۱۳۹۲ مرداد ۲۶, شنبه

تداوم مخالفت دادستانی با ملاقات حضوری مهدی تاجیک با خانواده‌

چکیده :مهدی تاجیک روزنامه نگار محبوس در بند 350 زندان اوین از ملاقات حضوری با خانواده خود محروم است....

مهدی تاجیک روزنامه نگار محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین از ملاقات حضوری با خانواده خود محروم است.
به گزارش خبرنگار کلمه، با سپری شدن بیش از هفت ماه از حبس مهدی تاجیک در بند ۳۵۰ زندان اوین، دادستانی همچنان با هرگونه ملاقات حضوری این زندانی سیاسی با برادر و خواهرانش مخالفت می کند و در چند ماه گذشته این محدودیت شامل ملاقات حضوری پدر و مادرش نیز شده است و وی بیش از چند ماه است که از هرگونه ملاقات حضوری محروم است.
طی چند سال اخیر محرومیت از ملاقات حضوری با خانواده که از حقوق زندانیان است، توسط نهادهای قضایی و امنیتی برای فشار بر برخی از زندانیان سیاسی به کار می‌رود.
مهدی تاجیک از فعالان عرصه خبری است که پس از عاشورای ۸۸ بازداشت و در اوایل سال ۸۹ توسط شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ۲۷ ماه حبس تعزیری و ۳۰ سال محرومیت از روزنامه نگاری و خبرنگاری محکوم شد.
این زندانی سیاسی عضو شاخه جوانان سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که از اواخر سال ۹۱ در حال سپری کردن دوران محکومیت خود در بند ۳۵۰ زندان اوین است در سال ۸۴ و ۸۵ نیز به اتهام فعالیت‌های دانشجویی مدتی را زندان به سر برده است.

اعتراف نماینده مجلس به سناریوی تقلب در انتخابات ۹۲ و جزییاتی از جلسه خیابان کشور دوست

چکیده :در جلسات این ستاد که در ساختمان شماره 50 خیابان کشور دوست و در نزدیکی بیت رهبری قرار داشته است افرادی نظیر حسن طائب رییس سازمان اطلاعات سپاه، سردار نقدی، رضا سراج از سربازجویان اطلاعات سپاه، غلامعلی حدادعادل، ... و تعداد دیگری از نیروهای امنیتی و سیاسی حضور پیدا می کنند. ...


“آقای روحانی شما بعد از رد صلاحیت از طریق خانواده شهدا و ایثارگران و اصولگرایان و از طریق ما، با فرستادن وساطت پیش رهبری مدیونید. آقای روحانی حتی یک مراحله ای شدن انتخابات را مدیون  مقام معظم رهبری هستید. مساعدت مقام معظم رهبری وآیت الله جنتی بود. ”
این جملات بعضا ساده اما واضح درباره امکان تقلب در انتخابات، برای آن هایی که در جریان ستاد انتخابات خیابان کشوردوست پلاک ۵۰ بودند پرمعنا بود. جملاتی که در روز اول بررسی کابینه حسن روحانی از سوی حکیمی، اصولگرایی که خود را رئیس ستاد مردمی حسن روحانی معرفی می‌کرد، بیان شد و از پشت میکروفن مجلس و از طریق صدا و سیما تمام مردم در جریان آن قرارگرفتند.
این نماینده به صراحت خطاب به رئیس‌جمهور می‌گوید که قراربود انتخابات ۲۴ خرداد دومرحله‌ای شود اما حسن روحانی منتفی شدن این واقعه و یک‌مرحله‌ای شدن انتخابات را مدیون رهبری است.
حرفی که پیش‌ از این زمزمه‌هایش از سوی برخی نمایندگان مجلس و اعضای ستاد انتخابات وزارت کشور مطرح شده بود اما به این صراحت از سوی یک چهره رسمی و به صورت علنی در این سطح بیان نشده بود که گروهی در روز جمعه و شنبه بعد از انتخابات قصد تقلبی دیگر و کودتایی اینبار در ۲۴ خرداد ۹۲ را داشتند.
تقلبی که اگر شکل می‌گرفت به قول آقای حکیمی انتخابات به مرحله دوم کشیده می‌شد و تنها “رهبری ” مانع این کار شده است.
اما چگونه کودتای ۲۴ خرداد ناکام ماند؟
بر اساس منابع خبری‌ کلمه در ستاد انتخاباتی وزارت کشور و هم‌چنین مجلس شورای اسلامی، عصر روز جمعه ۲۴ خرداد که مشاهدات ماموران امنیتی از سرازیر شدن مردم به حوزه های رای گیری برای رای دان به روحانی حکایت داشته است، جلسه ستادی که ماموریتش در انتخابات قبل و اخیر مهندسی انتخابات بوده است برای جلوگیری کردن از شکست در انتخابات ریاست جمهوری تشکیل می گردد.
در جلسات این ستاد که در ساختمان شماره ۵۰ خیابان کشور دوست و در نزدیکی بیت رهبری قرار داشته است افرادی نظیر حسن طائب رییس سازمان اطلاعات سپاه، سردار نقدی، رضا سراج از سربازجویان اطلاعات سپاه، غلامعلی حدادعادل، … و تعداد دیگری از نیروهای امنیتی و سیاسی حضور پیدا می کنند.
اولین تصمیم این جلسه پایان یافتن انتخابات در اولین زمان ممکن بوده است از این رو به ستاد انتخابات کشور اعلام می شود که زمان رای گیری بعد از ساعت ۹ شب تمدید نگردد.
رییس مجلس که از این موضوع آگاه می شود به ستاد انتخابات کشور رفته وبه وزیر کشور اعلام می کند در صورتی‌که با بسته شدن شعبات رای وازدحام شدید مردم مانند ۴ سال پیش درگیری و اعتراض در سطح کشور ایجاد شود مسئول آن شخص وزیر کشور خواهد بود و رای گیری حداقل باید تا ساعت ۲۳ ادامه یابد . لاریجانی به مدت دو ساعت در ستاد وزارت کشور باقی می ماند تا از ادامه رای گیری مطمئن شود.
اما از نیمه شب شنبه که شمارش آرا به پایان رسیده و پیروزی قاطع روحانی مشخص می گردد، ستاد کودتا با مانع شدن در جریان اعلام آرا تلاش دوم خود را آغاز می کند.
هدف این تلاش کشاندن انتخابات به دور دوم می باشد که در فاصله یک‌هفته ای میان دور اول ودوم سناریوی انتخابات ۱۳۸۸ تکرار شود، جریان ابطال آرای صحیح که بیش از حد متعارف در انتخابات گذشته بوده است، کلید می خورد.
در این شرایط ع- ج از مقامات ارشد نظامی با عنوان کردن این‌که در صورت دست‌کاری در نتایج انتخابات اعتراض گسترده ای رخ خواهد داد ودر دورم دوم انتخابات، دو قطبی شده و تحریمی ها نیز به حامیان روحانی اضافه خواهند شد، سرانجام پس از ساعتها کشمکش مسئولان را مجاب می کند که پیروزی روحانی را در دور اول انتخابات اعلام کنند.

