‏نمایش پست‌ها با برچسب اندیشه و بیان. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب اندیشه و بیان. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ اسفند ۱۱, یکشنبه

اعلام اعتصاب غذای نامحدود ۵ درویش گنابادی زندانی بند ۳۵۰ زندان اوین

چکیده :5 تن از دراویش گنابادی زندانی در بند 350 زندان اوین در واکنش به بازگرداندن 2 تن از هم مسلکان خود از بیمارستان به زندان و ممانعت از اعزام یک زندانی بیمار خود به بیمارستان دست به اعتصاب غذای نامحدود زدند....


۵ تن از دراویش گنابادی زندانی در بند ۳۵۰ زندان اوین در واکنش به بازگرداندن ۲ تن از هم مسلکان خود از بیمارستان به زندان و ممانعت از اعزام یک زندانی بیمار خود به بیمارستان دست به اعتصاب غذای نامحدود زدند.
به گزارش خبرنگار کلمه، رضا انتصاری، امیر اسلامی، مصطفی عبدی، فرشید یدالهی و امید بهروزی ۵ تن، از دراویش زندانی بند ۳۵۰ هستند که با بازگرداندن حمیدرضا مرادی و مصطفی دانشجو که در آستانه عمل جراحی و درمان بیماری قلب خود بودند، دست به اعتصاب غذا زده اند.
آنها همچنین به ممانعت از اعزام به بیمارستان افشین کرم پور دیگر درویش زندانی که از بیماری شدید کلیوی و دیسک کمر رنج می برد اعتراض دارند.
همزمان با اعتصاب غذای این ۵ درویش زندانی بند ۳۵۰ کسری نوری از دراویش زندانی در زندان نظام آباد شیراز در همراهی هم مسلکان خود دست به اعتصاب غذا زده است.
در حال حاضر حمیدرضا مرادی، مصطفی دانشجو، و افشین کرم پور در اعتراض به عدم اجازه برای استفاده از حق درمان زندانی دست به اعتصاب دارو زده اند که حال جسمی آنان وخیم گزارش شده است.
مصطفی دانشجو دارای آسم شدید ریوی است و درمان بیماری قلبی (آنژیوگرافی) وی مستلزم ایجاد شرایط ویژه ای بود که همزمان با ایجاد شرایط بیمارستان این زندانی عقیدتی به زندان اوین فرا خوانده شد.
همچنین حمیدرضا مرادی که در آستانه پیوند عروقی قرار داشت و درمان وی فوری و اضطراری تشخیص داده شده بود، از ادامه درمان محروم شد، اکنون این نگرانی وجود دارد که تاخیر در درمان موجب قطع پای وی شود که به گفته پزشکان یک رگ اصلی وی مسدود شده است.
همچنین حال افشین کرم پور که در ۱۰ روز گذشته با وجود مصرف مسکن های قوی، بشدت درد می کشیده از دو روز گذشته و با اعتصاب دارو وخیم تر شده است.
در همین راستا صبح امروز کلمه خبر داده بود که ۲۰ زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین در نامه ای به رییس قوه قضاییه با شرح وضعیت زندانیان بیمار در این بند به رفتارهای غیرقانونی و خودسرانه ی مسئولان زندان و قاضی صلواتی در جلوگیری از پیگیری روند درمانی این زندانیان اعتراض کرده و هشدار دادند که با اقدامات عجیب و غریب در درمان زندانیان کارشکنی نکنند و آنها را به بیماریهای صعب العلاج مبتلا نکنند یا با ایجاد تاخیرهای مکرر و غیرقانونی کاری نکنند که فرصت درمان از دست برود و دیگر امکان درمان وجود نداشته باشد، کما اینکه در مواردی اینچنین شده است.

۱۳۹۲ دی ۷, شنبه

موسوی لاری: پس از کربلا ۷۰ هزار تریبون نماز جمعه حرکت امام را “خارجی” نامیدند

چکیده :طبیعی بود بعد از قیام عاشورا بنی امیه سعی کنند جنایت خودشان را توجیه کنند. اولین نیاز آن‌ها این بود که به جامعه بگویند چرا این اتفاق افتاد. بنابراین سعی کرد از واژه‌ای استفاده کند که مردم نسبت به آن حساسیت نشان دهند. تنها واژه‌ای که می‌توانست برای آن‌ها کارایی داشته باشد واژه "خارجی" بود....

