلبان بدلی از هم اینک آماده سازی می شوند تا در انتخابات شرکت کنند. قابل پیش بینی است که دربار آقای خامنه ای به عنوان ستاد مهندسی انتخابات به اصطلاح آزاد، دستکم دو کاندیدا را با برچسب اصلاح طلبی روانه میدان انتخابات نماید تا بازیگران نمایش “استراتژی شکست دلخواه” باشند. بر اساس این استراتژی تنظیم شده برای اصلاح طلبان بدلی، کاندیداهای اصلاح طلب ریاست جمهوری از ابتدا به منظور شکست در انتخابات شرکت می جویند و در واقع همچون سیاه لشگران ایفا کننده نقش “کتک خور” در فیلم های فارسی عمل می کنند. همچنین از ایشان انتظار می رود که با حضور نامیمون خویش تمرکز و وحدت اصلاح طلبان واقعی و هواداران جنبش سبز را مخدوش سازند. با این همه همچنان که در بوق و کرنا کردن روز نکبت استبداد دینی (نهم دی) مرهمی بر زخم پر عفونت عدم مشروعیت نمی گذارد، برگزاری چنین انتخابات فرمایشی نیز دوای درماندگی استبداد نخواهد بود.
رهبر کنونی نظام کودتایی باید بداند که بدون تن دادن به مطالبات سیاسی و اجتماعی جنبش سبز به عنوان فراگیر ترین و موثرترین نیروی سیاسی مخالف و منتقد وضع موجود توانایی حل بحران های متعدد پیش رویش را ندارد. وی بایستی از تاریخ درس بگیرد و متوجه شود که کودتای ۲۲خرداد و جنایات پس از آن را نمی توان درزگرفت و دور زد.
آقای خامنه ای اگر واقعا به دنبال حل بحران هاست بایستی نسخه ای که برای فلسطین و سوریه می پیچد را خود عملی سازد.
گفتگوی ملی و راهکارسیاسی در کنار انتخابات و رفراندم آزاد جهت نمایش خواست و اراده ملی دوای درد ایران امروز است. برای او بهتر است به جای آنکه بر طبل دروغین انتخابات آزاد بکوبد به حصر و حبس مخالفان خود از جمله رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی پایان دهد و معضلات خود را با مهمترین و جدی ترین مخالفان و منتقدانش حل و فصل نماید که در این صورت دیگر نیازی به ناز و کرشمه پنهانی و خط و نشان کشیدن علنی برای جامعه جهانی و غربی ها نخواهد بود.
از سوی دیگر دمکراسی خواهان و طرفداران حاکمیت ملی که امروز ذیل چتر متکثر و متنوع جنبش سبز گرد آمده اند در مواجه با انتخابات آتی حتما به دور از تشتت و افتادن در دام فریب های ریاکارانه جبهه استبداد می دانند که راه دشوار تحقق دمکراسی بدون قید و شرط و متضمن حقوق بشر بعنوان هدف نهایی جنبش سبز، مسیری طولانی است که مقطع انتخابات ریاست جمهوری بهار آینده تنها یک منزل از آن است و مبارزه بی وقفه مبتنی بر جنبش اجتماعی و تنیده شده در زندگی با امید و آگاهانه شهروندان شهروندان هوادار پیش و پس از این انتخابات همچنان ادامه خواهد داشت.
ما أُرِیدُ أَنْ أُخَالِفَکُمْ إِلَى مَا أَنْهَاکُمْ عَنْهُ إِنْ أُرِیدُ إِلاَّ الإِصْلاَحَ مَا اسْتَطَعْتُ وَمَا تَوْفِیقِی إِلاَّ بِاللّهِ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَإِلَیْهِ انیب
سوره هود آیه ۸۸
تا آنجا که بتوانم جز اصلاح نمى‏ خواهم، و توفیق من جز به [اراده‏] خداوند نیست، که بر او توکل کرده‏ ام و به او روى آورده ‏ام‏.
ابوالفضل قدیانی
زندانی اوین بند ۳۵۰
دیماه ۹۱

سخنان توهین آمیز نقدی علیه هواداران و رهبران جنبش سبز


محمدرضا نقدی٬ فرمانده سازمان بسیج با حمله به رهبران «جنبش سبز» خواستار باطل شدن شناسنامه ایرانی آن‌ها شد و افزود که این افراد حق حضور در عرصه‌های سیاسی را نخواهند...