۱۳۹۲ مرداد ۲۰, یکشنبه

رشد بهای مسکن در دولت دهم؛ ۱۲برابر درآمد سالانه خانوارها

چکیده :«در سکونتگاه‌های غیررسمی سطح زیربنای زندگی خانوارها در حال خرد‌شدن است، بیکاری حکمفرماست و درعین‌حال طبقه متوسط نیز به‌طور مداوم از خانه‌دار‌شدن دورتر...

دو‌میلیون مسکن مهر و ‌هزار و ۵۰۰ واحد مسکن ویژه و تنها هفت‌ماه فرصت. وقتی کارنامه عملکرد وزارت مسکن و شهرسازی ورق می‌خورد و قرار است نتیجه هشت‌سال فعالیت در این بخش زیر ذره‌بین نقد برود.
به نوشته روزنامه بهار، اولین چیزی که به ذهن می‌رسد تعهداتی است که دولت دهم در بخش مسکن برای دولت یازدهم ایجاد کرد و وعده‌های موکدی داد مبنی بر این‌که تا پایان سال، تمامی واحدهای مسکونی اعم از مهر و ویژه به متقاضیانی که بعضی از آن‌ها سال‌ها در انتظار دریافت واحد مسکونی خود بوده‌اند، تحویل داده خواهد شد؛ تعهداتی‌ میلیونی و زمانی نه‌چندان مناسب. به این ترتیب، وزیر مسکن دولت حسن روحانی در حالی روی کرسی وزارت می‌نشیند که علی نیکزاد، همتایش در دولت دهم در کنار وعده تحویل تمام واحدها تا پایان سال‌جاری، مقرر کرده است که تعداد قابل توجهی از واحدهای آماده‌شده تا شهریور‌۹۲ همراه با تکمیل برنامه‌های دولت دهم به متقاضیان تحویل شود.
هرچند نگاه‌کردن به این تعهد و این ارقام بار سنگین ارثیه دولت دهم در بخش مسکن را برای آینده کشور به نمایش می‌گذارد، اما این تعهدات، تنها ارثیه‌ای نیست که وزارت مسکن دولت دهم در آخرین روزهای عمرش برای دولت یازدهم به جا گذاشته است، به‌گفته کمال اطهاری، کارشناس اقتصادی، «این بخش آیینه تمام نمای اقدامات و سیاست‌های دولت‌های نهم و دهم است؛ آیینه‌ای که یک ملغمه ناکارآمد از دولتی‌کردن و بازاری‌کردن جامعه ایران را به نمایش می‌گذارد.»
او در گفت‌وگو با «بهار» به بررسی چشم‌انداز بخش مسکن کشور با روی‌کار‌آمدن دولت جدید، اشاره‌ای به کارنامه عملکرد دو دولت محمود احمدی‌نژاد در بخش مسکن می‌کند و می‌گوید: «این دولت با شعار ضدسرمایه‌داری وارد گود شد و رای آورد اما به سرعت به یک ملغمه‌ای ناکارآمد از سپردن جامعه به دست سرمایه‌داران از نوع رانتی و دولتی‌کردن جامعه با ورود به بحث مسکن مهر تبدیل شد.» اطهاری ادامه می‌دهد: «اصل ماجرا تنها این نیست که دو‌میلیون مسکن مهر به عنوان تعهد دولت قبلی روی دست دولت فعلی باقی مانده باشد، بلکه در کنار این تعهد، وام‌های ارزان و بلندمدت که زمان آن به ۲۰ سال نیز افزایش یافته است تعهد سنگین دیگری است که با تحویل واحدهای مهر به مردم بر دوش دولت یازدهم گذاشته خواهد شد، در این میان باید بر این نکته تاکید کرد که مسئله صرفا حجم بالای این تعهد نیست بلکه نهادهای کج‌ کارکردی است که سعی می‌کنند خود را بازتولید کنند و همچون درخت کجی هستند که رشد آن‌ها مساوی با سقوط است.»
او تصریح می‌کند: «در بخش مسکن به دلیل همین مسائل کج کارکردی که در داخل شهرها وجود دارد، بهای مسکن به بیش از ۱۲‌برابر درآمد سالانه خانوارها رسیده و این در حالی است که حد مقبول چه برای حیات خانوارها و چه در سطح کلان پنج‌برابر درآمد سالانه خانوار است.»
کارشناس اقتصاد شهری با اشاره به این‌که در سطح خرد این افزایش باعث می‌شود خانوارهای متوسط و کم‌درآمد امکان خانه‌دار‌شدن را از دست بدهند، یادآور می‌شود که «این امر در سطح کلان حجم فعالیت‌های بخش مسکن را افزایش داده و اقتصاد را نامتوازن می‌کند.»
گسترش اسکان غیررسمی، ارثیه دیگر دولت دهم برای دولت یازدهم است که اطهاری از آن نام می‌برد و می‌گوید: «در سکونتگاه‌های غیررسمی سطح زیربنای زندگی خانوارها در حال خرد‌شدن است، بیکاری حکمفرماست و درعین‌حال طبقه متوسط نیز به‌طور مداوم از خانه‌دار‌شدن دورتر می‌شود.»
او با یادآوری نظام بادوام‌سازی مسکن روستایی که در برنامه چهارم توسعه به آن پرداخته شده و قانونی لازم‌الاجرا بود، خاطرنشان می‌کند که «نظام بادوام‌سازی مسکن روستایی اتفاق نیفتاد و با وجود وام‌هایی که به این منظور پرداخت شد، وضعیت اسفبار و مسکن روستایی به شدت آسیب‌پذیر است.»
