‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب حقوق بشر. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ اسفند ۹, جمعه

ادامه نگرانی ها برای جان سربازان گروگان گرفته شده/ وزارت کشور: باید امیدوار بود

چکیده :الان در اخبار می‌خوانم که به دلیل اعدام یکی از زندانیان بلوچ، جیش‌العدل حکم اعدام برای سربازان وطن صادر کرده و هرآن امکان اعدام آنها وجود دارد، فکر کردم که یک زندانی سیاسی از درون زندان نگران جان این سربازها هست و حکومتی که باید حافظ جان شهروندان باشد و با کیاست و تیزهوشی غائله را تمام کند، بدون هیچ آینده‌نگری و برون توجه به واکنش مقابل دست به کار می‌شود و توجهی به امنیت اسرا نمی‌کند. از طرف دیگر متاسفانه آنقدر تهمت‌های بی‌مورد زده شده که اگر هم کسی بخواهد در نامه‌ای خطاب به این گروه خواستار آزادی آنها شود، از تبعات آن می‌ترسد و ترجیح می‌دهد سکوت کند!...


قائم مقام وزیر کشور و سخنگوی وزارت کشور درباره تهدید اخیر جیش‌العدل به اعدام یکی از پنج سرباز گروگان گرفته شده ایرانی، اظهار کرد: ما از این موضوع اطلاعات لازم را داریم و در همین رابطه نیز در محل، اقداماتی در حال انجام است که نمی‌توان به ذکر جزئیات آن پرداخت.
حسینعلی امیری در گفت‌وگو با ایسنا، خاطرنشان کرد: به محض به نتیجه رسیدن این اقدامات و فعالیت‌هایی که در این رابطه در حال انجام است، نتیجه را به اطلاع مردم خواهیم رساند.
وی همچنین با بیان اینکه “به آزادی سربازان گروگان گرفته شده امیدواریم”، درباره آخرین اقدامات و فعالیت‌ها در این زمینه گفت: جزئیات اقدامات انجام شده قابل طرح نیست اما می‌توان به آزادی این سربازان امیدوار بود.
سخنگوی وزارت کشور درباره فعالیت‌های هیأت اعزام شده به بلوچستان پاکستان نیز اظهار کرد: این هیأت اقدامات لازم را انجام می‌دهد و دولت پاکستان نیز همکاری‌هایی با ما داشته است.
امیری درباره فیلمی که اخیراً از سوی جیش‌العدل منتشر و ادعا شده بود که آن فیلم مربوط به لحظه گروگان‌گیری مرزبانان ایرانی است، گفت: این فیلم که از یکی از رسانه‌های خارجی پخش شد، نیاز به نگاه کارشناسی دارد و برای آن فرض‌های مختلفی متصور است از جمله این فیلم ممکن است ساختگی یا مونتاژ باشد یا اینکه بخشی از آن درست و بخش دیگری از آن نادرست باشد.
قائم مقام وزیر کشور بار دیگر تاکید کرد که باید به سلامتی و آزادی این سربازان امیدوار بود.
صفحه منتسب به گروهک تروریستی جیش‌العدل در توئیتر، با انتشار پیامی تهدید کرده که قصد دارد یکی از پنج سرباز ایرانی را که اخیراً ربوده است، به شهادت برساند.
در پیام منتشر شده در این صفحه، گفته شده است که به دلیل اعدام یکی از اعضای این گروهک توسط جمهوری اسلامی ایران، قصد دارند یکی از مرزبانان ایرانی را اعدام کنند.
در همین رابطه مهسا امرآبادی، همسر مسعود باستانی، روزنامه نگار محبوس در زندان رجایی شهر در صفحه ی فیس بوک خود نوشته است:
امروز در ملاقات، مسعود از تلاشش برای مجاب کردن سلفی‌های بند برای انتشار نامه‌ای به جیش‌العدل می‌گفت. خیلی نگران پنج سربازی بود که به گروگان گرفته شده‌اند، می‌گفت در هفته اخیر با سلفی‌های بند که عمدتا هم کرد هستند صحبت کرده و پیشنهاد داده که آنها در نامه‌ای به جیش‌العدل، آزادی سرباز‌ها را بخواهند. می‌گفت در چند جلسه فشرده مذاکراتی داشه و آنها هم کم کم راضی شدند که چنین نامه‌ای را خطاب به جیش‌العدل بنویسند اما استدلال کردند که اگر ما این نامه را بنویسیم، بازجوها و قاضی‌ها ما را متهم به ارتباط با این گروه می کنند. درحالی که ارتباطی بین ما وجود ندارد!
الان در اخبار می‌خوانم که به دلیل اعدام یکی از زندانیان بلوچ، جیش‌العدل حکم اعدام برای سربازان وطن صادر کرده و هرآن امکان اعدام آنها وجود دارد، فکر کردم که یک زندانی سیاسی از درون زندان نگران جان این سربازها هست و حکومتی که باید حافظ جان شهروندان باشد و با کیاست و تیزهوشی غائله را تمام کند، بدون هیچ آینده‌نگری و برون توجه به واکنش مقابل دست به کار می‌شود و توجهی به امنیت اسرا نمی‌کند. از طرف دیگر متاسفانه آنقدر تهمت‌های بی‌مورد زده شده که اگر هم کسی بخواهد در نامه‌ای خطاب به این گروه خواستار آزادی آنها شود، از تبعات آن می‌ترسد و ترجیح می‌دهد سکوت کند!

۱۳۹۲ اسفند ۷, چهارشنبه

درخواست ۲۵۰ فعال مدنی و سیاسی از روحانی برای پیگیری وضعیت تاج زاده: نوبت شماست که پاسخگوی اعتماد مردم باشید

چکیده :مردمی که به شما رای داده‎اند به دنبال به دست آوردن مطالبات خود هستند. این مردم با امید به شما رای داده و در مراحل مختلف از شما حمایت کرده‎اند اما این حمایت ابدی و بی قید و شرط نیست. ما در کنار حمایت از روش‎ها و رفتارهای صحیح، همچنان خواهان اجرای وعده‎های انتخاباتی شما هستیم. فرصت‎های اعتماد سازی محدود هستند و حال نوبت شماست که پاسخگوی اعتماد مردم و حامیان سرشناس خود باشید زیرا اگر ایستادگی افرادی مانند تاج زاده نبود قطعا انتخابات۲۴ خرداد ۱۳۹۲ به گونه ای دیگر رقم می‎خورد....

بیش از ۲۵۰ فعال سیاسی و اجتماعی در نامه ای به حسن روحانی، رئیس جمهور خواستار پیگیری وضعیت مصطفی تاج زاده شدند. در این نامه تاکید شده است: مردمی که به شما رای داده‎اند به دنبال به دست آوردن مطالبات خود هستند. این مردم با امید به شما رای داده و در مراحل مختلف از شما حمایت کرده‎اند اما این حمایت ابدی و بی قید و شرط نیست. ما در کنار حمایت از روش‎ها و رفتارهای صحیح، همچنان خواهان اجرای وعده‎های انتخاباتی شما هستیم. فرصت‎های اعتماد سازی محدود هستند و حال نوبت شماست که پاسخگوی اعتماد مردم و حامیان سرشناس خود باشید زیرا اگر ایستادگی افرادی مانند تاج زاده نبود قطعا انتخابات۲۴ خرداد ۱۳۹۲ به گونه ای دیگر رقم می‎خورد.
به گزارش ندای سبز آزادی، این نامه یادآور شده است: مصطفی تاج زاده در وضعیت کاملاً خلاف قانون بازداشت، محاکمه و زندانی شده و بیش از چهار سال است که دوران زندان خود را سپری می‎کند. چهل ماه روزه‎داری در کنار بیماری‎های جسمی و شرایط بسیار سخت و غیرمتعارف زندان، نگرانی‎های بسیاری را در مورد سلامتی ایشان به وجود آورده است. متاسفانه طی روزهای گذشته وضعیت ایشان رو به وخامت گذاشته و نیاز جدی به پیگیری امور درمانی در خارج از زندان دارند. شرایط بسیار بد نگهداری ایشان در زندان قطعا به وخیم‎تر شدن وضعیت ایشان می انجامد.
متن کامل این نامه در پی می آید:
ریاست محترم جمهوری
جناب آقای روحانی
هنوز در سال اول ریاست جمهوری شما هستیم و به یاد داریم که چه دلایل و حمایت‎هایی منجر به رای اکثریت مردم ایران به شما شد. در کنار نگرانی‏های گسترده مردم ایران از تفکرات و عملکرد کسانی که طی سال‎های گذشته وضعیتی دشوار را برای مردم سرزمین‎مان به وجود آورده بودند، حمایت‎های آقایان هاشمی رفسنجانی، محمد خاتمی و بسیاری از بزرگان جریان اصلاحات از شما و وعده‎هایتان برای ایجاد امید در بین مردم، نگاه‎ها را در عرصه داخلی و بین‎المللی به آینده امیدوار کرد.
پیش‎نویش متن منشور حقوق شهروندی که توسط دولت یازدهم منتشر شد نشانگر علاقه‎مندی و اهمیتی است که شما به این مساله می‎دهید. با توجه به تجربه طولانیتان در حوزه امنیت ملی می‎توان اینگونه برداشت کرد که رعایت نشدن حقوق شهروندی مردم را به عنوان تهدیدی جدی قلمداد کرده و برای بهتر شده وضعیت آن در سطح کشور اهمیت زیادی قائل هستید.
جناب آقای روحانی
شما حتما بهتر از بسیاری از ما امضاکنندگان این نامه «مصطفی تاج زاده» را می‎شناسید. حتما شما آگاهی زیادی از فعالیت‎های ایشان چه پیش از انقلاب و چه پس از آن دارید. بی‎تردید شما به خاطر دارید که تاج زاده جز اولین مسئولینی بود که دغدغه‎هایی را مطرح کرد که امروز برخی از نزدیکان شما به بازنشر آن مشغول هستند. شما به عنوان یک «حقوق‎دان» مستحضر هستید که از اولین روز پس از انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۸۸ تا کنون چه اندازه از حقوق قانونی ایشان و سایر زندانیان سیاسی زایل شده است.
مصطفی تاج زاده در وضعیت کاملاً خلاف قانون بازداشت، محاکمه و زندانی شده و بیش از چهار سال است که دوران زندان خود را سپری می‎کند. چهل ماه روزه‎داری در کنار بیماری‎های جسمی و شرایط بسیار سخت و غیرمتعارف زندان، نگرانی‎های بسیاری را در مورد سلامتی ایشان به وجود آورده است. متاسفانه طی روزهای گذشته وضعیت ایشان رو به وخامت گذاشته و نیاز جدی به پیگیری امور درمانی در خارج از زندان دارند. شرایط بسیار بد نگهداری ایشان در زندان قطعا به وخیم‎تر شدن وضعیت ایشان می انجامد.
لذا ما امضاکنندگان این نامه از شما به عنوان رئیس جمهور قانونی ایران که ملزم و موظف به نظارت بر اجرای صحیح قانون اساسی هستید خواستاریم که ضمن پیگیری وضعیت ایشان به بازسازی اعتماد جامعه نسبت به حاکمیت کمک کنید. آقای تاج زاده برای ایران امروز سرمایه گرانقدری است. هر چند که مسئولین در شرایط فعلی دو حق قانونی ایشان یعنی حق درمان و گذراندن دوران زندان در بند عمومی را از ایشان دریغ کرده‎اند!
جناب آقای روحانی
مردمی که به شما رای داده‎اند به دنبال به دست آوردن مطالبات خود هستند. این مردم با امید به شما رای داده و در مراحل مختلف از شما حمایت کرده‎اند اما این حمایت ابدی و بی قید و شرط نیست. ما در کنار حمایت از روش‎ها و رفتارهای صحیح، همچنان خواهان اجرای وعده‎های انتخاباتی شما هستیم. فرصت‎های اعتماد سازی محدود هستند و حال نوبت شماست که پاسخگوی اعتماد مردم و حامیان سرشناس خود باشید زیرا اگر ایستادگی افرادی مانند تاج زاده نبود قطعا انتخابات ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ به گونه ای دیگر رقم می‎خورد.
اباذر عطایی
ابراهیم مهتری
ابولفضل حاجی زادگان
احسان رمضانیان
احسان محمدی
احسان نیکبخت
احمد باطبی
اشکان بخشی
اشکان محمدی
افسانه ململی
افسر معدنی پور
اکبر مقیمی
الیاس سلیمی
امیر حسین سراجى
امید پورمحمدعلی
امیر حسین صدیق
امیر حسین میر اسماعیلی
امیرحسین اسدی
امیرموسوى
امین غلامی
امین فریدیحیایی
ایمان اسماعیل زاده
ایمان اسماعیل زاده
آبتین غفاری
آرش مردانپور
آزاده اسدی
بابک قناد
بالی صداقت
بامشاد تابناک
بهروز شاهرخ نیا
بهروز کاظمی
بهمن برنادل
بیتا مزینانی
پرستو متین زاده
پروین ظهری
پریسا اکبرزاده
پویا قلی پور
پیمان احمدی
پیوند سامی
تورج صادقی
جاوید فخریان
جعفر قدیم خانی
جلال خرمن بیز
حامد ابراهیمی نژاد
حامد کریم‌قاسمی
حسام قوامی
حسن خزاعی
حسین سبحان اللهی
حسین سربندی
حسین سربندی
حسین صفدری
حسین قیومی
حسین یزدی
حمزه غالبی
خدیجه اصغری
داریوش فرجی
داود روشنی
داوود حشمتی
راضیه (پری) نشاط
رضارفیعی
روجا غلامحسینی
ریحانه طباطبایی
زهرا ثقفی
زهره اقاجری
زهره پرنیان
زهره رحیمی
زهره ستاره
زینب حیدری
ساجده کیانوش راد
سارا افتخاری
سارا آرین مهر
سارا حامدی
سارا خرمن بیز
ساناز اسفندیاری
سپیده شریعتی
سپیده شکیبا
سجاد صنعت جو
سحر ترابی
سحر ریاحی
سحر سام
سروش صفایی
سعید زمانی
سعید آگنجی
سعیده کردی نژاد
سکینه خرمن بیز
سمانه ابولپور
سمیه عالمی پسند
سورنا هاشمی
سیاوش کیخایی
سید احمد شهیدی
سید اسماعیل نبوی گلوگاهی
سید حسین موسوی بلده
سید رضا حسینی
سید عبدالحسن شهیدی
سید علی طباطبایی اردکانی
سید علیرضا کریمی
سید فرنود شهیدی
سید محسن میرحبیبی
سید مرتضی شهیدی
سیداحمدرضا احمدپور
شایسته سادات شهیدی
شکور احمدی
شکیبا منصوری
شهرزاد خدابنده لو
شهره حجازی
شهلا جعفریان
شهناز سیاقی
شهین امید خدا
شیما خدابنده لو
صائب قربانی
صبا آذر پیک
صبا شیروانی
صدیقه حسین نژاد
صنم غیائی
طاهره نقی ئی
عرفان اسماعیل زاده
عسل اسماعیل زاده
عفیفه عابدی
علی تقی پور
علیرضا فیروزی
علی اصغر خدایاری
علی اصغر شیرازیان
علی حسین قاضی زاده
علی سامانی
علی فلاحی
علی قاضی مرادی
علیرضا قلیچ خانی
عیسی سحرخیز
فاریا بارلاس
فاطمه پیر
فاطمه حقیری
فاطمه زمانی قمی
فخرالسادات محتشمی پور
فرانک چالاک
فربد وطن زاده
فرشاد توماج
فرهاد نوری
قیس قریشی
کامیار بهرنگ
کیوان فروزان
گلشید شهیدی
لیلی حاجیان
مازیار اعتمادی
مازیار آریان فر
ماهرخ شمس
مجتبی غفاری
مجتبی قاضی زاده
مجید فراهانی
محسن لک
محسن مهیمنی
محسن همتی
محمد الموتی
محمد اولیایی فرد ( وکیل دادگستری )
محمد جهانگیری
محمد رضا رضایی
محمد طباطبایی
محمد غلام ابوالفضل
محمد مهدی کریمی واقف
محمدامین ایلانی
محمدرضا ابراهیمی
محمدرضا بزمشاهی
محمدرضا سرداری
مرتضی اسماعیل پور
مرضیه امامی
مرضیه امیری
مرضیه آریان فر
مریم امام جمعه
مریم دورانی
مریم زمان
مریم سادات یحیوی
مریم شریعتی
مریم صفایی