حجت الاسلام والمسلمین موسوی لاری در سخنرانی با موضوع نقش محوری حضرت زینب (س) در حوادث قبل و بعد از عاشورا به تحلیلی تاریخی از فضای اعتقادی و اندیشه های اجتماعی مردم پیش از شکل گیری حکومت معاویه، در حین و پس از آن پرداخت و چگونگی نقش امام حسین (ع) و سپس حضرت زینب (س) برای هدایت افکار جامعه در آن زمان را تشریح کرد.
به گزارش سایت جماران، عضو مجمع روحانیون مبارز البته در ابتدا نقش حضرت زینب (س) را به عنوان پیام رسان و مبلغ قیام عاشورا در طول مسیر و پس از واقعه کربلا را مهم ترین مساله این قیام دانست که باید علاوه بر تحمل مصیبت های اهل بیت علیهما السلام مورد توجه قرار داد و افزود: طبعا رسالت حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) این بوده که عاشورا را آنطور که هست ترسیم کنند تا تحریف گران نتوانند به نحوری که خودشان می خواهند از آن بهره گیرند. لذا هم باید محتوای قیام ترسیم می شد و هم باید ماهیت این حرکت و اهداف امام حسین (ع) را برای مردم جامعه آن زمان روشن می کردند. زینب (س) مکمل حرکت امام است و جهت تحقق اهداف ایشان حرکت می کند نه فراتر از آن و نه کمتر. امام حسین (ع) راه خود را آگاهانه انتخاب کرد و باید هدف و ماهیت قیام ایشان تبیین می شد که حضرت زینب (س) با همان علم، درایت و فهمی که امام از شرایط آن زمان داشتند، تداوم بخش راه حسین (ع) شد.
موسوی لاری با اشاره به تاریخ حکومت بعد از رحلت پیامبر(ص)، اظهار کرد: عاشورا نیم قرن بعد از رحلت پیامبر (ص) رخ داد. اگر این نیم قرن یا ۵۰ سال را به دو مقطع ۲۵ ساله تقسیم کنیم، ۲۵ سال اول مربوط به دوران خلفای راشده است. حدود ۲ سال و اندی خلیفه اول حکومت کرد، ۱۱ یا ۱۲ سال دوران خلیفه دوم و به همین میزان هم خلیفه سوم خلافت کرد که مجموع آن ۲۵ سال می شود. اهل سنت این دوران را راشده معرفی می کنند و معتقدند خلفا در این دوران سعی داشتند مسیر جامعه اسلامی طبق عمل به قرآن و سنت پیامبر (ص) ادامه پیدا کند. اگرچه ما و برادران اهل سنت در مبدا شکل گیری این خلافت ها و رفتارهای انجام شده در آن دوران و همچنین اجرای احکام الهی و عمل به کتاب و سنت پیامبر (ص) اختلاف نظر داریم اما همه بر تفاوت قائل بودن میان ۲۵ سال اول و دوم اشتراک نظر داریم.
وی در تشریح ۲۵ سال دوم بعد از رحلت پیامبر(ص)، گفت: از این میزان حدود ۵ سال اول مربوط به زعامت حضرت علی (ع) و امام حسن (ع) است. اهل سنت این سال ها را هم به دوران راشده می افزایند، یعنی دوران خلافت امیرالمومنین (ع) و دوره حدودا شش ماهه امام حسن (ع). آنها معتقدند خلفای راشده چهار نفر هستند که چهارمین نفرشان حضرت علی (ع) است و بعضا امام حسن (ع) را هم جزو خلفای راشده می دانند. بنابراین می توان گفت آنچه در این ۳۰ سال اتفاق افتاد با ۲۰ سال بعدی متفاوت بود. این ۲۰ سال دوران خلافت مطلقه معاویة بن ابوسفیان است که شرایط ویژه ای دارد.
وی با تاکید بر اینکه علمای اهل سنت دوران حکومت معاویه را دوران خلافت نمی دانند، تصریح کرد: علمای اهل سنت بی تردید این مقطع را نه دوران خلافت که دوران سلطنت و مولوکیت اسلامی معرفی می کنند. آنها در کتاب خلافت و ملوکیت در اسلام نوشته ابوالاعلی مودودی آورده اند دوران خلافت اسلامی بعد از امام حسن (ع) تمام شده و دوره ملوکیت آغاز می شود. از این ۲۰ سال حدود ۱۰ سال مربوط به دوران امامت امام حسن (ع) و حیات ایشان و ۱۰ سال بعدی هم در دوران امام حسین (ع) بود.ّ
وزیر کشور دولت خاتمی به تاثیر اتفاقات مختلف بر جامعه اسلامی در ۲۰ سال حکومت معاویه پرداخت و گفت: اتفاقات این ۲۰ سال چهره جامعه اسلامی را عوض کرد. دیگر خبری از جامعه زمان پیامبر (ص) و حتی خلفای راشده نیست. تغییرات زیادی در حوزه اندیشه مردم، اعمال آنها، فرهنگ، باورها، مسایل اقتصادی، اعتقادات و ایمان مردم جامعه ایجاد شده بود. این تغییرات در تمامی شئون جامعه رخ داد که هر کدام نشان دهنده بیماریو ضعف ایجاد شده در جامعه اسلامی است.
وی افزود: وجود جریان فکری خوارج که معتقد بودند هر کسی غیر از خودشان کافر است و باید او را کشت. جریان دگمی که برداشت تنگ نظرانه از اندیشه اسلام داشت.
وی به بیان تاریخچه ای از جریان شکل گیری و فعالیت خوارج، گفت: خوارج پیش از این در اردوگاه علی (ع) بودند و مقابل معاویه می ایستادند. آنها در برابر حرکت تزویرگرایانه معاویه که دستور داد در جنگ صفین قرآن ها را بر سر نیزه بگیرند، چون ایمان و باورهای سطحی و نادرستی داشتند، نوشته ها را با اندیشه های عمیق علی (ع) عوضی گرفته و حضرت را مجاب به پذیرش حکمیت کردند. بعد از داستان حکمیت و شکست ابوموسی اشعری از عمروعاص، همین خوارج با سطحی نگری دیگری مسیرشان را عوض کردند و گفتند هم معاویه و هم علی (ع) از مسیر حق خارج شدند و قتل شان واجب است. معاویه به دلیل اینکه از اول هم مقابل حاکمیت ایستاده بود و علی (ع) هم چون حکمیت را پذیرفت، گناه کرده و در نتیجه کافر است و باید او را کشت. از مساله حکمیت یک برداشت سیاسی شکل گرفت که کم کم این جریان سیاسی برای کسب هویت، سعی به تئوری پردازی کرد.
وی ادامه داد: یکی از مسایل و پرسش های مطروحه در آن زمان مساله ایمان بود؛ اینکه ایمان چیست؟ آیا با اقرار به لسان ایجاد می شود؟ آیا نتیجه عمل صالح انسان است؟ آیا یک اعتقاد درونی است؟ و…. پرسش هایی از این دست. اما بحث روی این موضوع آغاز شکل گیری فرقه خوارج است. این فرقه از مقوله سیاست به مسایل مربوط به اعتقادات درونی وارد شد و فرقه ای ایجاد کرد که بیش از ۳۰۰ سال فعال بود.
وی درباره ملاک ایمان از منظر فرقه خوارج، افزود: خوارج نهایتا معتقد شدند که ایمان در نتیجه عمل صالح است. یعنی اقرار به لسان یا اعتقادات درونی کافی نیست! در نتیجه این تفاوت گذاری و ایجاد فاصله، شکل گیری اصل اعتقادی دیگری از منظر خوارج بود و اینکه هر کسی مرتکب گناه کبیره شد، کافر است و براساس قاعده دیگری جهاد با کافر بر تمام انسان ها واجب است و در نتیجه قتل کافر حلال است! نهایتا آن جریان سیاسی انشعابی از صفین به یک فرقه دارای بنیان فکری تبدیل شد که ایمان را صرفا عمل صالح افراد می داند و غیر از آن را کافر شمرده و قتلش واجب است. آنها با این دید فجیع ترین جنایت ها را در جامعه اسلامی مرتکب شدند. همچنین این تفکر باعث روی آوردن به ترور افراد با منطق مذموم فوق هم شد.
وی تروریست بودن برخی فرقه های کنونی را نتیجه تداوم تفکر خوارج در جوامع اسلامی برشمرد و اظهار کرد: همین گروه هایی مثل القاعده و امثال آنها که هر کسی را جز خودش کافر می داند یا همینطور کشتارهای تروریستی که در عراق اتفاق می افتد در نتیجه همین طرز تفکر است. خوارج تا جایی پیش رفتند که معتقدند بودند اگر کسی ولو گناهی نکرده باشد اما چون جزو حامیان و پیروان شخص گناه کار بوده، پس او هم گناه حمایت کنندگی داشته و قتلش واجب است! خوارج به سمت معاویه هم حرکت می کرد و در اینجا مبارزه با خوارج به نوعی یک قدرمشترک در آن مقطع زمانی می شود اما نهایتا مساله این نیست.
به گزارش جماران حجت الاسلام موسوی لاری با بیان اینکه فعالیت فرقه خوارج بود که باعث شکل گیری جریان خطرناک دیگری شد که معاویه هم از آنها حمایت کرد، گفت: در مقابل جریان خوارج، جریان اهل تسامح و تعاملی شکل می گیرد که از خشونت ناراحت است و نامش را جریان مرجعه می گذارند. مرجعه می گوید باید نتیجه عمل انسان ها را به خدا و روز قیامت واگذار کنیم و اعمال هر کسی در هر جایگاهی به خودش مربوط می شود! معاویه هم که اساسا پایگاه و تکیه گاهی در جامعه اسلامی نداشت و صرفا به تقابل مابین عثمان و علی (ع) دامن می زد و پشت عثمانی ها پنهان می شد، فرصت را مناسب دید و از جریان مرجعه به شدت حمایت کرد.
وی از حمایت قاطع معاویه از فرقه مرجعه به منظور توجیه کردن تمامی اعمال و رفتارش سخن گفت و افزود: در آغاز افراد متنوعی در جریان مرجعه بودند که بعضا از سر خیرخواهی وارد شده بودند اما عده ای هم از فضای تنگ و ترش خوارج ناراحت بوده و عده ای هم به دنبال توجیه کردن کارهای کثیف خودشان بودند. نهایتا این جریان فکری معتقد شد ایمان کاری به عمل ندارد هر کسی هر کاری دلش خواست می تواند انجام دهد و صرفا همین که شهادتین را گفت مسلمان است و ایمان دارد. یعنی اگر کسی در هر جایگاهی صدها گناه هم انجام داد اشکالی ندارد و به خودش مربوط است. این جا بود که معاویه احساس کرد برای تثبیت کردن حکومتش و محکم کردن پایه های آن بهترین فرصت است که از تفکر جریان مرجعه حمایت کند. با منطق مرجعه تمام اعمال حاکم مصونیت می یافت و معاویه اگر از عمروعاص یا والیان فاسد دیگری برای ممالک اسلامی استفاده کند، اشکالی ندارد؛ اگر نماز جمعه را چهارشنبه بخواند اشکالی ندارد؛ شراب خوری در انظار عمومی، سگ بازی، شهوات رانی و…. هیچ مشکلی برای حاکم ایجاد نمی کند. بنابراین مرجعه به حکومت کمک کرد تا بتواند مفاسد درونی خود را توجیه کند!
موسوی لاری استفاده از رسانه را به عنوان یک ابزار تبلیغی کارآمد برای معاویه برشمرد و اظهار کرد: معاویه جریان مرجعه را مبنای فکری جامعه قرار داد و بعد از آن به سراغ استفاده از رسانه رفت. علامه امینی می فرمود معاویه در آن زمان از ۷۰ هزار تریبون نمازجمعه به شکل هدفمند استفاده کرد تا علی (ع) و خاندان و پیروانش را لعن کند. معاویه با اندیشه مرجعه، حکومتش را قوی می کرد و سعی داشت با بیرون راندن علی (ع) و فرزندانش از اعتقادات و تفکر مردم، جایگاه نداشته خود را محفوظ کند چون تا زمانی که علی (ع) بود کسی اصلا توجهی به معاویه نداشت. در ادامه معاویه با بهره گیری از جهل مردم ۲ روش را در حکومتش اجرایی کرد؛ ۱- تبلیغ و استفاده از رسانه نمازجمعه به عنوان مهمترین و تقریبا تنهاترین رسانه عمومی آن زمان ۲- بذل و بخشش های بی رویه، استفاده بی قید و شرط و مفسدانه از بیت المال و خریدن افراد.
وی از تشکیل کمیته ۴ نفره جعل حدیث توسط معاویه سخن گفت و افزود: معاویه با تثبیت حکومتش فرصت دیگری را برای بیرون راندن اندیشه های اسلام ناب محمدی (ص) پیدا کرد و ضمن این موضع گیری که همه چیز ما از پیغمبر(ص) است و باید کاری کنیم سنت و روش او در جامعه استفاده شود، کمیته ۴ نفره ای را برای جعل احادیث منتسب به پیغبر (ص) تشکیل داد. این کمیته متشکل بود از ابوحریره، عمربن عاص، عروة بن زبیر و ……. آنها اینقدر در جعل حدیث پیش رفتند که دیگر برای هر موضوعی حدیث جعل می کردند. ۴ تا ۵ هزار حدیث در کتاب های معروف اهل سنت وجود دارد که خودشان معتقدند اینها از میان ۴۰۰ هزار حدیث که اکثرشان دروغ بوده، جمع آوری شده است! به طور مثال ابوحریره که ۳۵ هزار حدیث در کتب اهل سنت از او نقل شده در سال هشتم هجرت از یمن آمد و مسلمان شد. او تنها یک سال و نیم در زمان پیغمبر بود و از این مدت هم ۹ ماه را به همراه والی بحرین به آنجا رفت؛ حال اینکه چطور در طی چندماه آن همه حدیث از پیغمبر شنیده را اهل سنت باید پاسخ دهند. بنابراین وظیفه کمیته جعل حدیث انکار فضایل علی (ع) و اثبات فضایل نبوده برای معاویه بود. همچنین تغییر برخی احادیث ذکر شده هم یکی دیگر از وظایف آنها بود. به طور مثال ثموربن جندب ۴۰۰ هزار درهم از معاویه گرفت تا برود در میان مردم اعلام کند شنیدم از پیغمبر (ص) که فلان حدیث در شان عبدالرحمان بن ملجم (قاتل امیرالمومنین(ع)) است نه علی (ع).