اطهاری از‌دست‌رفتن هویت معماری ایرانی را یکی دیگر از میراثی می‌داند که از دولت دهم برای دولت یازدهم به جا مانده است و می‌گوید: این بی‌هویتی در واقع انسان‌ها را با محیط زندگی‌شان غریبه می‌کند و می‌توان با نگاهی به شهرها ملغمه‌ای از معماری اقتباسی را مشاهده کرد. درعین‌حال در شهرسازی و آمایش سرزمین فجایع زیست‌محیطی می‌بینیم که نمونه بارز آن از‌بین‌رفتن فضاهای عمومی است.»
این کارنامه‌ای که اطهاری از آن یاد می‌کند تنها بخشی از یادگاری دولت دهم در بخش مسکن و شهرسازی برای دولت یازدهم محسوب می‌شود و این در شرایطی است که با به‌جا‌ماندن چنین یادگاری نگران‌کننده‌ای، تعهداتی اجرایی برای دولت یازدهم نیز به جا مانده که به اعتقاد اطهاری دولت یازدهم نباید خود را ملزم به اجرایی‌کردن آن‌ها بداند و باید بخشی از آن‌ها را تغییر دهد، او به تعهدات دولت در بخش مسکن مهر اشاره می‌کند و یادآور می‌شود که «کم‌درآمدها در مسکن مهر جایی ندارند، دولت برای آن‌ها برنامه‌ریزی نکرده و به عبارتی کم‌درآمدها خود باید به فکر خودشان باشند و سرپناه برای خود تامین کنند، همچنین دولت باید بداند که نباید سیاست‌های اشتباه دولت قبل را تنها براساس تعهداتی که دولت گذشته بر دوشش گذاشته است ادامه دهد و به بیراهه برود، دولت باید این تعهدات را اصلاح کند، تغییر دهد تا هزینه کمتری داشته باشد.»
او تصریح می‌کند که «در درجه اول باید نهادسازی در دستور‌کار قرار بگیرد، هیچ اقدام مثبتی نمی‌تواند انجام شود مگر این‌که نهادسازی صورت گرفته باشد و این درخت کج به نام مسکن مهر که به گفته کارشناسان اقتصادی ادامه‌دادن آن مصیبت است، باید اصلاح شود.»
این کارشناس اقتصادی با تاکید بر این‌که نباید به ادامه تعهدات در صورتی که توجیه ندارند، ادامه داد، یادآور می‌شود که «موهبت بزرگی داریم به نام بافت فرسوده که می‌توان آن را احیا کرد. می‌توان با احیای آن با یک تیر دو نشان زد، هم امکانات شهری دارد و به فراهم‌کردن زیرساخت‌ها و امکانات در نقاط غیرمسکونی نیازی نیست و هم بافت فرسوده‌ای را که در مقابل اتفاقات طبیعی آسیب‌پذیر هستند احیا کرد و آسیب‌پذیری را کاهش داد.»
او درباره این‌که بسیاری از کارشناسان اقتصادی همچون شما به این بافت فرسوده اشاره می‌کنند و معتقدند دولت به‌جای خروج از تهران باید این بافت را احیا می‌کرد چرا چنین نشد و مشاوران اقتصادی و شهرسازی دولت به این مهم توجهی نکردند نیز یادآور می‌شود که «بورژوازی مستغلات، نواحی فرسوده را احیا نکرد بلکه مناطق یک تا پنج را به محل‌هایی برای ساخت برج‌های مسکونی بی‌ضابطه تبدیل کرد.»
اطهاری در پاسخ به این سوال که می‌گویید دولت نباید به تعهدات غیرموجه پایبند باشد در صورتی که مردم سال‌ها پول و سرمایه خود را برای خانه‌دار‌شدن داده‌اند و انتظار کشیده‌اند و الان نمی‌توان آن‌ها را نادیده گرفت، می‌گوید: «دولت یازدهم نماینده مردم است نه نماینده دولت دهم. جامعه باید بگوید که حاضر است هزینه‌های گزاف را برای خانه‌دار‌شدن عده‌ای در طبقه متوسط بپردازد یا خیر. باید به این نکته توجه کرد که سرمایه بسیاری به جای این‌که در بخش اشتغال صرف شود، در بخش مسکن مهر هزینه شده و نتیجه آن نیز هیچ بوده است. باید توجه داشت که چندبرابر اشتغال صنعتی در مسکن مهر هزینه شده اما بی‌نتیجه بوده است، نه به تنظیم بازار مسکن کمکی کرده و نه به اشتغالزایی، در این شرایط نباید اشتباه را ادامه داد.»
او تاکید می‌کند: «درست است که مردم چندسالی در انتظار بوده‌اند و حالا باید مسکن خود را تحویل بگیرند اما دولت پیش از تحویل واحدها باید مسکن مهر را آسیب‌شناسی کند، خانوارها را براساس مدتی که در انتظار بوده‌اند و مبلغی که پرداخت کرده‌اند اولویت‌بندی کند و پس از آن مکان‌ها را از حیث توجیه‌داشتن تقسیم‌بندی و اولویت‌بندی و امکانات زیرساختی فراهم کند، پس از این اقدامات به ایفای تعهداتی که دولت قبل داده است بپردازد.»
اطهاری زمان مناسب برای به‌نتیجه‌رسیدن برنامه‌های بخش مسکن و بازگرداندن آرامش به این بخش را ۱۰ تا ۱۵‌سال می‌داند و معتقد است نهادهایی که دولت برای اجرای برنامه‌ها نیاز دارد برای احیای خود، ۱۰ تا ۱۵ سال وقت لازم دارند و نباید انتظار داشت که برنامه‌ها به سرعت به سرانجام برسد.