۱۳۹۲ اسفند ۳, شنبه

سازمان ملل: اعدام‌ها در ایران بالا رفته است

خبرگزاری هرانا - دفتر کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل، در ژنو، با انتشار بیانیه‌ای نسبت به افزایش اعدام در ایران هشدار داده است.
به گزارش بی بی سی فارسی ،این دفتر می‌گوید در سال جاری میلادی و تنها در هفت هفته اخیر دست کم ۸۰ نفر در ایران اعدام شده‌اند و تعداد اعدام‌ها در این مدت ممکن است به ۹۵ نفر نیز برسد.
راوینا شمداسانی، یکی از سخنگویان سازمان ملل، گفت که اگرچه پس از انتخاب حسن روحانی به ریاست جمهوری نشانه‌های مثبتی از بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران به چشم می‌خورد، اما به نظر می‌رسد روی کار آمدن دولت جدید در اجرای احکام اعدام تغییری نداده است.
خانم شمداسانی همچنین به اعدام هادی راشدی و هاشم شعبانی، دو فعال عرب ایرانی، اشاره کرده و گفته است که بنا به برخی گفته‌ها محاکمه آنها ناعادلانه بوده و آنها تحت شکنجه مجبور به اعتراف شده بودند.
ایران پس از چین بیشترین شمار اجرای احکام اعدام و همچنین بالاترین نرخ سرانه اعدام را در جهان دارد. سازمان ملل می‌گوید در سال گذشته میلادی بین ۵۰۰ تا ۶۲۵ نفر در ایران اعدام شده‌اند.
بخش عمده‌ای از احکام اعدام‌ در ایران برای جرایم مرتبط با قاچاق مواد مخدر صادر می‌شوند. سازمان ملل می‌گوید آن چنان جدی نیستند که بتوان برای مجازاتشان به اعدام متوسل شد.

۱۳۹۲ بهمن ۳۰, چهارشنبه

امضا و اعلام حمایت جمعی از خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جنبش سبز از نامه مردمی به رییس جمهور برای رفع حصر

چکیده :ما جمعی از خانواده های شهدا و آسیب دیدگان همگی از آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد حمایت می کنیم. هم چنان که فرزندانمان با دستبندهای سبز از آنها حمایت کردند ما نیز هنوز دستبندهای سبزمان بر دستانمان می باشد و برای رفع حصر و حبس آزادی محصورین و زندانیان سیاسی این نامه را امضاء خواهیم کرد و امیدواریم که سال 93 را همگی با آزادی آنها جشن بگیریم....


جمعی از خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جنبش سبز با امضای نامه ی مردمی به رییس جمهور برای رفع حصر از همراهان جنبش سبز، از این حرکت مردمی حمایت کردند.
به گزارش کلمه، خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جنبش سبز در اعلام حمایت از این طرح مردمی در یادداشت کوتاهی که در اختیار کلمه قرار داده اند، نوشته اند: ما جمعی از خانواده های شهدا و آسیب دیدگان همگی از آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد حمایت می کنیم. هم چنان که فرزندانمان با دستبندهای سبز از آنها حمایت کردند ما نیز هنوز دستبندهای سبزمان بر دستانمان است و برای رفع حصر و حبس آزادی محصورین و زندانیان سیاسی این نامه را امضاء خواهیم کرد و امیدواریم که سال ۹۳ را همگی با آزادی آنها جشن بگیریم.
رفع حصر یکی از مطالبات مردم و فعالان بود که در انتخابات ریاست جمهوری بارها به آن اشاره شد و از سوی حسن روحانی نیز پاسخ همراهی گرفت. مطالبه ای که در شادی های خیابانی پس از پیروزی روحانی نیز تکرار شد.
اینک این مطالبه در قالب نامه ای مردمی به رییس جمهور ارسال خواهد شد. محوریت این کنش مردمی بر اساس امضای اینترنتی نامه ای خطاب به حسن روحانی، رئیس جمهور است. در این نامه، با اعلام حمایت از مجموعه برنامه ها و اهداف و وعده های دولت یازدهم، از رئیس جمهور خواسته شده تا نسبت به انجام یکی از وعده های خود مبنی بر رفع حصر اقدام لازم را به عمل آورد.
در این نامه کوتاه، ضمن اشاره به سوابق درخشان حصر شدگان در خدمت به انقلاب و کشور، حصر اقدامی غیر قانونی خوانده شده که تاثیرات روانی منفی و عمیقی بر روی بخش بزرگی از جامعه گذاشته است.
برای پیوستن به این حرکت مردمی، می توانید با مشاهده این خبر وارد سایت جمع آوری امضا شده و به این حرکت بپیوندید.

۱۳۹۲ دی ۷, شنبه

نامه همسر تاجزاده به مراجع و علما: سکوت در برابر ظلم چه حکمی دارد؟ آیا مراجع از ستمها بی خبرند یا «تقیه» که مختص زمان حاکم جائر است موضوعیت پیدا کرده؟

چکیده :آیا مراجع عالیقدر و علمای اعلام از اِعمال این حجم از ستم به نام و ادعای مسلمانی بی اطلاع و غافلند یا اصل «تقیه» که مختص زمان ائمه جائر است در زمانه ما موضوعیت پیدا کرده است و امت اسلامی از آن بی خبرند!...


فخرالسادات محتشمی پور در نامه ای خطاب به علما و مراجع که حاوی شرح ظلم و ستمی که برهمسر وی، سید مصطفی تاجزاده، رفته، سوالاتی از مراجع و علما مطرح کرده که به دور از حاشیه روی و اغراق، پاسخگویی به یکایک آنها حداقل انتظاری است که هر فرد مومنی میتواند از مراجع دینی خود داشته باشد.
به گزارش کلمه، در این نامه محتشمی پور میپرسد: «اساسا صرف «نقد» از زمامداران اسلامی با توجه به این که امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفه همگانی است، چه حکمی دارد و تکلیف احکام صادره محاکمه قضائی که افراد را به صرف نقد منصفانه و گیریم غیرمنصفانه به مجازات هایی فراتر از توان کیفری محکوم می کنند، چیست؟!»
همسر معاون دربند وزیر کشور دولت سیدمحمد خاتمی تصریح کرده است: حصر فعلی غیرقانونی است که متأسفانه اول بار در مورد فقیه عالیقدر حضرت آیة الله العظمی منتظری اعمال شد و چون عکس العمل لازم از طرف حوزه و افکار عمومی نشان داده نشد، در مورد بزرگوارانی چون خانم دکتر رهنورد و آقایان موسوی و کروبی نیز اعمال شد و به دنبال آن حصر در بیمارستان در مورد بعضی زندانیان سیاسی تا حدود نزدیک دو سال و حصر در زندان در مورد آقای تاجزاده به مدت نزدیک به سه سال و نیم اعمال شد. اینک که دستگاه قضائی و امنیتی این گونه اقدامات غیرقانونی را به راحتی و بدون نیاز به پاسخ انجام می دهد تکلیف مسلمانی ما و جایگاه امر به معروف و نهی منکر و تکلیف اصلاح حکومت چیست و کجاست؟
متن کامل استعلام نامه سرگشاده فخرالسادات محتشمی پور به مراجع و علما که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
السلام علی اسیر الکربات و قتیل العبرات
حضرات آیات عظام، مراجع عالیقدر و فضلای عالیقدر
سلام علیکم
این پنجمین اربعین است که در سوگ مولای عاشقان و آزادگان، حسین بن علی (ع) مویه و ناله می کنیم در حالی که بیش از گذشته حال و وضع و مقام آن حضرت و اهل و عشیره نیک خصال و نیک مرام و اصحاب والامقام ایشان را درک کرده ایم و بیش از همیشه دنائت و شقاوت دشمنان بی مقدارشان را می فهمیم که چون از بیعت امام با یزیدِ منحرف از دین و مروج بی اخلاقی و رذالت ها ناامید شدند، فتوای قتل او را گرفتند و در کشتن او و اصحابش بر یکدیگر پیشی گرفتند و زود از کرده خویش پشیمان شدند و گناه را به گردن یکدیگر انداختند و زود تاوان بندگی شیطان را پس دادند و زود فعل قبیحشان گریبانگیرشان شد و زود خون مظلوم دامنشان را گرفت و آنچه کردند عبرتی شد برای امت های بعد از ایشان.
باری نزدیک پنج سال است که ما خانواده های زندانیان سیاسی که بعضا خود نیز طعم زندان و انفرادی و دست کم احضار و پرونده سازی بداندیشان و بازجویی را چشیده ایم با معنی ظلم آشناییم و طعم آن را و رنگ و بوی آن را خوب می شناسیم. و این پنجمین اربعین را در حالی سپری کردیم که هنوز خون های به ناحق ریخته و دل های با شقاوتِ سخت دلان شکسته و تن های به عداوت شکنجه دیده و روح و روان های آسیب دیده و به ناخنِ تیزِ بدسگالان خراشیده مقابل دیدگان شاهدان امروز وقایع چند سال اخیر ایران، تازه و برجسته و آشکار است و گویی هر روز که می گذرد خون ها سرخ تر، زخم ها عمیق تر، جراحت ها گسترده تر و رنگ چهره ها پریده تر می شود چرا که گویی قرار نیست ترازوی عدالت از پستوی عدالت خانه بیرون آید و به محاکم قضایی راه یابد و قاضی قرآن را نصب العین خویش قرار دهد و دادستان فقط از خدا بترسد. بلکه بنا بر لجاجت و سخت دلی و شقاوت و کینه ورزی بیشتر است تا مظلوم مجبور به اعتراف شود به گناه ناکرده و آزاده مجبور به زانو زدن شود در برابر مدعیان خدایی و شریف مجبور به بندگی غیرخدا شود و عزت خدادادی به تمسخر گرفته شود!
حضرات آیات عظام و علمای اعلام
نه تنها زبان اینجانب، همسر آزاده دربند سید مصطفی تاجزاده، از شرح همه بی عدالتی های صورت گرفته طی نزدیک چهارسال و نیم سپری شده از انتخابات ۸۸ در محاکم قضائی مان و شرح همه شکنجه ها و پلیدی های صورت گرفته در جریان بازداشت های غیرقانونی و بدون محاکمه و حبس های انفرادی همراه با بازجویی های خشونت بار و درهم شکننده و تحقیرآمیز هزاران ایرانی مسلمان و غیرمسلمان از هر قوم و زبان و فرهنگ و مرام، و تبعیدها و زندان در تبعید ها و حصرها در خانه و بیمارستان و زندان عاجز است، بلکه حتی توان بیان آن چه را بر همسر عزیزتر از جانم و خانواده مظلوم او گذشته است، ندارم. اما آن چه مرا وادار به نوشتن این مرقومه دل آزار نموده ستمی است که بیش از خود زندانی سیاسی بر خانواده او می رود و در پی آن طرح سوالاتی که این روزها بر زبان جوانان مسلمان ایرانی و غیرایرانی جاری است و این پرسش اساسی که آیا مراجع عالیقدر و علمای اعلام از اِعمال این حجم از ستم به نام و ادعای مسلمانی بی اطلاع و غافلند یا اصل «تقیه» که مختص زمان ائمه جائر است در زمانه ما موضوعیت پیدا کرده است و امت اسلامی از آن بی خبرند!
بزرگواران و زعمای دینی مسلمانان
مستحضرید که این جانب همسر «زندانی خاص بیت شریف» مکرر شرح احوال عزیزدربندم، که تبعیت از او به گفته برخی حضرات باید بهشت را برمن واجب نماید، موجب بازداشت و انفرادی و محاکمه و صدور حکم برایم شده است، برای شما نگاشته ام و گاه از باب اتمام حجت گفتارها و نوشتارهایی را حضورا خدمتتان عرضه داشته ام و البته در مواردی توفیق زیارت نصیب نگشته و پیام ها را با واسطه رسانده ام و گاه با اهل بیت گفتگو کرده و وظیفه امانت داری را به خواهران بزرگوارم محول کرده ام وهر بار مورد لطف و مرحمت و شفقت قرار گرفته و راهنمایی های بزرگوارانه تان را به کار بسته ام که برخی از این ارشادات در بازجویی ها در بازداشت گاه غیرقانونی سپاه پاسداران(دوالف) هم به کار من آمده است. (از جمله فرمایشات ارجمند حضرت آیة الله العظمی وحید خراسانی در ضرورت بهره مندی از مخّ فقاهت برای جدا کردن یک انسان از جامعه و خانواده) که چه بسا مشکلاتی را به لحاظ امنیتی برای بعضی از بیوت و دفاتر به دنبال داشته است. با این همه بار دیگر برخود واجب دانستم که پس از حدود سه و سال و نیم انفرادی و حصر در زندان همسرعزیزتر از جانم «مصطفی» که والاترین مقام نزد پروردگارمان نصیبش باد، گزارشی از وضع و حال وی بنا به وسع و طاقت خویش به پیشگاهتان عرضه کنم تا علاوه بر اطلاع رسانی تکلیف خود را نیز بدانم و نسبت به سستی و کوتاهی های احتمالی در اقامه «رسالت و وظیفه همسری» توسط شما بزرگواران و زعمای دینی متنبه شوم.
۱- سید مصطفی تاجزاده با حکم بازداشتی که سه روز قبل از انتخابات ۸۸ توسط متهم اول کهریزک قاضی مرتضوی (دادستان وقت) امضاء شده بود، در یورشی وحشیانه به منزلش در نیمه شب ۲۳ خردادماه دستگیر و بلافاصله به بازداشت گاه غیرقانونی سپاه (دو الف) منتقل شد.
۲- بازجویی های سخت و خشن و آزارنده و دست درازی های بازجوی خشن سپاه مشکلات جسمی ایشان را تشدید و ضرورت درمان فوری را ایجاب نمود که متاسفانه علیرغم تشخیص پزشک بیمارستان بقیة الله برای عمل کمر و گردن بدان وقعی گذاشته نشد.
۳- حضور ایشان در دادگاه نمایشی و غیرقانونی با قرائت کیفرخواست عمومی و با هیبتی مغایر شأن ایشان و نمایش آن از رسانه ملی موجب وهن نظام جمهوری اسلامی گردید. پس از آن در دو دادگاه غیرعلنی که برای ایشان با حضور وکلایشان به ریاست قاضی صلواتی تشکیل شد در اعتراض به عدم رسیدگی به شکایتشان از آقای جنتی که او را متقلب و متخلف در انتخابات مجلس ششم می دانستند، از خود دفاع نکردند که علیرغم آن به شش سال حبس محکوم شدند.
۴- در چهارمین روز ماه رمضان سال ۱۳۸۹ در حالی که هنوز در نقاهت عمل جراحی دیسک کمر به سر می بردند برای اجرای حکم به زندان احضار شدند و از همان روز به جای انتقال به بند عمومی به انفرادی منتقل شدند که این وضعیت تاکنون ادامه دارد.
۵- تاکنون در مورد این اقدام غیرقانونی یعنی نگهداری نزدیک سه سال ونیم در انفرادی و به شکل ایزوله و محصور در بند زنان سابق (متادون اسبق) که چند ماه از آن به شکل متناوب فرد دیگری هم در اتاق یا بند ایشان بوده که هر سه زندانی همراه ایشان(آقای نوری زاد و آقای شریفی پس از اعتصاب غذا و فرد دیگر پس از حدود ۷ بار اقدام به خودکشی) آزاد شدند، هیچ مقام مسئول توضیحی به ما نداده است. اما یک بار بازجو به ایشان به طور شفاهی گفته تو هرگز به عمومی منتقل نخواهی شد چون تشکیلات درست می کنی!
۶- با این که مرخصی حق زندانی و خانواده اوست، از آبان ماه سال ۹۱ ایشان حتی برای یک روز هم به مرخصی نیامده اند.
۷- از انواع ملاقات های سه گانه که برای زندانیان عادی براساس رعایت حق و شرع و قانون در نظر گرفته شده ایشان تنها از ملاقات کابینی هفتگی با همسرشان برخوردارند و امکان ملاقات با پدر و مادر، فرزند و برادر و خواهران را ندارند.
۸- در مواردی پس از پی گیری های مکرر خانواده که بعضا موجب ایذاء و عسرت و سختی برای ایشان بوده است، بازجویان سپاه امکان ملاقات در بازداشت گاه غیرقانونی دو الف فراهم می آوردند که در پی کینه توزی های جدید پس از انتخابات ۹۲ و روی کار آمدن دولت تدبیر و امید این ملاقات ها قطع و فشار روی ایشان و خانواده به خصوص پدر و مادر و دخترشان زیادتر شده است.
۹- سید مصطفی تاجزاده به تأسی از جدّ بزرگوارش امام موسی کاظم (ع) دوران حصر و بند و حبس خویش را با عبادت خدای عزّ وجلّ و نماز و صیام و شب زنده داری و مطالعه می گذراند و روزه داری اعتراضی ایشان به بیش از سه سال و یک ماه رسیده است که همین مسئله موجب مشکلاتی از جمله تاری چشم، نوسان فشارخون و ایجاد نگرانی هایی برای پزشکان معتمد و خانواده ایشان شده است. روند درمان ایشان از سال گذشته قطع شده و از زمان انتخابات ریاست جمهوری آقای روحانی تاکنون سخت گیری برای درمان ایشان بیشتر و بیشتر شده به نحوی که اظهار نگرانی پزشکان و درخواست بستری شدن ایشان در بیمارستان برای بررسی های تخصصی پزشکی و درمان مورد بی اعتنایی کامل قرار گرفته است.
۱۰- در عوض پاسخ گویی به همه مظالم اعمال شده و اقدامات غیرقانونی در مورد ایشان، سپاه طی پرونده سازی جدید کلیه گفتارها و نوشتارهای منتقدانه ایشان را موارد اتهامی اعتبار نموده و شکایتی از ایشان داشته که منجر به چند نوبت احضار در دادسرای اوین و نیز به دادگاه انقلاب شده است. ایشان موضوع عدم شرکت در دادگاه و یا شرکت و عدم دفاع از خود در اعتراض به عدم رسیدگی به شکایتشان از آقای جنتی و سردار مشفق و نیز شرکت در دادگاه علنی، با حضور هیأت منصفه و نمایندگان رسانه ها و ارائه لایحه دفاعیه را با مردم شریف ایران به شور گذاشته و علاقمند است که این بار با مشورت مردم و با استفاده از عقل جمعی به تصمیم گیری برسد.
۱۱- این فرزند غیور امام و انقلاب در اعتراض به سلب حق اولیه انسانی و قانونی و شرعی اش که همانا ممنوع الملاقات کردن والدینشان است، نامه ای به رهبری نوشته اند که ضمیمه این مرقومه است. اما با این که چند هفته ای از انتشار آن نامه می گذرد، و شائبه عدم اطلاع ایشان برطرف شده هنوز هیچ گونه اقدامی در این زمینه صورت نگرفته است.
حضرات مراجع عظام و علمای بزرگوار
اینک پس از شرح مختصری از احوال و اوصاف همسر عزیزم ضرورت می دانم که سوالات زیر را از محضرتان داشته باشم:
۱- آیا در زمان حضرت پیامبر اکرم (ص) نقد از ایشان که متصل به وحی و از نظر مسلمین دارای مقام قدسی بودند، مستوجب عقاب دنیوی بود؟! آیا برخورد سراسر لطف و رحمت حضرت با مخالفان بلکه دشمنان خویش که کمر به قتل آن بزرگوار بسته بودند، نباید برای امروز ما راهنما باشد؟!
۲- اساسا صرف «نقد» از زمامداران اسلامی با توجه به این که امر به معروف و نهی از منکر یک وظیفه همگانی است، چه حکمی دارد و تکلیف احکام صادره محاکمه قضائی که افراد را به صرف نقد منصفانه و گیریم غیرمنصفانه به مجازات هایی فراتر از توان کیفری محکوم می کنند، چیست؟!
۳- حکم حصر در خانه و بیمارستان و زندان چیست و کدام آیه قرآنی یا سیره نبوی و علوی حکومت اسلامی را مجاز به سلب حق حیات اجتماعی فرد می کند و او را نه تنها از جمع خانواده و دوستان و همکاران و شهروندان بلکه از جمع زندانیان حتی غیرسیاسی دیگر جدا می کند؟!
۴- مستحضرید حصر فعلی غیرقانونی است که متأسفانه اول بار در مورد فقیه عالیقدر حضرت آیة الله العظمی منتظری اعمال شد و چون عکس العمل لازم از طرف حوزه و افکار عمومی نشان داده نشد، در مورد بزرگوارانی چون خانم دکتر رهنورد و آقایان موسوی و کروبی نیز اعمال شد و به دنبال آن حصر در بیمارستان در مورد بعضی زندانیان سیاسی تا حدود نزدیک دو سال و حصر در زندان در مورد آقای تاجزاده به مدت نزدیک به سه سال و نیم اعمال شد. اینک که دستگاه قضائی و امنیتی این گونه اقدامات غیرقانونی را به راحتی و بدون نیاز به پاسخ انجام می دهد تکلیف مسلمانی ما و جایگاه امر به معروف و نهی منکر و تکلیف اصلاح حکومت چیست و کجاست؟
۵- فرموده اید «قطع رحم» از گناهان بزرگی است که جامعه اسلامی باید قباحت آن را بر آحاد ملت بنمایاند و اهمیت «صله رحم» را مورد تأکید مکرر قرار داده اید. این که چون تاجزاده ای تنها به جرم پایداری و اصرار بر مواضع به حق خویش در نقد مسئولان برای انحرافشان از اسلام و انقلاب، از دیدار نزدیک ترین کسانش (والدین، فرزندان، برادر و خواهران) محروم است، چه حکمی دارد؟!
۶- این که بیش از تاجزاده، زندانی سیاسی خاص جمهوری اسلامی، خانواده اش مجازات و شکنجه می شوند، چه حکمی دارد؟!
۷- و بالاخره سکوت در برابر ظلم چه حکمی دارد؟
با سپاس از عنایات همیشگی شما بزرگواران
فخرالسادات محتشمی پور
همسر آزاده دربند، فرزند خدمتگزار ایران، زندانی بیت شریف، سید مصطفی تاجزاده
۲۰ صفر ۱۴۳۵ هجری قمری (اربعین حسینی) برابر با دوم دی ماه ۱۳۹۲