حجت الاسلام موسوی لاری کاربردی ترین رسانه برای معاویه را ۷۰ هزار تریبون نماز جمعه در سطح جامعه عنوان کرد و توضیح داد: در جامعه ای که هنوز برخی صحابه پیغمبر(ص) و علی (ع) حضور دارند، معاویه از طریق کانون های تبلیغی و رسانه ای که مهمترین آنها به گفته علامه امینی ۷۰ هزار تریبون نماز جمعه بود، بهره می برد و برای لعن علی (ع) در آن و قدیس کردن معاویه با نسبت دادن فضایل جعلی به او، حتی بخشنامه صادر می کرد. جعل حدیث هم که یکی از دیگر اقداماتش برای مخدوش کردن چهره علی (ع) بود و با توسعه نظریه پردازی مرجعه، حکومتش را هم ایمن کرده بود.
وی با اشاره به واکنش امام حسین (ع) نسبت به تغییر فضای اعتقادی و تفکری جامعه، گفت: در فضایی که زیرپا گذاشتن احکام الهی و سنت پیغمبر (ص) گسترده می شد، امام حسین (ع) تمام تلاشش این است تا در میان صحابه و علمای آن زمان روشنگری کند تا جریان معاویه تثبیت و توجیه نشوند و عقاید و تفکرات موهون شان به عنوان یک حقیقت در جامعه اسلامی پایدار نماند. در همین راستا امام (ع) علاوه بر سایر روشنگری ها، ۲ جلسه را با صحابه و علما داشتند که یکی از آنها با مقدمات خاصی برگزار شد اما هر دو در جریان اعمال حج بود. در جلسه اول ۲۰۰ نفر از صحابه در منا کنار امام جمع شدند و پس از اضافه شدن بعضی علما و چهره های شاخص، تعدادشان به حدود ۷۰۰ نفر رسید. امام حسین (ع) در این جلسه ابتدا یکسری فضایل مربوط به حضرت علی (ع) را بیان کرده و احادیث متعددی چون حدیث منزلت، حدیث دار و …. که در شان امیرالمومنین بود را فرمودند و درباره صدق آنها از حاضرین اقرار گرفتند. سپس با آنها شرط کردند تا جماعت بروند و این حقایق را تنها برای مومنین و معتمدین شان بیان کنند. این وضع نشان می دهد فضا در آن زمان تا چه حدی امنیتی و رعب انگیز بوده است.
وی با اشاره به جلسه دوم امام حسین (ع)، اظهار کرد: این جلسه بسیار فوق العاده است و در اینجا ۷۰۰ نفر از صحابه و علما حضور داشتند. این جلسه یک سال پس از مرگ معاویه و در دوران ولایت عهدی یزید بود. امام (ع) در این مقطع چاره ای جز بیان برخی مواضع و مطالب را نداشت. فکر می کنم سخنان امام (ع) در این جلسه یکی از زیباترین تابلوها، منشورها یا مسایل مطرح شده است که همه ما به خصوص کسانی که آگاهی های بیشتری دارند باید به آن توجه کنیم. امام (ع) اینجا با علما و اندیشمندان آن زمان سخن می گوید و در ابتدا با اشاره به جایگاه و تاثیرگذاری علما در میان مردم، نواقص کار آنها را بیان کردند. امام سپس با تشریح احوالات بنی اسراییل و قوم یهود که چرا در قرآن مورد نکوهش خداوند قرار گرفتند، فرمودند برای این بود که بنی اسراییل مشکلات و ظلم ها را می دیدند اما علیه آنها و حاکم چیزی نمی گفتند! و این یا بخاطر طمع حب مال دنیا بود و یا بخاطر حفظ جانشان!
حجت الاسلام موسوی لاری ادامه داد: امام حسین (ع) خطاب به علما فرمودند که شما جماعت مشهور به علم و دانش هستید؛ مردم شما را به خیر و خوبی می شناستند و در نزدشان محترمید؛ تمام سطوح جامعه شما را قبول دارند. حال با دیدن وضع موجود چرا نشسته اید؟! چرا حقایق و واقعیت ها را به مردم نمی گویید؟! امام (ع) سخنان مبسوطی را بیان کردند و نهایتا فرمودند که شما دنیاپرست شده اید؛ از علم تان برای اداره جامعه استفاده نمی کنید در حالی که اداره جامعه اسلامی باید در دست دانشمندان باشد.
وی افزود: در منابع فقهی از این سخن امام حسین (ع) به عنوان یک اصل استفاده می شود. امام (ع) ادامه دادند: ” جامعه ای که بر مدار علم و آگاهی اداره نشود، دچار مشکل خواهد شد و شما باید از علم تان در جهت روشنگری عمومی برای مقابله با ظلم، استفاده کنید.” عروة بن زبیر یکی از فقهای اهل سنت که در کمیته جعل حدیث معاویه حضور داشت، از علمش برای توسعه اندیشه درست اسلامی استفاده نکرد بلکه توجیه گری جنایات دستگاه حاکم شد. قدرت ها در تاریخ همواره سعی می کنند از صاحبان قلم، تریبون و رسانه برای تثبت جایگاهشان در حکومت استفاده کنند. امام (ع) به بحث یزید که رسید فرمودند: ” اگر بنا باشد جامعه به یزید سپرده شود، دیگر چیزی از اسلام باقی نمی ماند. ” امام حسین (ع) حرکتش را از آنجا شروع کرد. ما در زیارت وارث، امام حسین (ع) را وارث تمام انبیاء می دانیم و منظور این است که امام حسین (ع) با حرکت و قیامش از تمام اندیشه های توحیدی و دستاوردهای همه پیرامبران الهی صیانت می کرد و در مقابل جریانی که دین آخرین پیامبر خدا را نشانه رفته بود، ایستاد. پس یعنی تمام جریان حق علیه تمام جریان ظلم قیام کرد. یک انتخاب تیزبینانه از امام حسین (ع) که نهایتا مسیرش به جایی کشیده شد تا همه چیزش را طلب اخلاص تسلیم حضرت حق کند.
وی ادامه داد: طبیعی بود بعد از قیام عاشورا بنی امیه سعی کنند جنایت خودشان را توجیه کنند. اولین نیاز آن‌ها این بود که به جامعه بگویند چرا این اتفاق افتاد. بگویند جریانی وجود داشت که بر خلاف مصالح جامعه حرکت می‌کرد. بنابراین سعی کرد از واژه‌ای استفاده کند که مردم نسبت به آن حساسیت نشان دهند. تنها واژه‌ای که می‌توانست برای آن‌ها کارایی داشته باشد واژه “خارجی” بود. واژه خارجی در قالب فتوای یک عالم مطرح شد و یزید از همان دستگاه تبلیغاتی حکومتش یعنی همان ۷۰ هزار تریبون نماز جمعه و… برای جا انداختن این موضوع در ذهن مردم تلاش می‌کرد. حاکمیت قصد توجیه داشت اما دیر یا زود جامعه متوجه موضوع می‌شد. در ورود اهل بیت به دربار ابن زیاد وقتی حضرت زینب با وجود تمام مصیبت‌هایی که دیده و خستگی‌هایی که متحمل شده بود، با یک شکوه و اقتداری وارد آنجا شد، عبیدالله پرسید این زن کیست که اینقدر خودش را بزرگ می‌بیند؟ به او گفتند زینب (س) بنت علی (ع) است. زینب رفتاری در آنجا داشت که ابن زیاد درون خودش فرو می‌ریزد.
عضو مجمع روحانیون مبارز ادامه داد: اولین بار کلمه خارجی در آن روز مطرح شد و هدف ابن زیاد این بود که بگوید ما با خوارج درگیر بودیم نه با حسین (ع) یا یک جریان اصلاح‌گر. امام حسین (ع) هم چون از این ذهنیت و ترفندهای دشمن آگاهی داشت با زن و بچه‌اش به کربلا رفت تا بعدا نگویند عده‌ای شورشی قیام کرده بودند. پس از واقعه کربلا ۷۰ هزار تریبون نماز جمعه و سایر رسانه‌هایشان به طور کامل آماده بودند. تریبون‌ها وظیفه داشتند از کلمه خارجی استفاده کنند. حکومت حرکت اسرا از کوفه تا شام را هم هدفمند انتخاب کرده بود تا آن‌ها را از تمامی شهرها عبور دهد. به تمامی ولات هم گفته بودند که روی خارجی بودن آن‌ها تاکید کنند. در شام هم چنین فضایی را آماده کرده بودند. اما اولین کار حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) این بود که به جامعه مخاطب خودشان اعلام کنند که ما شکست نخورده‌ایم. حضرت زینب مردم را در کوفه مورد نکوهش قرار داد و همه در آنجا صدای علی را از حنجره زینب شنیدند. زینب همواره کوشش کرد تا قیام عاشورا و پیامش را تببین کند تا این طور تلقی نشود که حرکت امام حسین (ع) یک حرکت خروجی بر علیه حاکم شرعی جامعه اسلامی است.
وی ادامه داد: در خطبه‌ها و کلام حضرت زینب است که می‌فرمایند “ما مفتضح نشدیم بلکه دروغ‌گوها و کذاب‌ها بودند که متفضح شدند. ما خانواده پیغمبر (ص) هستیم. وحی در خانواده ما بوده است.” در جریان مجلس یزید بر خلاف نظر عده‌ای که می‌گویند یزید پشیمان شد باید بگویم که اصلا چنین نبود. او پشیمان نشد. یزید حتی به ابن زیاد جایزه هم داد اما پس از سخنرانی حضرت زینب در مجلس شام و کاخ یزید و همین طور خطابه امام سجاد (ع) در مسجد شام، یزید وادار به عقب‌نشینی شد.
موسوی لاری با اشاره به بخشی از جملات حضرت زینب علیه یزید گفت:‌حضرت خطابه‌ی کوبنده، مقتدر و روشنگرایانه‌ای را علیه یزید داشت: “تو فکر می‌کنی از پیروزی ظاهری که به دست آورده‌ای و ما را اسیر کرده‌ای، یعنی نزد خدا کرامت داری و ما که این طور به دست تو اسیر شده‌ایم قرب و منزلتی در پیشگاه خداوند نداریم؟! فکر می‌کنی هر کسی توانست مخالفانش را سرکوب کند و شرایط ظاهری جامعه را به نفع خود تغییر دهد و از این ابزارهای تبلیغی استفاده کند یعنی پیروز واقعی است و مقرب درگاه خداست؟ اینکه خداوند به تو و امثال تو مهلت داده که پسر پیغمبرش را بکشی و زن و بچه‌اش را اسیر کنی، این نشان مقرب بودن تو نیست بلکه خداوند به گناهکارانی چون تو مهلت می‌دهد تا بیشتر ستم کنند. و… ” یک زن اسیر با چنین قدرتی علیه قدرت مطلقه وقت ایستادگی می‌کند. زینب با قدرت تمام توانست اوضاع را مدیریت کند. اینکه از قول امام سجاد (ع) گفته شد که نماز شب عمه‌اش حتی در شب یازدهم محرم هم ترک نشد، به این دلیل بود که زینب نمی‌خواهد شکست به خودش راه دهد. او دختر علی (ع) است. او می‌خواهد کاروان را هدایت کند. شکست، برای منحرفین از راه حق است.
وی افزود: زینب در مقابل ابن زیاد و همین طور یزید آنقدر مقتدرانه صحبت می‌کرد که به خوبی به اطرافیان القا می‌کرد که صاحبان حق هیچ گاه شکست نمی‌خورند. نقش زینب در دو چیز بسیار پررنگ است. اول آنکه در تمامی سخنرانی‌هایش بر مواضع پدر و برادرش تکیه می‌کرد. درباره آنچه را که امام به خاطرش قیام کرده بود روشنگری می‌کرد و همواره سعی داشت جهت‌گیری حسین (ع) را حفظ کند. در جامعه آن روز دزدی، تملق، زیر پا گذاشتن عدالت، مسئولیت دادن به افراد نالایق، گناه در انظار عموم و… زیاد شده بود و زینب همواره در خطابه‌هایش بر نکوهش این رفتار حکومت تاکید داشت. نقش دوم زینب این بود که معمولا وقتی میان دو جناح درگیری ایجاد می‌شود و یکی شکست خورده و دیگری پیروز می‌شود، جناح پیروز سعی می‌کند تمام جنایات را متوجه جناح شکست خورده کند و بگوید آن‌ها بودند که جامعه را به چالش کشاندند. آن‌ها بودند که هزینه بر ما متحمل کردند. به هر حال آن ۷۰ هزار تریبون نماز جمعه در اختیارشان بود. در اینجا زینب در یکی از مهم‌ترین نقش‌هایش همواره تلاش کرد با تبیین ماهیت عاشورا، برای مردم، روشنگری کند که قیام امام حسین (ع) یک حرکت خروجی نبوده بلکه حق قانونی آن‌ها و دیگران است که مقابل فجایا و مفاسد حکومت بایستند.
موسوی لاری با بیان اینکه پس از سخنرانی‌های حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) در شام، ورق برگشت و یزید مجبور به تسلیم شد گفت: یزید پس از عقب‌نشینی که داشت می‌گفت “خدا لعنت کند عبیدالله بن زیاد را. من به کمتر از این هم قانع بودم.” دیگر جامعه به خاطر روشنگری‌های زینب و امام سجاد متوجه کار شده بود. شرایط عوض شد. زینب وقتی وارد مدینه شد و دست‌ها را رو به حرم پیغمبر (ص) گرفت و آن واقعه دردناک را خطاب به پیغمبر گفت غلغله‌ای در فضای مدینه ایجاد شد. مدینه تاب تحمل چنین رفتاری را از حکومت نداشت و در همان سال اول در حالی که کمتر از هنوز یک سال کامل از قیام امام حسین (ع) نگذشته بود، قیام کرد. عبدالله بن حنظله علیه یزید شورش کرد. بعد قیام توابین و بعد هم جریان‌های دیگر؛ تمام آن‌ها منجر به نابودی بنی امیه شد و شروع این حرکت در نتیجه افشاگری‌های زینب (س) بود.
به گزارش جماران، عضو مجمع روحانیون مبارز در پایان تاکید کرد: اگر حضرت زینب (س) نبود کربلا در کربلا می‌ماند یا بهتر بگوییم کربلا در کربلا می‌مرد. پس از قیام امام حسین (ع) و واقعه عاشورا زینب حرکت‌های بعدی را سامان داد و دیگر یزید نتوانست سرپا بایستد.
این سخنرانی شب گذشته چهارشنبه مصادف با شب ۲۳ صفر، در حسینیه فاطمه‌الزهرا تهران انجام شد.