محمدرضا نقدی٬ فرمانده سازمان بسیج با حمله به رهبران «جنبش سبز» خواستار باطل شدن شناسنامه ایرانی آن‌ها شد و افزود که این افراد حق حضور در عرصه‌های سیاسی را نخواهند داشت.
به گزارش کلمه به نقل از خبرگزاری فارس٬ نقدی  در سخنان پیش از خطبه‌های نماز جمعه همدان گفت: «سران فتنه صلاحیت ندارند شهروند ایرانی باشند و شناسنامه آن‌ها باید باطل شود.»
وی که به عدم تعادل در سخن اشتهار دارد، بی‌آنکه به نام محمد خاتمی اشاره کند٬ به تکرار اتهامات اثبات نشده و توهین به رئیس جمهور پیشین کشورمان پرداخت و گفت: بسیار زشت است که فردی برای رأی آوردن در انتخابات ریاست جمهوری با اشخاص پلید، جنایتکار، مؤمن‌کش، ضد دین و شراب‌خواری مثل پادشاه عربستان سعودی مشورت کند.
رئیس سازمان بسیج مستضعفین بدون مدرک و مستند و با خیال آسوده از عدم رسیدگی قانونی به اتهام زنی هایش از درخواست کمک مالی از پادشاه بحرین و همچنین جورج سوروس سخن راند و ادامه داد: ریاست‌طلبی و شهوت قدرت‌طلبی این افراد تا بدان جا پیش رفته که از اشخاص خبیث و معلوم‌الحالی چون سوروس، پادشاه عربستان و آل‌خلیفه درخواست کمک می‌کنند.
این چهره سیاسی – نظامی با بیان اینکه برخی برای رأی آوردن تن به هر ذلتی دادند و بدون تعیین مصداق آن که آیا برنده مدعی کسب ۲۴ و نیم میلیون رای متهم این ادعاست یا دیگر کاندیداها، اضافه کرد: کسانی که از بیگانگان برای پیروزی در انتخابات پول گرفتند صلاحیت شهروند ایرانی را هم ندارند چه برسد صلاحیت کاندیداتوری.
این فرمانده نظامی، در سخنان سیاسی خود همچنین رهبران «جنبش سبز» را به «عمر سعد» و «شمر» تشبیه کرد و گفت: عمر سعد نیز در روز عاشورا با وجودی که می‌دانست جبهه حق کجاست، به دلیل حب ریاست و قدرت، در مقابل حسین‌ابن علی (ع) ایستاد، و باید گفت فتنه‌گران سال ۸۸ نیز از جنس عمر سعدها و شمرها هستند.
وی البته توضیح نداد که در سال ۸۸ ریاست و قدرت کدام سمت ماجرا بود و عمر سعدها و شمرها آیا در جنبش سبز قرار می گرفتند یا در جبهه اقتدارگرایی که همه ابزار آن در اختیار داشت.
نقدی در ادامه توهین های خود، خیل وسیع هواداران جنبش سبز را یارگیری شده از بهائیت، منافقان، اراذل و اوباش، چاقوکشان و زناکاران خواند. اتهامی که در صورت اجرای قوانین موجود، دست کم اجرای حد شرعی بر او را قطعی می کند.
این سخنان توهین آمیز با محتوای سیاسی توسط یک فرمانده نظامی، پیش از خطبه های نماز جمعه بیان شد که در آن رسم بر توصیه همگان بر تقواست