۱۳۹۲ آبان ۳, جمعه

سیلی به دختران به جای تحقق وعده روحانی؟!

چکیده :همه اصلاح طلبان و حامیان این بزرگان در حصر، از طرح مطالبات خود صرف نظر کردند تا دست دولت باز باشد اما انتظار دارند که عملکرد نهادهایی مانند وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی و دیگر نهادهایی که با حقوق شهروندان سروکار دارند، با گذشته متفاوت شود. در این میان هیچ بعید نیست که بخشی از بدنه باقی مانده از گذشته در نظام اجرایی کشور، با تثبیت جایگاه خود در دولت جدید، مبادرت به کارشکنی کند تا امید مردم به دولت جدید، تبدیل به یاس و چنین القا شود که در این نظام کاری نمی شود کرد....

علی شکوهی در یادداشتی که آینده آن را منتشر کرده است نوشت: تقریبا یقین داشتم که در عید غدیر امسال رفع حصر حجت الاسلام کروبی و مهندس میرحسین موسوی و همسرش اتفاق نخواهد افتاد و دلیل آن هم ملاحظه رخدادهای بیش از ۴ سال گذشته بود که در آن از عقلانیت و تدبیر خبری نبود. در عین حال تصور نمی کردم که برخی، بی تدبیری را از حد بگذرانند و در روز عید غدیر و بعد از گشایشی که برای ملاقات میرحسین موسوی با فرزندانش فراهم شد، بحرانی تازه درست کنند و با سیلی زدن به گوش دختران میرحسین، هم به آنان ظلم کنند و هم بر رنج و درد این خانواده بیفزایند و هم گل اعتمادی را که نسبت به نظام در دل مردم بتدریج شکوفه می زند، پرپر کنند و سرانجام موجی از اعتراض و ناراحتی را در جامعه علیه نظام و مسئولان برانگیزند.
این واقعیت را نمی توان انکار کرد که تاریخ انقلاب اسلامی به قبل و بعد از انتخابات سال ۸۸ تقسیم شده است و اگر تا خیلی خیلی دیر نشده، فکری برای حل مسائل پیچیده این انتخابات نکنیم، باید انتظار داشته باشیم که در آینده هیچ رخدادی در کشور نتواند خود را از پیامدهای حوادث سال ۸۸ جدا کند و به صورت مستقل تحلیل شود. آن انتخابات در درون جبهه انقلاب، شکاف عمیقی را ایجاد کرده است که اگر با سرپنجه تدبیر ترمیم نشود، بنیان انقلاب اسلامی را متزلزل خواهد ساخت و رویارویی بیشتر و با ابعاد گسترده تری را در درون نیروهای انقلاب ایجاد خواهد کرد.
انتخابات سال ۹۲ فرصتی تازه پیش روی مسئولان نظام ایجاد کرد تا از عمق آن شکاف سیاسی و اجتماعی بکاهند و از کنار یکی از تلخ ترین حوادث پس از انقلاب با سلامت بگذرند. در این انتخابات، مردم به صحنه آمدند و به هر میزانی که به آنان اجازه داده شده بود، نظر خود را با انتخاب دکتر روحانی بیان کردند. مهمترین پیام این انتخابات این بود که تبلیغات ۴ ساله دستگاه های رسمی تبلیغاتی و رسانه ای، بی اثر بود و مردم حاضر به قبول دستگاه فکری و نظام تحلیلی رسمی نشدند. مردم با تمام وجود خود نشان دادند که همچنان هاشمی رفسنجانی، سیدمحمد خاتمی، میرحسین موسوی و مهدی کروبی را در درون جبهه انقلاب می بینند و مواضع آنان را بیشتر از کسانی قبول دارند که در طی ۴ سال متمادی، سعی در ضدانقلاب قلمداد کردن این بزرگان داشتند. بر همین اساس، مردم انتظار داشتند که مسئولان نظام، پیام رای مردم را به درستی درک کنند و از جمله با آزاد کردن زندانیان بی گناه و بزرگان در حصر، زمینه وفاق اجتماعی را مساعد سازند و از تعمیق بیشتر کینه ها و کدورتها و لاینحل شدن معضلات ایجاد شده، جلوگیری کنند. متاسفانه تاکنون این انتظار بر آورده نشد و به میزانی که مردم از خودشان عقلانیت نشان دادند، شاهد برخوردهای عقلانی مسئولان نیستیم.
اکنون دولت دکتر حسن روحانی سر کار است و ایشان نیز با مطالبات رای دهندگان کاملا آشناست و طبعا باید کاری برای تامین نظرات مردم انجام دهد. غالب رای دهندگان به ایشان، خواستار رفع حصر آقایان موسوی و کروبی هستند و با یک ارزیابی اولیه هم می شود دریافت که این اقدام هم به نفع مصالح ملی است و هم موجب مقبول افتادن مسئولان می شود و هم انگیزه مخالفت بسیاری از افراد با حاکمان را کاهش می دهد. ما می دانیم که مسئولان دولت کنونی، تصمیم گیرندگان اصلی در این زمینه نیستند اما انتظار داریم که در تعدیل این فضای بسته کاری بکنند و اقلا از بدتر شدن این وضعیت جلوگیری به عمل آورند.
همه اصلاح طلبان و حامیان این بزرگان در حصر، از طرح مطالبات خود صرف نظر کردند تا دست دولت باز باشد اما انتظار دارند که عملکرد نهادهایی مانند وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی و دیگر نهادهایی که با حقوق شهروندان سروکار دارند، با گذشته متفاوت شود. در این میان هیچ بعید نیست که بخشی از بدنه باقی مانده از گذشته در نظام اجرایی کشور، با تثبیت جایگاه خود در دولت جدید، مبادرت به کارشکنی کند تا امید مردم به دولت جدید، تبدیل به یاس و چنین القا شود که در این نظام کاری نمی شود کرد. آیا برخورد با دختران میرحسین موسوی، نشان نداد که کسانی برای شکست دولت روحانی در عملی کردن وعده هایش در تلاشند؟ آیا دولت روحانی برای کوتاه کردن دست این نیروهای مشکوک نباید کاری بکند؟
سیلی زدن به دختران نخست وزیر سابق که از سادات هستند آن هم در روز عید غدیر، کام همه را تلخ کرده است. از این اقدام تلخ، اعلام برائت می کنم و عاقل شدن برخی را از خداوند مدافع مظلومان آرزو دارم.

نرگس موسوی: همه آنچه برما گذشت را نمی‌توانیم بگوییم

چکیده : مامان آمد توی ساختمان چون توی ساختمان خود اطلاعات بودیم از خانه آمده بودیم بیرون در حیاط را هم بسته بودند و مامان ایستاده بود که از ما خداحافظی کند. در تمام این لحظات درگیری پدرم هم از پشت میله های آشپزخانه خانه که مشرف به خانه امن اطلاعات است صداهای این برخورد و حمله های وحشیانه مامور امنیتی را می‌شنید. اوهم خیلی متاثر شد این در حالی هست که بابا نباید بهش فشار عصبی بیاید قلبش مشکل دارد. به هر حال خیلی خیلی بد بود....