سروش محلاتی: رمز ۴۰ سال حکومت معاویه تربیتی مردمی بود که دخالت نکنند و تسلیم باشند

چکیده :حجه الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی، اندیشمند اسلامی با ذکر این نکته که شیوه ی حکومت علی و معاویه در تفاوت نگاه و تربیت جامعه بود می گوید: معاویه وقتی قدرت را در دست گرفت شیوه‌ای را بکار برد که باعث شد به راحتی و بدون هیچ مزاحمتی ۴۰ سال راحت حکومت کند. او مردم را طوری تربیت کرد که در امور مختلف جامعه دخالت نکنند و هرچه القا می‌شود بپذیرند و تسلیم باشند. ...


کلمه- گروه خبر: آیت الله محمد سروش محلاتی، در روز اربعین در میان جمعی از جوانان و دانشجویان با ذکر این نکته که شیوه ی حکومت علی و معاویه در تفاوت نگاه و تربیت جامعه بود می گوید: معاویه وقتی قدرت را در دست گرفت شیوه‌ای را بکار برد که باعث شد به راحتی و بدون هیچ مزاحمتی ۴۰ سال راحت حکومت کند. او مردم را طوری تربیت کرد که در امور مختلف جامعه دخالت نکنند و هرچه القا می‌شود بپذیرند و تسلیم باشند.
به اعتقاد این اندیشمند اسلامی، معاویه در شرایطی مردم جامعه اش را بی اطلاع و تسلیم خواست و در جهل تربیت کرد که علی (ع) درد مردمی را داشت که نا آگاهانه هر چه میشنوند را می پذیرند و چشم و گوش بسته به دنبال عده ای به راه میفتند و آنان را در هر فضایی همراهی می کنند.
به گزارش کلمه، این محقق فقه و اصول، با بیان این جمله که ای کاش فرصتی برای محصورین و محبوسین ما هم فراهم می شد تا آزادانه در مجالس عزاداری حاضر شود، تصریح کرد که  ما نیابت می‌کنیم از آن عزیزانی که نمی‌توانند در این مجالس برای حسین ندبه و عزایی بر پا کنند.
متن سخنرانی حجه الاسلام والمسلمین محمد سروش محلاتی به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
تسلیت به مناسبت اربعین امام حسین و‌ ای کاش در شرایطی که هزاران نفر رو به سوی کربلا دارند، و در شرایطی که میلیون‌ها انسان در این گونه مجالس حضور می‌اورند که بر مولای خود حسین سوگواری کنند و اشک بریزند،‌ ای کاش این فرصت برای عزیزان محبوس و محصور ما هم بود که آزادانه در این مجالس حضور داشته باشند و عزاداری کنند.
و ما امروز نیابت می‌کنیم از آن عزیزانی که نمی‌توانند در این مجالس برای حسین ندبه و عزایی بر پا کنند.
یک جمله از زیارت اربعین را معنا می‌کنیم و دو سوال مطرح می‌کنیم و سعی می‌کنیم که این دو سوال را تو ضیح دهیم.
در زیارت اربعیین می‌خوانیم
وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ یَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ
حسین بذل مهجه کرد
در زبان عربی لغات متفاوتی هست برای لغت خون دم، ثار، مهجه هم به معنای خون است که تفاوت‌هایی با هم دارند که در ماجرای امام حسین کلمه ثار هم یکبار برده لی بیشتر مهجه بکار رفته است.
امام هم در دعوت مردم برای هم راهی از کلمه مهجه استفاده می‌کنن. من بذل فینا مهجه…
هر کس اماده است برای بذل خون خود حرکت کند. اری این راه این گونه است. نیاز یه این امادگی دارد. کسی که امادگی ندارد نیاید
در زیارت عاشورا هم می‌گوییم در حال سجدهاین جمله گفته می‌شود: سلام یر حسین ابن علی و کسانی که بذل مهجهم…
تفاوتی که بین دم و مهجه است این است که ممکن است انسان خون یدهد ولی جان ندهد. مثل همین خونی که الان سازمان خون می‌گیرد. اینگونه است. ایثاری در کار نیست. فدا کاری نیست.
این دم است و مهجه نیست
مهجه در زبان عرب خون قلب است که وقتی تخلیه می‌شود انسان جان می‌دهد این اوج ایثار و از خود گذشتگی است. جانفشانیست که امام حسین هم چین خونی داد هم چین ایثار کرد.
اینکه می‌گویند روز عاشورا به یاد امام خون دهید، این هیچ ریطی به آن خون ندارد. و این یک مغالطه است. نه اینکه کار بدی باشه کار خوبی کرده و اجر و پاداش می‌برد اما ماهیتا ربطی ندارد.
وَبَذَلَ مُهْجَتَهُ فیکَ یَسْتَنْقِذَ عِبادَکَ مِنَ الْجَهالَةِ
استنقاذ، نجات دادن است. کسی که در هلاکت افتاده مشرف به هلاکت هست. این فردی که نیاز به کمک دارد و امام حسین خون داد که بندگان تو را نجات دهد
ازچه؟ چه هلاکتی وجود داشت مگر چه بیچارگی درکار بود؟
جهالت. جهل. از جهالت بود که می‌خواست مردم را نجات دهد.
این جمله سنگین است و دو سوال مطرح است و اول اینکه این جهالت که امام حسین برای نجات از آن جان داد، جهالت در برابر چیست؟ جهل در برابر علم است.
چه چیزی را مردم نمی‌توانستند بدانند یا نمی‌فهمیدند که حسین باید خود را فدای آن می‌کرد؟
این جهل چی بود؟ نسبت به اصول دین بود؟ یعنی حضرت می‌خواست اعتقادات مردم را درست کند؟ مگر دستگاه خلافت کاری با اعتقادات مردم داشت؟
یا جهل مریو ط به فرو ع دین بود؟ مگر دستگاه خلافت کاری با نماز و روزه و حج مردم داشت که امام با فداکاری خود بخاطر آ ن بخواهد جان خود را فدا کند به علاوه برای رفع این جهل نیازی به فداکاری نیست او می‌توانست حوزه درس برپا کند و غیره.. خطبه بخواند سخنرانی کند که مردم اموزه‌های دینی را یاد بگیرند و…
پس این جهل چه بود؟
و سوال دوم اینکه چه نسبتی بین بذل جان و رفع جهل و جود دارد که امام حسین باید جان بدهد تا مردم از جهل نجات پبدا کنند؟ این نشان دهنده این است که همهٔ راه‌های دیگر برای نجات از جهل مسدود شده است و نثار جان کردن آخرین مرحله است. چون اگر می‌شد از روشی ساده‌تر این استنقاذ صورت بگیرد، از راهی کم هزینه‌تر استفاده می‌شد.
چون فرصت و مجال بررسی نیست فضای بحث را روشن‌تر می‌کنم برای شما که اهل فکر و اهل درک و به علاوه اهل درد هستید.
کمیل ابن زیاد می‌گوید یکبار علی دست من را گرفت و از شهر کوفه بیرون برد. در نهج البلاغه این گونه ذکر شده.
شب بود در مسجد کوفه نماز اعشا را خوانده بودیم که پس از نماز علی دستم را گرفت و مرا از شهر بیرون برد در بیابان. خیلی غیر طبیعی و غیر عادیست. شب و تاریکی و دست کمیل را گرفتن. در نقل شیخ مفید این اضافه را دارد که حضرت برای من صحبت‌هایی کردند ولی دست مرا گرفته یودند و بعد از اینکه صحبت‌های حضرت تمام شد دست مرا‌‌ رها کردند. یک التفات، توجه در این حرکت حضرت نهفته است. کمیل که از اصحاب امیرالمومنین است. بعد از انکه بحث تمام شد آهی کشیدند. مکان اتفاق هم کوفه بوده است نه مدینه. یعنی حضرت در اوج قدرت یودند.
بعد از اینکه این اه را کشیدند، حضرت فرمودند: احفظ انی ما اقول لک انچه را که می‌گویم دقت کن و بگیر. یعنی مسئله از نظر امیر المومنین مهم و جدی و بلکه حیاتی است. اینهمه حضرت خطبه خوانده که در نهج البلاغه است.
با این مقدمات حضرت شروع کردند: که مردم ۳ دسته‌اند.
۱. عالم ربانی
۲. متعلم از عالم ربانی. علی سبیل نجاه و در صدد فراگیری از عالم ربانی هستند.
که هیچ کدام از دو گروه را توضیحی ندادند. مثل اینکه این مقدمه است برای گروه سوم. تقسیم بندی متفاوتی می‌توان کرد انسان‌ها را. از نظر مالی یا فقیرند یا غنی. به لحاظ جنسیت مرد هستند یا زن هستند واز لحاظ ایمانی یا با ایمانند یا کافر ولی حضرت علی در اینجا از لحاظ علمی مردم را تقسیم بندی می‌کنند. یا عالم ربانیند یا متعلمند.
حال گروه سوم که حضرت فرمودند این‌ها «همج الرعاع» هستند.
همج الرعاع چیست؟ حضرت کمیل را اوردند بیرون تا این گروه سوم را معرفی کنند. اولا این کلمه را با این بار فرهنگی اجتماعی و سیاسی اولین بار حضرت علی به کار بردند. مراجعه کنید به لغات اصیل عرب تاج العروس، لسان العرب همه این حدیث علی را برای این لغت اوردند. معلوم می‌شود این واژه تا ان زمان با این معنا بکار نرفته بود.
معنی لغوی یعنی این پشه‌ها و مگس‌های که روی سر و صورت گاو گوسفندان به خصوص گاو می‌نشیند و دور سر او می‌چرخند. وقتی حیوان حرکت می‌کند آن‌ها هم با حیوان حرکت می کنند و وقتی می‌ایستد آن‌ها هم می‌ایستند. حالا انواع و اقسامی از این پشه و مگس‌ها هست و مثلا یرخی در زباله‌ها زندگی می‌کنند و بعضی در فضای باز که اسم‌های خاصی دارند.
میان همهٔ این‌ها حضرت علی آن‌ها یی را انتخاب می‌کنند که به دنبال یک کله هستند و اهل اینکه در فضای آزاد پرواز بکنند نیستند اصلا. سر حیوانی باشه و دور سر حیوانی بگردند و صدا کنند. و فقط به دنبال این کلهٔ حیوان هستند و با آن حرکت می‌کنند و با ان توقف می‌کنند.
و این تعبیر حضرت است که این لغت را در فرهنگ سیاسی و اجتماعی آوردند و برای گروه خاصی به کار بردند و گروهی را با این عنوان معرفی کرد.
حال اگر بخواهیم که این را به فارسی هم تبدیل کنیم، که کار بسیار دشواری است اینکه بتوانیم مفاهیم را از عربی به فارسی منتقل کنیم، من در جایی دیدم که آقایی این همج الرعاع را به هر دمبیل در فارسی ترجمه کرده و من معنی آن را نمی‌دانستم. حال به دنبال معنی هردمبیل رفتم و در دهخدا دیدم که نوشته: اصل این لغت ترکی است و صحیح آن هر، دن، بیر که مرکب از سه کلمه است. یعنی هر وقتیکی. یعنی افرادی که هر بار یک جور هستند در هر مناسبتی یک جور و جای دیگر جور دیگر. که الیته ابن معنای دقیقی نیست ولی دور از معنا هم نیست. ولی آن کلمه حضرت خیلی بارمعنای سنگینی دارد.
ویژگی دیگری که حضرت برای گروه سوم که نه عالمند و نه متعلم هستند، این است که اینان به دنبال هر صدایی راه می‌افتند. ناعق از نعق می‌آید که صدای حیوان است. انسان هم صدایی دارد ولی یا صدای حیوان فرق می‌کند نعق صدای انسان نیست. امتیاز انسان به بیان است نه به صدا. یعنی مضمون دارد و محتوا دارد و معنا دارد اما صدا‌های حیوانات برای ما حداقل صداست و معنای آن نمی‌فهمیم.
حضرت فرمودند که اینان به جای انکه به دنبال بیان و محتوا بودن که اگر به دنبال فهم بودن می‌شدند گروه دوم. این‌ها دنبال معنا و مفهوم نیستند. پس اینان به دنبال صدا هستند. حالا این صدا معناش چیست؟ نمی‌دانم. این همه رفتی و آمدی و حرف گوش دادی چه فهمیدی؟؟؟ این سوال مثل آن می‌ماند که بپرسیم این صدای حیوان بعنی چه؟ خوب اگر تو نمی‌فهمی و برای تو معنا و مفهومی ندارد، پس چرا تبعیت می‌کنی. هرکسی سر و صدایی داشته باشد دنبال آن راه می‌افتند.
مشخصهٔ بعدی اینان این است که با هر بادی حرکت می‌کنند. خودشان جهت و تحلیلی ندارند. اوضاع و احوال جامعه چه اقتضا می‌کند. گاهی از آن طرف گاهی از این طرف، گاهی این شعار گاهی آن شعار. استقامتی در کار آن‌ها دیده نمی‌شود.
ادامه دارد کلمات امام در حالیکه همینطور دست کمیل را گرفته‌اند و می‌خواهند گروه سوم را معرفی کنند. که حال وقت نیست اشاره کامل بکنم.
و حال نکته‌ای را که می‌خواهم بیان کنم و تطبیق کنم با ماجرای اربعین. قطعا باید دو موضوع را مورد توجه قرار داد یکی شناخت مردم کوفه و دیگری مردم شام. آن‌هایی که حضور مستقیم پیدا کردند در کربلا در برابر امام حسین که مردم کوفه بودند و آنهایی که در سطح بالاتری در مرکز قدرت در جامعه اسلامی تلقی می‌شدند که در زمان معاویه ابی سفیان، پایگاه خلافت او در شام بود و بعدهم یزید در شام اسقرار داشت. پس شام را هم باید شناخت. واقعا چه طورمی شود که بین علی و معاویه، معاویه را انتخاب کند. و مردم این را انتخاب کرده بودند. مردم بدون زور و تحمیل معاویه را انتخاب می‌کنند. شاهدش هم این است که اینان در جنگ‌های مختلف با علی می‌جنگیدند و در کنار معاویه بودند. این قصه شام باید شناخته شود و علی در نهج البلاغه از مردم شام یک معرفی دارد در نهج البلاغه که اینجا یک جمله‌اش رامی گویم.
یک تربیت خاصی داشت معاویه وقتی که قدرت را در دست گرفت شیوه‌ای را بکار برد که باعث شد به راحتی و بدون هیچ مزاحمتی حکومت کند و آن شیوه این بود که ۴۰ سال راحت حکومت کرد خیلی راحت. مردم را باید طوری تربیت کرد که در امور مختلف جامعه دخالت نکنند و هرچه القا می‌شود بپذیرند و تسلیم باشند این شیوه را معاویه در شام پیاده کرد و خیلی راحت هم با موفقیت به پایان رساند و مردم می‌پذیرفتند.
توصیف حضرت امیر در نهج البلاغه در مورد مردم شام این گونه است که: افرادی از اراذل و بردگانی سفله، پست. روحیهٔ عزت و شرافت و حریت را در آن‌ها از بین برد. و این مردم با فرهنگ ذلت بار آمدند. و برای آن‌ها طبیعی شد.
عبید: برده که حق ندارد سوال کند، باید مطیع باشد. برای او دیگری تصمیم می‌گیرد. باید نگاه کند ببیند آقا چه می‌گوید، هر چه او خواست‌‌ همان است.
حضرت ادامه می‌دهند که این‌ها از نقاط مختلف در شام جمع شده بودند کسانی که متاسفانه نه حظ و بهره‌ای از دانش داشتند و نه از ادب. سه تعبیر را حضرت بکار بردند: تفقهو تعلم و تادب نه ادب داشتند نه سواد داشتند و نه فهم و شعور. همه این‌ها را در جامعه از بین بردند.