افزایش ۲۲ برابری آبونمان مخابرات

چکیده :با افزایش آبونمان دو جانبه مخابرات، یکی از محل هم‌کدسازی و دیگری تصمیمات شورای رقابت، هزینه آبونمان مخابرات حداقل از ۶۳ تومان به ۱۴۱۰ تومان می‌رسد که رشدی ۲۲ برابری را به ثبت خواهد رساند. ...

با افزایش آبونمان دو جانبه مخابرات، یکی از محل هم‌کدسازی و دیگری تصمیمات شورای رقابت، هزینه آبونمان مخابرات حداقل از ۶۳ تومان به ۱۴۱۰ تومان می‌رسد که رشدی ۲۲ برابری را به ثبت خواهد رساند.
در همین حال، معاون شرکت مخابرات ایران با اشاره به جزئیات تعرفه گذاری مکالمات تلفن ثابت در کشور با اجرای طرح هم کدسازی تلفن های استانی گفت: نرخ جدید مکالمات تلفن ثابت براساس دستورالعمل تعرفه گذاری شورای رقابت محاسبه خواهد شد.
به گزارش مهر، اجرای طرح یکسان سازی کدهای بین شهری تلفن ثابت براساس مصوبه هیات وزیران به شرکت مخابرات ایران ابلاغ شد و این شرکت از ۱۵ مردادماه اجرای این طرح را در کل کشور در دستور کار قرار داد.
به گزارش تسنیم، هفته گذشته با اخبار متنوعی در حوزه مخابرات و ارتباطات روبرو بودیم که محور آن نیز حول دو شرکت مخابرات و همراه اول می‌گشت.
موضوع نیز از این قرار بود که براساس مصوبات کمیسیون تنظیم مقررات و ارتباطات رادیویی و با مصوبه هیات دولت دهم، مخابرات تصمیم به ادامه هم‌کدسازی داخل استانی گرفت تا از این پس نرخ مکالمات شهرها و توابع نزدیک هم و داخل یک استان براساس تعرفه شهری محاسبه شود.
از طرفی هم رگولاتوری پیش از این تعرفه واحدی را برای مکالمات تلفن همراه دائمی بر پایه دقیقه‌ای ۵۱۵ ریال، قابل ارتقا تا ۲۰ درصد در نظر گرفته بود که این تعرفه برای سیم‌کارت‌های اعتباری نیز طبق دستورالعمل‌های پیشین موجود در پروانه اپراتورها تا ۵۰ درصد بیش از تعرفه دائمی قابل اتخاذ است، که همراه اول اقدام به نوسازی تعرفه‌های خود براساس دستورالعمل جدید کرد.
اما گذشته از این موضوعات، اجرای طرح هم‌کدسازی تلفن‌های ثابت ضرری را به شرکت مخابرات تحمیل می‌کند که براساس گفته‌های مدیر عامل آن، رقمی در حدود ۱۲۰ میلیارد تومان می‌شود و همین ضرردهی دلیلی برای جلوگیری از اجرای این طرح در آغاز اجرایش شد و تنها توانست چند استان از جمله تهران، البرز، قم را هم‌کد کند.
مخابراتی‌ها معتقد بودند تا زمانیکه محل تأمین هزینه‌های هم‌کدسازی از سمت دولت مشخص نشود، این طرح را معلق می‌سازند و بر همین اساس وارد رایزنی با وزارت ارتباطات شدند.
اما جالب اینکه، بعد از این رایزنی‌ها و ارائه پیشنهادات، تصمیم عجیبی گرفته شد که به دنبال آن مردم باید بیشتر این هزینه‌ها را جبران کنند و در واقع هزینه هم‌کدی از جیب مردمی پرداخت می‌شود که شاید هیچ تمایلی به انجام این طرح نداشته باشند و تنها از این پس باید ۹۰۰ تومان بیشتر پرداخت کنند.
اما از طرفی دیگر باید مد نظر داشت که با تعرفه واحد داخل استانی، هزینه‌های تماس با شهرها و توابع کاهش پیدا می‌کند و این برای کسانیکه تماس‌های بین استانی ندارند بسیار قابل توجه است اما خوب برای کسانیکه تماس‌هایشان بین استان‌ها هم رد و بدل می‌شود، هزینه‌ها بیش از پیش می‌شود.
شورای رقابت در صورتجلسه مورخ ۱۳۹۲/۴/۹ خود و بنا به پیشنهاد و درخواست پیشین مخابرات برای افزایش آبونمان در جهت پوشش‌دهی بخشی از هزینه‌های این شرکت، تصمیماتی را اتخاذ نمود که به شرح زیر است:
۱٫نرخ آبونمان تلفن ثابت بابت هر خط معادل هزینه ۱۰۰ پالس در ماه منظور گردید. چنانچه مشترکان بیش از ۱۰۰ پالس در ماه از هر خط تلفن استفاده کنند، این مبلغ به صورتحساب آنان اضافه نمی‌شود و چنانچه میزان استفاده آنان کمتر از این مقدار باشد، به مأخذ ۱۰۰ پالس در صورتحساب آن‌ها منظور خواهد شد.
۲٫چنانچه شرکت مخابرات ایران در جهت ارتقای کارایی، نسبت به بهبود فناوری ارائه خدمات خود اقدام نماید، در صورت اثبات ارتقای کارایی، ضریب z منظور شده در دستورالعمل قیمت‌گذاری مخابرات بنا به پیشنهاد شرکت مخابرات ایران، از سوی شورای رقابت مورد تجدید نظر قرار خواهد گرفت.
این یعنی اینکه مشترکان ۱۰۰ پالسی و کمتر از این مقدار نیز باید با در نظر گرفتن پالس ریال (بدون حذف کد)، هزینه‌ای بالغ بر ۵۱۰ تومان نیز علاوه بر آن ۹۰۰ تومان داشته باشند که مجموعا آبونمان به ۱۴۱۰ تومان می‌رسد این موضوع همچنان در هاله‌ای از ابهام قرار دارد! (آبونمان در گذشته ۶۳ تومان بود)