کلمه- گروه خبر:
روز عید غدیر امسال روز تلخی برای رهبران در حصر و منتظران رفع حصر بود. روزی که دیدارعیدانه دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد به شکلی دور از انتظار و همراه با خشونت و هتک حرمت پایان یافت.به خصوص آن که بعد از مدتها دختران می توانستند پای در خانه پدری بگذارند و در آنجا با عزیزان شان ملاقات کنند. شاید پیش از آن فکر می کردند این گشایشی خواهد بود چرا که به جای خانه امن وزارت اطلاعات آنان در خانه پدری دیدار صورت می گرفت.  کلمه برای آنچه در این روز تلخ اتفاق افتاد با نرگس موسوی  گفت و گویی انجام داد که می خوانید:
خانم موسوی لطفا شرحی از آنچه اتفاق افتاد بفرمایید.
روز گذشته به ما زنگ زدند و گفتند که دیدار داریم برای روز عید و اطلاع دادند که می توانیم ناهار را در کنار پدر و مادرمان بمانیم.خب بالطبع ما هم خیلی خوشحال شدیم . این یعنی دیدار ما دو ساعت و نیم خواهد بود . از ساعت یازده و نیم تا دو بعد از ظهر. ملاقات در حضور دو نگهبان زن مانند همیشه انجام شد. بعد از آن بود که وقتی خواستیم از منزل خارج شویم از ما خواستند به ساختمان کناری برویم برای بازدید و گشتن.
آیا امروزبرخورد ماموران از ابتدا با بقیه روزها فرق نداشت؟
چرا اولش هم بازرسی بدنی بیش از حد همیشه بود یعنی کاملا انگار می خواستند التهاب ایجاد کنند. این دفعه حالا می خواستند بهانه ای پیدا کنند یا هر چیز دیگری نمی دانم. ما دفعه قبل هم که البته یکی دوبار بیشتر پیش نیامد، منزل بابا رفته بودیم بعد از اینکه قلبشان را آنژیو کرده بودند ( سال گذشته) ولی بعد از دیدار ما بازرسی بدنی نداشتیم. واز این گذشته ملاقات با حضور ماموران امنیتی که دیگربازرسی بدنی ندارد. آن هم با این شکل . آخر کجای دنیا همچین کاری میکنند؟
 آیا این اتفاق قبلا هم افتاده بود؟
خیر . ما خیلی تعجب کردیم چون وقتی وارد خانه شده بودیم هم ما را گشته بودند. با این که برای ما جای سوال داشت که چرا ولی حرفی نزدیم و همراه آنان رفتیم. پیش خودمان گفتیم شاید می ترسند چیزی از خانه پدری مان بدزدیم ولی با این حال رفتیم. گشتن را شروع کردند و این در حالی بود که تمام ملاقات امروز ما در حضور دو نگهبان گذشته بود و آنان در تمام لحظه ها کنار ما بودند.  آنها حتی  از ما خواستند لباس های زیرمان را نیز دربیاوریم که این یک کار خارج از عرف بودو زشت تر اینکه  رفتارها  خواسته های هتک آمیزی داشتند که نمی‌توانیم بیان کنیم.
پس برخورد از همین جا شروع شد؟
بله بعد از این که ما اعتراض کردیم و این خانم شروع کرد به توهین و درگیر فیزیکی. من آمدم دستش را بگیرم که ایشان سیلی بر گوش من و بعد از آن بر گوش خواهرم زدند.  با هم درگیر شدیم . درگیری کاملا فیزیکی شده بود. من دستم را بردم جلو که ممانعت کنم از این کارناگهان ایشان حمله کرد دست من را خیلی ناجور گاز گرفت و برای من این عجیب است که یک زن این قدرت را از کجا آورده انگار برای این کار آموزش دیده بود. بعد دست من خون آمد و حالت قلوه کن پیدا کرد حالا بماند که رد انگشتهایش هم روی صورت من و هم روی صورت خواهرم مانده بود.
 آیا پدر و مادرتان هم می توانستند این صحنه را ببینند؟
متاسفانه بله. مامان آمد توی ساختمان چون توی ساختمان خود اطلاعات بودیم از خانه آمده بودیم بیرون در حیاط را هم بسته بودند و مامان ایستاده بود که از ما خداحافظی کند. در تمام این لحظات درگیری پدرم هم از پشت میله های آشپزخانه خانه که مشرف به خانه امن اطلاعات است صداهای این برخورد و حمله های وحشیانه مامور امنیتی را می‌شنید. اوهم خیلی متاثر شد این در حالی هست که بابا نباید بهش فشار عصبی بیاید قلبش مشکل دارد. به هر حال خیلی خیلی بد بود.
 کسی دخالت نکرد در این برخوردها که مثلا جلوی این رفتارها گرفته شود یا مانع شوند؟
مامان آمد و رییس زندان بانها که آقای فروغی نامی هست آمد. مامان می خواست ما را جدا کند و این زن اینقدر وحشی شده بود که کسی نمیتوانست کنترلش کند. آقای فروغی عذرخواهی کرد و گفت ایشان اجازه و حق نداشته همچین کاری بکند. ما گفتیم که حتما شما بهش دستور دادی که گفت نه اصلا ایشان اجازه چنین بازرسی بدنی را نداشته. ما گفتیم اصلا اگر قرار بود چنین بازرسی بدنی داشته باشیم شما برای چی گفتید که ما برویم داخل خانه این عیدی ماست روز عید غدیر؟
شما این مامور را می شناختید یا جدید بود؟
می شناختیم . ایشان پیش از این هم سابقه بدرفتاری داشتند که یکی از این ماموران زن پیش از این در مدتی که پدرم در بیمارستان بود با بی شرمی با وی درگیر شده بود و هتاکی کرده بود ودرگیری آنجا به وجود آورد و واقعا پدرم به حال خیلی بدی افتاد و به حد مرگ کشید بابا را در بیمارستان. بابا مریض و زیر سرم بود. همان موقع اگر می خواستند التهابی نباشد باید ایشان را عوض می کردند نه تنها عوض نکردند بلکه بهش اختیار تام دادند که بیاید به بچه یک زندانی سیاسی آخه زندانی عادی نیست بابای من یک زندانی سیاسی است نخست وزیر این کشور بوده برگرده اینطوری هتاکی کند؟
 به نظرتان این برخورد با شما و خواهران تان که از یک طرف امکان محدود حضور در منزل فراهم میشود و از سوی دیگر چنین برخوردی صورت می‌گیرد چه معنایی می تواند داشته باشد؟
نمی دانیم پشت پرده چه می گذرد واقعیتش این است که هنوز هیچ ارگانی نگفته که دست ما هستند. از اول هم دست شورای امنیت ملی بوده ولی عملا هیچ کس پاسخی نمی دهد . ولی من فکر میکنم چند دسته اند . من فکر می کنم یک دسته ای تندرو تر هستند و می خواهند التهاب ایجاد کنند و اصلا دنبال آرام تر و بهتر شدن فضا نیستند. از طرف دیگه مطرح می شود که اینها می خواهند فضا را تلطیف کنند مثلا اینکه ما را ببرند توی خانه.  ما چنین چیزی نمی خواهیم ما آزادی مطلق می خواهیم ما می خواهیم پاسخگو باشند برای ۱۰۰۰ روز حبس غیر قانونی. اینکه ما را ببرند داخل خانه و ملاقات حضوری داشته باشیم بعد از نزدیک به ۱۰۰۰ روز واقعا قابل قبول نیست. به نظرم باید عذرخواهی کنند از این کاری که کردند… .  توی گوش سید میزنند جلو چشم مادرش؟ جلوی چشم مادر زندانی ما؟

۱۳۹۲ شهریور ۲۴, یکشنبه

گزارشی از قتل یک شهروند بلوچ با وجود آثار ضرب و شتم / تصویر


خبرگزاری هرانا - یک شهروند بلوچ به نام "قاسم زردکوهی" در تاریخ ۱۳ مرداد ماه توسط نیروهای امنیتی بازداشت و سپس پیکر وی که آثار ضرب و شتم در بدنش مشهود بود را به خانواده وی تحویل دادند.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، در تاریخ ۱۳ مرداد ماه سال جاری در منطقه مهرستان (زابلی مگس) نیروهای امنیتی به یک خودرو سواری دستور ایست می‌دهند که در پی عدم توجه سرنشینان خودرو به ایست پلیس، مامورین اقدام به شلیک بسوی ایشان کرده و منجر به مرگ یک تن از سرنشینان خودرو می‌شوند.
حبیب الله سربازی خبرنگار و برنامه ساز تلویزیون به نقل از خانواده کشته شدگان در این رابطه به گزارشگر هرانا گفت: "روز ۱۳ مرداد ماه در جاده بین سراوان و ایرانشهر منطقه‌ای معروف (زابلی مگس) نیروهای امنیتی که نیروهای (مرصاد) در منطقه شهرت دارند در محل ایست و بازرسی دایر کرده و به خودرو حامل جاسم زردکوهی و قاسم زردکوهی شلیک می‌کنند. در این اقدام جاسم زردکوهی در دم کشته می‌شود و برادر وی قاسم زردکوهی بازداشت می‌شود."
سربازی در مورد علت تیر اندازی مامورین به سوی خودروی سواری گفت: "این دو برادر بنابر شرایط ایجاد شده در منطقه در ماشین خود سلاح داشته‌اند چون درگیری‌های قبیله‌ای و درگیری‌های ایجاد شده بین افرادی که خود را بسیجی می‌خوانند ایجاب کرده برای محافظت از خود اسلحه حمل کنند."
وی در ادامه تصریح کرد: "پس از بازداشت قاسم زردکوهی در تاریخ ۱۳ مرداد ماه وی همانگونه که در عکس جسدش هویداست، مورد ضرب شتم و شکنجه قرار گرفته است."
سربازی در ادامه افزود خانواده وی در ابتدا برای تحویل گرفتن جسد شکایتی نکردند و در خصوص علت این موضوع گفت: "نیروهای امنیتی با تطمیع خانواده زردکوهی اعلام داشتند که قاسم بر اثر شلیک گلوله کشته شده و به همین دلیل خانواده حاضر می‌شوند تعهد دهند خبری منتشر نکنند و امضا می‌دهند که هیچ شکایتی ندارند و نهایتا جسد را پس از ۳ روز تحویل می‌گیرند. اما پس از تحویل گرفتن جسد متوجه می‌شوند که جای هیچ تیر خوردگی نیست بلکه بدن وی در اثر ضربات متعدد جسم نامعلوم کبود شده است."
وی در خصوص واکنش خانواده پس از روئیت جسد می‌گویند: "پس از روئیت جسد و آثار شکنجه، خانواده به دادگستری مراجعه و شکایت می‌کنند اما هنوز رسیدگی به این شکایت انجام ندادند."
سربازی در پایان نیز خبر از یک مورد مشابه دیگر در ایرانشهر در همین فاصله زمانی داد که جزئیاتی بیشتری از آن در دست نیست. وی در این خصوص گفت: "فرد دیگری بنام ایوب دامنی در روز ۱۵ مرداد ماه در ایرانشهر توسط ماموران امنیتی بازداشت شد و یک هفته بعد جسدش را به سرد خانه تحویل دادند و خانواده‌اش از آنجا جسدش را تحویل گرفتند و ماموران امنیتی هیچ توضیحی در مورد علت کشته شدنش به خانواده وی ارائه نداند."

۱۳۹۲ مرداد ۲۰, یکشنبه

محدودیت و ممنوعیت ورود پناهجویان حتا به کلیساها

.مقامات برخی از شهرهای سوییس در نظر دارند تا حقوق پناهجویان را محدود کنند، اقدامی که موجب خشم و بهت گروههای حقوق بشری شده است.
به گزارش « محبت نیوز» به نقل از یورونیوز، مقامات برخی از شهرهای سوییس در نظر دارند تا حقوق پناهجویان را محدود کنند. از این جمله می توان به اقدام یکی از شهرهای نزدیک به زوریخ اشاره کرد که در آن مقامات شهر ورود پناهجویان مقیم در اردوگاه پناهندگی را به برخی مکان های عمومی از جمله مدارس، استخرها، کتابخانه ها و حتا کلیسا ممنوع کرده اند.
اقدامی که موجب خشم و بهت گروههای حقوق بشری شده است.
در مقابل شهردار این شهر برای توجیه تصمیم خود می گوید: «این اقدام جهت جلوگیری از تنش با ساکنان، بویژه دانشجویان انجام شده. این برای امنیت خود آنهاست، می خواهیم مطمئن باشیم که مورد مزاحمت قرار نمی گیرند.»
سخنگوی کمیساریای عالی سازمان ملل برای پناهندگان نیز ضمن انتقاد از این اقدام تاکید کرد که پناهندگان باید در رفت و آمد مانند سایر شهروندان آزاد باشند.
سیلویا شنکر، نماینده پارلمان سوییس می گوید: «این کار مرا یاد آپارتاید می اندازد: دو طبقه اجتماعی، یکی می تواند هرجایی بخواهد برود و دیگری که تنها به دلیل نوع اقامتش نمی تواند.»
در برنامه تلویزیونی مشهور اپرا نیز، یکی از مصاحبه شوندگان ادعا کرد هنگامی که قصد خرید کیف از یک فروشگاه لوکس در سوییس داشته، فروشنده با گفتن این جمله که این کیف «برای او خیلی گران است» از ارایه کالا به او خودداری کرده است

۱۳۹۲ فروردین ۵, دوشنبه

ممانعت از مرخصی و جلوگیری از تحویل دارو به کیوان صمیمی


خبرگزاری هرانا - یکروز پیش از سال جدید ماموران زندان حاضر به پذیرفتن دارو برای کیوان صمیمی نشدند، این در حالی است که یک ماه پیش مجوز ورود دارو از سوی مقامات قضایی صادر شده است.
بنا به گزارش تارنمای جرس، این فعال ملی مذهبی ۶۴ ساله در طی مدت زندان بار‌ها به خاطر شرایط نامناسب و برخورد غیرقانونی با زندانیان دست به اعتصاب غذا زد و همین امر باعث مشکلات جسمانی او شد. وی از آرتروز کمر، پا و گردن رنج می‌برد و باید تحت مراقبت‌های پزشکی قرار گیرد.
همچنین پیگیری‌ها برای مرخصی کیوان صمیمی تاکنون بی‌نتیجه مانده است.
مهندس کیوان صمیمی، از قدیمی‌ترین تلاشگران جامعه مدنی است که همواره بر تقویت حوزه عمومی، مطبوعات و جنبش‌های مطالبه محور تاکید داشته است. وی پیش از این مسئولیت مجله توقیف شده نامه و نیز سایت مسدود شده خرابات را بر عهده داشته است. وی که سابقه بازداشت در زمان حکومت شاه را نیز دارد، عضو شورای ملی صلح، کمیته پی گیری بازداشت‌های خودسرانه، کمیته حمایت از حقوق شهروندی و نیز کمیته دفاع از حق تحصیل است.
صمیمی از جمله فعالان سیاسی است که پس از اعتراضات مردم به نتایج اعلام‌شده انتخابات ریاست جمهوری دهم بازداشت و تحت آزار و بازجویی طولانی مدت قرار گرفت.
وی که تنها یک روز پس انتخابات دستگیر شد، به اتهاماتی همچون زیر سوال بردن سلامت انتخابات و شرکت در تظاهرات متهم گردید و به شش سال زندان و محرومیت مادام العمر از فعالیت‌های سیاسی محکوم گردید این در حالی است که صمیمی در آن زمان در بازداشت به سر می‌برد و نمی‌توانسته در تظاهرات شرکت داشته باشد. اما صدور این حکم ناعادلانه برای این فعال ملی مذهبی کافی نبود و پس از مدتی در پاییز ۱۳۸۹ بدون هیچ حکم قانونی از زندان اوین به زندان رجایی شهر تبعید شد.