۱۳۹۲ مرداد ۶, یکشنبه

گزارش تصوری/ بازدید خاتمی از پشت صحنه سریال میرباقری

چکیده : سید محمد خاتمی، رئیس بنیاد باران و رئیس جمهور سابق کشورمان شامگاه 3مرداد در ضیافت افطار این مجموعه شرکت کرد و از پشت صحنه بازدید کرد....

سید محمد خاتمی رییس جمهور پیشین ایران از پشت صحنه سریال «شاهگوش»به کارگردانی داوود میرباقری بازدید کرد.
به گزارش روابط عمومی مجموعه «شاهگوش»، سید محمد خاتمی، رئیس بنیاد باران و رئیس جمهور سابق کشورمان شامگاه ۳مرداد در ضیافت افطار این مجموعه شرکت کرد و از پشت صحنه بازدید کرد.
سید محمد خاتمی که در تمام طول حضور در وزارت ارشاد و همچنین دوران هشت ساله ریاست جمهوری خود، سر صحنه هیچ فیلم یا سریالی حاضر نشده بود، با حضور در محل فیلمبرداری پروژه جدید داود میرباقری، از نزدیک با روند ساخت «شاهگوش» آشنا شد.
یکی از پلان های این مجموعه طنز، با حضور داود میرباقری، سیروس مقدم، حسن فتحی و سید محمد خاتمی فیلمبرداری شد و بعد از آن حاضرین روزه خود را همراه با رئیس جمهور پیشین ایران افطار کردند.
در این دیدار صمیمانه به جز عوامل سریال«شاهگوش» هنرمندانی چون رضا کیانیان، حبیب رضایی، امیر جعفری، مهناز افشار، علیرضا شجاع نوری، بهاره رهنما، پیمان قاسم خانی، سامان مقدم، علی قربان زاده و همچنین جواد نکونام کاپیتان تیم ملی نیز حضور داشتند.
در خلاصه داستان مجموعه آمده است: «اکبر عبدی کله پزی است که عشقش به استقلال را با هیچ چیز دیگر جایگزین نمی کند. او دختری دارد با بازی طناز طباطبایی که دخترک خواستگاری پرسپولیسی دارد و همین تعلق رنگی است که با مخالف پدر روبرو می شود. نقش پسرک خواستگار را حامد میرباقری فرزند پسر داوود بازی می کند.
در ادامه یک تصادف منجر به فوت باعث بازگشایی پرونده یک قتل می شود؛ کله پز داستان حین عبور از عرض خیابان با پژوی سبزرنگی تصادف کرده و در پی این تصادف می میرد! تنها شاهد اتفاق مردی است تک چشم که فقط رنگ و نوع ماشین را تشخیص داده است. این طوری است که تمامی پژوهای سبزرنگ داخل شهر فراخوانده می شوند و این چنین است که داستان وارد فاز کلانتری می شود؛ افسر تحقیق پرونده هم فرهاد اصلانی است! احمد مهرانفر هم سرباز کلانتری است.
از اینجا به بعد است که هر کدام از قسمت های سریال به بازجویی از یکی از مظنونین اختصاص می یابد و پسرک خواستگار هم به عنوان یکی از مظنونین تحت بازجویی افسر تحقیق قرار می گیرد؛ افسری که گوش های تیزی دارد و همین عاملی است بر موفقیت نهایی او.
اکبر عبدی، فرهاد اصلانی، محسن تنابنده، حمیدرضا آذرنگ، مرجانه گلچین، احمد مهران فر، شهرام حقیقت دوست، طناز طباطبایی، مصطفی طاری، ابراهیم آبادی، علیرضا جعفری، علی فتحعلی و حامد میرباقری در «شاه گوش» بازی می کنند.

۱۳۹۱ اسفند ۲۲, سه‌شنبه

ایران، گزارش چهارم احمد شهید را ناامید کننده خواند



خبرگزاری هرانا - احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر ایران، چهارمین گزارش خود را در نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد ارائه کرد و نماینده ایران هم در پاسخ به او این گزارش را غیرواقعی و سیاسی خواند.
بنا به گزارش بی‌بی سی، در گزارش ۷۷ صفحه‌ای آقای شهید که خلاصه‌ای از آن را روز دوشنبه ۲۱ اسفند (یازدهم مارس) در شورای حقوق بشر سازمان در ژنو قرائت کرد، مقام‌های ایران به "نقض سازمان یافته و منظم حقوق بشر" متهم شده‌اند.
آقای شهید گزارشش را با بیان پیشرفت‌های ایران در زمینه زنان از جمله بهداشت و تحصیل آنان شروع کرد و گفت مجلس ایران به تازگی مرخصی زایمان را افزایش داده و تلاش‌ها برای برابری دیه زنان و مردان بیشتر شده است. با وجود این، به گفته آقای شهید حقوق زنان در ایران همچنان به طور گسترده نقض می‌شود.
محروم کردن زنان از تحصیل در بعضی رشته‌های دانشگاهی و ایجاد محدودیت برای جنبش حمایت از حقوق زنان از مواردی است که در این گزارش به عنوان نقض حقوق زنان ایران از آن یاد شده است.
احمد شهید می‌گوید برای تهیه این گزارش با ۱۶۹ شاهد از ایران گفت‌و‌گو شده است.
آقای شهید بیش از ۵۰ صفحه از گزارشش را به فهرستی از نام زندانیان سیاسی مذهبی و قومی و اتهامات وارد شده به آنان اختصاص داده است. در این فهرست نام بیش از ۱۵۰ زندانی درج شده است.
او گفت با وجود اینکه در اسلام شکنجه قابل قبول نیست اما در ایران، مته‌مان هنگام بازجویی شکنجه می‌شوند.
به گفته احمد شهید حکومت ایران کسانی را که در تهیه گزارش با او همکاری داشته‌اند تحت فشار قرار می‌دهد به طوری که در یک مورد، "پنج فعال کرد در ارومیه دستگیر و شکنجه شده‌اند تا به ارتباط با گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد اعتراف کنند."
آقای شهید ادامه بازداشت مهدی کروبی، میرحسین موسوی و زهرا رهنورد از رهبران مخالف دولت در ایران را از نشانه‌های نقض حقوق بشر در این کشور اعلام کرد.
بازداشت گسترده روزنامه‌نگاران و نقض حقوق آنان از موارد دیگری است که در این گزارش خوانده شد.
گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران با اشاره به تاثیر منفی تحریم‌ها بر مردم ایران، از مقام‌های ایران خواست برای تحقیق بیشتر در این زمینه به او اجازه سفر به کشورشان را بدهند.
آقای شهید نزدیک به دو سال است که به عنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل برای ایران انتخاب شده و طی این مدت بار‌ها از مقام‌های ایران خواسته تا به او اجازه سفر به این کشور را بدهند اما حکومت ایران این درخواست‌ها را تاکنون رد کرده است.
"گزارش مغرضانه و ناسالم"
محمدجواد اردشیر لاریجانی، معاون امور بین ا لملل و دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه جمهوری اسلامی و نماینده ایران در شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد، بعد از ارائه گزارش، بلافاصله به صحبت‌های آقای شهید پاسخ داد. او گفت ایران به صراحت، گزارش احمد شهید را رد می‌کند.
آقای لاریجانی گفت با وجود مخالفت با آقای شهید، ایران مایل به همکاری در زمینه حقوق بشر است و در دیدار با‌‌بان کی‌مون، دبیرکل سازمان ملل اعلام کرده که حاضر است در زمینه حقوق بشر با سازمان ملل ارتباط سازنده‌ای داشته باشد.
معاون امور بین‌المللی و دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه ایران گزارش احمد شهید را "بی‌اساس و خلاف واقعیت" و شیوه تهیه آن را "ناسالم" خواند و گفت "این گزارش غیرمنصفانه تحت تاثیر نفوذ آمریکا و متحدان آن‌ تنظیم شده است."
"احمد شهید برای تهیه این گزارش با یک گروه بدنام تروریستی همکاری داشته که دستشان به خون ملت ایران آلوده است."
آقای لاریجانی رفتار احمد شهید را هم "مغرضانه" توصیف و تأکید کرد "تحت نفوذ کشورهای مغرض، ایران انتظار انتشار گزارش منصفانه نداشته است."
به گفته دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضاییه ایران، عملکرد و گزارش آقای شهید "از حداقل ضوابط بی‌طرفانه سازمان ملل فاصله زیادی دارد."
نماینده ایران در شورای حقوق بشر سازمان ملل گفت "احمد شهید خود را به حد یک فعال سیاسی مخالف حکومت ایران تقلیل داده" و "برای تهیه این گزارش با یک گروه بدنام تروریستی همکاری داشته که دستشان به خون ملت ایران آلوده است."
او گزارش چهارم آقای شهید را ناامید کننده خواند و گفت در این گزارش طولانی "اقدام‌های غیرقانونی" آمریکا و متحدانش در تحریم ایران و تاثیر منفی آن بر زندگی مردم محکوم نشده است.
رئیس جلسه در پایان صحبت‎های آقای لاریجانی، از شرکت کنندگان خواست شخص گزارشگر ویژه سازمان ملل را هدف اتهام قرار ندهند.
در پایان، نمایندگان کشورهای سوئد، آمریکا، اتحادیه اروپا، جمهوری چک و بعضی از کشورهای دیگر به موارد دیگری که نقض حقوق بشر در ایران می‌خواندند، اشاره کردند.
محرومیت زنان ایران از تحصیل در بیش از ۷۰ رشته دانشگاهی، شکنجه سیستماتیک مته‌مان، بازداشت روزنامه‌نگاران و وبلاگ‌نویسان و شرایط وکلای بازداشت شده از مواردی بود که نمایندگان کشور‌ها به طور خاص به آن‌ها اشاره کردند.
نشست شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد فردا، سه شنبه ۲۲ اسفند هم ادامه خواهد شد.
اعضای شورای حقوق بشر در حال تهیه پیش‌‎نویس قطعنامه‌ای هستند که در آن "نقض حقوق بشر در ایران" به شدت محکوم شده است.
قرار است مأموریت گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در امور حقوق بشر ایران در روزهای آینده دوباره در شورای حقوق بشر بررسی و درباره تمدید ماموریت یا جایگزین کردن آقای شهید تصمیم گیری شود.
گزارشگران ویژه حقوق بشر سازمان ملل معمولا از میان کار‌شناسان برجسته بین المللی انتخاب می‌شود.