محدودیت و ممنوعیت ورود پناهجویان حتا به کلیساها

.مقامات برخی از شهرهای سوییس در نظر دارند تا حقوق پناهجویان را محدود کنند، اقدامی که موجب خشم و بهت گروههای حقوق بشری شده است.
به گزارش « محبت نیوز» به نقل از یورونیوز، مقامات برخی از شهرهای سوییس در نظر دارند تا حقوق پناهجویان را محدود کنند. از این جمله می توان به اقدام یکی از شهرهای نزدیک به زوریخ اشاره کرد که در آن مقامات شهر ورود پناهجویان مقیم در اردوگاه پناهندگی را به برخی مکان های عمومی از جمله مدارس، استخرها، کتابخانه ها و حتا کلیسا ممنوع کرده اند.
اقدامی که موجب خشم و بهت گروههای حقوق بشری شده است.
در مقابل شهردار این شهر برای توجیه تصمیم خود می گوید: «این اقدام جهت جلوگیری از تنش با ساکنان، بویژه دانشجویان انجام شده. این برای امنیت خود آنهاست، می خواهیم مطمئن باشیم که مورد مزاحمت قرار نمی گیرند.»
سخنگوی کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان نیز ضمن انتقاد از این اقدام تاکید کرد که پناهندگان باید در رفت و آمد مانند سایر شهروندان آزاد باشند.
سیلویا شنکر، نماینده پارلمان سوییس می گوید: «این کار مرا یاد آپارتاید می اندازد: دو طبقه اجتماعی، یکی می تواند هرجایی بخواهد برود و دیگری که تنها به دلیل نوع اقامتش نمی تواند.»
در برنامه تلویزیونی مشهور اپرا نیز، یکی از مصاحبه شوندگان ادعا کرد هنگامی که قصد خرید کیف از یک فروشگاه لوکس در سوییس داشته، فروشنده با گفتن این جمله که این کیف «برای او خیلی گران است» از ارایه کالا به او خودداری کرده است

نامه گروهی از زندانیان سیاسی ایران به اوباما

نامه گروهی از زندانیان سیاسی ایران به اوباما

«ما گروهی از زندانیان سیاسی ایران این نامه را خطاب به شما می‌نویسیم تا توجه شما را به آثار مخرب تحریم‌های فلج کننده اقتصادی و تلاش فزاینده برای انزوای سیاسی ایران در جامعه جهانی بر زندگی روزمره مردم ایران و بسته شدن فضای سیاسی کشور جلب کنیم. این نامه منعکس کننده نگرانی جدی افکار عمومی در میهن ما از آینده تیره‌ای است که ادامه مسیر رویارویی ایران و ایالات متحده می‌تواند به آن بینجامد. ما نیز در این نگرانی با مردم ایران شریکیم.»

iran-emrooz.net | Thu, 08.08.2013, 17:17

نامه سرگشاده گروهی از زندانیان سیاسی فعلی و سابق ایران
به جناب آقای باراک اوباما، رئیس جمهوری ایالات متحده آمریکا