۱۳۹۱ اسفند ۳۰, چهارشنبه

مهم‌ترین رویداد‌ها و گزارشات حقوق بشری در سال ۱۳۹۱


خبرگزاری هرانا - نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران همزمان با آغاز سال جدید شمسی در ایران در یک گزارش ۹ صفحه‌ای اقدام به بررسی مهم‌ترین گزارشات نقض حقوق بشر در طی سال ۱۳۹۱ نمود.
این گزارش بخشی از مجموعه گزارشات تحلیلی، تفصیلی و آماری نقض حقوق بشر در طی سال ۱۳۹۱ خواهد بود که همه ساله در ایام نوروز توسط این نهاد جمع آوری و منتشر می‌شود.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ضمن تبریک سال نو شمسی امیدوار است با مستند کردن گزارشات نقض حقوق بشر در ایران گامی مهم در بهبود وضعیت حقوق بشر در ایران برداشته شود.
مهمترین رویدادها و گزارشات حقوق بشری به شرح زیر است:
•    ارسال پرونده‌ی حمید قاسمی شال، زندانی سیاسی محکوم به اعدام محبوس در زندان اوین، به دایره‌ی اجرای احکام، حمید قاسمی شال به اتهام جاسوسی از طریق ارتباط با سازمان مجاهدین خلق ایران با مجازات مرگ مواجه شده است.
•    رئیس کل دادگستری استان اردبیل از محکومیت ۸۵ نفر به اعدام به اتهام جرایم مربوط به مواد مخدر در استان اردبیل در سال ۹۰ خبر داد. در این گزارش آمده بود که از این تعداد عده‌ای اعدام شده و مابقی امسال اعدام خواهند شد.
•    در رابطه با محکومیت‌های سنگین فعالین توسط دادگاه‌های انقلاب در فروردین ماه ۹۱ نیز، باید به صدور احکام حبس برای رضا شهابی و منصوره بهکیش توسط قاضی ابوالقاسم صلواتی، اشاره کرد. رضا شهابی، عضو سندیکای کارگران اتوبوسرانی تهران و حومه و مسئول سابق واحد کارگران مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران پس از ۲۲ ماه بازداشت غیر قانونی و بلاتکلیفی، سرانجام  به ۶ سال حبس تعزیری و ۵ سال ممنوعیت از فعالیت محکوم شده است. منصوره بهکیش نیز به چهار و نیم سال حبس محکوم شد. خانم بهکیش، از حامیان مادران عزادار(مادران پارک لاله) از خانواده‌های جان باختگان دهه‌ی شصت است که شش نفر از اعضای خانواده‌اش را در این بازه‌ی زمانی از دست داده است.
•    یک فعال صنفی کارگران نانوایی، از بیکاری گسترده‌ی کارگران نانوایی ها در پی اجرای فاز اول قانون هدفمندی یارانه‌ها خبر داد. وی متذکر شد که اجرای فاز اول هدفمندی یارانه‌ها موجب هرج و مرج در نانوایی‌های سطح کشور شده است که به نفع مردم، دولت و تولیدکنندگان نان نیست.
•    وزیر علوم دولت دهم ضمن تاکید بر "استخدام اساتید متخصص و متعهد در دانشگاه‌ها"، گفته است: "کسانی که در فتنه سال ۸۸ فعال بوده و بعد از اتمام حجت رهبری در نمازجمعه همان سال هم‌چنان به فتنه گری ادامه دادند، حق ورود به دانشگاه ها را ندارند."وی در این خصوص تاکید کرده است که "در صورتی که این افراد جذب دانشگاه‌ها شوند، ما پاسخی برای مردم قهرمان و بسیجی ایران که حماسه نهم دی را آفریدند، نداریم."
•    حکم ۹۹ ضربه شلاق دو شهروند، در شهرستان شاهرود و در ملاءعام به اتهام آنچه "اعمال منافی عفت" خوانده شده است اجرا شد.
•    دختر بچه‌ی دو ساله‌ای به نام "نیلوفر"، بر اثر کودک آزاری در مشهد جان باخت. این کودک بر اثر اصابت یک جسم سخت به سرش فوت کرده و پزشکان وجود آثار کبودی و سوختگی بر روی بدنش را تایید کرده‌اند.
•    مردی به نام "جمشید" در بلوار تهرانسر، پس از شنیدن پاسخ منفی از سوی دختر مورد علاقه‌اش، به صورت وی اسید پاشید.
•    یک نوجوان به نام "حمید احمدی" از اهالی شهر سیاهکل در استان گیلان، از سوی دستگاه قضایی جمهوری اسلامی با مجازات مرگ مواجه شد. حکم اعدام حمید احمدی که در سن ۱۵ سالگی به اتهام مشارکت در قتل دستگیر شده بود، سرانجام پس از ۴ سال زندان و رسیدن وی به سن ۱۹ سالگی صادر شده است.
•    حکم قصاص نوجوان ۱۷ ساله‌ای توسط دیوان عالی کشور که به اتهام ربودن و قتل یک دختربچه‌ی ۷ ساله پیش‌تر توسط شعبه‌ی ۳ دادگاه کیفری استان خراسان رضوی به قصاص نفس محکوم شده بود؛ تائید شد.
•    هوشنگ رضایی، زندانی سیاسی محبوس در زندان رجایی شهر کرج از سوی شعبهی ۲۸ دادگاه انقلاب به اتهام محاربه از طریق ارتباط و همکاری با حرب کومله به اعدام محکوم شد.
•    سیروان نژاوی و ابراهیم عیسیپور دو تن شهروندان اهال روستایی در سردشت که ۱۴ تیرماه سال ۹۰ توسط مأمورین امنیتی بازداشت شدند، از سوی شعبهی اول دادگاه انقلاب مهاباد به اتهام محاربه از طریق همکاری با یکی از احزاب کرد به اعدام محکوم شدند. این دو تن اخیرا از زندان مهاباد به زندان ارومیه تبعید شدند.
•    سمکو خورشیدی، زندانی سیاسی کرد که به اتهام محاربه و درگیری مسلحانه و وابستگی به یکی از احزاب کرد بازداشت شده بود از سوی دادگاه انقلاب اسلامی سقز به اعدام محکوم شد.
•    حکم غلامرضا خسروی سوادجانی، زندانی سیاسی محبوس در زندان اوین هم که پیشتر بنابر رای شعبهی ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی با اتهاماتی نظیر جاسوسی و کمک مالی به سازمان مجاهدین خلق ایران، با مجازات مرگ مواجه شده بود، از سوی شعبهی ۳۱ دیوان عالی کشور تایید شد.
•    دستکم ۷۷ نفر در شهرهای مختلف کشور به دار آویخته شدند. مجید جمالی فشی در تهران، که از سوی دستگاه قضایی به ترور مسعود علی محمدی از دانشمندان هستهای ایران متهم شده بود، یکی از اعدامیان بوده است.
•    همزمان با روز جهانی کارگر ماموران امنیتی به بازداشت فعالین کارگری از جمله ذبیح الله باقری در اصفهان و احضار شماری از قبیل محمود صالحی، عمر شاکری و حسین مرادی دست زدند،مراسمی را که به این مناسبت توسط کارگران و فعالین کارگری در سنندج برپا شده بود؛ با سرکوب و بازداشت عدهای ناتمام گذاشتند. این افراد با تجمع در خیابان سیروس به سمت چهار راه سیروس دست به راهپیمایی زدند و پلاکاردهایی با مضامین "نان، مسکن، آزادی" و "کارگر زندانی آزاد باید گردد" در دست داشتند.
•    بیست و پنجمین دوره نمایشگاه کتاب تهران با حضور محمود احمدینژاد، رئیس دولت دهم جمهوری اسلامی، محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و برخی مسئولان اجرایی بهشکل رسمی گشایش یافت که علاوه بر نشر چشمه که پیشتر اعلام شده بود از حضور در نمایشگاه محروم است، ۱۰ ناشر دیگر از جمله نشر "آهنگ دیگر"، "امید فردا"، "کویر"، "تیمورزاده"، "دفتر شعر جوان"، "بوتیمار"، "طرح نو"، "انتشارات بهشتی" از این رخداد فرهنگی حذف شدند. ناشرانی چون "اختران" و "آگاه" نیز همچون سالهای گذشته از حضور در نمایشگاه کتاب تهران بازماندهاند. دستکم ۱۲۰ عنوان کتاب هم از نمایشگاه به علت آنچه عدول از قوانین نمایشگاه خوانده شده است، جمع آوری شدند و شش غرفه در طول نمایشگاه به دليل آنچه عدم رعايت شئونات اسلامی (بد حجابی)، عدم رعايت آييننامهی انضباطی و عدم رعايت قانون عنوان شده است، بسته شدند. همچنین جدا از اینکه "انتشارات صدیقی" و "انتشارات فاروق اعظم" زاهدان که به عنوان دو ناشر معتبر و فعال اهل سنت شناخته می شوند، با وجود ثبت نام به موقع، از حضور در نمایشگاه کتاب منع شدند، مدیر نشر آراس کردستان از پلمب ۳ غرفه نشر کتاب ویژه اهل سنت در بیست و پنجمین نمایشگاه بین المللی کتاب تهران خبر داد.
•    وزارت علوم دولت دهم، حکم اخراج دکتر "حسین واله" و "محمد سعید حنایی کاشانی" دو تن از اساتید گروه فلسفهی دانشکدهی ادبیات و علوم انسانی دانشگاه شهید بهشتی را ابلاغ نموده است.
•    ۴ انگشت دست راست یک زندانی متهم به سرقت در مشهد طی حکم قضایی قطع شد، این فرد در دادگاهی در شهرستان ایرانشهر به اتهام ارتکاب سرقتهای متعدد به این حکم، محکوم شده بود.
•    اجرای حکم اعدام سه زندانی سیاسی عرب به نام‌های عباس حیدریان، جمشید حیدریان، عبدالرحمان حیدریان پس از انتقال به نقطه نامعلوم اجرا شد. این شهروندان عرب به همراه چند تن دیگر در پی تظاهرات در شهرک ملاشیه اهواز در سال ۹۰ که منجر به بروز درگیری بین اهالی این شهرک و مأموران انتظامی و کشته شدن یک مامور پلیس و مجروح شدن یک تن دیگر شد؛ بازداشت شدند. ایشان پس از ماه‌ها حبس در سلول‌های انفرادی اداره‌ی اطلاعات اهواز از سوی شعبه‌ی چهارم دادگاه انقلاب این شهر به ریاست قاضی مرتضی سیاستی محاکمه و آقایان عباس، علی، عبدالرحمان حیدریان و علی نعامی به اعدام و امیر معاوی و عباس حیدری به ترتیب به ۳۸ سال و ۱۷ سال حبس تعزیری توام با تبعید به یکی از زندان‌های استان مازندران محکوم شدند.
•    منصور رادپور زندانی سیاسی بند امنیتی زندان رجایی شهر در اول خردادماه بر اثر سکته‌ی مغزی و محمد مهدی زالیه نقشبندیان دیگر زندانی سیاسی محبوس در این بند در پانزدهم خردادماه، فوت کردند. منصور رادپور، ۴۱ ساله، که طی دو حکم جداگانه در شعب ۱ و ٨ دادگاه انقلاب اسلامی کرج، با اتهاماتی هم‌چون "اقدام علیه امنیت ملی" و "همکاری با سازمان مجاهدین خلق ایران" مجموعاً به هشت سال زندان محکوم شده بود؛ به علت شکنجه‌های فیزیکی طولانی مدت از ناراحتی‌های جسمی متعددی از قبیل نوسان فشار خون، نارسایی کلیه و ناراحتی شدید قلبی رنج می‌برد و مسئولین زندان حاضر به رسیدگی پزشکی در مورد وی نبودند. محمد مهدی زالیه نقشبندیان نیز که از مجروحان شیمیایی جنگ ایران و عراق بود وی پس از تحمل بیش از ۱۸ سال حبس در زندان‌های ارومیه و رجایی شهر کرج به دلیل وخامت حال جسمی‌اش درگذشت. نامبرده به اتهام همکاری با یک حزب کرد بازداشت و به حبس ابد محکوم شده بود.
•    ماموران امنیتی با یورش مسلحانه به خانه‌ای در کرج، بیش از ۶۰ نفر از فعالین کارگری که تعدادی از ایشان عضو  کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل‌های کارگری بودند؛ به صورت دسته جمعی بازداشت نمودند. دستگیری این افراد همراه با ایجاد رعب و وحشت در میان همسایگان صورت گرفته است.
•    پس از آنکه نشر چشمه به همراه چند ناشر دیگر تعلیق شده بود، با رای هیات رسیدگی به تخلفات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، لغو امتیاز شد. بهمن دری، معاون فرهنگی وزارت ارشاد در توضیح دلایل لغو پروانه نشر چشمه گفت: "این انتشارات کتابی عرضه کرد که سراسر ضد قیام کربلا و ضد امام حسین بود."
•    هم زمان با اعلام نتایج کنکور کارشناسی ارشد دانشگاه های دولتی، تعداد زیادی از فعالین دانشجویی در سراسر کشور، از ادامه‌ی تحصیل در این مقطع محروم گشته و اصطلاحاً ستاره دار شدند. در سال های اخیر شمار زیادی از دانشجویان، علی رغم کسب رتبه های برتر در آزمون های سراسری به دلیل آنچه نقص در پرونده عنوان شده است، ستاره دار شده و از ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر بازمانده اند.
•    علی میر اعتماد، استاد دانشگاه و مدافع حقوق کودکان اعلام کرد بر اساس آمار غیر رسمی ۷ میلیون کودک کار در کشور وجود دارد که این مهم با کم توجهی مواجه شده است. به گفته‌ی میر اعتماد تعداد کودکان کار ایرانی بنابر آمار رسمی ۲ میلیون و بنا بر آمار غیر رسمی ۷ میلیون نفر تخمین زده می شود. در این بین نباید حضور پرشمار کودکان مهاجر را نادیده گرفت. لازم به توضیح است که هر فرد زیر ۱۸ سال که به منظور کسب درآمد به فعالیت اقتصادی و یا مشاغل کاذب اشتغال داشته باشد، کودک کار نامیده می شود.
•    مرکز آمار ایران گزارش داد در سال تحصیلی جدید، بيش از هفت ميليون و ۱۳۵ هزار نفر از دانش‌آموزان ايران به دلايل مختلف قادر به ادامه تحصيل نبودند و ترک تحصيل کرده‌اند.
•    بر اساس گزارشی که در خردادماه منتشر شد از ميان ۴۰۰‌ هزار کودک افغان ساکن در ايران تنها ۲۸۵‌ هزار نفر به‌شکل رسمی تحصيل می‌کنند و ۱۱۵ هزار کودک افغان ديگر از تحصيل در مراکز رسمی آموزشی ايران محروم هستند. برپايه آمارهای رسمی، بيش از يک‌ميليون و نيم پناهنده افغان به‌شکل رسمی و بيش از دو و نيم‌ميليون نفر به‌صورت غيررسمی و غيرقانونی در ايران زندگی می‌کنند.
•    احمد قشمی، مدیرکل ثبت احوال استان تهران خبر داد که علاوه بر این ۳۹۲۹ دختر و پسر ۱۰ تا ۱۴ ساله پای سفره عقد نشسته‌اند و ۱۹۲۳۷ عروس و داماد، نوجوانان ۱۵ تا ۱۹ ساله بودند.
•    رئیس کل دادگستری استان سیستان و بلوچستان از تایید حکم اعدام ۲ نفر از متهمان انفجار مسجد جامع زاهدان در سال ۸۹، خبر داد.