۱۳۹۱ اسفند ۹, چهارشنبه

نامه چند خبرنگار به احمدی نژاد: سوال سانسور شده، سوال ماست


چکیده :ما خبرنگاران امضا کننده این متن با تایید کلیت سئوال خبرنگار پرسشگر و انتقادات مطرح در آن نسبت به عملکرد شما و رسانه ملی در این خصوص اعتراض...

کلمه – گروه خبر: جمعی از فعالان رسانه ای در نامه ای خطاب به محمود احمدی نژاد، با اعتراض به سانسور سؤال یک خبرنگار در نشست خبری شنبه شب گذشته، سؤال خبرنگار را سؤال خود از رئیس دولت خواندند.
در این نامه با اشاره به سانسور سوال انتقادی یک خبرتگار درباره وعده های اقتصادی رئیس دولت و برخورد تند احمدی نژاد با این پرسش آمده است: ما خبرنگاران امضا کننده این متن، با تایید کلیت سئوال خبرنگار پرسشگر و انتقادات مطرح در آن نسبت به عملکرد شما و رسانه ملی در این خصوص اعتراض داریم.
به گزارش عصر ایران، متن این نامه به شرح زیر است:
بسمه تعالی
جناب آقای احمدی نژاد
ریاست جمهور محترم
با سلام و احترام
گفتگوی تلویزیونی شنبه شب شما که در اقدامی تحسین برانگیز از قالب خشک و از پیش تعیین شده خود خارج شده بود و خبرنگاران رسانه ها نیز اجازه طرح سئوالات خود را یافته بودند متاسفانه با اتفاقی تلخ مواجه شد.
یکی از خبرنگاران در این نشست سئوالی را مطرح کرد که حاوی انتقادات صریح، مودبانه و البته دلسوزانه ای در خصوص شرایط کشور و عملکرد شما بود. اما این سئوال با پاسخ تند جنابعالی مواجه شد و در جایی از پاسخ خود با طعنه به خبرنگار پرسشگر گفتید که “تو نماینده افکار عمومی نیستی، هیچ کس به اندازه من در تماس با مردم نیست” و از آن بدتر رسانه ملی آن سئوال انتقادی و پاسخ شما را از پخش تلویزیونی سانسور کرد.
آقای احمدی نژاد
ما خبرنگاران امضا کننده این متن خود را نمایندگان مردم و افکار عمومی برای بیان خواسته ها و احقاق حقوقشان می دانیم و با تایید کلیت سئوال خبرنگار پرسشگر و انتقادات مطرح در آن نسبت به عملکرد شما و رسانه ملی در این خصوص اعتراض داریم.
پیروزی از آنِ متقین است
امضا کنندگان:
جعفر محمدی
حسن لاسجردی
مهدی مذهبی
سجاد نوروزی
مجتبی توانگر
علی افشار
مجید مهرابی
اسماعیل سلطنت پور
سیدطاهر سیاح
حسین لطفی
حمیدرضا عاطفی
میثم رشیدی مهرآبادی
مهدی حسینی
فهیمه سادات طباطبایی
هادی شریفی
رضا غبیشاوی
ماجرا چه بود؟
گفتنی است، شنبه شب، در حالی که از مجری حکومتی (مرتضی حیدری) گرفته تا خبرنگاران فارس و ایرنا و رادیو ، همگی سوالاتی کلیشه ای و غیرچالشی از احمدی نژاد پرسیدند ، خبرنگار خبرگزاری مهر ، بخشی از سوالات ملت را از رئیس دولت پرسید که البته سانسور شد!
معصومه حاتم خانی ، خبرنگاری بود که بی پروا ، صریح ترین سوال ها را از رئیس دولت پرسید و این در حالی بود که احمدی نژاد ، قبل از آغاز پرسش ها ، آنها را از پرسیدن چنین سوالاتی ، صراحتاً منع کرده بود.
حاتم خانی پرسید:
«بحثی که خدمت شما دارم ناظر به مباحث اقتصادی والبته انتقادی است. مباحثی است که دغدغه ذهن مردم است.
در ابتدای دولت فرمودید پول نفت را سر سفره مردم می آورید در حالیکه امروز شاهد این هستیم که ارزش پول و دارایی مردم به یک سوم کاهش پیدا کرده است. وعده دادید ۳ میلیون شغل ایجاد می کنید، اما امروز نمایندگان در مجلس شاهد مراجعات مکرر مردم هستند که بیشترین دغدغه شان افزایش بیکاری و تعطیلی کارخانجات است.
شما در ماجرای هدفمندی یارانه ها مدعی شدید که با اجرای این طرح می خواهید پول در جیب مردم بگذارید اما نظرسنجی که از طریق تلویزیون هم پخش شد نشان داد که بیش از ۸۰ درصد مردم می گویند پول یارانه ها را نمی خواهند و خوستار بازگشت قیمت ها به گذشته هستند.
این در حالی است که دیوان محاسبات نیز در گزارشی تاکید کرده است که نیمی از پولی که به عنوان یارانه نقدی به مردم پرداخت شده است از منابع غیرقانونی بوده است. با این حال اصرار دارید مرحله دوم را هم اجرا کنید و تصمیم داشتید در یک قلم بنزین را به ۲۵۰۰ تومان برسانید که البته مجلس جلوی آن را گرفت.
مهمترین شعاری که شما دادید مبارزه با مفاسد اقتصادی بود و گفتید که می‌خواهید با فساد اکبر مبارزه کنید، حال آنکه بزرگترین پرونده فساد اقتصادی یعنی همان اختلاس سه هزار میلیارد تومانی در دوران شما اتفاق افتاد. قوه قضائیه را تهدید کردید که کابینه و اطرافیان شما خط قرمز هستند و حتی اجازه رسیدگی به اتهامات آنها را نمی دهید. گفتید پاک ترین دولت بعد از انقلاب هستید در حالیکه بودجه که از مهمترین اسناد انضباطی و مالی کشور است با بالاترین تاخیر در طول تاریخ انقلاب هنوز به مجلس ارائه نشده است .در مورد تحریم ها به درستی گفتید که کاغذ پاره هستند اما امروز همه مشکلات اقتصادی را گردن تحریم ها می اندازید.
همه این وعده ها و عملکرد ها در شرایطی است که امروز رفتارها و گفتارهایی دارید که وحدت شکن است. رفتارهایی که آخرین آنها از سوی رهبر انقلاب غیراخلاقی، غیرقانونی و غیر شرعی اعلام شد. مردم معتقدند که در این وضعیت این نوع رفتارها یک نوع طفره رفتن از پاسخ به مشکلات و مسائلی است که مردم با آن درگیر هستند. مردم می گویند مشکل ما الان معیشت و گرانی است اما از طرفی می بینند که شما مراسمات چند میلیاردی همچون جشن اخیر را در بندرعباس برگزار می کنید. خواهش می کنم به این انتقادات افکار عمومی پاسخ روشن دهید.»
اما احمدی نژاد او را متهم به بیانیه خوانی سیاسی کرد و سپس به تکرار مکررات پرداخت که در آخر ، این خبرنگار گفت: من که از حرف های شما قانع نشدم،امیدوارم مردم قانع شده باشند.
پرسش صریح این خبرنگار ، با واکنش برخی خبرنگاران حامی دولت و تعدادی از مسوولان دولت مواجه شد که وی را مورد اهانت قرار داده و متهم به غیرحرفه ای بودن کردند!

۱۳۹۱ اسفند ۴, جمعه

شهلا لاهیجی: از جامعه‌ای که کتاب نمی‌خواند باید ترسید


چکیده :ما کشوری هستیم که علی‌رغم تاریخ مفصلمان، تاریخ نوشته شده نداریم و تاریخ ما را دیگران نوشته‌اند. منابع مورد استفاده در تاریخ ایران اکثرآ منابع یونانی هستند. علت این مسئله این است که نوشتن دیر به ایران آمده است، به همین دلیل کتاب بخشی از خانواده نیست، در حالی که در بیشتر نقاط دنیا بخشی از خانواده محسوب می‌شود و مردم به آن علاقه‌مند هستند. ...