آقای رئیس جمهوری!
ما گروهی از زندانیان سیاسی ایران این نامه را خطاب به شما می‌نویسیم تا توجه شما را به آثار مخرب تحریم‌های فلج کننده اقتصادی و تلاش فزاینده برای انزوای سیاسی ایران در جامعه جهانی بر زندگی روزمره مردم ایران و بسته شدن فضای سیاسی کشور جلب کنیم. این نامه منعکس کننده نگرانی جدی افکار عمومی در میهن ما از آینده تیره‌ای است که ادامه مسیر رویارویی ایران و ایالات متحده می‌تواند به آن بینجامد. ما نیز در این نگرانی با مردم ایران شریکیم.
در سالهای اخیر اختلاف بر سر برنامه‌های هسته ایران به چالش لاینحل غرب با ایران بطور کلی و آمریکا و ایران بطور خاص و تشدید فضای عدم اعتماد و تقابل بین دو طرف شده است.حاصل این اختلاف اعمال تحریم‌های سنگین و بی سابقه بر ایران بوده و قربانی اصلی آن هم مردم ایران هستند که فشار‌های طاقت فرسائی در این سالها متحمل شده‌اند که همچنان ادامه دارد. سیر وقایع نیز در سالهای اخیر به نحوی بوده که امیدی به حل مسئله دیده نمی‌شده است.
اما در انتخابات اخیر ایران، چهره‌ای به عنوان رئیس جمهور انتخاب شده که شعار او اعتدال و عقلانیت در سیاست داخلی و خارجی بوده و بنای آن تعامل مثبت در عرصه بین المللی و پیام آن به دنیا تغییر فضا و برقراری تعاملی سازنده و دو طرفه است.
ما فکر می‌کنیم اینک وقت آن رسیده است که با هم تاریخ را ورق بزنیم و فصلی نو در نگاه به یکدیگر باز کنیم. به نظر ما دوره مسئولیت این دولت ممکن است آخرین فرصت برای حل و فصل عقلانی و قابل قبول این چالش برای دو طرف باشد. البته ممکن است در هر دو سو نیروها و عواملی خواهان عدم دستیابی به راه حلی در مورد این مسئله باشند و تدوام این چالش را ترجیح دهند، ولی قطعا منطق و عقلانیت بر پیگیری تلاش‌های دیپلماتیک و حل هر چه سریعتر و کم هزینه تر مسئله حکم می‌کند.با انتخاب رئیس جمهور روحانی که سیاستمداری معتقد به گفتگو و تعامل، برخوردار از پایگاه وسیع در میان مردم و سابقه‌ای روشن در میان سیاستها و مذاکرات هسته‌ای است این انتظار منطقی ایجاد شده است که سیاست‌ها و رویه‌های گذشته، بویژه تحریم‌های اعمال شده، منتفی و جای خود را به مناسباتی سازنده و مبتنی بر احترام متقابل دهد.
در حالی که مردم ایران با استفاده از فرصت‌های محدود در دسترس میل خود به تغییر در همه حوزه‌ها از جمله در سیاست خارجی و وضع اقتصادی دشوار دوره دولت قبلی را با صدای بلند اعلام کرده‌اند، ادامه روند دهه گذشته در سیاست دولت شما در قبال ایران، تشدید تحریم‌ها، تلاش در راه انزوای بیشتر و قطع پیوندهای ایران با اقتصاد و جامعه جهانی این باور را در بخش قابل توجهی از مردم ایران تقویت خواهد کرد که دولت ایالات متحد آمریکا اصولا و بطور جدی خواهان حل مشکل نیست.
وضعیتی که تحریم‌ها در ایجاد آن نقش اساسی داشته، قدرت خرید بیش از نیمی از خانوارهای ایرانی را به طور چشمگیری در دو سال گذشته کاهش داده است. بخصوص در دو سال گذشته تحریم‌ها کل اقتصاد ایران و همه بخش‌های تولیدی و صادراتی اصلی ایران را هدف گرفته و میزان اشتغال و سرمایه گذاری در بخش‌های غیر نظامی از قبیل خودرو، فولاد، پتروشیمی و حتی بخش ساختمان را به میزان قابل ملاحظه کاهش داده است.
آقای رئیس جمهور!
همه مردم ایران، از جمله خانواده‌های ما زندانیان سیاسی، و بخصوص اقشار کم درآمد جامعه زیرفشار تورم افسار گسیخته و کمبود دارو و مایحتاج اساسی زندگی رنج می‌برند. تحریم‌ها اینک به مجازات جمعی مردم ایران تبدیل شده است. اقتصاد ملی در دو سال گذشته کوچکتر شده و قدرت ملی ایران به عنوان ملت-دولت رو به کاهش است. ضررهای چنین وضعی متوجه همه مردم ایران است و فقط حکومت را زیر فشار قرار نمی‌دهد.
نتیجه عملی تشدید تحریم‌ها و عدم حصول راه حلی مرضی الطرفین هم تقابل و قطبی کردن بیشتر روابط و تقویت افراطی گری خواهد شد که کاملا در تضاد با امنیت منطقه‌ای و بین المللی است.ادامه این مسیر، آن گونه که مورد نظر طراحان مصوبه اخیر در کنگره آمریکا (قانون پیشگیری از ایران هسته‌ای، مصوب ۳۱ جولای ۲۰۱۳ یعنی چهار روز قبل از شروع ریاست جمهوری روحانی) است، به محاصره کامل اقتصادی ایران ختم می‌شود که گام اول در شروع جنگ واقعی است. در چنین جنگی ما، یعنی دمکراسی خواهانی که هزینه باور به حقوق و آزادی‌ها ی سیاسی و مدنی را با رنجی می‌پردازیم که بر خانواده‌هایمان تحمیل شده و سالهایی از عمرمان که در زندان سپری شده است، از ایران و استقلال و تمامیت ارضی آن دفاع خواهیم کرد. رویارویی آمریکا با نیروهای دمکرات و ملی در ایران یک بار دیگر هم در کودتای مرداد ۱۳۳۲ تجربه شد و شما به عنوان سیاستمداری آشنا با تاریخ می‌دانید که نتایج آن اقدام به تغییر رژیم در ایران چگونه شش دهه بر روابط دو کشور اثر گذاشت و تا امروز هم با ماست.
ما می‌دانیم که دولت شما سیاستی متفاوت از سیاست اکثریت جمهوریخواه در مجلس نمایندگان آمریکا را در قبال ایران دنبال می‌کند. اما نتیجه عملی تلاش‌های جمهوری خواهان تندرو در قوانین مصوب کنگره بازتاب می‌یابد که شما در مواردی با توجه به معاملات دولت و کنگره در مورد مدیریت کسری بودجه‌های دفاعی، بخشش‌های مالیاتی و هزینه‌های بهداشت و درمان مجبور به امضای آن شده اید (قانون “آزادی و ممانعت از گسترش سلاح‌های هسته‌ای ایران” که در دوم ژانویه امسال به امضای شما رسید و پانزده روز پس از انتخاب رئیس جمهوری اعتدال گرا در ایران به اجرا در آمد).
ما فکر می‌کنیم مناسب است به نتیجه سیاست اشتباهی که یک دهه قبل از سوی دولت وقت آمریکا در قبال دولت رئیس جمهور خاتمی در پیش گرفته شد هم توجه شود. حاصل آن سیاست علاوه بر پیچیده شدن مسئله هسته‌ای که حل آن در آن زمان بسیار ساده تر بود، باعث تقویت جریانی افراطی در ایران شد که سهم مهمی در ایجاد شرایط بغرنج امروز داشته است. امروز به خوبی می‌توان قضاوت کرد که آن رویکرد هیچ نتیجه مثبتی به بار نیاورد.تکرار این سیاستی که در گذشته هم تجربه شده است وضع را از شرایط امروز پیچیده تر و حل آن را به مراتب مشکل تر خواهد ساخت.
ممکن است برخی بر این گمان نادرست باشند که اعمال تحریم‌ها باعث تقویت دموکراسی در ایران خواهد شد. اما ما فکر می‌کنیم راه رسیدن به دموکراسی، که قطعا مطلوب است، تحریم خارجی و فشار طاقت فرسا بر مردم و فشار روی دولتی که با مقتضیات ایران در جهت تقویت روندهای دموکراتیک حرکت می‌کند نیست و حاصل آن در عمل، یکبار دیگر تقویت افراطی گری و تضعیف نهال لرزان دموکراسی ایران خواهد شد.
جامعه ایران امروز نیازمند آرامش و نشاط است تا در پرتو آن بتواند مسیر خود را به سمت اعتدال و دموکراسی در داخل و تنش زدائی و تعامل در سیاست خارجی طی کند. اثر مخرب تحریم‌ها بر اقتصاد و شرایط زندگی مردم فضای شور و امید ایجاد شده را درهم خواهد شکست و باعث رشد رادیکالیزم در سیاست‌های داخلی و خارجی خواهد شد و نه تنها کمکی به امنیت منطقه‌ای و بین المللی نمی‌کند بلکه می‌تواند اثری معکوس در پی داشته باشد.
علاوه بر همه این‌ها، تحریم‌ها و فشارهای بی رویه کنونی بر مردم ایران، که تمام حیات اقتصادی جامعه و از جمله بخشی از نیازهای اولیه و حیاتی را هدف می‌گیرد ناقض حقوق اساسی شهروندان ایرانی است که این امر نه در اصول جهانی حقوق بشر و معاهدات بین المللی به رسمیت شناخته شده و نه با قانون اساسی آمریکا و متمم‌های آن سازگاری دارد.
آقای رئیس جمهور!
اینک زمان آن است که راه حلی مرضی الطرفین جایگزین تحریم‌ها گردد. طبعا برای حل اختلافاتی عمیق و مزمن از این نوع باید طرفین به دنبال یافتن راه حلی شرافتمندانه باشند که در آن هیچ یک از اطراف ماجرا خود را بازنده احساس نکند. مبنای چنین راه حلی باید از یک سو برطرف کردن نگرانیهای بین المللی از طرف ایران، و از سوی دیگر پذیرفتن حقوق مشروع ایران در عرصه هسته‌ای بر اساس معاهدات بین المللی از طرف آمریکا و غرب باشد.
از همین روست که ما انتظار داریم دولت شما و نیز دولت جدید ایران تمام ابزارهای ممکن برای اعتماد سازی و موفقیت دیپلماسی را بکار گیرید. از شما نیز می‌خواهیم که از همه ابزارهای ممکن استفاده کنید تا کنگره آمریکا لااقل برای مدتی معین که مذاکرات جریان دارد از تصویب هر طرح و قانونی که به امکان موفقیت مذاکرات لطمه بزند و امکان لغو موثر تحریم‌ها را کاهش دهد و رسیدن به یک توافق پایدار را با مشکل مواجه سازد، پرهیز کنند تا دو طرف بتوانند بجای توقف درگذشته تیره و تار به سوی آینده‌ای روشن تر حرکت کنند.
امیدواریم فرصتی که انتخاب رئیس جمهور روحانی ایجاد کرده به خوبی مورد توجه قرار گیرد و پاسخ مساعد هر دو طرف بتواند گره کور موجود در درک متقابل و تعامل مثبت بین دو کشور را باز کند و منافع هر دو ملت را در برداشته باشد.
امضا کنندگان:
۱ - محسن میردامادی(رئیس سابق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس،دبیر کل حزب مشارکت)
۲ - محسن امین‌زاده (معاون سابق وزارت امور خارجه در دولت اصلاحات)
۳ - مصطفی تاج‌زاده (معاون سابق وزارت کشور در دولت اصلاحات)
۴ - فائزه‌هاشمی (نماینده سابق مجلس و رییس سابق ورزش‌های بانوان)
۵ - ابولفضل قدیانی (فعال سیاسی، عضو ارشد سازمان انقلاب)
۶ - سید علیرضا بهشتی شیرازی (دبیر سابق هیئت دولت و مشاور ارشد میر حسین موسوی)
۷ - علیرضا رجایی (فعال سیاسی ملی مذهبی، دبیر انجمن صنفی روزنامه نگاران ایران)
۸ -عبدالله مومنی (سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران ” ادوار تحکیم وحدت ” و رییس ستاد شهروند آزاد مهدی کروبی)
۹ - محمد امین‌هادوی (عضو سابق هیات نمایندگان اتاق بازرگانی ایران)
۱۰ - فیض الله عرب سرخی (معاون سابق وزارت بازرگانی در دولت اصلاحات)
۱۱ - مسعود پدرام (فعال سیاسی ملی مذهبی، پژوهشگر و تحلیلگر سیاسی)
۱۲ -محمد صادق ربانی املشی (معاون سابق سازمان انرژی اتمی)
۱۳ - ژیلا بنی یعقوب (روزنامه‌نگار و فعال اجتماعی)
۱۴ - نرگس محمدی (فعال حقوق بشر، دبیر کانون مدافعان حقوق بشر)
۱۵ - عیسی سحر خیز (روزنامه‌نگار و فعال اجتماعی)
۱۶- بهمن احمدی امویی (روزنامه‌نگار)
۱۷ - کیوان صمیمی (فعال سیاسی ملی مذهبی، روزنامه‌نگار)
۱۸- مهدی معتمدی مهر (عضو دفتر سیاسی نهضت آزادی)
۱۹ - عماد بهاور (فعال سیاسی، عضو ارشد نهضت آزادی ایران)
۲۰ - حسن اسدی زیدآبادی (کارشناس ارشد حقوق بشر، عضو سازمان دانش آموختگان ایران “ادوار تحکیم وحدت”)
۲۱ - بهاره هدایت (عضو شورای مرکزی اتحادیه دانشجویی دفتر تحکیم وحدت)
۲۲ - امید کوکبی (دکتری فیزیک هسته‌ای از دانشگاه آستین تگزاس آمریکا)
۲۳ - فرشید فتحی (کشیش مسیحی)
۲۴ - مسعود باستانی (روزنامه‌نگار)
۲۵ - مهدی محمودیان (فعال سیاسی)
۲۶ - محمد صدیق کبودوند (رییس سازمان حقوق بشر کردستان)
۲۷ - مهدی تحققی (فعال سیاسی، استاد دانشگاه، عضو سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی)
۲۸ - سید احمد‌هاشمی (مدیر کل سابق وزارت کشور در دولت اصلاحات)
۲۹ - سیاوش حاتم (عضو ارشد دفتر تحکیم وحدت)
۳۰ – مصطفی نیلی (فعال دانشجویی)
۳۱ - مصطفی بادکوبه‌ای (شاعر منتقد)
۳۲ - رحمان قهرمان پور(استاد دانشگاه و پژوهشگر مرکز تحقیقات استراتژیک مجمع تشخیص مصلحت نظام)
۳۲ - محمد دواری (فعال صنفی معلمان)
۳۳ - حسین رونقی ملکی (فعال حقوق بشر، وبلاگ نویس منتقد و عضو کمیته مبارزه با سانسور در ایران)
۳۴ - ابوالفضل عابدینی (فعال حقوق بشر)
۳۵ - علی خدابخش (فعال مطبوعاتی، معاون سابق جهاد سازندگی)
۳۶ - مهرداد سرجویی (روزنامه‌نگار)
۳۷ - محمد حسن یوسف پور سیفی (فعال حقوق بشر و حقوق کودک)
۳۸ - مهدی خدایی (فعال حقوق بشر)
۳۹ - نصور نقی پور (فعال حقوق بشر)
۴۰ - امین چالاکی (فعال سیاسی)
۴۱ - علیرضا سیدیان (کشیش مسیحی)
۴۲ - مصطفی بردبار (نو کیش مسیحی)
۴۳ - علی ناظری (دندان پزشک، مسئول تشکل مردم نهاد جامعه سبز مدنی)
۴۴ - سید محمود باقری (فعال صنفی معلمان)
۴۵ - مهدی تاجیک (فعال دانشجویی، معترض اجتماعی)
۴۶ - جعفر گنجی (فعال سیاسی)
۴۷ - ابراهیم بابلیی زیدی (فعال فرهنگی، معترض اجتماعی)
۴۸ - حسین زرینی (معترض اجتماعی)
۴۹ - آرش سقر (روزنامه‌نگار)
۵۰ - مصطفی ریسمان باف (فعال دانشجویی، معترض اجتماعی)
۵۱ - محمد ابراهیمی (معترض اجتماعی)
۵۲ - بهزاد عرب گل (معترض اجتماعی
۵۳ - کامیار پارسا (دانشجو و معترض اجتماعی)
۵۴ - حمید کرواسی (معترض اجتماعی)
۵۵ - نادر جانی (معترض اجتماعی)
متن انگلیسی نامه زندانیان سیاسی در وبسایت گاردین
http://www.theguardian.com/world/iran-blog/2013/aug/08/iran-political-prisoners-letter-to-obama