•    حکم اعدام ۵ فعال سیاسی اهوازی به نام‌های محمد على عمورى، هادى راشدى، هاشم شعبانى، جابر آلبوشوکه و مختار آلبوشوکه که در زندان این شهر بسر می‌برند، از سوی شعبه‌ی ۳ دادگاه انقلاب اهواز به ریاست قاضی سید محمد باقر موسوی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق محاربه با خدا و رسول خدا به ایشان ابلاغ شد. هاشم شعبانی بدلیل فقر مالی از حق داشتن وکیل در جلسات دادگاه محروم بوده است و این در حالی است که دادگاه باید در اینگونه موارد وکیل تسخیری در اختیار متهم قرار دهد.
•    یک نوجوان ۱۶ ساله به نام "علی قاسمی" با شلیک مستقیم پلیس، به احتمال "شرب خمر" در یکی از محلات شهر تهران از فاصله‌ی ۲۰ سانتی‌متری فوت کرد. شاهدان عینی گفته‌اند که مامور کلانتری ۱۶۰ خزانه پس از آنکه این نوجوان در پاسخ به پرسش وی مبنی بر اینکه "مشروبات الکی" خورده است٬ پاسخ منفی داد؛ به وی شلیک کرد.
•    دو شهروند نیز به جرم استفاده از مشروبات الکلی در خراسان رضوی به اعدام محکوم شدند. به گفته‌ی رئیس دادگستری استان خراسان رضوی این دو تن برای سومین بار مرتکب شرب خمر شده بودند و در دو مرتبه‌ی گذشته "حد" در مورد آن‌ها اجرا شده بود.
•    وزیر ارتباطات دولت احمدی‌نژاد در صحن علنی مجلس به این موضوع که مکالمات و ارتباطات شهروندان کنترل می‌شود، اعتراف کرد و بدون اشاره به اینکه امکان گرفتن حکم قضایی برای شنود و کنترل مکالمات در چنین گستره‌ای وجود ندارد، خاطرنشان ساخت که این کار -که از آن‌ها با عنوان"کارهای نظارتی" نام برد- از سوی همکاران ما و همکاران وزارت اطلاعات انجام می‌شود.
•    وزارت اطلاعات استان سمنان در راستای اعمال فشار بر شهروندان بهایی ساکن شهر دازگاره‌ افشار از توابع شهر سنگسر در استان سمنان بند ذخیره‌ی آب دازگاره را تخریب و احشام و دام کشاورزان بهایی را مصادره نمودند.
•    پس از اعدام ۴ زندانی عرب در شهر اهواز، این شهر در روز یکم تیرماه دست‌خوش اعتراضات مردمی شد که طی آن دست کم ۱۵ نفر بازداشت شدند.
•    رئیس انجمن مددکاران اجتماعی ایران، اعلام کرد که در سال ۸۹ نزدیک به ۴۳ هزار نفر ازدواج زیر ۱۵ سال در ایران ثبت شده است. وی تاکید کرد که برخی دفا‌تر ثبت، حتی قانون را هم رعایت نمی‌کنند و ناظران دفا‌تر ثبت، نظارت جدی ندارند.
•    در ادامه‌ی فشار‌ بر هنرمندان و اعمال محدودیت‌ها برای برگزاری برنامه‌های فرهنگی - هنری مسئولان از اجرای چند کنسرت موسیقی منجمله کنسرت شهرداد روحانی در کرمان، سالار عقیلی در همدان، علی قمصری در قزوین لغو کردند. در همین زمینه یک گروه موسیقی در بوشهر با مجوز اداره‌ی فرهنگ و ارشاد قصد اجرای موسیقی در یکی از سالن‌های شهر بوشهر را داشت با ممانعت جمعی از افراد خودسر روبرو شد. این افراد که خود را "امت حزب الله" می‌نامیدند با اقامه نماز نسبت به اجرای این گروه موسیقی اعتراض کردند که اداره ارشاد بوشهر نیز اقدام به تعطیلی این کنسرت نمود.
•    شهروندی که متهم بود انگشت دوستش را در یک در گیری قطع کرده از سوی قضات دادگاه کیفری محکوم به قطع دست شد. گفته می‌شود این جوان ۲۲ ساله به نام محمد متهم است در مهر سال ۹۰ در جریان درگیری‌ با دوستش بهنام، انگشت پنجم دست چپ او را با شمشیر سامورایی قطع کرده است.
•    بختیار معماری از شهروندان اهل مریوان که به همراه زانیار و لقمان مرادی و هژیر ابراهیمی به عنوان "چهار تروریست عضو کومله" در اطلاعیه‌ی وزارت اطلاعات اعلام شده بودند به اعدام محکوم شد. آقای معماری که هم اکنون در زندان مرکزی سنندج محبوس است، به اتهام قتل دو شهروند کرد و عضویت در یک حزب مخالف کرد به اعدام محکوم شده است.
•    زلزله‌ی شدید در آذربایجان شرقی موجب مرگ، جراحت و آوارگی تعداد کثیری از هم‌طنانمان شد و پیرو آن نیروی انتظامی به همراه مامورین وزارت اطلاعات در راستای جلوگیری از فعالیت اجتماعی شهروندان در جهت امداد رسانی و برگزاری مراسم برای جانباختگان اقدام به بازداشت ۴ تن از شهروندان تبریزی در مقابل تالار شاه گلی تبریز کردند که با روشن کردن شمعی یاد قربانیان این حادثه را گرامی داشته بودند؛ البته این دستگیری‌های هدفمند به این تعداد محدود نبوده و فعالین دیگری نظیر سعید شیرزاد هم که برای عملیات امداد و کمک به مردم عازم مناطق زلزله زده شده بودند، در ورزقان بازداشت شده است.
•    نیروی انتظامی به همراه مامورین وزارت اطلاعات در راستای مخالفت با کمک رسانی به زلزله زدگان، با حمله به کمپ فعالان اجتماعی و حقوق بشر در روستای سرند به قصد پلمپ و اخراج مددکاران، هجوم بردند و علی‌رغم مقاومت فعالان حاضر در آنجا، دستکم ۳۵ نفر از افراد حاضر در محل را بازداشت کردند؛ مسئولان اتهامات بی‌شماری را به ایشان منتسب کردند تا جایی که غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه‌ی قضائیه ایشان را تعدادی "منافق" و "بهایی" که قصد "خرابکاری" داشتند، نامید نیروی انتظامی استان آذربایجان شرقی هم با اشاره به دستگیری ۲۰ نفر در مناطق زلزله زده که به زعم وی "یک گروه تشکیل داده بودند"، مدعی شد در این گروه افرادی بودند که به تبلیغ وهابیت می‌پرداختند، حتی دو نفر زندانی فراری که محکومیت طولانی هم داشتند، در لباس امدادگر دستگیر شدند.
•    میرحسین موسوی یکی از رهبران مخالفان در حصر خانگی بسر می برد به علت بیماری قلبی در میان تدابیر شدید امنیتی، در کنار همسرش زهرا رهنورد به بخش سی‌سی‌یو یکی از مراکز تخصصی قلب تهران منتقل شد.
•    نتایج اولیه‌ی آزمون سراسری سال ٩١ در حالی اعلام شده است که دفترچه‌ی انتخاب رشته‌ی داوطلبان کنکور سراسری، حکایتگر اعمال گسترده تفکیک جنسیتی و سیاست‌های تبعیض آمیز در نحوه‌ی پذیرش داوطلبان دختر بود به طوریکه در سال جاری در بیش از ۶٠ دانشگاه کشور در نزدیک به ۶۰۰ رشته، داوطلبان به صورت تک جنسیتی پذیرش شدند که نسبت به سال ۹۰ با رشد قابل توجهی روبه‌رو بود.
•    پسر نوجوان دانش آموزی به نام "محمد" به اتهام قتل در دادگاه کیفری استان تهران به اعدام محکوم شد. این نوجوان ۱۷ ساله متهم است دو سال قبل در جریان یک نزاع شبانه مرد جوانی به نام علی اکبر را با ضربه‌های کارد به قتل رسانده است.
•    بهاءالدین قاسم‌زاده، نوجوان بزهکار اهل ارومیه نیز که در ۱۲ آذر ماه سال ۸۸ و در سن ۱۵ سالگی به اتهام قتل بازداشت شده است، از سوی دادگاه جزایی استان آذربایجان غربی به اتهام قتل عمد به اعدام محکوم شد.
•    مدیرکل سازمان بهزیستی استان کردستان اعلام کرده است که از ابتدای سال گذشته تا کنون ۳۰۶ مورد کودک آزاری در استان کردستان به دفتر امور آسیب دیدگان اجتماعی سازمان بهزیستی گزارش شده که از این تعداد گزارش‌های داده شده به سازمان بهزستی، ۱۱۳ مورد آن منجر به مداخله این سازمان شده است.
•    حکم کور کردن شخصی به نام "محمدرضا.ن" که متهم است در تیرماه سال ۸۸ در یکی از روستاهای قروه از توابع استان کردستان با ریختن آهک در چشمان کودکی چهارساله به‌نام فاطمه کلوندی موجبات کوری وی را فراهم آورده است و در دیوان عالی کشور به تایید رسید.
•    کمیته‌ی حقوق بشر سازمان ملل با نام بردن از ۱۶ کشور از جمله ایران که مخالفان و منتقدان خود را به‌شدت سرکوب می‌کنند، می‌گوید که بسیاری از این دولت‌ها به خاطر به سکوت واداشتن منتقدان با خشونت و ارعاب مورد تنبیه و توبیخ قرار نمی‌گیرند. در همین زمینه، بان‌کی‌مون دبیرکل سازمان ملل متحد هم که برای حضور در اجلاس کشورهای غیرمتعهد به تهران سفر کرده بود، در روز پنج‌شنبه، نهم شهریورماه، طی سخنرانی خود در دانشکده‌ی روابط بین‌الملل وزارت خارجه ایران خطاب به رهبران جمهوری اسلامی، از لزوم شنیدن صدای مردم ایران در انتخابات ریاست جمهوری سال آینده گفت. دبیرکل سازمان ملل همین‌طور از مقامات ایران خواست تا رهبران اپوزیسیون، مدافعان حقوق بشر و روزنامه‌نگاران زندانی را آزاد کنند. وی در بخشی دیگر از این سخنرانی تاکید کرد که ایران باید بر همکاری خود با مکانیسم‌های حقوق بشری سازمان ملل،‌ به‌ویژه "گزارشگر ویژه‌ی این سازمان"، بیفزاید.
•    سامان نسیم شهروند مریوانی که در تیر ماه سال ۱۳۹۰ در مناطق مرزی استان آذربایجان غربی و توسط نیروهای امنیتی بازداشت شده بود و در شعبه‌ی ۱ دادگاه انقلاب مهاباد به اعدام محکوم شد.
•    منصور آروند که بیش از یک سال است در بازداشت به‌سر می‌برد به اتهام محاربه از طریق همکاری مؤثر با گروه‌های معاند نظام از سوی دادگاه انقلاب اسلامی مهاباد با حکم مرگ مواجه شد.
•    سعید مرتضوی دادستان سابق تهران و متهم جنايات کهريزک به رياست سازمان تامين اجتماعی منسوب شد علاوه بر این علی اکبر حيدری فر از ديگر قضات متهم در جنايات کهريزک نيز از زندان آزاد شد.
•    رای نهایی هیات رسیدگی به امور مراکز فرهنگی و هنری به تأیید تعطیلی دائم خانه‌ی سینما منجر شد.
•    گام نخست "شبکه ملی اطلاعات" در ایران با جدا کردن اینترنت جهانی از اینترنت سازمان‌های دولتی در ۳۱ استان این کشور از شهریور ۱۳۹۱ اجرا شد؛ مسئولان جمهوری اسلامی با اعلام اینکه اینترنت جهانی "ناپاک و ناامن" است، می‌‌گویند به همین دلیل "اینترنت ملی" را در این کشور راه‌اندازی می‌کنند.
•    دو زندانی سیاسی بلوچ به نامهای عبدالوهاب ریگی و مهرالله ریگی که در سن نوجوانی مرتکب جرم سیاسی- امنیتی شدند؛ از سوی دادگاه انقلاب به اتهام محاربه به اعدام محکوم شدند.
•    یک زندانی محبوس در زندان زاهدان به نام سیاوش توری، ۴۰ ساله اهل مراغه به دلیل عدم درمان بموقع جان خود را در این زندان از دست داد.
•    مظفر دادی، ۲۴ ساله زندانی محبوس در زندان بندرعباس که به یکسال حبس محکوم شده و نیمی از حبس خود را گذرانده بود، پس از ضرب و شتم ماموران به علت خونریزی داخلی و عدم انتقال به بیمارستان در این زندان جان باخت.
•    سیروس سجادیان، فرمانده‌ی انتظامی استان فارس در راستای اجرای طرح امنیت اجتماعی اعلام کرد "هفت خانه در شیراز که در آنجا مواد مخدر مصرف می‌شده، تخریب شدند." وی در حاشیه‌ی تخریب این منازل مدعی شد: "طی هماهنگی با دستگاه قضایی و شهرداری شیراز نسبت به تخریب این منازل که به محلی برای مصرف کنندگان موادمخدر تبدیل شده بودند، اقدام شد."
•    صدرالدین شریعتی، رئیس دانشگاه علامه طباطبایی اعلام کرد که در ۳۲۲۰ کلاس درس این دانشگاه جداسازی جنسیتی صورت گرفته است. وی تاکید کرد که در این دانشگاه، کلاس‌های همه رشته‌ها جداسازی شده‌اند مگر در مواردی که این تفکیک باعث می‌شده تا ظرفیت برخی از کلاس‌ها به "دو تا سه نفر" برسد.
•    سه زندانی سیاسی بلوچ به نام‌های عبدالباسط ریگی، عبدالجلیل کهرازهی و یحیی چاری زهی در واکنش به بمبی که به تازگی در مسجد امام حسین چابهار منفجر شده است، در زندان زاهدان اعدام شدند. این سه زندانی که به اتهام محاربه از طریق عضویت در گروه‌های سیاسی-نظامی به اعدام محکوم شده بودند، با قطع تلفن‌های زندان زاهدان به سلول انفرادی منتقل و در محوطه‌ی همین محل به دار آویخته شدند.
•    دادگاه انقلاب اهواز چهار نفر از فعالان عرب در شادگان در نزدیکی اهواز را که حدود چهار سال پیش دستگیر شده بودند، به اعدام محکوم کرد. غازی عباسی، عبدالرضا امیر خنافره، عبدالامیر مجدمی و شهاب عباسی چهار شهروندی هستند که به اتهام محاربه و فساد فی الارض با حکم مرگ مواجه شده‌اند. این افراد همگی کمتر از سی سال سن دارند.
•    درپی انتقال ۱۰ تن از زندانیان زندان قزل‌حصار به سلول‌های انفرادی بند ۲۴۰ زندان اوین جهت اجرای حکم، جمعی از خانواده‌های ایشان چندین مرتبه از جمله در روزهای ۱۲، ۱۹، ۲۶ و ۲۹ مهرماه تجمعی اعتراضی در مقابل بیت رهبری نظام جمهوری اسلامی در خیابان پاستور ترتیب داده و خواستار لغو محکومیت اعدام نزدیکان خود شدند که بزرگترین این تجمعات مربوط به چهارشنبه نوزدهم مهرماه، برابر با ۱۰ اکتبر ( روزجهانی مبارزه علیه اعدام) بود و جمعیتی بالغ بر ۲۰۰ نفر در آن حضور داشتند. این افراد علی‌رغم تلاش‌های مستمرشان موفق به دریافت جواب قانع کننده‌ای از مسئولین نشدند. این افراد سرانجام در سحرگاه دوشنبه، اول آبان ماه به دار آویخته شدند.