شهلا لاهیجی، نویسنده، ناشر و مترجم می‌گوید که در یکی دو سال اخیر به دلیل مشکلات کاری، نتوانسته آثار جدید خود را تکمیل کند.
به گزارش ایلنا، لاهیجی درباره‌ی وضعیت آثار خود گفت: متاسفانه به دلیل گرفتاری‌های نشر از لحاظ اقتصادی و رفت و آمدهای مداوم به وزارت ارشاد برای پیگیری وضعیت آثار و مجوزهایی که معمولآ به ما داده نمی‌شود، گویی ذهنم عاری و تهی شده و توانایی سر و سامان دادن به آثارم را ندارم. نزدیک به ۲ سال است کتابی را آماده کرده‌ام و تنها کار جمع‌بندی آن مانده که به دلیل همین مشکلات، از انجام‌ آن باز مانده‌ام.
او ادامه داد: این کتاب جلد دوم «شناخت هویت» است که مربوط به دوره‌ی تاریخی آغاز حکومت مشخص در ایران از زمان ماد‌ها تا دوره‌ی ساسانیان است و نگاهی اجتماعی به زندگی مردم دارد.
این نویسنده به توضیح درباره‌ی این کتاب پرداخت و گفت: ما کشوری هستیم که علی‌رغم تاریخ مفصلمان، تاریخ نوشته شده نداریم و تاریخ ما را دیگران نوشته‌اند. منابع مورد استفاده در تاریخ ایران اکثرآ منابع یونانی هستند. علت این مسئله این است که نوشتن دیر به ایران آمده است، به همین دلیل کتاب بخشی از خانواده نیست، در حالی که در بیشتر نقاط دنیا بخشی از خانواده محسوب می‌شود و مردم به آن علاقه‌مند هستند.
این ناشر درباره‌ی وضعیت انتشار کتاب‌های انتشارات خود گفت: در طول یک سال اخیر در حدود ۲-۳ کتاب منتشر کرده‌ایم. با این شرایط واقعآ ذهن من خالی است و توان جمع‌آوری و سامان دادن به چند اثرم را ندارم.
لاهیجی این شرایط را یک درد و مشکل همگانی دانست و گفت: مسئله فقط مربوط به من و کتاب من نیست، مسئله نگاه متولیان فرهنگی به کتاب است. من با سی و چند سال سابقه می‌دانم چه کتابی را می‌توان منتشر کرد و کتابی را که برای انتشار به وزارت ارشاد می‌سپارم، از فیلتر خودم عبور کرده و تمام خطوط قرمز را در نظر گرفته‌ام. البته حرف من این معنی را نمی‌دهد که در کتاب نویسنده دیگر دست ببرم، اما اگر احساس کنم کتابی با مشکل روبرو است، به او می‌گویم کتاب شما مجوز نمی‌گیرد و تکلیف از‌‌ همان اول روشن است و با آن وضعیت به وزارت ارشاد ارسال نمی‌شود.
او افزود: به هر حال منظور من این است که این یک سیاست کلی است و شاید از معاون و مدیر کل هم فرا‌تر باشد. به همین دلیل است که می‌بینیم وقتی یک معاون فرهنگی کمی از این مسیر خارج می‌شود، به سرعت و شتابزده برکنار می‌شود.
این نویسنده این شرایط را مربوط به چند سال اخیر دانست و گفت: ما در بحث صدور مجوز کتاب یک مصوبه‌ی شورای عالی انقلاب فرهنگی داریم که قانون است و لازم‌الاجرا. این مصوبه کاملآ مقارن و همسو با قانون اساسی است و ایرادی به آن وارد نیست. ظاهرآ وزارت ارشاد اخیرآ تبصره‌هایی را به آن اضافه کرده است و بحث اعمال سانسور و مشخص کردن حذفیات برای یک متن را بر این اساس اجرا می‌کند.
لاهیجی ادامه داد: این بخش و تبصره مغایر با قانون اساسی است و نباید اجرا شود، زیرا خود وزارت ارشاد نمی‌تواند قانون بگذارد. براساس این قانون هیچ کس نمی‌تواند برای صدور مجوز پیش از چاپ کتاب، بررسی و ممیزی انجام دهد. اینکه کجای یک کتاب حذف و اصلاح شود، سلیقه‌ی بررس و ممیز است. ممیزی و سانسورهای فعلی نوعی توهین است.
این ناشر اضافه کرد: مشکلاتی که الان برای صدور مجوز پیش می‌آید بی‌سابقه است. قبلآ این کار‌ها بیشتر از یک هفته طول نمی‌کشید. الان برای یک مجوز گاهآ نزدیک به ۶ ماه منتظر می‌مانیم و همین بلاتکلیفی امکان هر نوع برنامه‌ریزی را از ما می‌گیرد. جمیع مشکلات، صنف نشر و کتاب را در موقعیت بدی قرار داده است. چاپخانه‌ها را می‌بینیم که در چه موقعیتی قرار دارند، لیتوگرافی‌ها عملآ تعطیل شده‌اند، تیراژ کتاب‌ها به ۵۰۰ نسخه رسیده است. من قبلآ به مسئولان وزارت ارشاد هم گفتم که در برابر نسل‌های آینده پاسخگو خواهند بود و باید جواب مناسبی داشته باشند.
لاهیجی به نمایشگاه بین‌المللی کتاب سال بعد تهران اشاره کرد و گفت: نمی‌دانم در این دوره و با این وضعیت قرار است چه اتفاقی رخ دهد. البته ما که ۳-۴ سال است در اعتراض به حذف سایر ناشران در این نمایشگاه شرکت نمی‌کنیم، اما امسال گویا قرار است کتاب‌های خاصی را عرضه کنند.
به گفته‌ی این نویسنده، تولیدات فرهنگی نشان دهنده‌ی فعالیت مغز یک جامعه هستند و پویا بودن آن به معنی زنده بودن جامعه است. او گفت: وقتی تولیدات فرهنگی متوقف شود، یعنی مغز آن جامعه متوقف شده است و این به معنی مرگ جامعه است. از جامعه‌ی کتاب‌خوان نباید ترسید، از جامعه‌ای که کتاب نمی‌خواند باید ترسید.
او در خصوص آماری که از آثار منتشر شده در طول سال ارائه می‌شود و نشان دهنده‌ی افزایش تولید کتاب است، توضیح داد: در دوره‌ی وزارت آقای میرسلیم، آقای مختارپور رئیس اداره‌ی کتاب بود و به ظاهر هم بسیار سختگیرانه رفتار می‌کرد، مثلآ در آن زمان کتاب‌هایی که ما از میلان کوندرا به ارشاد می‌فرستادیم مجوز انتشار دریافت نکردند، اما در‌‌ همان زمان انتشارات ما ۳۱ عنوان کتاب منتشر کرد. در‌‌ همان سال ایشان در یک سخنرانی در فرهنگسرای اندیشه گفت آمار دلخوش‌کنک است برای اینکه بگوییم خوب کار کرده‌ایم. در ارائه‌ی آمار، نباید کتاب‌های درسی و کمک درسی را قرار داد. همچنین کتاب‌های حوزه‌ی دین مثل توضیح المسائل‌ها، کتاب‌های دعا و قرآن هم به همین ترتیب.
لاهیجی ادامه داد: زمانی که آمارهای این دو بخش را از آمار تولید کتاب کسر کنیم، می‌بینیم که چه تعداد کتاب منتشر شده است و آن‌وقت باید گفت که کار ما مطلوب بوده یا نه.
این ناشر در ادامه گفت: ما معتقد به نخستین دینی هستیم که معجزه‌اش کتاب بوده و همان کتاب به قلم و آنچه که می‌نویسد قسم خورده است. در قرآن کلامی راجع به اینکه نباید چیزی را خواند وجود ندارد و به خواندن و فکر کردن توصیه شده است. پس موضوع چیست که این رفتار‌ها را می‌بینیم؟ گویی تعمدی برای این کار‌ها وجود دارد تا فرهنگ ما را با مشکل روبرو کند.
او افزود: این مشکلات فقط مربوط به حوزه‌ی کتاب نیست، تمام حوزه‌های فرهنگ و هنر با همین مسائل روبرو هستند.
لاهیجی به عدم هماهنگی در تصمیم‌گیری‌ها و سیاست‌ها اشاره کرد و گفت: زمانی یک تئا‌تر مذهبی به نام «عشقه» در سالن تئا‌تر شهر اجرا شد. وقتی متن همین نمایش را برای انتشار به وزارت ارشاد فرستادیم، آن را غیر قابل چاپ اعلام کردند. وقتی اعتراض کردیم که این نمایشی بوده که مجوزهم دریافت کرده، پاسخ دادند این نمایش در صحنه‌ی عمومی نمایش داده نشده بود. یعنی سالن تئا‌تر شهر صحنه خصوصی است؟ در همه‌ی عرصه‌های فرهنگ وضعیت همین است و این ترس را به وجود می‌آورد که شاید تعمدی در کار باشد.
این نویسنده یادآور شد: ما دوران میرسلیم را هم دیدیم که با وجود تمام سختگیری‌ها، از لحاظ فرهنگی زنده ماندیم، اما الان دیگر امیدی نداریم که بتوانیم ادامه‌ی حیات فرهنگی بدهیم. وضعیت ما با سال‌ها سابقه‌ی فعالیت و برگزیده شدن به عنوان ناشر سال اینگونه است، دیگر وای به حال آن‌ها که تازه وارد این عرصه شده‌اند.
او به نقش کتاب در ایجاد آرامش در سطح اجتماع و بهبود فرهنگ کشور اشاره کرد و گفت: کتاب‌های مختلفی بوده که به موضوع خشونت در خانواده‌ها، خشونت اجتماعی، سن ازدواج و… پرداخته، اما مجوز انتشار دریافت نکرده‌اند. البته فقط موضوع چاپ کردن نیست، باید در رسانه‌ها هم نقد شوند. اصلآ بگویند چرا این کتاب‌ها بد است تا ناشر و نویسنده از خود دفاع کند. این وظیفه‌ی دادگاه است، نه ممیز و بررس وزارت ارشاد که اثر را قضاوت کند.
لاهیجی گفت: باید بگذارند کتاب‌ها منتشر شود و اگر کسی اعتراض و شکایت کرد، از خودمان دفاع کنیم.

محمد نوری زاد: نباید ترسید و سکوت کرد؛ باید فعال بود و فریاد زد


چکیده :ما را چاره ای جز اعتراض مدنی نیست. هرچند زندانها از ما پرشوند! اتفاقا پرشدن زندانها از ما، که نه پولی بالا کشیده ایم و نه دست به جیب مردم برده ایم و نه امضایمان پای قراردادهای ننگینِ ترکمان چایی نشسته، لکه ی ننگی خواهد بود بر پیشانی آنانی که خود را اهل بصیرت می دانند و ما را فتنه گر. و حتماً نیز به زندان رفتن ما تأثیرات شگرفی در گشودن این بن بست نفرت انگیز بجای خواهد نهاد. مثلاً مگر حاکمیت بسادگی می تواند از شوکِ زندانی کردن آقای سید محمد خاتمی بدر آید؟...

محمد نوری زاد، جهادگر و کارگردان منتقد، در یادداشتی از سکوت فعالان سیاسی و اجتماعی در قبال وضع موجود و عملکرد حاکمیت انتقاد کرد و گفت: اصلاً قرار نیست با اعتراض ما خون از دماغ کسی جاری شود. می گویم: مهم این است که شما از انزوا بدر آیید… ما که قصد لشکرکشی و ایجاد بلوا و آشوب نداریم. می گویم: ما که نمی خواهیم جایی را تخریب کنیم و از دیوار جایی بالا برویم. این کارها در تخصص اوباشانی است که ریسمانشان در دست سپاه و کسان دیگر است. و نه امثال ما که از این کارها متنفریم.
به گزارش کلمه، این نویسنده نام یادداشتی را که در وب سایت خود منتشر کرده، «آهای تنهایی تنهایی تنهایی!» گذاشته و از این طرز فکر که «معترضانِ صاحبنام ما پذیرفته اند که: ما از همه سوی در محاصره و بن بستیم. و در این بن بست و محاصره، کاری نمی شود کرد جز سکوت. و این که اجازه بدهیم گذر زمان خود به واکردنِ گره های ناگشودنی توفیق یابد» به شدت انتقاد کرده است.
او معتقد است: ما را چاره ای جز اعتراض مدنی نیست. هرچند زندانها از ما پرشوند! اتفاقا پرشدن زندانها از ما، که نه پولی بالا کشیده ایم و نه دست به جیب مردم برده ایم و نه امضایمان پای قراردادهای ننگینِ ترکمان چایی نشسته، لکه ی ننگی خواهد بود بر پیشانی آنانی که خود را اهل بصیرت می دانند و ما را فتنه گر. و حتماً نیز به زندان رفتن ما تأثیرات شگرفی در گشودن این بن بست نفرت انگیز بجای خواهد نهاد. مثلاً مگر حاکمیت بسادگی می تواند از شوکِ زندانی کردن آقای سید محمد خاتمی بدر آید؟
متن کامل یادداشت این مستندساز منتقد را در زیر بخوانید:
‌
این روزها، روزهای تلخ و تنهایی من است. تلخ از این روی که معترضانِ صاحبنام ما – برخلاف من – پذیرفته اند که: ما از همه سوی در محاصره و بن بستیم. و در این بن بست و محاصره، کاری نمی شود کرد جز سکوت. و این که اجازه بدهیم گذر زمان خود به واکردنِ گره های ناگشودنی توفیق یابد. می گویند: مبادا تجربه ی خونین سال هشتاد و هشت را تکرار نکنیم. می گویند: اگر در آن سال هفتاد یا هشتاد نفر کشته شدند، این روزها هرخطای ما ممکن است هشتصد نفر را و یا هشت هزار نفر را به خاک و خون بکشد.
من می گویم: اصلاً قرار نیست با اعتراض ما خون از دماغ کسی جاری شود. می گویم: مهم این است که شما از انزوا بدر آیید. می گویم: ما که قصد لشکرکشی و ایجاد بلوا و آشوب نداریم. می گویم: ما که نمی خواهیم جایی را تخریب کنیم و از دیوار جایی بالا برویم. این کارها در تخصص اوباشانی است که ریسمانشان در دست سپاه و کسان دیگر است. و نه امثال ما که از این کارها متنفریم.
می گویم: شما، بزرگان و نام آوارانِ این عرصه اید. وقتی همه ی شما سکوت اختیار کرده اید، از آن جوان بی کس و کار و ناآشنا چه انتظار؟ می گویم: تنها راه برون رفت ما از این بن بست نفرت انگیز، سکوت نیست. بل اتفاقاً فریاد است. و نهراسیدن از تبعات این فریاد. می گویم: عزیزان، نترسید! حرف بزنید و اعتراض کنید اگرچه شما را به زندان بیندازند. بالاتر از این؟ چرا ما نباید زندانها را پرکنیم؟ حال که طرف مقابلِ ما امکانِ معارضه ی انسانی و مدنی را – که جزیی از بدیهی ترین حقوق اجتماعی شهروندان است – انکارمی کند، ما هم زندانهای او را با حضور خود پر می کنیم. بهمین سادگی!
شاید باور نکنید من در این ایام، به سراغ خیلی ها رفتم. خیلی ها. خیلی ها. از روحانی گرفته تا سیاستمدار و نام آشنا و حتی مراجع تقلید. به هرکسی که می شناختم رفتم و رو زدم. با هر سیاستمداری که قابلیت بحث داشت بحث و گفتگو کردم. یا حتی با دوستانی که آسمان کیاستشان – در محدوده ی کلام – تن به عرش می سایید به محاجه پرداختم. اما چه کنم؟ نشد که نشد. آنها بچشم خود می دیدند که من و خانواده ام در این راه تنهاییم اما هرگز برای همراهی با ما پیشقدم نشدند. و این، البته هرگز کدورتی نیست که مرا در راهی که بدان پای نهاده ام سست کند.
این نیز بگویم: به تنها دلیلی که از عدم همراهی شان دست یافتم، ترس بود. و البته ترس نیز هست. حاکمیت، صمیمانه می گویم: در ترساندن مردم و صاحبنامانِ ما به توفیقی بزرگ دست یافته است. بله، آنها موفق شده اند مردم را و بویژه سیاستمدارانِ معترض و منتقد این سالهایِ ما را بترسانند. ترس، تنها دلیل سکوت اینان است. ترس از چه؟ می گویم:
ترس از بی آبرویی. چرا که در این سالها، سیاسیون ما از طعم و چگونگیِ رفتار “برادران” در داخل زندانها خبردار شده اند. این که برادران در پستوهای خود با چه شیوه هایی از فرد متهم حرف و اعتراف و اقرار می گیرند. دیگر چه؟ ترس از ایجاد آشوب در خانواده. این که “برادرانِ” امام زمانیِ ما، متبحر به آداب آشوب اندازی در کانون خانواده اند. و نیک بلدند که دختر یک معترض را و پسر او را و همسر او را چگونه در تنگنای عاطفی و هول و هراس قرار بدهند تا به مراد خود برسند. دیگر؟ و ترس از ایجاد وقفه در مسیرِ معیشتِ یک معترض. این که نکند کارگاهی یا کارخانه ای یا شرکتی یا دفتری یا حقوق ماهیانه ای به اشاره ی مختصرِ “برادران” مهر و موم و قطع شود.
و اینها ترسِ کمی نیست. آنهم در این اوضاع و احوال ناپایدار. با این همه اما سخن من این است: ما را چاره ای جز اعتراض مدنی نیست. هرچند زندانها از ما پرشوند! اتفاقا پرشدن زندانها از ما، که نه پولی بالا کشیده ایم و نه دست به جیب مردم برده ایم و نه امضایمان پای قراردادهای ننگینِ ترکمان چایی نشسته، لکه ی ننگی خواهد بود بر پیشانی آنانی که خود را اهل بصیرت می دانند و ما را فتنه گر. و حتماً نیز به زندان رفتن ما تأثیرات شگرفی در گشودن این بن بست نفرت انگیز بجای خواهد نهاد. مثلاً مگر حاکمیت بسادگی می تواند از شوکِ زندانی کردن آقای سید محمد خاتمی بدر آید؟ و پشت بندش از شوکِ زندانی کردن نام آشنایانی که هرکدامشان اگر قرار باشد پشت تریبونی بایستند و صحبت کنند، حالا حالاها رشته ی کلام را به دست کسی نخواهند سپرد؟ در ادامه شما حصر و زندانی شدنِ یکی دو آیت الله و مرجع تقلید را نیز بدینها اضافه کنید.
آهای تنهایی تنهایی تنهایی، الحق که برازنده ی خدایی و بس. و من عزیزان، این روزها سخت تنهایم. با هر زنگ در، آرامش نیم بند اعضای خانواده ی من مضطربانه به هرسو می دود. ایکاش همچنان در زندان بودم. برادران اطلاعاتی و سپاهی، مرا در زندان به هر طریق و شیوه ی ممکن آزموده اند. با شکنجه و ضرب و شتم و توهین و فحش های ناموسی و تطمیع و تهدید و ارعاب، و بردن و ترساندن همسر و فرزندانم. و این که دیده اند: این موجود، به هیچ طریقی رام شدنی نیست. شاید تنها راهی که برایشان باقی مانده پودر کردن من باشد. که انجامِ این البته کمی دور از ذهن می نماید. خلاصه نمی دانم چه سناریویی روی میزشان است. اما این را می دانم که تنهایم. و می دانم که: نمی ترسم. هرگز! و می دانم: به راهی که می روم ایمان دارم. و هرگز نیز از رفتن بازنخواهم ایستاد. اگرچه در این راه، من باشم و دوستانِ دربندم.

۱۳۹۱ بهمن ۲۴, سه‌شنبه

لینک دادن به "فیس‌بوک" و "گوگل پلاس" جرم محسوب می‌شود


بر اساس مصوبه جدید کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، "درج پیوند (لینک) یا تبلیغ تارنماهای فیل‌تر شده در پایگاه‌های اینترنتی" جرم محسوب می‌شود.
بنا به گزارش فارس، براساس اعلام تارنمای کارگروه تعیین مصادیق محتوای مجرمانه، این کارگروه طی مصوبه‌ای در پنجاه و پنجمین جلسه خود که چهارشنبه هجدهم بهمن ماه برگزار شد، "درج پیوند (لینک) یا تبلیغ تارنماهای فیل‌تر شده در پایگاه‌های اینترنتی" را مجرمانه دانست.
با اضافه شدن این بخش به بند "ج" فهرست مصادیق محتوای مجرمانه، از این تاریخ، لینک دادن به تارنماهای فیل‌تر شده از جمله شبکه‌های اجتماعی فیس‌بوک و گوگل پلاس، مجرمانه است.
براساس این قانون با وبلاگ‌ها و پایگاه‌های اینترنتی متخلف برخورد خواهد شد.
خبرگزاری دانشجو گزارش داده است که تارنماهای بسیاری در داخل کشور، از طریق درج دکمه‌های انتشار مطلب در کنار اخبار و مطالب خود که با هدف تسهیل انتشار اخبار در فاضی مجازی انجام شده است، مشمول این قانون خواهند شد.

۱۳۹۱ آذر ۲۳, پنجشنبه

بازداشت و انتقال فعال سیاسی اهل تبریز به زندان




عزیز الله پورولی فعال سیاسی اهل تبریز، بازداشت و به زندان تبریز منتقل گردید.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، عزیزالله پورولی فعال سیاسی اهل تبریز روز دوشنبه ۲۰ آذر ماه بازداشت و به زندان تبریز انتقال داده شده است.
وی سال گذشته در پی حضور در مراسم افطاری که در منزل یکی از فعالین سیاسی در تبریز برگزار شده بود دستگیر و ماه‌ها در سلول انفرادی بازداشتگاه وزارت اطلاعات نگهداری شد.
گفتنی است، در چند روز گذشته دستگیری‌ها در آذربایجان شدت یافته است.

۱۳۹۱ آذر ۱۸, شنبه

رضا حسن‌زاده روزنامه نگار مازندرانی بازداشت شد









 رضاحسن‌زاده اشرفی صاحب امتیاز و مدیر مسئول روزنامه دیار سبز استان مازندران، بازداشت شد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، مدیرمسئول روزنامه دیار سبز که چندی پیش شکایتی را علیه فرماندار شهرستان بهشهر به دادگاه کارکنان دولت ارائه کرده بود بازداشت شد.
وی با وساطت استاندار مازندران و معاون سیاسی امنیتی استانداری مازندران، از شکایت خود علیه فرماندار بهشهر انصراف داد اما دایره حقوقی استانداری مازندران شکایتی را علیه وی اقامه کرد.
دیار سبز با نه سال و اندی انتشار مداوم از سال ۸۲ فعالیت خود را شروع کرد و توانست تاکنون، ششصد و بیست و چهار شماره در میانگین ۲۴ صفحه منتشر کند.
گفتنی است، دو تن از ماموران نیروی انتظامی برای بازداشت مدیرمسئول روزنامه دیار سبز در دفتر مرکزی این روزنامه در ساری حضور یافتند و حسن‌زاده اشرفی را با خود بردند.
در ماه‌های اخیر شکایت علیه خبرنگاران و مدیران مسئول سایت‌ها و روزنامه‌های استان مازندران و کشور فزونی گرفت و هفته پیش نیز یکی از خبرنگاران فریدون کناری با شکایت یک بانک، شبی را در زندان به سر برد.

۱۳۹۱ آذر ۱۶, پنجشنبه

آزادی یک شهروند عرب پس از سه هفته بازداشت















خبرگزاری هرانا – اداره اطلاعات اهواز یک شهروند عرب و از اعضای ستاد میرحسین موسوی در اهواز که در دوران خدمت سربازی در زندان کارون با برخی از زندانیان سیاسی ارتباط گرفته بود را پس از سه هفته بازداشت؛ آزاد کرد.
بنا به اطلاع گزارشگران هرانا، ارگان خبری مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران، احمد بوسویط از شهروند ساکن در اهواز ماه گذشته توسط وزارت اطلاعات بازداشت شد و روز گذشته با وثیقه ۷۰ میلیون تومانی از زندان آزاد شد.
وی مدت سه هفته در سلولهای انفرادی اداره اطلاعات با چشم بند نگهداری شد و در طول این مدت دسترسی به وکیل خود نداشته است، نامبرده با اتهامات از قبیل ارتباط با گروه‌های تجزیه طلبی و ارتباط با سازمان مجاهدین خلق مواجه شده است.
یک منبع آگاه به هرانا گفت: "بازجویان پرونده وی تنها به دلیل عرب بودن سعی کردند وی را به گروههای سیاسی عرب مرتبط کنند که به دلیل وجود مستنداتی که عکس آنرا به اثبات رسانده است موفق به این امر نشدند و سپس به بهانه ارتباط وی با یکی از وبلاگ نویسان اهوازی و از اعضای جبهه مشارکت نامبرده را به ارتباط با سازمان مجاهدین خلق متهم کردند."
وی در ادامه خاطر نشان کرد: "احمد بوسویط دو سال پیش دوران سربازی را در زندان کارون اهواز نگهبان بود و اکنون که دو سال است سربازی او تمام شده به او اتهام زدن با بعضی از فعالین سیاسی که زمانی در کارون زندانی بودند و الان از زندان آزاد شدن ارتباط دارد."
احمد بوسویط که در شعبه ۱۸ بازپرسی دادگاه انقلاب تفهیم اتهام شد پس از آزادی به گزارشگر هرانا گفت: "من از اعضای ستاد میرحسین موسوی در اهواز بودم، ضمن رد اتهامات منتسب لازم به ذکر می‌دانم تجزیه طلب خوندان اعراب خوزستان از سوی وزارت اطلاعات اشتباه است درصد شرکت عربهای خوزستان در انتخابات از درصد شرکت غیر عرب‌ها همیشه بیشتر است همانطور که تعداد شهدای عرب در جنگ به خوبی میهن دوستی مردم عرب خوزستان را نشان می‌دهد."