•    در پی اعتصاب بازار بزرگ تهران به علت افزایش بی‌رویه‌ و پی‌در‌پی نرخ ارز و گرانی‌های بی‌سابقه، تجمعات پراکنده‌ای با حضور جمع کثیری از بازاریان و مردم در حوالی میدان خمینی، منوچهری، چراغ برق، استانبول و فردوسی شکل گرفت اما جو این تجمعات با دخالت نیروهای امنیتی به خشونت کشیده شد. ده‌ها نفر از معترضین نیز که شعارهای سیاسی سر می‌دادند نیز بازداشت شده و عده‌ای هم مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. غلامحسین محسنی اژه ای، سخنگوی قوه قضائیه‌ی جمهوری اسلامی نیز هشدار داد "افرادی که برای ضربه زدن به نظام اقدام به ایجاد اخلال در نظام اقتصادی می کنند، طبق قانون مفسد فی الارض بوده و به اعدام محکوم می‌شوند."وی در یک کنفرانس مطبوعاتی مدعی شد که بیش از ۳۰ نفر در این زمینه دستگیر شده‌اند و این افراد از لحاظ موقعیت اجتماعی، میزان تحصیلات و سن و سال در طیف‌های مختلفی قرار دارند.
•    کارگران شرکت بنیان دیزل تبریز دراعتراض به تهدیدات مدیریت و مالک کارخانه به انتقال و اخراج ایشان دست به اعتصابی طولانی مدت، که دستکم بیست روز به طول انجامید، زدند.
•    حدود ۲۰۰ راننده‌ی شرکت واحد اتوبوسرانی تهران در مقابل ساختمان شورای شهر واقع در خیابان بهشت تجمع کردند. رانندگان شرکت واحد معتقدند در ارائه‌ی مزایای شغلی میان پرسنل این مجموعه و رانندگان تبعیض وجود دارد. این رانندگان علاوه بر اینکه خواهان همسان سازی دستمزد‌ها میان تمامی پرسنل شهرداری هستند، به مبلغ اندک برخی حقوق جنبی از جمله حق خواروبار و مسکن و... نیز اعتراض کردند.
•    واژگون شدن اتوبوس حامل دانش آموزانی که بصورت اجباری به مناطق جنگ زده برده شده بودند و مرگ ۲۶ نفر از سرنشینان آن و زخمی شدن ۱۸ نفر دیگر را رقم زد، مسافران این اتوبوس دانش‌آموزان دختر در مقطع دوم دبیرستان و اهل شهرستان بروجن بودند که متأسفانه در مسیر بازگشت از منطقه‌ی راهیان نور (مناطق جنگ‌زده) دچار حادثه شدند. شرکت در این اردو برای دانش آموزان اجباری و دارای ۸ نمره‌ی درس دفاعی بوده است.
•    ماهواره‌ی یوتلست از صبح روز دوشنبه ۲۴ مهر پخش ماهواره‌ای شبکه‌های رادیو تلویزیونی جمهوری اسلامی به دلیلی آنچه عدم رعایت حقوق بشر در سازمان صدا و سیما اعلام شده بود؛ قطع کرد.
•    روزنامه‌ی شرق به دنبال انتشار یک کاریکاتور، از سوی هیئت نظارت بر مطبوعات توقیف و مدیر مسئول آن نیز بازداشت شد. روزنامه‌ی شرق از زمان آغاز به کار خود (دوران ریاست جمهوری محمد خاتمی) تاکنون، چندین بار توقیف شده است.
•    مخالفت مسئولان با تقدیر از محمد رضا شجریان موجب لغو جشن خانه موسیقی شد، خانه‌ی موسیقی ایران با انتشار بیانیه ای ضمن عذرخواهی از اهالی موسیقی اعلام کرد "جشن خانه‌ی موسیقی که هر ساله در ماه مهر همزمان با روز جهانی موسیقی و سالروز تولد حکیم ابونصرفارابی برگزار می‌شود، امسال با همه تمهیدات و برنامه ریزی‌های مفصل متأسفانه با مشکل مواجه و نهایتاً لغو شد."
•    پدر، مادر و عمه‌ی بهنود رمضانی، دانشجوی ۱۹ ساله رشته‌ی مکانیک دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل که اسفند ماه سال ۸۹ جان باخت نیز، به اتهام تلاش برای برگزاری مراسم ترحیم برای پسر خود از سوی دادگاه انقلاب در مجموع به بیست ماه حبس تعزیری محکوم شدند.
•    معاون سیاسی، امنیتی استاندار همدان در حالی از ۱۷۷۳ مورد ازدواج افراد بین ۱۰ تا ۱۴ سال در این استان خبر داده است که یک ماه قبل از آن غلامحسین محسنی اژه‌ای، سخنگوی قوه‌ی قضائیه نیز، ازدواج کودکان را بلا مانع اعلام کرده بود.
•    کمیسیون عفو و بخشودگی قوه‌ی قضائیه با درخواست عفو و بخشودگی خانواده زندانی سیاسی غلامرضا خسروی سوادجانی مخالفت کرد.
•    اللهیار ملکشاهی، رئیس کمیسیون قضایی وحقوقی مجلس در گفتگو با رسانه ها اعلام کرد اگرچه حکم رجم یا سنگسار در لایحه‌ی مجازات اسلامی نیامده است اما این به معنای حذف آن نیست. وی تاکید کرده است که "احکام شرعی" قابل حذف شدن نیست و در قانون اساسی آمده، هر جایی که قانون ساکت است قضات می‌توانند به مبانی شرعی مسلم مراجعه کنند و سنگسار نیز از جمله‌ی آن‌ها است.
•    دادستان عمومی و انقلاب شهرستان دزفول از صدور حکم قطع دست برای یک زندانی متهم به سرقت در این شهرستان خبر داد.
•    شعبه‌ی اول دادگاه انقلاب شیراز برای متهم ردیف دوم یک پرونده به اتهام سرقت از طلافروشی با استفاده از سلاح گرم، حکم قطع دست راست و پای چپ وی را صادر  کرد گفتنی ست که متهم ردیف اول این پرونده توسط همین شعبه به اعدام محکوم شد.
•    قاسم احمدی لاشکی، یکی از نمایندگان مجلس از بی‌سوادی ۳۴۰ هزار کودک ۶ تا ۹ ساله به علت فقر اقتصادی و فرهنگی خانواده‌ها خبر داد.
•    ستار بهشتی وبلاگ نویس جوان و یکی از فعالین در شبکه‌های اجتماعی که در نهم آبان ماه با مراجعه‌ی نیروهای امنیتی وابسته به پلیس فتا به منزل پدری اش در رباط کریم بازداشت و به مکان نامعلومی منتقل شد در بازداتشگاه فوت کرد. پیکر نامبرده ۱۷ آبان ماه نیز در گورستان رباط کریم دفن شد.
•    در رابطه با تحقیق در خصوص چگونگی مرگ ستار بهشتی علی‌رغم اینکه مسئولان وعده‌ی "برخورد سریع، قاطع و بدون اغماض با مقصر یا مقصرین" این امر را دادند و نائب رئیس مجلس نیز از تشکیل کمیته‌ی ویژه‌ی بررسی مرگ آقای بهشتی در کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس خبر داد و خواستار ارائه‌ی گزارش هر چه سریع‌تر این کمیسیون شد،
•    تعدادی از زندانیان سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در خصوص آثار شکنجه بر روی بدن ستار بهشتی شهادت داده بودند که از این میان ابوالفضل عابدینی نصر، روزنامه نگار خوزستانی پس از ادای شهادت در خصوص شرح بازجویی‌ها و شکنجه‌های ستار بهشتی به بازپرس ویژه قتل، تهدید به تبعید شد.
•    شعبه‌ی ۳۲ دیوان عالی کشور حکم اعدام دو زندانی سیاسی اهل مهاباد به نام‌های علی افشاری و حبیب (رزگار) افشاری را تأیید نمود. این دو شهروند پیش‌تر از سوی دادگاه انقلاب مهاباد به اتهام "محاربه" و "افساد فی الارض" از طریق عضویت در احزاب غیرقانونی و درگیری با نیروهای حکومتی به اعدام محکوم شده بودند که دادنامه‌ی تجدید نظر خواسته، از طرف شعبه‌ی ۳۱ دیوان‌عالی کشور عیناً تأیید شده است. علی و حبیب (رزگار) افشاری آبانماه ۸۹ از سوی نیروهای امنیتی بازداشت و هم اکنون در زندان مرکزی ارومیه بسر می‌برند.
•    سه تن از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد به نام‌های ناصر محمدزاده، وحید فریدونی و علی نوریانی بدلیل پیگیری مطالبات قانونی خود از کار اخراج شدند. یکی از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد تایید کرده است که این سه نفر از اعضای سندیکای کارگران شرکت واحد بودند و تنها بخاطر رسیدن به حقوق قانونی خود از مجاری قانونی دولت ایران بیکار شدند.
•    بخش دوم دادگاه "ایران تریبونال" که موضوع آن کشتار زندانیان سیاسی ایران در دهه‌ی ۶۰ بود، با رأی قضات دادگاه به پایان رسید و این دادگاه با شنیدن شهادت‌های ده‌ها زندانی سیاسی در دو نوبت، کشتارهای دهه‌ی ۶۰ در ایران توسط جمهوری اسلامی را "جنایت علیه بشریت" شناخت.  بخش نخست دادگاه رسیدگی به کشتار زندانیان سیاسی در دهه‌ی ۶۰ که به نام "ایران تریبونال" معروف است به مدت پنج‌ روز، از ۲۹ خردادماه تا دوم تیرماه ۱۳۹۱ در مرکز اقدام حقوق بشر سازمان عفو بین‌الملل در لندن برگزار شده بود و بخش دوم آن نیز از روز پنج‌شنبه چهارم آبان‌ماه تا روز شنبه ششم آبان‌ماه، در سالن صلح، ساختمان دادگاه لاهه برگزار شد.
•    حمزه ریگی زندانی سیاسی محبوس در زندان زاهدان که به اتهام ارتباط با گروه جندالله به اعدام محکوم شده است پس از گذشت ۳۰ ماه از تاریخ بازداشت خود دست به اعتصاب غذا زد و این مهم انعکاس خاصی در رسانه‌ها نداشت. این زندانی سیاسی که در هنگام بازداشت کمتر از ۱۸ سال سن داشت، در شعبه‌ی یک دادگاه انقلاب زاهدان به اعدام محکوم شده و حکم وی در دیوان عالی کشور نیز به تایید رسیده است.
•    دستگاه قضایی در شهر یزد چهار انگشت دست دو زندانی را به اتهام سرقت در ملاء عام قطع کرد.
•    حکم کور کردن چشم پسر جوانی که متهم است حدود ۸ سال قبل  جوانی را در محله‌ی مجيديه شمالی مورد حمله و اسيدپاشی قرار داده، تایید شد.
•    در ساعت ۸ صبح نیمه‌ی آذرماه، با آتش گرفتن بخاری نفتی کلاس چهارم مدرسه ابتدایی شین آباد، واقع در روستایی به همین نام در ۵ کیلومتری پیرانشهر ۳۸ دانش آموز دختر این مدرسه با گرفتار شدن در کلاس درس کشته و مصدوم شدند. دو تن از این کودکان به نام‌های سیران یگانه و الهام (آمنه) اسماعیل‌پور که دچار مصدومیت شدید شده بودند در بیمارستان "سینا" ی تبریز فوت کردند.
•    برگزاری مراسم چهلمین روز کشته شدن ستار بهشتی، بلاگر، در "امامزاده محمد تقی" رباط کریم با ضرب و شتم و بازداشت اعضای خانواده‌ی وی و حاضران همراه بود؛ پس از این که مادر و خواهر ستار بهشتی از شرکت کنندگان خواستند تا برای برگزاری مراسم از امامزاده به خانه‌ی خواهر وی بروند؛ نیروهای امنیتی و لباس شخصی به صورت پراکنده اقدام به ضرب و شتم و بازداشت شهروندان کردند.هم‌چنین پنج نفر از ماموران امنیتی اقدام به ضرب و شتم مادر ستار بهشتی کردند تا جایی که پای وی از ناحیه ی زانو به پایین دچار زخم و جراحت شد. اصغر بهشتی برادر ستار بهشتی هم در لحظه‌ای که قصد دعوت چند تن از شرکت کنندگان به خانه‌ی خواهرشان را داشت توسط نیروهای امنیتی بازداشت شد و مدت دو ساعت را در بازداشت نیروهای امنیتی گذراند.
•    رئیس پلیس فتای فرماندهی انتظامی تهران بزرگ به علت قصور و ضعف و عدم نظارت کافی بر عملکرد پرسنل تحت امر و مشخص شدن ابعاد مختلف روند رسیدگی پرونده ستار بهشتی از سمت خود برکنار شد. غلامحسین، محسنی اژه‌ای،  سخنگوی قوه‌ی قضاییه هم از بازداشت ۷ مامور پلیس فتا در ارتباط با همین پرونده‌ خبر داد.
•    سازمان پزشکی قانونی استان یزد از کشته شدن ۸ تن در جریان انفجار در معدن زغال سنگی در طبس خبر داد. این حادثه در معدن "آرمین نوین" در منطقه "پروده" طبس رخ داده است.
•    فتح الله بیات رئیس اتحادیه‌ی کارگران قراردادی و پیمانی سراسر کشور گفت یک میلیون کارگر قراردادی از ابتدای سال جاری تاکنون در واحدهای تولیدی کشور اخراج شده‌اند. وی تعداد کارگران قراردادی را ۸ میلیون نفر در سراسر کشور اعلام کرد.
•    شعبه‌ی ۷۴ دادگاه کیفری استان تهران، یک نوجوان به نام "فرهاد" را که مهرماه سال گذشته در جریان یک نزاع  پسری ۱۷ ساله به نام "امیر" را بر اثر اصابت ضربه‌ی کارد به قتل رسانده بود، به اعدام محکوم کرد.
•    رئیس پلیس امنیت عمومی فرماندهی انتظامی خراسان‌رضوی درباره‌ی برگزاری کنسرت در شهر مشهد اعلام کرد که "به حرمت حرم رضوی به هیچ کنسرتی در مشهد اجازه برگزاری نمی‌دهیم."
•    حکم اعدام هروز آلخانی زندانی سیاسی کرد در دادگاه تجدید نظر تائید شد وی به همراه ۱۵ تن دیگر، هفتم بهمن ماه ۱۳۸۸ توسط نیروهای امنیتی در شهر سلماس به اتهام رابطه با پژاک بازداشت و پس از چند ماه با اتهام جدید مشارکت در قتل دادستان خوی روبرو شد و در شعبه‌ی ۱ دادگاه انقلاب ارومیه به ریاست قاضی چابک به اتهام همکاری موثر با پژاک و قتل دادستان شهرستان خوی به اعدام محکوم شد.
•    حکم اعدام رضا ملازاده، زندانی سیاسی کرد اهل سلماس از سوی دیوان عالی کشور تایید شد این شهروند ۲۵ ساله‌ی اهل روستای آشناک ازتوابع شهرستان سلماس، در اواخر تابستان ۱۳۹۰ در هنگام ورود به شهر پاوه توسط سپاه پاسداران بازداشت و به‌ یکی از بازداشتگاه‌های سپاه در شهر کرمانشاه منتقل شد و از آن‌ زمان تا به حال علی‌رغم مراجعه‌ مکرر پدر رضا ملازاده ‌به‌ دستگاه‌های اطلاعاتی وامنیتی، هیچ اطلاعی از وضعیت وی کسب نکرده‌ بودند، تا اینکه به تازگی نامبرده با تماسی که با خانواده خود داشته از بازداشت وصدور حکم اعدام به اتهام عضویت درحزب حیات آزاد کردستان (پژاک) درزندان اوین علیه خودش خبر داده است.
•    پنج زندانی سیاسی عرب محبوس در زندان کارون اهواز به نام‌های محمد على عمورى، هادى راشدى، هاشم شعبانى، جابر آلبوشوکه و مختار آلبوشوکه با تائید حکم اعدامشان در شعبه‌ی ۳۲ دیوان عالی کشور، در یک قدمی اجرای این حکم قرار گرفتند. حکم بدوی اعدام این ۵ تن پیش‌تر در تاریخ ۱۷ تیر ماه توسط شعبه ۲ دادگاه انقلاب اهواز به اتهام محاربه با خدا و مفسد فی الارض و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی و اقدام علیه امنیت ملی صادر شده بود.
•    حکم اعدام وحید اصغری که در شعبه‌ی ۶ دیوان عالی کشور نقض شده بود، مجددا با تایید حکم اعدام توسط دادگاه انقلاب به دیوان عالی کشور ارجاع شد. اصرار مجدد قاضی صلواتی برحکم اعدام این دانشجوی وبلاگ نویس زندانی و ارسال پرونده‌ی وی به شعبه‌ی ۶ دیوان عالی کشور در حالی صورت می‌گیرد که، نقض دیوان به پرونده، نقض کلی و علی‌الاطلاق بوده و می‌بایستی تحقیقات در پرونده دوباره صورت می‌گرفت که در یک روال مشکوک وغیر قانونی توسط صلواتی، رئیس شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب، متهم فقط یکبار در تاریخ ۱۱ آذر ماه سال جاری به دادگاه فراخوانده شد اما بدلیل عدم صلاحیت قاضی و دادگاه انقلاب برای رسیدگی به جرایم رایانه‌ای و اطفال وحید اصغری در دادگاه حاضر نشد.
•    شش زندانی سنی موسوم به "سلفی" به نام‌های  بهرام احمدی، اصغر رحیمی، بهنام رحیمی، محمد ظاهر بهمنی، کیوان زند کریمی، هوشیار محمدی که گفته می شود در ترور یک روحانی اهل سنت نقش داشتند اعدام شدند. این افراد در تیرماه سال ۹۰ از سوی شعبه‌ی‌ ۲۸ دادگاه انقلاب شهر تهران به ریاست قاضی مقیسه با مجازات مرگ مواجه شده بودند.
•    صبح روز چهارشنبه ۲۷ دی ماه در اقدامی کم‌سابقه حکم اعدام یک شهروند به اتهام "تجاوز به عُنف" در استادیوم ورزشی شهر سبزوار اجرا شد. تصاویر منتشر شده از این مراسم گویای آن است که مسئولان مردم را بر روی سکوهای ورزشگاه به عنوان "تماشاچی" مستقر کرده‌اند و برخلاف مسابقات فوتبال که زنان اجازه‌ی حضور در ورزشگاه را ندارند، در این مراسم می‌توانستند شرکت کنند.
•    جعفری دولت‌آبادی، دادستان عمومی و انقلاب تهران از این مهم که یک کمیسیون پزشکی طبیعی نبودن مرگ ستار بهشتی را تایید کرده است، خبر داد. جعفری دولت‌آبادی گفت: یک کمیسیون ۱۱ نفره شامل متخصصین مختلف که جامع‌ترین کمیسیون پزشکی بود تشکیل شد که در آن، متخصصین داخلی، کلیه، گوارش، روان‌شناس و سایر تخصص‌ها حضور داشتند و پس از برگزاری یک جلسه ۳ ساعته تایید کردند با توجه به اینکه مرحوم ستار بهشتی بیماری خاصی نداشته است فوت می‌تواند ناشی از پیامدهای ضربه یا فشار روانی باشد.
•    در ادامه‌ی دوسال کشمکش و اعتراضات و اعتصاب کارگران پیمانکاری بندر امام و از آنجا که مصوبه هیئت وزیران در سال ۱۳۸۴ مبنی بر، بر چیده شدن شرکتهای پیمانکاری بطور کامل به اجرا در نیامده است روز ۲۵ دی ماه حدود ۴۰۰ نفر از کارگران پیمانکاری پتروشیمی بندر امام شامل شرکتهای فراورش و بسباران که بنا بر سلایق اعمال شده در پتروشیمی‌ها موفق به انعقاد قرارداد مسقیم با کارفرمای اصلی نشده‌اند در مقابل فرمانداری ماهشهر دست به تجمع اعتراضی زدند و بدنبال این تجمع تعدادی از کارگران پیمانکاری منطقه ویژه اقتصادی ماهشهر نیز به این تجمع پیوستند.
•    نیروی انتظامی در یک عملیات همزمان تحت عنوان "طرح ارتقاء امنیت اجتماعی" در استان‌های تهران، البرز و همدان اقدام به هتک حیثیت بازداشت شدگان تحت عناوینی چون اراذل و اوباش، سارقین و زورگیران کرد. این روند تا جایی بود که بازداشت شدگان در تهران با تریلی در سطح شهر گردانده شدند.
•    چندین خبرنگار توسط نیروهای امنیتی بازداشت شدند که فدراسیون بین المللی روزنامه ‌نگاران تعداد آن‌ها را حداقل شانزده تن برآورد کرده است. این افراد که در رسانه‌های داخلی (اکثراً روزنامه‌ها و رسانه‌های اصلاح‌طلب) مشغول به فعالیت بوده و حتی موضوعات خاص را تحت پوشش قرار نمی‌دادند. اسامی برخی از این فعالین مطبوعاتی عبارت است از: میلاد فلایی اصل، جواد دلیری، مطهره شفیعی، سلیمان محمدی، نسرین تخیری، امیلی امرایی، پوریا عالمی، اکبر منتجبی، ساسان آقایی، نرگس جودکی و پژمان موسوی، ریحانه طباطبایی، فاطمه ساغرچی و کیوان مهرگان و حسین یاغچی. وزارت اطلاعات جمهوری اسلامی در همین راستا مدعی شد که بیش از ۱۲ تن از این روزنامه نگاران هنگام همکاری با یک شبکه مرتبط با غرب پیش از برگزاری انتخابات ریاست جمهوری، بازداشت شده‌اند.
•    احمد محسنی گرکانی، رئیس دیوان عالی کشور از تایید حکم اعدام "مه آفرید خسروی" و یک تن دیگر از متهمین پرونده اختلاس سه هزار میلیاردی در دیوان عالی کشور خبر داد.
•    دادگاه نمادین موسوم به "دادگاه ایران" نیز که در سال گذشته میلادی با تبلیغات گسترده برای رسیدگی به نقض حقوق بشر در ایران در شهر لاهه (هلند) تشکیل شده بود، در رای نهایی خود به این نتیجه رسیده است که دولت ایران در فاصله سالهای ۱۹۸۹-۱۹۸۰ مرتکب جنایت علیه بشریت شده است. این دادگاه نمادین که رای آن اعتبار قضایی ندارد، همچنین گفته است که مسئولیت کامل نقض گسترده حقوق بشر در ایران به موجب میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی بر عهده دولت آن کشور است. برگزارکنندگان دادگاه که تعدادی از فعالان حقوق بشر در آفریقا، اروپا و آمریکا بوده‌اند دو سال پیش، در فوریه ۲۰۱۱ یک کمیته اجرایی تشکیل دادند که به تشکیل یک "کمیسیون حقیقت یاب" انجامید.
•    بر اساس مصوبه جدید کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، "درج پیوند (لینک) یا تبلیغ تارنماهای فیلتر شده در پایگاه‌های اینترنتی" جرم محسوب می‌شود. این کارگروه طی مصوبه‌ای در پنجاه و پنجمین جلسه خود که چهارشنبه هجدهم بهمن ماه برگزار شد، "درج پیوند لینک یا تبلیغ تارنماهای فیلتر شده در پایگاه‌های اینترنتی" را مجرمانه دانست. با اضافه شدن این بخش به بند "ج" فهرست مصادیق محتوای مجرمانه، از این تاریخ، لینک دادن به تارنماهای فیلتر شده از جمله شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک و گوگل پلاس، مجرمانه است. براساس این قانون با وبلاگ‌ها و پایگاه‌های اینترنتی متخلف برخورد خواهد شد.
•    "علیرضا مافیها" و "محمد‌علی سروری"، دو پسر جوانی که در آذر ماه سال جاری با همکاری ۲ نفر دیگر و با استفاده از سلاح سرد یک شهروند تهرانی را مورد حمله و ضرب و جرح قرار داده بودند، بامداد روز یک‌شنبه یکم بهمن در ضلع شمالی پارک هنرمندان و در خیابان بهشهر به وسیله جرثقیل به دار آویخته شدند. پرونده‌ی‌ این چهار شهروند پس از دستگیری و در حالی که تصاویر مربوط به زورگیری‌شان در اینترنت و تلویزیون پخش شده بود، در دادسرای عمومی و انقلاب تهران مفتوح شد و شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی صلواتی نیز در نهم دی ماه با برگزاری یک جلسه محاکمه علنی، دو نفر از این متهمان را به اتهام "محاربه و افساد فی‌الارض" به اعدام محکوم کرد.
•    زهرا و نرگس دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، بازداشت شدند و از دیگر سو نیز، منزل مهدی کروبی مورد تفتیش قرار گرفت و محمد حسین کروبی برای مدت چند ساعت بازداشت شد. آن‌ها پیش از این بار‌ها مورد تهدید ماموران امنیتی قرار گرفته بودند و برای اطلاع رسانی نکردن دربارهٔ پدر و مادر خود تحت فشار بودند.
•    انگشت یک متهم به سرقت در ساری قطع شد و دست شهروند ۲۹ ساله به اتهامی مشابه در شیراز و در ملاءعام از تنش جدا شد. مسئولان اجرای این حکم را در راستای اجرای حدود و از تکالیف شرعی و قانونی عنوان کرده و مدعی شدند که صدور و اجرای احکامی این گونه "جزو مطالبات به حق مردم" است.
•    در اواخر سال جاری برخورد با اقلییت های مذهبی شدت بیشتری گرفت، سیصد تن از دراویش گنابادی که در حمایت از وکلای دراویش و سایر دراویش زندانی در روز سوم اسفند، در مقابل زندان اوین حضور یافته بودند، بازداشت و پس از چند ساعت آزاد شدند. هم چنین ابراهیم فیروزی از شهروندان مسیحی در تهران و دو تن از نوکیشان مسیحی به نام‌های «شهرزاد - ی» و «سام - ص» بازداشت و به زندان اوین منتقل شد و محاکمه پنج شهروند مسیحی در شیراز که به اتهام برهم زدن نظم عمومی، ترویج مسیحیت، تهدید امنیت ملی و مشارکت در فعالیت‌های اینترنتی بازداشت شدند؛ آغاز شد.بازداشت نه شهروند بهایی در شهرهای سمنان، گرگان و سنندج و احضار ده شهروند بهایی مرتبط با دانشگاه آنلاین بهائیان از دیگر اقدامات دستگاه های امنیتی و قضایی در اواخر سالجاری بوده است.
•    موج برخورد با روزنامه نگاران و اهالی مطبوعات که از بهمن ماه آغاز شده بود در روزهای پایانی سال نیز علی رغم آزادی برخی از بازداشت شدگان ماه قبل دنبال شد و بر همین اساس احسان مازندرانی روزنامه نگار، محمد جواد روح دبیر سرویس سیاسی مهرنامه، مدیر مسئول و دبیر سیاسی روزنامه مغرب، عباس درویش توانگر قائم مقام خبرگزاری تسنیم بازداشت شدند هم چنین در حوزه وبلاگ نویسی نیز دو وبلاگ نویس از گناوه و شیراز بازداشت شدند.
•     آقای شهید در یک گزارش ۷۷ صفحه ای که ۲۱ اسفندماه به شورای حقوق بشر سازمان ملل ارائه داد مقام های ایران را به نقض سیستماتیک حقوق بشر متهم کرد.
•     اینترنت کشور در روزهای پایانی سال با اختلالاتی همراه شد با قطعی‌های مکرر، کندی شدید سرعت دسترسی و انسداد دسترسی به برخی پورت‌ها و پروتکل‌های امن نیز مسدود شد در همین رابطه خبرگزاری فارس به نقل از یک منبع آگاه گزارش داد اختلالات در اینترنت کشور بر اثر مسدود شدن پورت های وی پی ان است.
•     تعدادی از کنشگران مدنی، روزنامه نگاران و فعالان مطبوعاتی کرد، در شهر‌های سنندج، مهاباد، نقده، اشنویه وپاوه بازداشت شدند، خسرو و مسعود کُردپور، کیهان عزیزی، داوود غفاری، وفا قادری، خالد حسینی، بهزاد فرج‌الهی، حامد محمودنژاد، قاسم احمدی، رسول خضرمروت، فرزاد و فاروق سامانی، منوچهر پوردل، مختار احمدی، بختیار و فردین رسولی، یاسر کاکایی، کیوان شیخی، کامران عثمانی، شهاب احمدی‌آذر، قادر داستان، رحیم فتوحی، محمد سهرابی، ناصر نعمت‌خواه، یوسف حاجی‌خوش، جهانبخش احمدی، محمد نگاری، معتصم شافعی، قانع حاتمی،  بابک عباسی، گوران بهرامی، آراس حاتمی، قانع حاتمی، محمد نگاری، بابک عباسی، معتصم شافعی و جهانبخش احمدی بازداشت شدند.
•     هیئت نظارت بر مطبوعات در آخرین جلسه خود در سال ۹۱ انتشار روزنامه "مغرب" را لغو کرد و به مجله رشد معلم تذکر داد. امتیاز روزنامه "مغرب" به دلیل آنچه "نقض حدود قانونی مطبوعات" خوانده شده لغو شد. خبرگزاری بازتاب نیز از توقیف هفته‌نامه آسمان و ماهنامه‌های تجربه و مهرنامه خبر داد هرچند ساعتی پس از انتشار این خبر محمد قوچانی توقیف این نشریات را تکذیب کرد و اعلام داشت تولید این سه ماهنامه متوقف شده است.
•    علی احمد سلیمان زندانی سیاسی تبعه عراق از سوی دادگاه عمومی در یک پرونده جدید قضایی به اتهام قتل دو تن از اعضای سپاه پاسداران محاکمه و به اعدام محکوم شد، یک منبع آگاه که نخواست نامش ذکر شود در گفتگو با گزارشگر هرانا اعلام داشت: "در آخرین باری که این زندانی به اطلاعات ارومیه منتقل شده بود از وی خواسته شد تا عواملی که در قتل دو عضو سپاه شرکت داشته‌اند را معرفی کند در غیر این صورت اتهام قتل ایشان را به وی نسبت خواهند داد."
•    دولت افغانستان از ایران خواسته است تا اجرای حکم اعدام شهروندان افغان را که در ایران به اعدام محکوم شده اند، به تعلیق در آورد. وزیر خارجه افغانستان این درخواست را در جریان دیدار با همتای ایرانی‌اش در وین پایتخت اتریش مطرح کرد.
•    اعتراض به حقآبه از سوی کشاورزان خشمگین در ورزقان که اقدام به قطع لوله آب انتقالی به استان یزد شده بودند با دخالت نیروهای امنیتی و ضد شورش به خشونت کشیده شد، در این اعتراضات جمعی از کشاورزان به دلیل استفاده نیروهای ضد شورش از گلوله های جنگی و ساچمه ای مجروح و به بیمارستان منتقل شدند،
پایان گزارش
نهاد آمار، نشر و آثار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران