‏نمایش پست‌ها با برچسب کارگری. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب کارگری. نمایش همه پست‌ها

۱۳۹۲ اسفند ۱۴, چهارشنبه

افزایش ۲۰ درصدی حقوق دولتی‌ها از سال آینده

چکیده : سخنگوی دولت : حقوق و مزایای کارکنان و بازنشستگان دولت، بر اساس مصوبه دولت با افزایش 20 درصدی در سال جدید مواجه خواهد شد...

سخنگوی دولت از تصویب افزایش ۲۰ درصدی حقوق و مزایای کارکنان و بازنشستگان دولت در سال آتی خبر داد.
به گزارش ایسنا محمدباقر نوبخت در حاشیه جلسه صبح امروز (چهارشنبه) هیات دولت در نشست خبری اظهار کرد: حقوق و مزایای کارکنان و بازنشستگان دولت، بر اساس مصوبه دولت با افزایش ۲۰ درصدی در سال جدید مواجه خواهد شد.
وی همچنین خبر داد که یارانه نقدی ماه جاری نیز بیستم اسفندماه به حساب خانوارها واریز می‌شود.
نوبخت تاکید کرد که یارانه فروردین ۹۳ بدون هیچ تغییری پرداخت خواهد شد.
سخنگوی دولت در ادامه گفت: از فردا حقوق و مزایای کارکنان زحمتکش دولت پرداخت خواهد شد.

۱۳۹۲ اسفند ۵, دوشنبه

نمایندگان کارگران ذوب‌آهن اردبیل اخراج شدند


خبرگزاری هرانا – دبیر خانه کارگر اردبیل از اخراج رئیس انجمن صنفی کارگران کارخانه ذوب آهن اردبیل به دلیل آنچه «پیگیری مطالبات صنفی کارگران» می‌خواند خبر داد.
«مرتضی مقدم» درباره دلایل اخراج نماینده صنفی کارگران به ایلنا گفت: اخراج آقای «مقصود محجوری»  پس از آن صورت گرفت که او به همراه سایر اعضای انجمن صنفی پی‌گیر حقوق معوقه کارگران بود.
این فعال کارگری همچنین از اخراج دو تن دیگر از اعضای انجمن‌صنفی کارگران به نام‌های «حسن رونقی» و «اصغر بابا‌زاده» در مهر و آذرماه‌ها بنا به دلیلی مشابه خبر داد.
در همین رابطه «مقصود محجوری» رئیس انجمن صنفی کارگران کارخانه ذوب آهن اردبیل دلیل اخراج‌ خود و همکارانش را انجام وظیفه قانونی‌‌شان در پی‌گیری حقوق معوقه ۲۶۵ کارگر ذکر کرد و مدعی شد: کارگران علاوه بر آنکه در چهار ماه گذشته حقوقی دریافت نکرده‌اند، بیمه تامین اجتماعی کارگران نیز از ابتدای سال ۹۲ دچار مشکل شده بطوری که در چهار ماه آبان، آذر، دی و بهمن هیچ پرداختی به تامین اجتماعی انجام نشده است.
 رئیس انجمن صنفی کارگران ذوب آهن اردبیل با اشاره به ماده ۱۷۸ قانون کار تاکید کرد: هیچ کس حق دخالت و جلوگیری از فعالیت اعضای انجمن صنفی را ندارد و این عمل کارفرما خلاف قانون کار است و قانون برای فرد متخلف مجازات تعیین کرده است.

۱۳۹۲ اسفند ۱, پنجشنبه

بافته های رنج؛ خدا تن آدم را سالم نگه دارد خرج خودم را در میاورم

چکیده :ایستگاه سوم یا چهارم بودم که کسی کنارم نشست، حرکت تند و ریز دستانش چشمم را از روی صفحه کتاب به سوی خودش جلب کرد. آنقدر تند تند می بافت که نمی توانستم چشم بردارم. یاد فیلم عصر جدید افتادم آنجا که آدم های داخل کارخانه مجبور بودند آنقدر تند کار کنند که انگار ذهن ها از کار افتاده و فقط دستها بود که حرکت می کرد....


کلمه- شهرزاد موسوی: اتوبوسی که سوار شده بودم کهنه و اوراق بود. با کوچکترین دست انداز کف خیابان تکان می خورد و از روی صندلی به بالا پرت می شدم معلوم بود که پدر کمک فنرهایش در آمده. با هر تکان اتوبوس یا هر بار که در ایستگاه نگه می داشت خطوط نوشته کتابی که می خواندم را گم می کردم. اما باز هم ول کن نبودم دلم نمی خواهد هر روز یک ساعت موقع رفت و یک ساعت موقع برگشت روی صندلی اتوبوس و تاکسی وقتم را تلف کنم، هر چند همین تکان خوردن ماشین های قراضه یا حرف زدن دو نفر جلویی یا پشتی باعث می شود یک خط را دو بار یا حتی چند بار بخوانم.
ایستگاه سوم یا چهارم بودم که کسی کنارم نشست، حرکت تند و ریز دستانش چشمم را از روی صفحه کتاب به سوی خودش جلب کرد. آنقدر تند تند می بافت که نمی توانستم چشم بردارم. یاد فیلم عصر جدید افتادم آنجا که آدم های داخل کارخانه مجبور بودند آنقدر تند کار کنند که انگار ذهن ها از کار افتاده و فقط دستها بود که حرکت می کرد. همین طور که می بافت نگاهم کرد و گفت: توی خیابون موقع راه رفتن هم می بافم، دم عیده یه عالمه سفارش گرفتم.
لبخندم را که دید ادامه داد: پتوی نوزاده سفارش خیلی زیاده چند تا از مغازه های خیابون بهار یه عالمه سفارش دادن اصلا وقت ندارم.
دوباره به صورتم نگاه کرد و گفت: دستم تنده نه؟
گفتم: خیلی، خسته نباشی.
و باز خندیدم. هنوز در فضای فیلم بودم. هر چند دقیقه یک بار نوک انگشتانش را به دهان می برد و با آب دهان ترشان می کرد. با لبخند گفت: هر دو روز یک پلیور می بافم.
نوک انگشتانش خشک و ترک ترک شده بود و لبه ی ناخن های کوتاهش ریش ریش بود.
پرسیدم: تمام روز بافتنی می بافید؟
گفت: خدا تن آدم رو سالم نگه داره مریض که نباشی بقیه اش درست می شه با همین کارا خرج خودم رو در میارم.
به سختی حرف هایش را می فهمیدم فکر نمی کنم حتی یک دندان هم در دهان داشت. حتی وقتی که حرف نمی زد هم از فرو رفتگی صورتش و برجستگی گونه هایش پیدا بود.
نمی توانستم چیزی بگویم می ترسیدم حواسش را پرت کنم. کاموای سفید رنگ از داخل کیف سرمه ای رنگ برزنتی اش بیرون می آمد. هر چند دقیقه یک بار به من لبخند می زد و می بافت.
ایستگاه بعدی را که دید رو به من کرد و گفت: تا اونجا این رج رو تموم می کنم.
و بعد شروع کرد به شمردن دانه ها: ۲۱، ۲۲ ….۳۵ تا، دیدی تونستم.
انگار با خودش مسابقه داشته باشد. انگار زندگی برایش در دو کلمه خلاصه می شد، بافتن و فروختن.
به ایستگاه که رسیدیم، پیاده شد و کنار خیابان به راه افتاد. وقتی اتوبوس حرکت کرد و از کنارش رد شد، نگاهش کردم هنوز هم می بافت تند تند راه می رفت و از آن هم تند تر می بافت. با خودم گفتم خدا تنش را سالم نگه دارد. قرار بود نفت بر سر سفره ها بیاید اما نان هم رفت. اما نا امید نیست و می دود تا از چرخ روزگار عقب نیفتند. خدا تنش را سالم نگه دارد

۱۳۹۲ خرداد ۱۹, یکشنبه

جای خالی مطالبات جامعه ۳۰ میلیونی کارگری در مناظره‌های انتخاباتی

چکیده :یک فعال کارگری در استان خراسان شمالی معتقد است در هیچکدام از مناظره‌های اخیر نامزدهای ریاست جمهوری به مسائل کارگری توجه نشده است....


یک فعال کارگری در استان خراسان شمالی معتقد است در هیچکدام از مناظره‌های اخیر نامزدهای ریاست جمهوری به مسائل کارگری توجه نشده است.
«داوود امیری»، مسئول کانون همانگی شوراهای اسلامی کار خراسان شمالی با اعلام این مطلب به ایلنا گفت: در هفته گذشته نامزدهای ریاست جمهوری در سه مناظره متفاوت راجع به مسائل مختلف اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی به بحث و تبادل نظر پرداختند اما در هیچ کدام از این برنامه‌ها به خواسته‌های روز جامعه کارگری از جمله ناعادلانه بودن دستمزد و قراردادهای یک‌طرفه توجه نشد.
وی بابیان اینکه در شرایط کنونی نزدیک به ۳۰ میلیون عضو جامعه کارگری کشور خواهان افزایش قانونی مزد، اجرای کامل و صحیح قوانین کار و تامین اجتماعی، برقراری امنیت شغلی و حفظ و توسعه تامین اجتماعی هستند گفت: در تمامی این مناظره‌ها هیچ کدام از هشت نامزد بطور مشخص راجع به این موضوعات صحبت نکردند.
مسئول کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان خراسان شمالی افزود: به عنوان مثال در استان خراسان شمالی هنوز دغدغه اصلی کارگران عدم اجرای صحیح قوانین کار و تامین اجتماعی در خصوص عقد قرارداد کار، پرداخت مزد قانونی و برخورداری از خدمات درمانی است.
امیری افزود: در نتیجه عدم اجرای صحیح قانون در حال حاضر در ادارات کار استان دادخواست‌های زیادی در ارتباط با بازگشت به‌کار کارگران، عقد قراردادهای سفید امضا و اعتراض به قانون شکنی کارفرمایان کارگاه‌های کوچک مطرح است.
این مقام کارگری گفت: عدم ورود نامزدهای ریاست جمهوری به مطالبات صنفی کارگری در حالی بود که در جریان مناظره های اخیر این افراد بارها به مشکلات صنفی جامعه سینمایی کشور اشاره کردند حال آنکه اعضای این اصناف در مقابل جامعه کارگری یک گروه کم شمار تلقی می‌شوند.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱۱, چهارشنبه

» این کارگران در اعتراض به خلف وعده مسئولان اعتصاب کرده اند حمله یگان ویژه پلیس به یک تجمع کارگری، در هفته کارگر


چکیده :جمعیت اعتصاب کنندگان بالغ بر ۳۰۰ نفر بوده است. کارگران معترض با بستن دروازه ورودی مجتمع مس خاتون آباد مانع از ورود هرگونه مواد اولیه و کنسانتره به این مجتمع تولیدی شدند که این امر تعطیلی موجب تعطیلی کارخانه شده است. شب یکشنبه با حمله نیروهای نظامی یگان ویژه کارگران پراکنده شده اند ولی همچنان در داخل مجتمع تحصن کرده و دست به اعتصاب زدند و خواستار احقاق حق خود هستند....

کلمه – گروه کارگری: نیروی یگان ویژه پلیس به اعتصاب کارگران کارخانه ذوب مس خاتون آباد در حومه شهربابک در استان کرمان حمله کرده است. کارگران اعتصابی در اعتراض به عملی نشدن وعده های مسئولان مس درباره استخدام این نیروها از روز از روز چهارشنبه چهارم اردیبهشت تا روز گذشته با بستن دروازه ورودی این مجتمع دست به اعتراض زدند.
به گزارش کلمه، جمعیت اعتصاب کنندگان بالغ بر ۳۰۰ نفر بوده است. کارگران معترض با بستن دروازه ورودی مجتمع مس خاتون آباد مانع از ورود هرگونه مواد اولیه و کنسانتره به این مجتمع تولیدی شدند که این امر تعطیلی موجب تعطیلی کارخانه شده است. شب یکشنبه با حمله نیروهای نظامی یگان ویژه کارگران پراکنده شده اند ولی همچنان در داخل مجتمع تحصن کرده و دست به اعتصاب زدند و خواستار احقاق حق خود هستند.
آن طور که ماهان نیوز گزارش داده این کارگران معترض که در دو مجتمع مس خاتون آباد و مید‌وک تعدادشان بالغ بر۲۴۰۰ نفر می‌شود، از حدود ۲سال قبل بدنبال مصوبه دولت مبنی بر تعطیلی شرکت‌های واسطه‌ای و پیمانی و کار زیر نظر خود دستگاه‌ها و شرکت‌های اصلی، از شرکت‌ های مختلف به مجموعه شرکت سرمایه گذاری مس سرچشمه پیوستند. شرکت سرمایه گذاری مس نیز طبق قراردادی که با این افراد بسته است وعده استخدام این نیرو‌ها را بعداز گذشت یک سال از مدت قرارداد‌هایشان داده است که با گذشت حدود ۱۸ماه از زمان وعده داده شده هنوز خبری از استخدام رسمی این کارگران نیست. کارگران مجتمع های مس در استان کرمان از حقوق واقعی خود بهره مند نیستند و سال هاست که اعتراض های مختلفی برای احقاق حقوق شان از سوی کارگران و کارکنان مجتمع های مس و حتی بازنشستگان این شرکت صورت می گیرد.
کارگران مس خاتون آباد خاطرات تلخی از حمله نیروهای نظامی به تجمعات اعتراضی شان دارند. در تاریخ چهارم بهمن ١٣٨٢، نیروی انتظامی به تجمع اعتراضی کارگران معدن ذوب مس خاتون آباد حمله کرده بود که در نتیجه آن چهار کارگر با نام‌های “ریاحی، مومنی، جاویدی، مهدوی و یک دانش آموز با نام پورامینی” کشته شدند.
منصور سلیمانی میمندی‌، نماینده شهر بابک در تاریخ پنجم بهمن ۱۳۸۲در جلسه علنی مجلس در اعتراض به این کشتار سخنرانی کرده بود. متن سخنان وی به این شرح بود:
“بسم الله الرحمن‌ الرحیم- انالله و انا الیه‌ راجعون- در چند روز گذشته،‌ عده‌ای‌ از اهالی‌ روستای‌ خاتون آباد شهر بابک،‌ که‌ به طور موقت‌ در طرح‌ ذوب‌ مس‌ خاتون آباد شهر بابک‌ مشغول‌ به‌ کار بودند، در رابطه‌ با اشتغال‌ دائم‌ خود، اقدام‌ به‌ اعتراض‌ و تعطیل‌ نمودن‌ کارهای‌ پیمانکاران‌ نمودند و متأسفانه‌ مسئولین‌ سیاسی‌ و امنیتی‌ و اجرایی‌ نتوانستند این‌ بحران‌ را مدیریت‌ نمایند و علیرغم‌ هشدارهای‌ مکرر اینجانب‌ به‌ مسئولین‌ ذیربط،‌ کنترل‌ و مهار بحران‌ به‌ گارد ویژه‌ نیروهای‌ انتظامی‌ اعزامی‌ از کرمان‌ واگذار شد که‌ با هلیکوپتر به‌ منطقه‌ آمده‌ بودند و روز گذشته‌، ابتدا مقابله‌ خود را با معترضین‌ در محل‌ استقرار ذوب‌ مس‌ خاتون آباد شروع‌ نموده‌ و جهت‌ دستگیری‌ و تعقیب‌ آنها، به‌ روستای‌ خاتون آباد هجوم‌ بردند و ضمن‌ سرکوب‌ شدید اهالی‌ خاتون آباد، ادامه‌ درگیری ها به‌ مرکز شهرستان‌ شهر بابک‌ کشیده‌ شد که‌ متأسفانه‌ تا کنون،‌ چهار نفر از اهالی‌ کشته‌ و تعداد زیادی‌ زخمی‌ و شدیدا مجروح‌ شدهاند. ضمن‌ عرض‌ تسلیت‌ به‌ خانواده های‌ داغدار و همه‌ همشهریان‌ عزیز، این‌ عمل‌ خلاف‌ قانون‌ و شأن‌ و منزلت‌ مردم‌ را محکوم‌ می نمایم‌ و برای‌ جلوگیری‌ از بروز تنش‌ بیشتر، همشهریان‌ داغدار خود را به‌ صبر و آرامش‌ دعوت‌ می کنم‌. از ریاست‌ محترم‌ جمهوری‌ و ریاست‌ محترم‌ مجلس‌ شورای‌ اسلامی‌ تقاضا می نمایم‌ برای‌ ریشه یابی‌ و رسیدگی‌ به‌ این‌ حادثه‌ اسفناک‌، عاجلا اوامر لازم‌ را صادر فرمایند.” ( جلسه ۳۹۴، دوره ششم مجلس شورای اسلامی، صفحه ۵ روزنامه رسمی شماره ۱۷۱۸۲ )
به گزارش کلمه، حمله اخیر نیروهای نظامی به اعتصاب و تجمع اعتراضی کارگران ذوب مس خاتون آباد در حالی صورت می گیرد که در آستانه روز جهانی کارگری هستیم و صداوسیما نیز به شکل گسترده ای تجمعات اعتراضی کارگران در کشورهای مختلف را تحت پوشش قرار می دهد. حاکمیت به جای پاسخگویی به مشکلات کارگران در تجمعات اعتراضی مدنی و مسالمت آمیز با نیروهای نظامی به آنها حمله ور می شود.
اگرچه قانون کار در بیان صریح حق اعتصاب ضعف دارد اما فعالان “حقوق سندیکایی” و مدافعان “اصول و حقوق بنیادین کار” مطابق ماده های ۱۴۲ و ۱۴۳ قانون کار تجمع اعتراضی و اعتصاب را از حقوق حقه کارگران قلمداد می کنند. علاوه بر این بر اساس اصل ۲۷ قانون اساسی برپایی تجمعات قانونی است. موادی از قانون کار که به قانونی بودن اعتصاب صحه می گذارد به شرح ذیل است:
‌”ماده ۱۴۲ – در صورتی که اختلاف نظر در مورد مواد مختلف این قانون و یا پیمانهای قبلی و یا هر یک از موضوعات مورد درخواست طرفین برای‌ انعقاد پیمان جدید، منجر به تعطیل کار ضمن حضور کارگر در کارگاه و یا کاهش عمدی تولید از سوی کارگران شود، هیأت تشخیص موظف است بر‌اساس درخواست هر یک از طرفین اختلاف و یا سازمان های کارگری و کارفرمایی، موضوع اختلاف را سریعاً مورد رسیدگی قرار داده و اعلام نظر نماید.
‌تبصره – در صورتی که هر یک از طرفین پیمان دسته‌ جمعی نظر مذکور را نپذیرد می‌تواند ظرف مدت ده روز از تاریخ اعلام نظر هیأت تشخیص (‌موضوع ماده ۱۵۸) به هیأت حل اختلاف مندرج در فصل نهم این قانون مراجعه و تقاضای رسیدگی و صدور رأی نماید. ‌هیأت حل اختلاف پس از دریافت تقاضا فوراً به موضوع اختلاف در پیمان دسته جمعی رسیدگی و رأی خود را نسبت به پیمان دسته‌جمعی کار اعلام‌ می‌کند.
‌ماده ۱۴۳ – در صورتی که پیشنهادات هیأت حل اختلاف ظرف سه روز مورد قبول طرفین واقع نشود رییس اداره کار و امور اجتماعی موظف است‌ بلافاصله گزارش امر را، جهت اتخاذ تصمیم لازم، به وزارت کار و امور اجتماعی اطلاع دهد. در صورت لزوم هیأت وزیران می‌تواند مادام که اختلاف‌ادامه دارد، کارگاه را به هر نحوی که مقتضی بداند به حساب کارفرما اداره نماید.”

دستاوردهای دولت احمدی نژاد در حوزه کارگری: بیکاری سالانه ۲۰۰‌ هزار کارگر؛ تعطیلی بیش از ۳۰۰۰ واحد تولیدی


چکیده :آمار واحدهایی که در شرف تعطیلی هستند یا تعطیل شده‌اند در سال 90 حداقل 1200 واحد بود. در سال‌های 88 و 89 هم 700 و 500 واحد تولیدی تعطیل شده‌اند. همچنین تخمین زده می‌شود در سال 91 آمار واحدهای تعطیل‌شده یا در شرف تعطیلی تشدید شده است و در این سال‌ها سالانه 200‌هزار کارگر شغلشان را از دست داده‌اند....

گزارش‌ها از تعطیلی ۱۲۰۰ واحد تولیدی در سال ۹۰ خبر می‌دهد، برآورد می‌شود در سال ۹۱ هم تعداد واحدهای تعطیل شده بیش از این باشد، در سال‌های ۸۹ و ۸۸ هم ۷۰۰ و ۵۰۰ واحد تولیدی تعطیل شده‌اند. آمارها از میانگین بیکاری سالانه ۲۰۰هزار کارگر هشت سال اخیر حکایت می‌کند.
۳۰ ماه حقوق معوقه، تعدیل ۲۰۰ کارگر، بازخرید کارگران، شش‌ماه حقوق معوقه، تعدیل ۷۰‌درصد نیروها، سه‌سال حقوق معوقه، ۲۰ماه حقوق معوقه و مزایا و عیدی سال ۸۶ تاکنون، بلاتکلیفی و بیکاری کارگران، ضعف مدیریت، بدهی به بانک‌ها، تامین اجتماعی، استفاده از مرخصی اجباری و… از جمله نکاتی است که در هنگام ورق‌زدن لیست شرکت‌ها و واحدهای بحران‌دار سال ۹۱-۹۰ به چشم می‌خورد که خود مشتی است نمونه خروار.  اما تنها اینها نیست، در سال‌های اخیر تورم نسبت به افزایش حقوق کارگران شتابی فزاینده داشته چنانچه در سال گذشته رشدی بیش از دوبرابری پیدا کرد. اینها در کنار افزایش قیمت مسکن سبد غذایی خانوار‌های کارگر را از مواد مغذی بیش از پیش تهی کرد و آنها را به حاشیه شهرها راند و کار به آنجا رسید که کارگران در زمینه میزان افزایش حقوقشان به دیوانعالی عدالت اداری شکایت کرده‌اند اما سرپرست وزارتخانه تعاون، کار و رفاه اجتماعی در این زمینه گفت: در رابطه با بحث شکایت، بیشتر جنبه‌های فرعی و رسانه‌ای کار دنبال می‌شود، چون در صورتی شکایت قابل طرح است که ما فرآیند تعیین دستمزد را به صورت قانونی انجام نداده باشیم، ما در این بخش هر چیزی را که عین قانون بوده، اجرا کردیم و برخی کارگران هم حقوق یک تا دو‌میلیونی دریافت می‌کنند.
محجوب، دبیرکل خانه کارگر و نماینده مجلس درباره روند فزاینده بیکاری کارگران، تعطیلی کارخانجات و تاثیر این اتفاقات بر معیشت کارگران به سوالات روزنامه «شرق» پاسخ گفته است که مشروح آن را در ادامه می‌خوانید:
‌ارزیابی‌تان از وضعیت معیشت کارگران و خانواده‌هایشان در پایان عمر دولت دهم چیست؟
با توجه به اینکه همه دنیا توانسته‌اند تورم را کنترل کنند و تورم بیماری‌ای است که در همه دنیا ریشه‌کن شده است با این حال در منطقه، کشور ما بالاترین تورم را دارد این در حالی است که ۱۰ سال پیش در صدر جدول قرار نداشتیم و یکی از علت‌های این امر، این است که تمهیدات تورمی بوده است، به جای اینکه ضد تورم باشد. در سنوات گذشته تا ۲۰، ۳۰ سال پیش تورم، بیماری ناشناخته اقتصادی بود؛ راه‌های سخت برای کنترل آن وجود داشت، اما الان راه‌ها برای مقابله با تورم بسیار آسان شده اما از همین راه‌های آسان پرهیز می‌شود و تمهیدات به کار رفته به‌جای مقابله با تورم، تورم‌زا بوده است.  بنابراین در چنین شرایطی، وقتی تورم نقطه به نقطه مرکز آمار ۴۰‌درصد می‌شود یعنی کارگران ۴۰‌درصد قدرت خرید از دست می‌دهند، این در حالی است که حقوق کارگران تنها ۱۸یا ۱۹‌درصد افزایش یافته و این یعنی کارگران حدود یک‌سوم از قدرت خرید خود را از دست می‌دهند؛ در نتیجه باید هرسال به مواد خوراکی ارزان‌تر روی بیاورند، پوشاک ارزان‌تر بخرند، خانه‌های ارزان‌تر بگیرند و به حاشیه شهرها رانده می‌شوند. در حال حاضر جفت و جور کردن دخل و خرج کودکان، نابغه می‌خواهد. این در حالی است که درخواست کارگران اجرای بند یک ماده ۴۳ قانون است یعنی پرداخت حقوقی برابر با نرخ تورم.
از سوی دیگر از زمان اجرای هدفمندی یارانه‌ها، فشار برای نپرداختن معیشت متناسب با تورم روی کارگران افزایش یافت، در حالی که یارانه به‌عنوان سیاست جبرانی پرداخت می‌شود و ارتباطی به تورم ندارد.
شکایت کارگران به دیوانعالی عدالت اداری به کجا رسید؟
این شکایت به نظر ما قانونی است و باید رسیدگی شود. مجلس هم به نظر ما علاوه بر دیوانعالی عدالت اداری باید رسیدگی و اعلام نظر کند حقوق‌ها باید حداقل ۳۱‌درصد و برابر با نرخ تورم اعلام‌شده از سوی بانک مرکزی افزایش یابد.
‌وضعیت اشتغال و بیکاری در این هشت سال چگونه بوده است؟ آیا شما آماری دارید که بگوید چه تعداد واحد تجاری و کارگاه در این هشت سال تعطیل شده است؟
از سوی دولت در سال‌هایی اعلام شده که اشتغال زیادی ایجاد شده است و این در حالی است که حداقل در آمار تامین اجتماعی این افزایش دیده نمی‌شود. نمی‌توانیم بگوییم این اشتغال ایجاد نشده اما آمار رسمی مرکز آمار هم تنها کاهش یک‌دهم‌درصدی بیکاری را نشان می‌دهد و با توجه به برداشت سویی که باعث شد استاندارد اشتغال را از یک روز به یک ساعت تقلیل دهند، نرخ بیکاری بسیار بیشتر از این است که در حال حاضر اعلام می‌شود. یکی از مشکلات در زمینه اشتغال، اقدامات غیرکارشناسی در زمینه اعلام نرخ اشتغال است.در سال ۸۸ دولت درخواستی به واحدهای تولیدی نوشت مبنی بر اینکه شرکت‌هایی که می‌خواهند استمهال بطلبند درخواست خود را اعلام کنند و چهارهزار واحد درخواست استمهال کردند پس بنابراین حداقل چهارهزار واحد مدعی هستند وضعشان بد است. آمار واحدهایی که در شرف تعطیلی هستند یا تعطیل شده‌اند در سال ۹۰ حداقل ۱۲۰۰ واحد بود. در سال‌های ۸۸ و ۸۹ هم ۷۰۰ و ۵۰۰ واحد تولیدی تعطیل شده‌اند. همچنین تخمین زده می‌شود در سال ۹۱ آمار واحدهای تعطیل‌شده یا در شرف تعطیلی تشدید شده است و در این سال‌ها سالانه ۲۰۰‌هزار کارگر شغلشان را از دست داده‌اند.
‌علت این موضوع را چه می‌دانید؟
بی‌توجهی به صنعت و تولید علت این موضوع است. در گذشته و تا سال ۸۰ اگر یک واحد تولیدی تلنگر می‌خورد کار به هیات دولت و شورای اقتصاد می‌کشید، اما در حال حاضر، قطار قطار واحد تولیدی تعطیل می‌شوند اسمی هم برده نمی‌شود؛ کارخانجات پرآوازه الان مثل مرده‌های بی‌نشان شده‌اند. سرعت مرگ و تعطیلی کارخانجات به دلیل بی‌توجهی به مساله تولید، بیش از تولید بوده است. تولید ملی هرروز از سفرها و سبد خرید خانوار غیب می‌شود و این در حالی است که باید از تولید حمایت شود و واحد‌های تولیدی وضع بسیار نگران‌کننده‌ای دارند.
آیا گزارشی از وضعیت معیشت کارگران بیکار شده دارید؟
کارگران باسابقه تا ۳۶ ماه می‌توانند از بیمه بیکاری استفاده کنند اما در مجموع، کارگران بیکارشده وضعیت دشواری دارند، چراکه در حال حاضر گوشت، مرغ و … از سفره کارگران شاغل هم غیب شده است.رشد فزاینده بیکاری در حالی اتفاق می‌افتد که قانون بیکاری مسکوت مانده و صندوق بیمه بیکاری تامین اجتماعی به این صندوق، بدهی‌های زیادی را تحمیل کرده است. بر اساس آمار تامین اجتماعی، کارگران جمعیتی ۱۰‌میلیونی دارند که این ۱۰‌میلیون نفر به اتفاق خانواده‌هایشان جمعیتی ۳۹‌میلیون نفری را تشکیل می‌دهند و این یعنی دخل و خرج نیمی از جمعیت کشور با هم نمی‌خواند.بررسی مقایسه‌ای «شرق» از‌درصد افزایش حقوق و نرخ تورم سال‌های ۷۶ تا ۹۱ نشان می‌دهد تا سال ۸۶ همواره ‌درصد افزایش حقوق، بیش از تورم بوده است. در سال ۸۷‌، درصد افزایش حقوق و نرخ تورم برای اولین‌بار در این سال‌ها برابر شد و البته در سال‌های ۹۰ و ۹۱ نرخ تورم افزایش بیش از دوبرابر‌درصد افزایش حقوق یافت و این در حالی بود که هیچ سیاستی برای حمایت از کارگران اتخاذ نشد.اینها همه در حالی است که سرپرست وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی درباره بازبودن پرونده تعیین حداقل دستمزد سال‌جاری و اینکه چه تغییراتی قرار است در مزایای جانبی کارگران برای سال‌جاری اعمال شود؟، گفت: حداقل دستمزد تعیین‌شده برای سال‌جاری کف حمایت‌ها است و ما کارگرانی داریم که به لحاظ نوع تخصص و مهارتی که دارند بین یک تا دو‌میلیون‌تومان حقوق دریافت می‌کنند.سرپرست وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی در پاسخ به سوال دیگری درباره شکایت صورت‌گرفته از سوی برخی گروه‌های کارگری درباره تخلف در تعیین حداقل دستمزد ۴۸۷‌هزار و ۱۲۵ تومانی سال‌جاری، گفت: در رابطه با بحث شکایت، بیشتر جنبه‌های فرعی و رسانه‌ای کار دنبال می‌شود، چون در صورتی شکایت قابل طرح است که ما فرآیند تعیین دستمزد را به صورت قانونی انجام نداده باشیم، ما در این بخش هر چیز که عین قانون بوده را اجرا کردیم.عباسی، تاکید کرد: با اینکه کار تعیین حداقل دستمزد امسال، انجام شده باز هم در اینجا قانون باید برای ما مشخص کند و چیزی نیست که از جای دیگری آمده باشد. دیوان عدالت اداری در صورتی کار را بررسی می‌کند که نرخی تعیین‌ شده باشد و آن نرخ پرداخت نشود و خلاف آن صورت گیرد، نه اینکه نرخ تعیین و ابلاغ شده، هر سال نیز همین‌گونه بوده و حال به اینصورت درآمده باشد. ما باید راه‌های دیگری را برای حمایت از کارگران پیدا کنیم.سرپرست وزارت رفاه تنها به ذکر یافتن راه‌هایی دیگر برای حمایت از کارگران بسنده کرده است و‌عده‌ای که مشخص نیست کی، چگونه و با کدام اعتبارات تامین می‌شود اما هرچه هست این وعده‌ها برای ‌هزارها کارگر بیکار شده و خانواده‌هایشان و دیگر کارگران نان نمی‌شود و باید دید دیوانعالی عدالت اداری در بررسی شکایت کارگران چه حکمی صادر می‌کند و آیا رشد ناچیز حقوق کارگران بالاخره به پای تورم می‌رسد؟

کارگران از زندگی زیر خط فقر به ستوه آمده اند/ شش هفتم از حقوق خود را طلبکارند


چکیده :پروین محمدی کارگر بازنشسته کارخانه صنایع فلزی شماره دو که پیش از بازنشستگی سابقه بیش از ده سال فعالیت به نمایندگی از کارگران این کارخانه را داشته است، از تیر ماه 90 به عضویت و منصبِ نائب ریاستِ هیأت مدیره اتحادیهِ آزادِ کارگرانِ ایران انتخاب شده است....

بهنام ابراهیم زاده از فعالان سرشناس کارگری است. در کارنامه او عضویت در کمیته پیگیری برای ایجاد تشکل آزاد کارگری و عضویت جمعیت دفاع از کودکان کار و خیابان دیده می شود. ابراهیم زاده در خرداد ماه سال ۱۳۸۹ توسط ماموران امنیتی بازداشت و به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد. وی اخیرا پس از پیگیری های فراوان برای اولین بار به مرخصی آمده تا درکنار فرزند بیمارش بماند.
این فعال کارگری پیش از آخرین بازداشت خود در مراسم بزرگداشت روز جهانی کارگر٬ اول ماه مه در پارک لاله تهران، به همراه دهها فعال کارگری دیگر دستگیر و روانه زندان شده بود.
جرم ابراهیم زاده دفاع از حقوق صدها هزار کودکی است که بواسطه اعمال فقر تحمیلی حاکمان به جامعه٬ آواره خیابان شده و مشغول به کارهای سخت شده اند، است.
به همین مناسبت جرس در آستانه روز جهانی کارگر با این فعال دفاع از حقوق کودکان کار به گفت و گو پرداخت، تا ناگفته های او در خصوص مشکلات جامعه کارگری و وضعیت کودکان کار را بشنویم.
دستمزد تعیین شده مغایر با قانون است
وقتی بعد از چند سال از پشت میله های زندان بیرون آمدم، دیدم وضعیت کارگران از قبل بسیار اسف بارتر شده است. دستمزدهای تعیین شده چندین برابر زیر خط صفر است و جامعه کارگری در تنگنا و تحت فشار است. به دلیل شرایط کشور و عدم ثبات اقتصادی قیمت کالاهای اساسی و مواد غذایی لحظه به لحظه تغییر می کند و با این گرانی های افسارگسیخته تنها دستمزد کارگران است که ثابت است. متاسفانه همین دستمزد کم هم ماهها داده نمی شود. ما انتظار داشتیم حداقل دستمزدها را با توجه به شرایط جامعه و متناسب با تورم و گرانی تعیین کنند اما متاسفانه حداقل دستمزدی که برای امسال تعیین شده است مغایر با ماده ۴۱قانون کار است و تناسبی با تورم موجود ندارد.
شورای عالی کار هیچ مرجعیتی ندارد
سال گذشته سی هزار کارگر با امضاء طوماری خواستار افزایش دستمزدها شدند. این یک حرکت سازمان یافته مدنی بود که نشان می داد کارگران از زندگی زیر خط فقر به ستوه آمده اند و خواهان یک زندگی شرافتمندانه و انسانی هستند و با تمام ابزارهایی که در دست دارند از زندگی و معیشتشان دفاع می کنند. اما باز دیدیم بی توجه به مسائل کارگران چنین دستمزد شرم آوری تعیین شد. کارگران به خود شورای عالی کار اعتراض دارند. شورای عالی کار یک شورای ترکیبی است که تصمیم نماینده کارگران در آن عملا تاثیری ندارد و نمایندگان دولت و کارفرما نتیجه قطعی را اعلام می کنند. خب با این اوصاف این شورا از نظر کارگران هیچ مرجعیتی ندارد.
همچنین باید به کشمکشها وتنشهای درونی بعضی از تشکلهای کارگری فارع از مسایل و مشکلات کارگری وانحصار گرای درمیان بعضی از تشکلهای کارگری اشاره کنم و به نظر من بعضی از این تشکلها در راستای خانه کارگری وابسته به دولت عمل می کنند و دغدغه آنها مسائل کارگری نیست.
در برخی از اظهارات نمایندگان رسمی کارگری می شنویم که تنها راه اعتراض به دستمزدها را شکایت به دیوان عدالت اداری می دانند و بر اعتراض از طریق قانون تاکید می کنند. اما مگر اعتصاب و اعتراض در قوانین ما نیامده است؟ در خوش بینانه ترین حالت اگر به این شکایت رسیدگی شود و این پیگیری های حقوقی نتیجه دهد، روند طولانی مراحل دادرسی در دیوان عدالت چندین ماه طول می کشد. بدین ترتیب کارگران باید از راههای قانونی دیگر از جمله اعتصاب و تجمع اعتراضی که در مواد ۱۴۲ و ۱۴۳ قانون کار هم بر آن تاکید شده است استفاده کنند تا با ابطال مصوبه مزدی شورای عالی کار این بار و هر چه سریعتر بر اساس ماده ۴۱ قانون کار دستمزدی عادلانه را تعیین کنند.
کودکان کار در تلاطم جامعه ای بی رحم
کودکان کار و مشکلات این پدیده دردناک، زنگ خطری برای جامعه است که باید مورد توجه مسئولین قرار گیرد. این کودکان قربانیان جامعه ای هستند که با مرگ و زندگی دست و پنجه نرم می کنند. مسئولین اگر از ماشین های مدل بالای خود پایین بیایند و فقط یکساعت در خیابانها بگردند کودکان کم سن و سالی را می بینند که یا در حال دست فروشی هستند یا در میان زباله ها بدنبال روزی خود می گردند.
فاجعه اصلی افزایش هر ساله کودکان کار است و جمع آوری این کودکان از سطح شهر چاره کار نیست. ما فعالین کودکان خواهان رعایت قوانین مربوط به کودکان کار و حمایت آنها در تمامی زمینه ها هستیم. منع کودکان از کارهای دشوار، تامین محیط مناسب کار، تامین سلامت و بهداشت آنها و هزاران مسائل پنهان دیگر که باید شناسایی و ریشه یابی شود. مسئله دیگر امکان تحصیل این کودکان است. طبق آمار رسمی در حدود سه و نیم میلیون از کودکان خارج از چرخه تحصیل هستند و این فاجعه غیرقابل جبران برای یک جامعه و نقض حقوق کودکان محسوب می شود. لزومی به تکرار نیست که فقر، منشأ ایجاد هر فسادی در جامعه است و باید هر چه سریعتر مسئولین چاره ای بیاندیشند و به حل این معضل اجتماعی همت کنند.
لزوم یک حرکت جمعی علیه نابرابری ها
افزایش دستمزدها، فقط درخواست قشر کارگری جامعه نیست بلکه با توجه به افزایش افسارگسیخته قیمت ها مشکل دیگر اقشار جامعه می شود. بخاطر همین باید در سطحی سراسری پیگیری و رسیدگی شود. امیدوارم جامعه کارگری بهمراه دیگر اقشار با اتحاد و همبستگی علیه این فقر، فلاکت، تبعیض و نابرابری مبارزه کنند و اعتراض خود را نسبت به دستمزدهای شرم آور فریاد بزنند. با طومارها و امضاء های دست جمعی خود می توانند جلوی این حرکت های ضد کارگری و ضد مردمی را بگیرند. تمامی اختلافات فکری که در گروههای مختلف جامعه است کنار گذاشته شود و برای ایرانی آزاد و آباد تلاش کنیم.
آرمان من آزادی و برابری است. آرمان من رفاه و شادی برای همه کودکان است. با تمام فشارهایی که بر من وارد شده و هزینه هایی که داده و الان هم در حال پرداختن هستم اما یک لحظه از دفاع حقوق کارگران و زنان و کودکان دست بر نخواهم برداشت. البته آرزوی همین امروزم نجات جان فرزند دلبندم نیماست. اما من هنوز یک کارگر زندانی ام که به او مرخصی داده شده است و مرخصی اش را چند روز چند روز تمدید می کنند تا فراموش نکند که هر آن به سراغش خواهند آمد و دوباره به خاطر مبارزاتش برای ازادی و دفاع از انسانیت به بندش خواهند کشید. ولی امروز از همه شما انسانهای آزادیخواه در ایران و در سراسر جهان می خواهم که همچنان من و خانواده ام و نیمای من را در حلقه حمایت و پشتیبانی خود قرار دهید و خواهان آزادی بدون قید و شرط من از زندان شوید. نیمای من به پدرش نیاز دارد من باید آزاد و در کنار او باشم. البته این را هم بگویم که من خود را در درد و نگرانی خانواده های بسیاری که عزیزانشان در زندانند شریک میدانم. نگران وضع همکارم محمد جراحی هستم که بیماری سرطان جان او را به خطر انداخته است. و خواهان آزادی فوری او و دیگر همکاران دربندم شاهرخ زمانی، پدرام نصراللهی، غالب حسینی و همه کارگرانی هستم که در همین ماه اخیر دستگیر شده اند. جای ما کارگران و ما انسانهای آزادیخواه زندان نیست. من خواستار آزادی همه کارگران زندانی و زندانیان سیاسی از زندان هستم.
چشم انداز آینده ایران را روشن می بینم و امیدوارم با همبستگی تمام اقشار جامعه ایران را از این وضعیت بحرانی نجات دهیم. و امیدوارم در روز جهانی کارگر، کارگران با همبستگی با تمام طیف های دیگر جامعه از دانشجویان و زنان گرفته تا دیگر فعالین سیاسی، مدنی و فرهنگی به مبارزه ادامه دهند. مراسم روز کارگر را هر چه باشکوه تر در تمامی نقاط کشور برگزار و گرامی بدارند.
کارشناسان مسائل کارگری؛ دستمزدها کمتر شده است /گفتگو با حسن صادقی
در اسفند سال گذشته شورای عالی کار حداقل دستمزد سال ۹۲، را مبلغ ۴۸۷ هزار و ۱۲۵ تومان اعلام کرد که بیانگر افزایشی به میزان ۲۵ درصد نسبت به مزد حداقل در سال ۹۱ است. در حقیقت این افزایش ۲۵ درصدی نشان دهنده کاهش مزد حقیقی و قدرت خرید کارگران به میزان حداقل شش درصد است.
در فروردین ماه سال جاری دادخواست کانون هماهنگی شوراهای اسلامی کار استان تهران با موضوع تقاضای ابطال بخشنامه دستمزدهای سال ۹۲ شورای عالی کار به هیات عمومی دیوان عدالت اداری ارجاع شد.
یکی از موضوعات مهم مورد اشاره فعالان کارگری و تشکل‌های صنفی، تعیین دستمزد برمبنای ماده ۴۱ قانون کار و انطباق آن با نرخ تورم سالانه اعلام شده از سوی بانک مرکزی و همچنین توجه به سبد هزینه معیشت خانوارها مبتنی بر دوازده قلم کالای اساسی است.
حسن صادقی، رئیس اتحادیه پیشکسوتان جامعه کارگری و معاون دبیر کل خانه کارگر در امور شهرستان‌ها، پروین محمدی، عضو اتحادیهِ آزادِ کارگرانِ ایران و غلامرضا خادمی زاده، رییس کانون عالی انجمن‌های صنفی کارگران ایران در گفت و گو با “جرس” چالش های پیش روی جامعه کارگری را تشریح می کنند:
حسن صادقی: برای وصول حقوق کارگران از تمامی ابزارهای قانونی موجود استفاده می کنیم
ما مصوبه شورای عالی کار را خلاف ماده ۴۱ قانون کار می دانیم چرا که بانک مرکزی رقم تورم را بر اساس استعلام وزارت کار از آن ۳۱٫۷ اعلام کرد. بدین ترتیب شورای عالی کار نه اصل ماده ۴۱ را مدنظر قرار داد و نه بند دو آن را که اشاره به معیشت چهار نفر از اعضای یک خانوار داشت. اعتراض اصلی ما هم در همین زمینه بود که روح ماده ۴۱ در رابطه با افزایش اعمال نشده و عملا ۶٫۷ قدرت خرید کارگران را کاهش دادند. به عبارت دیگر ۶٫۷ مزد دستمزد کارگران را افزایش ندادند و ۶٫۷ از آن مبلغی هم که باید تعیین شود کمتر است.
نمایندگان گروه کارگری مشغول مذاکره هستند تا بتوانند هزینه های جانبی را به نوعی با افزایش حق مسکن و حق بن کارگری و حق اولاد پوشش و پر کنند. اما چنانچه این اتفاق نیافتد، قطعا تنها راهی که می تواند ما را در مسیر رسیدن به حقوق قانونی کارگران کمک کند شکایت به دیوان عدالت اداری است، ولو اینکه زمان بر باشد. همانگونه که در سال ۱۳۸۷ زمانیکه دولت مزد کارکنان خود را افزایش داد، عده ای به دیوان عدالت اداری شکایت کردند و دیوان با استناد به برنامه چهارم توسعه سیاسی و اقتصادی جمهوری اسلامی دولت را محکوم کرد. به این علت که دولت در آن سال که تورم ۱۰٫۴ بوده است، شش درصد اعلام کرده است. لذا دیوان جایگاهی است که می تواند مرجع پناهگاه و دادخواهی باشد و امیدواریم پاسخ مثبت را از آن بگیریم.

البته اعتراضات مطبوعاتی و مخالفت های خود را با این نگرش در رابطه با مزد دنبال خواهیم کرد و همچنان بدنبال احقاق حقوق کارگران حرکت خواهیم کرد. امری که باید مدنظر دوستان ما در شورای عالی کار و بخش کارگری واقع شود این است که وقتی زیر بار تورم دولت هستیم، همواره خود را طلبکار بدانیم. در حقیقت ما امسال ۶٫۷ طلبکار هستیم و حقوق کارگران را افزایش نداده اند و عملا حقوق ما کاهش یافته است.
در بخش بازنشستگی هم ما دچار این مشکل هستیم. بدین معنا که مستمری بازنشستگان و از کارافتادگان سازمان تامین اجتماعی برخلاف مواد ۹۶ و ۱۱۱ قانون تامین اجتماعی تعیین شده است. با توجه به اینکه دولت متحمل هیچگونه فشار بودجه ای در رابطه با پرداخت حقوق بازنشستگان نیست. با این حال تامین اجتماعی هم به ما اجحاف کرده است و در واقع به دو میلیون هفتاد هزار خانوار اجحاف کرده و ۶٫۷ حقوق آنها را پرداخت نکرده و مستمری بازنشستگان را بدون توجه به تورم ۳۱ درصدی اعلام شده از سوی بانک مرکزی تعیین کرده است. لذا برای وصول حقوق اکتسابی کارگران بازنشسته از تمامی ابزارهای قانونی موجود از جمله بردن شکایت به دیوان عدالت اداری استفاده خواهیم کرد.
کاهش قدرت خرید کارگران
مطابق با یک تحقیق میدانی که انجام داده ایم، در اواخر آبان ماه سال گذشته دو سبد را تعریف کردیم. یک سبد حداکثری که همه نوع کالا یعنی ۳۹۵ قلم کالا در آن است و یک سبد حداقلی که خانوار کارگری بطور روزمره با آن مواجه است یعنی هفده قلم کالای ضروری که روزانه پاسخگوی نیاز خانوار کارگری و تامین کننده هر نفر ۲۵۰۰ کالری است. در اواخر آبان ماه در سبد حداکثری شاهد کاهش ۴۶/۷ درصد قدرت خرید کارگران بودیم. در سبد حداقلی ۱۲۰ درصد شاهد رشد تورم بودیم. آنچه که امسال بر اساس تورم نقطه ای اعلام شده در سبد فراوانی بوده که بانک مرکزی اعلام کرده است. به نظر من اگر سبد فراوانی را مبنا قرار دهیم قدرت خرید ما در حدود ۴۶/۷ درصد کاهش پیدا کرده است. برای مثال در سال ۱۳۸۴ با حداقل حقوق در ماه دو عدد سکه می توانستیم خریداری کنیم، اما امسال با حداقل سه ماه حقوق می توانیم یک سکه بخریم. به هر حال آنچه قطعی است اینکه قدرت خرید کارگر به شدت کاهش پیدا کرده و از توان اقتصادی لازم برخوردار نیست.
لزوم افزایش کمک های غیرنقدی
این مسئله را هم اشاره کنم که متاسفانه در بخش صنعت و حتی بخش تولید با مشکلات زیادی مواجه هستیم و لذا هر دو طرف در زیان هستند. دولت می بایست در این بحث وارد می شد و با کمک های غیرنقدی این چالش و از دست دادن قدرت خرید را حفظ می کرد. مثلا در گذشته بن کارگری استفاده می شد، به علت اینکه بن کارگری با یارانه پرداخت می شد و بخش اعظمی از سبد کالای نیروی کار را پاسخ می داد. در حالیکه الان دولت این را نمی دهد و عملا چیزی بنام نقدی آن هم کارفرما می دهد و دولت خودش را از موضوع حمایت های غیرنقدی با عنوان بن کارگری و بن بازنشستگی کنار کشیده است. دقیقا از دوره اول دولت آقای احمدی نژاد، دولت خودش را کنار کشیده و به همین علت نیروی کار، کمک معیشتی را که در قالب بن بود را دیگر دریافت نمی کند. به عبارت دیگر سفره کالاهای اساسی طبقه کارگری کمرنگ شده است.
در زمینه احتمال افزایش نان هم قطعا دولت به موازت افزایش قیمت نان تغییر در یارانه را مد نظر قرار خواهد داد. در اینصورت مشکلی بوجود نخواهد آمد هر چند مشکل در کالاهای اساسی همچنان بر قوت خود باقی خواهد ماند. اما اگر چنانچه در صورت افزایش قیمت نان، تغییراتی در یارانه ها صورت نگیرد قطعا نیروی کار توان خوردن نان را هم از دست دهد و دچار سوء تغذیه می شود، زیرا نان در سبد حداقلی خانوار کارگری حرف اول را می زند و بعید می دانم دولت این موضوع را مد نظر قرار نگیرد.
پروین محمدی: دستمزد تعیین شده با مخرج زندگی همخوانی ندارد
پروین محمدی کارگر بازنشسته کارخانه صنایع فلزی شماره دو که پیش از بازنشستگی سابقه بیش از ده سال فعالیت به نمایندگی از کارگران این کارخانه را داشته است، از تیر ماه ۹۰ به عضویت و منصبِ نائب ریاستِ هیأت مدیره اتحادیهِ آزادِ کارگرانِ ایران انتخاب شده است.
به گفته این کارگر مستقل کارگری، مخارج زندگی با حداقل دستمزد تعیین شده توسط شورای عالی کار همخوانی ندارد. حتی مزد کمتر از این می خواستند تصویب کنند اما با فشارهایی که در سال گذشته از جمله طومار سی هزار امضاء صورت گرفت همین دستمزد تعیین شد.
گفتنی است، در سال ۹۱ سی هزار کارگر با امضا طورمارهایی جداگانه در اعتراض به پایین بودن دستمزد‌ها از وزارت کار و شورای عالی کار خواستار بازنگری در مصوبه وقت شورای عالی کار شدند. مطالباتی که با بی اعتنایی مسئولان رو برو شد و شورای عالی کار بدون توجه به ماده ۴۱ قانون کارحداقل دستمزد سال ۹۲ را تعیین کرد. این در حالی است که سه نماینده از جمعیت کارگری، کارفرمایی و دولت در شورای عالی کار حضور دارند اما کارگران تاکنون نتوانسته‌اند میزان حقوق سال آتی را بر حسب تورم و حداقل هزینه‌های زندگی تعیین کنند.
هماهنگ کنندگان طومار اعتراضی سی هزار نفره کارگران با اعلام انزجار از حداقل مزدی که در شورایعالی کار به تصویب رسیده است ، تعیین حداقل مزد ۴۸۶ هزار تومانی را توهینی آشکار و غیر قابل گذشت به حرمت انسانی کارگران دانسته اند و اعتراضات و پیگیریهای را برای افزایش حداقل مزد بر اساس اجرای بی کم و کاست ماده ۴۱ قانون کار با توانمندی هر چه بیشتری ادامه خواهند داد تا تجدید نظری اساسی و فوری صورت گیرد.
غلامرضا خادمی زاده: دولت از تعهدی که دارد شانه خالی می کند
در گذشته شورای عالی کار بر اساس ماده۴۱ قانون کار تعیین دستمزد می کرد اما متاسفانه در چند سال اخیر بیشترین مبنای عمل را در نظریه‌پردازی و چانه زنی گذاشته‌ایم تا اجرای قانون. کانون عالی انجمن های صنفی کارگران ایران که بعنوان مشاور در شورای عالی کار حضور دارند بارها مخالفت خود را به این رویه اعلام کردند زیرا صراحت قانون باید اجرا می شد. با وجود این چانه زنی ها بیش از صراحت قانون جایگزین شده و در برخی از موارد اعمال نظر دولت بر نظر نمایندگان کارفرما و کارگران بیشتر بوده است.
امسال با توجه به مسائلی که پیش آمد بالاترین رشد دستمزد نسبت به سالهای گذشته را شاهد بودیم و به عبارتی افزایش دستمزد بیست و پنج درصدی امسال بی نظیر بوده است. اما این افزایش کافی نیست چراکه تورم بیش از اینها هست و قدرت خرید کارگران بسیار پایین است. حتی اگر افزایش ۳۱ درصدی هم پیدا می کرد یعنی هفده و هیجده هزار تومان نسبت به بیست و پنج درصد بیشتر اضافه می شد باز از بار مشکلات مالی کارگران بطور کامل بر داشته نمی شد. با اینحال ما اعتراض خود را مطرح و به دیوان عدالت اداری داده و تقاضای تجدید نظر کردیم. انتظار ما این است که دولت هم سهم خود را در این قضیه بپردازد و تنها کارفرما و کارگر نیست که باید این مشکلات را تحمل کند.
توافق نامه ها باید با اجماع به امضاء برسد
متاسفانه در سالهای اخیر بخصوص در این هشت سال، دولت از مسئولیتی که در قبال واگذاری کارت اعتباری، سهام عدالت و ‌بن کارگر بر عهده دارد شانه خالی می کند و تعهدی که به گردنش است را انجام نمی دهد. اگر دولت ضمانت اجرای مولفه های اثرگذار در زندگی کارگران را که شامل حفظ امنیت شغلی، واگذاری کارت اعتباری، سهام عدالت، ‌بن کارگری به کارگران بدهد قطعا مشکلات حل خواهد شد. یکی از این موارد این است که اگر مفاد ماده ۴۱ قانون کار را در تعیین دستمزد بطور دقیق اجرا نشود پارامترهای اصلی ابتر می ماند.
این نکته هم اشاره کنم که ترکیب شورای عالی کار زیاد مهم نیست بلکه مسئله اتفاق ناگواری بود که چند سال گذشته افتاد. پیش از این در زمینه تعیین دستمزد باید اجماع حاصل می شد و اگر یکی از طرفین شرکای اجتماعی یعنی دولت، کارفرما و کارگر از امضا آن توافقی که در شورای عالی کار صورت گرفته خودداری می کردند تصمیمات شورای عالی کار منتفی می شد. اما با توجه به اعتراضات نمایندگان کارگری طی سالهای گذشته آیین نامه این بحث تغییر کرد و از اجماع به اکثریت تغییر یافت. در این شرایط اعتراض یکی از شرکای اجتماعی دیگر جایگاهی ندارد بخصوص که دولت بعنوان کارفرمای بزرگ نظرش با کارفرمایان همخوانی دارد. مشکلاتی هم که برای کارفرمایان بوجود می آید اکثرا توسط سیاست های خود دولت ایجاد می شود. بدین ترتیب دولت و کارفرما بیشتر با همسو هستند و در این میان کارگران هستند که مورد اجحاف قرار می گیرند. ضمن اینکه ترکیب شورای عالی کار با توجه به اینکه اکثریت از دولت هستند ترکیب عادلانه ای نیست. بایستی ساختار به سمت و سویی بازگردد که با اجماع توافق نامه ها به امضاء برسد.
سوء استفاده از عدم آگاهی کارگران از قوانین
یکی از مسائل دیگر این است که افراد جامعه فکر می کنند این تعیین دستمزد است درصورتیکه تعیین “حداقل” دستمزد است. متاسفانه از همین بی اطلاعی هم سوء استفاده می شود. برای مثال کارگری که ده سال در یک کارگاه کار کرده با همان حداقل تعیین شده دستمزد به او مزدش را می پردازند و پایه و گروه برایش لحاظ نمی شود. وقتی هم که مراجعه می کنیم که چقدر دستمزد پرداخت می شود کارفرما با قدرت اعلام می کند ما دستمزد تعیین شده وزارت کار را می دهیم. درصورتیکه وزارت کار تعیین “حداقل” دستمزد را کرده است و بدین ترتیب پارامترهای سوابق کار از جمله حق اولاد و حق مسکن را در پرداخت دستمزد لحاظ نمی کنند.
از مولفه های دیگر مسئله عرضه و تقاضای کار است. در شرایط کنونی کشور به جرات می توانم بگوییم بالای پنجاه درصد کرگران بویژه زنان کارگر که منشی و فروشنده هستند حداقل دستمزد تعیین شده را می گیرند. این در حالی است که یکی از وظایف اصلی بازرسی وزارت کار رسیدگی و نظارت به این مسئله است اما در این مورد کوتاهی صورت می گیرد. بدین ترتیب این مولفه های اثرگذار به علت عدم همکاری دولت و عدم همکاری بمعنای واقعی سه جانبه گرایی اجرا نمی شود و این باعث می شود کارگران به علت عدم اطلاع از قوانین و حقوق خود با مشکلات بسیار زیادی روبرو شوند.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱, یکشنبه

تحصن کارکنان وزارت کشور و جلوگیری از ورود استاندار کهگیلویه به ساختمان استانداری



خبرگزاری هرانا - جلسه کارکنان متحصن استانداری کهگیلویه و بویراحمد و فرمانداری بویراحمد با استاندار برگزار و بدون نتیجه‌ای مشخص پایان یافت.
بنا به گزارش سایت استان، یک منبع آگاه در این زمینه گفت: تحصن کارکنان وزارت کشور (استانداری و فرمانداری) از ساعت ۷ صبح و جلوی در ورودی استانداری شکل گرفته بود و به مدت یک ساعت نیز از ورود استاندار به محل کارش جلوگیری شده بود؛ اما با وساطت فرمانده نیروی انتظامی استان این تجمع در محل نمازخانه استانداری و تا ساعت ۱۱ ظهر ادامه پیدا کرد.
بنا به این گزارش؛ با توافق صورت گرفته، چند نفر به نمایندگی از کارکنان متحصن و وساطت آقای سردار عادلی در دفتر استاندار با وی جلسه‌ای برگزار کردند که موارد مورد اعتراض به این شرح بود که با استاندار مطرح شد:
۱ – عدم پرداخت مطالبات کارکنان و پیگیری تا حصول نتیجه
۲- عدم پیگیری مطالبات عمرانی استان
۳- برخورد نامناسب شخص استاندار با کارکنان زیر مجموعه
۴- بی‌توجهی به مسایل رفاهی و مشکلات کارکنان و ایجاد محدودیتهای بی‌دلیل برای آن‌ها
۵- ضعف مدیریتی استاندار و نارضایتی از شیوه مدیریتی وی
در پایان نیز جلسه بدون نتیجه‌ای خاص به اتمام رسید.
این منبع همچین گفت: این تجمع به هیچ وجه سیاسی نیست و کارکنان متحصن یادآوری کردند که اگر این روند ادامه پیدا کند و خواسته‌های آنان نیز نادیده گرفته شود در آینده این گونه تجمع‌ها تکرار خواهد شد.

۱۳۹۲ فروردین ۵, دوشنبه

دبیر خانه کارگر ایلام: کارگران دولتی؛ محروم از مزایا و مشمول معایب کارمندی


چکیده :این فعال کارگری با انتقاد از گستردگی معضل بیکاری در استان ایلام، گفت: با وجودی که فعالان کارگری و نمایندگان مردم در مجلس و همچنین بسیاری از کارفرمایان از وضعیت به وجود آمده اعلام نارضایتی و از دولت درخواست رسیدگی کرده‌اند، اما متاسفانه هیچ گوش شنوایی وجود ندارد ...

عیدی بسیاری از کارگران ایلامی مشمول قانون کار که در دستگاهای دولتی مشغول به کارند مانند کارمندان دولت محاسبه و پرداخت شده است.
علی غیاثی، دبیر خانه کارگر ایلام، با تاکید بر اینکه شیوه محاسبه حق عیدی این کارگران غیر قانونی است، به ایلنا گفت: تعداد زیادی از کارگران مشمول قانون کار شاغل در برخی ارگان‌های دولتی همچون اداره آب و فاضلاب، اداره برق، شهرداری ایلام و شرکت گاز در پرداخت عیدی حداقل دوبرابر دستمزد کارگران همانند سالهای گذشته کوتاهی کرده‌اند و عیدی آنان را به شیوه کارمندان محاسبه کرده‌اند، این در حالی است که کارگران دولتی از «مزایای کارمندی» بی‌بهره‌اند.
او افزود: عیدی این کارگران در سال ۹۱ همانند کارمندان دولت به مبلغ ۴۰۲ هزار ۵۰۰ تومان به حسابشان واریز شده است.
غیاثی در بخش دیگری از این گفتگو در خصوص وضعیت واحد‌های تولیدی این استان در سال گذشته اظهار کرد: ۸۰ درصد واحد‌های تولیدی در استان ایلام به سبب بحرانهای مالی و عدم همکاری بانک‌ها عامل تعطیل شده‌اند و تعداد زیادی از نیروی کار شاغل در این واحد‌ها نیز هم اکنون بیکارند.
این فعال کارگری با انتقاد از گستردگی معضل بیکاری در استان ایلام، گفت: با وجودی که فعالان کارگری و نمایندگان مردم در مجلس و همچنین بسیاری از کارفرمایان از وضعیت به وجود آمده اعلام نارضایتی و از دولت درخواست رسیدگی کرده‌اند، اما متاسفانه هیچ گوش شنوایی وجود ندارد.

۱۳۹۲ فروردین ۴, یکشنبه

یک سال با اقتصاد مقاومتی/ سالی پر از تورم، رکود و بیکاری


چکیده :گرانی، تورم، رکورد و بیکاری؛ اینها خلاصه اقتصاد ایران در سال 91 است، سالی که با نگرانی آغاز شد، با بحران ادامه یافت و در مسیر آنچه اقتصاد مقاومتی نام گرفت، به نقطه ای رسید که حالا قرار است در میان نارضایتی ها و ناامیدی های ایرانیان، به حماسه ای مبهم و لاجرم موهوم در عرصه اقتصادی برسد. باید منتظر ماند و دید آیا در ماههای آینده در دو عرصه انتخابات ریاست جمهوری و مذاکرات هسته ای، گشایشی به نفع اقتصاد در حال احتضار کشور به وقوع خواهد پیوست یا خیر....

کلمه – گروه اقتصادی: گرانی، تورم، رکورد و بیکاری؛ اینها خلاصه اقتصاد ایران در سال ۹۱ است، سالی که با نگرانی آغاز شد، با بحران ادامه یافت و در مسیر آنچه اقتصاد مقاومتی نام گرفت، به نقطه ای رسید که حالا قرار است در میان نارضایتی ها و ناامیدی های ایرانیان، به حماسه ای مبهم و لاجرم موهوم در عرصه اقتصادی برسد.
«سقوط» را باید واقعیت سخت و غیرقابل انکار این روزهای اقتصاد ایران خواند که درست در سالی به این نقطه رسید که به نام حمایت از تولید و کار و سرمایه ملی نامگذاری شده بود و حالا در میان بحران های پیاپی و بی وقفه، سخن از استخراج حماسه ای از درون این روزگار پر آشوب می رود.
اقتصاد ایران که در سال ۹۱ در پی “سیاست های ساده اندیشانه غیرعلمی و با ژست عدالت طلبانه” به کما رفت، حال بیماری را دارد که براساس پیش بینی کارشناسان، حداقل در کوتاه مدت امیدی به بهبود آن نیست. با این اوصاف اگر قرار باشد به سیاق نامگذاری سال گذشته که در سایه حمایت رهبری از تولید و کار، کل اقتصاد تولیدی و بخش اشتغال به محاق رفت، حالا در سال ۹۲ اقتصادمان حماسه ساز شود، به واقع باید نگران بود.
در مورد وضعیت اقتصاد کشور در سال گذشته، همین اشاره به اعتراف مدیرعامل بانک مرکزی بس، که گفته است: اقتصاد ایران در سال ۹۱ یکی از «دشوار‌ترین مقاطع تاریخ» خود را پشت سر گذاشته است؛ محمود بهمنی همان رییسی است که پیش از آن هم وضعیت اقتصادی را به «شعب ابی‌طالب» تعبیر کرده بود. همان وضعیتی که کارشناسی در شرح آن می گوید «به یک سیاهچاله تبدیل شده است که یا در خودش فرو خواهد رفت یا همه چیز را در خود می کشد و نابود می کند.»
با تکیه بر شعار حماسه اقتصادی سال ۹۲ از سوی آیت الله خامنه ای، اگر بخواهیم وضعیت امروز بخش های مختلف این حوزه را مورد ارزیابی دهیم، سیاست های اقتصادی سال ۹۱ و نتایج حاصل از آن چیزی کم از حماسه نداشته است.
حماسه معیشتی
سال ۹۱ با نگرانی و اضطراب از موج گرانی های سال قبل آغاز شد، رشد بی سابقه گرانی و تورم قدرت خرید مردم به حداقل ممکن رسید و به تبع آن سفره های معیشتی مردم نیز کوچک و کوچک تر شد. نگرانی که در مقاطع مختلف سال گذشته روند صعودی را رها نکرد و کالاهای مختلف را نشانه رفت و معیشت خانوارها را با بی سابقه ترین مشکلات مواجه ساخت.
شتاب روند تورم قیمت‌ها در سال گذشته در حالی بود که مرور اخبار اقتصادی حاکی از رکود در اکثر بخش های مفید همراه با گسترش بیکاری و بروز کمبودهای قابل توجه از جمله در زمینه کالاهای اساسی است.
نگاهی به آمارهای بانک مرکزی نشان می‌دهد قیمت کالاهای مصرفی از هفته اول مرداد ۱۳۸۴ تا هفته آخر مهر ۱۳۹۱ حدودا ۴ برابر شده است. از سوی دیگر در کمتر از ۸ سال تورم ۲۸۱ درصد رشد داشته است. بر اساس همین گزارش از متوسط قیمت خرده‌فروشی مواد خوراکی در سطح تهران، قیمت تمامی مواد خوراکی پرمصرف خانوارها در دوره هفت ساله دولت احمدی‌نژاد به شدت افزایش یافته و به طور میانگین ۴ برابر شده است.
هر خانوار شهری در سال ۸۹ حدود ۷۵۲ هزار تومان تفاوت دخل و خرج داشته که این رقم در سال ۹۰ به حدود ۲۴۱ هزار تومان رسیده است. رقم کسری بودجه برای خانوارهای روستایی در سال ۸۹، حدود ۹۱۴ هزار تومان بود که یک سال بعد به حدود ۴۲۴ هزار تومان رسید. از سوی دیگر هزینه خوراکی خانوار شهری ۲۱/۲۵ درصد افزایش داشته و سهم هزینه خوراکی از هزینه کل ۶۸/۲۴ بوده است. به این ترتیب سهم مخارج خوراکی خانوار از هزینه کل افزایش چشمگیری داشته و برای خانوار روستایی حدود ۴۰ درصد و برای خانوار شهری حدود ۲۵ درصد بوده است.
این وضعیت با جنجال گسترده و بدون برنامه های کارآمد در جهت مقاصد سیاسی و جناحی بود که نقطه نهایی آن در اسفندماه افزایش نقدینگی، پیامدهایی مانند تورم بالای ۳۰ درصد را برای کشور رقم زد و حاصل آن غوطه ور شدن طبقات مختلف جامعه از حقوق بگیر و کارمند و فرهنگی و کارگران و .. در فقر گسترده شد. کاهش نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، کاهش فاصله دهک های درآمدی و توزیع عادلانه درآمد، کاهش فقر و محرومیت و کوچک شدن سفره خانوارها نتیجه ای بود که با شعار عدالت اجتماعی حاصل شد.
اگر بخواهیم وضعیت معیشتی مردم را با نگاهی به نقدینگی نیز محاسبه کنیم حاصل آن باز آمار وحشتناکی است. مطابق گزارشها در آغاز دولت احمدی نژاد میزان نقدینگی موجود کمتر از ۷۰ هزار میلیارد تومان بود که با رسیدن به روزهای پایانی سال از سطح ۴۵۰ هزار میلیاردتومان نیز عبور کرد و نتیجه اش کاهش قدرت خرید مردم شد. در شرایطی که رشد اقتصادی کشور پایین و نزدیک به صفر اعلام شده و نقدینگی با نرخ هایی بالای ۲۰ درصد افزایش می یابد، عمده این افزایش پول در گردش، اثر خود را بر افزایش قیمت ها و تورم آینده نشان خواهد داد. نقدینگی ای که برنامه هایی نظیر پرداخت یارانه نقدی را هم که به ظاهر با هدف گسترش عدالت اقتصادی اعلام شد، بی اثر و حتی زیان بار جلوه کرد.
حماسه فلاکت، تورم و بیکاری
شاخص فلاکت، به‌عنوان صرفاً یک مثال قابل اتکا از نظر آمارهای رسمی منتشره که در سال ۱۳۷۹ و ۱۳۸۴ به ترتیب ۲۸/۶ و ۲۴/۲ بود، در سال ۱۳۹۱ و تا دی ماه این سال، به حدود ۴۳ درصد، یعنی حدود دو برابر افزایش یافته است. شاخص فلاکت، از جمع دو شاخص نرخ بیکاری و نرخ تورم به دست می‌آید و نشان‌دهنده شدت فشار بر فرودست‌ترین اقشار هر جامعه است». این رقمی است که سعید لیلاز تحلیلگر اقتصادی در مقاله‌ای در دوماهنامه “چشم‌انداز ایران” به آن پرداخته است. افزایش دو برابری این شاخص قابل اهمیت در حماسه ۹۱ به چه رقمی نزدیک شود، موضوع نگران کننده ای است.
از سویی رقم تورم فعلی اقتصاد کشور نزدیک به ۲۹ درصد است. نرخی که به گفته اقتصاددانان، بعد از کشورهای بلاروس، اتیوپی و ونزوئلا در رده چهارم فهرست کشورهایی قرار می گیرد که بالاترین نرخ تورم را دارند.
نکته فاجعه آمیز آنکه در شرایط حاضر اینگونه نیست که ما یا تورم داشته باشیم یا بیکاری. بلکه هر دو با هم وجود دارد که ترکیب رکود و تورم را می‌توان با معیار فلاکت که در بالا ذکر شد، معین کرد.
نگاهی به نرخ تورم در ۱۰ ماهه سال ۹۱ رشد بی سابقه آن را نشان می دهد. به گونه ای که نرخ تورم در فروردین ۲۱.۸ اردیبهشت ۲۲.۲ خرداد ۲۲.۴ تیر ۲۲.۹ مرداد ۲۳.۵ شهریور ۲۴ مهر ۲۴.۹ آبان ۲۶.۱ آذر ۲۷.۴ دی ۲۸.۷ رسیده است.
با این حال برخی کارشناسان آمارهای بانک مرکزی در زمینه تورم را غیرواقعی و ساختگی دانسته و تورم را “فراتر از ۵۰درصد” برآورد کرده‌اند.
افزایش بیکاری نیز مشابه دیگر شاخص ها است. هر چند دولت بر اساس آمار رسمی ادعا کرد که نرخ بیکاری به حدود ۱۲ درصد کاهش یافته است، اما منابع دیگر و ازجمله برخی نمایندگان مجلس با اشاره به نرخ ۳۰ درصدی بیکاری ادعاهای دولت را نپذیرفتند.
حماسه مرغ و برنج و کوپن
نرخ کالاهای مختلف از همان ابتدای سال حاشیه ساز و نگران کننده بود. در این میان اما مرغ از همان سال ۹۰ پر حرف و حدیث بود و دولت هم مثل همیشه پر وعده و شعار برای کاهش نرخ آن ظاهر شد. وعده ای که درست تا اسفند ۹۱ محقق نشد. اوج بحران مرغ را باید مرتبط با ماه رمضان سال ۹۱ دانست که دولت در نهایت مردم را به سمت صف های طولانی مرغ کشاند و به موازات آن مساله توزیع کوپن و سهمیه بندی کالاها قوت گرفت.
پس از مرغ زمزمه نایاب شدن روغن نباتی که با گران شدن آن همراه بود، بسیاری از شهروندان را به سمت خرید بالای این محصول سوق داد. پس از آن دولت با اقدام عامدانه در دستکاری بازار و توزیع برنج و گران کردن این کالا، صف های برنج در سراسر کشور شهروندان را برای خرید برنج آلوده ارزان تر به زحمت انداخت و در حالی برنج ۱۱۰۰ تومانی را با ارز مرجع وارد کرده که آن را به قیمت ۳ هزار و ۸۵۰ تومان به مردم فروخت.
صف هایی که در نهایت با بی برنامه گی، گرانی و سوء مدیریت دولتی باعث گلایه شهروندان شد. در نیشابور با راهپیمایی اعتراضی مردم و سر دادن شعارهایی علیه دولت همراه شد. در کرج نیز منجر به فوت یک شهروند برای دریافت یک کیسه برنج گشت. دولت تا آخرین لحظات سال ۹۱ عامدانه یا غیرعامدانه یا به واسطه دست های پشت پرده یا دشمن فرضی! به هر رو موفق به سامان دادن بازار کالاهای اساسی نشد و سیستم کوپنی را هم میان چند دهک جامعه بازگرداند.
حماسه رکود و تعطیلی صنایع
در سالی که به نام تواید و کار ملی نامگذاری شد، شاهد نابودی نظام تولید، بنگاه های تولیدی، اقتصاد پرهزینه، فاقد رقابت و فاقد توجیه اقتصادی در کل کشور بودیم. تعطیلی یک به یک بسیاری از شهرک های صنعتی، واحدهای تولیدی و کارخانه های مختلف ورشکستگی‌ها و تعطیلی اجباری کارگاه‌ها و کارخانه‌ها محصول سوء مدیریت کلان کشوری و بی تدبیری ای بود که درپیش گرفته شد. مواردی که بیانگر ضعف و تخریب در بنیان های اقتصادی، افزایش بیکاری و تورم و قرار گرفتن کشور در وضعیت رکود-تورمی است.
وضعیتی که اقتصاد کشور در این بخش را به سمت کاهش اشتغال و تولید، افزایش تورم، بیکاری بی سابقه و گسترده، سوق داد.
حماسه ارزی
نوسانات نرخ ارز ارزش پول ملی را طی سال ۹۱ به بی سابقه ترین سطح رساند. آنچه در نهایت از نتایج مجلس از سوی برخی از نمایندگان حاصل شد این بود که دولت، به منظور کسب درآمد برای بودجه، عمدا نرخ ارز خارجی را افزایش داده است تا نقدینگی موجود را جمع آوری کند. با این حال از آنجا که عملیات مالی دولت هم، مانند بسیاری دیگر از موضوعات دیگر شفافیت لازم را نداشته، مسایل زیادی پشت پرده ماند.
بحران ارزی تنها به واقعه سقوط ارزش ریال در برابر ارزهای خارجی ختم نشد. تورم لجام گسیخته ای که پیشاپیش آغاز شده بود، منجر شد تا فاز جدیدی از بحران های خودساخته چند دهه اخیر کشور آغاز شود. نابسامانی بازار کالاهای مختلف و گرانی ها و فلج شدن مبادلات مختلف تجاری، عملا خرید و فروش کالا را غیرممکن کرد.
بحران ارزی در نهایت منجر به اعتراضات بازار در مهر ۱۳۹۱ شد که در ۱۲ مهر ۱۳۹۱ در بازار تهران و مناطق اطراف آن شد.
در این روز معترضان شعارهایی چون “دولت بی کفایت/ استعفا، استعفا”، “بازاری باغیرت/ حمایت، حمایت”، “سوریه رو رها کن/ فکری به حال ما کن”، “نترسید، نترسید/ ما همه با هم هستیم”، “نصر من الله و فتح قریب/ مرگ بر این دولت مردم فریب” و “توپ، تانک، فشفشه/ دلار باید نصف بشه” سر دادند. این بحران اگر چه به طرح سوال از احمدی نژاد در مجلس رسید اما با حکم حکومتی این حماسه دولتی ! جمع و جور شد و به ایجاد فضای امنیتی در کشور ختم شد. این بحران که کشور ر ا در حوزه های مختلف با مشکلات بی سابقه مواجه ساخت باعث پیشنهاد طرح تشکیل کمیته ای فرا-دولتی برای تکلیف کردن به دولت یا گرفتن مدیریت اقتصاد از دولت شد تا اقتصاد به تعادل برسد.اقدامی که نیمه کاره رها ماند.
حماسه سیاست کالا در برابر نفت
دولت احمدی نژاد با در پیش گرفتن سیاست فروش نفت به هر قیمت و به صورت عجولانه به معدود خریداران باقی مانده از جمله چین و هند و پاکستان، در عوض پول نفت به شکلی به واردات محصولاتی همچون گندم و برنج و دیگر محصولات به شکل گسترده پرداخت به گونه ای که با واردات گسترده کالا و خدمات بویژه کالاهای مصرفی و خوراکی، اقتصاد کشور زیر سلطه کالاهای وارداتی قرار گرفت. تا جایی که سیاست های مالی و پولی، بیش از آنچه که در خدمت تولید، بهره وری، اشتغال و رشد داخلی باشد در خدمت اقتصاد کشورهای رقیب و کمک به سلطه و تسخیر آن ها بر بازار کشور قرار گرفت. ۳٫۵ برابر شدن میزان واردات کشور آن هم در شرایطی که تولید ناخالص ملی کشور ۱٫۶ برابر شده گویای خطرات بی شماری است.
سوای مشکلات ساختاری اقتصادی که به بروز رکود و تداوم تورم دامن زد، با تشدید تحریم های بین المللی سیاست نفت در برابر غذا با قدرت بیشتر در حالی افزایش یافت که این سو بخش تولید نیمه جان هم از پا در آمد. تنها در ۹ ماهه ابتدایی سال ۹۱ به پنج میلیون تن گندم معادل یک میلیارد و ۸۸۲ میلیون دلار افزایش یافت. آماری که بیانگر افزایش بیش از ۱۰۰ برابری واردات گندم در سال جاری به کشور است.
هم چنین مطابق آمار واردات برنج در ۱۰ماهه گذشته از مرز یک‌میلیون تن گذشته تا رکورد رانت ۲‌هزارو۴۰۰‌میلیارد تومانی در بازار برنج هم زده شود.
واردات گسترده و تسخیر بازارهای ایران با انواع کالای مصرفی خارجی، تعطیلی واحدهای تولیدی، کاهش رقابت پذیری، … و در نهایت ورود به دور باطل رکود-تورم حاصل این سیاست شد.
حماسه هدفمندی یارانه ها
فاجعه آفرینی بعدی دولت در سال ۹۱، در حوزه هدفمندی یارانه ها بود: پرداخت پول های نقدی به مردم که به دامنه فقر در کشور دامن زد. این طرح که دولت هم چنان مصرانه پیگیر آن است، نتایج فاجعه باری آفریده است.
عملکرد سازمان هدفمندی یارانه ها در ۶ ماهه اول سال ۹۱ از لحاظ منابع تا مورخ ۲۰ شهریورماه کل منابع این قانون ۲۳۸ هزار و ۲۱۹ میلیارد ریال بوده که مبلغ ۱۲۰ هزار و ۱۴ میلیارد ریال از محل افزایش قیمت ها و مبلغ ۵۲ هزار میلیارد ریال از محل یارانه نان و یارانه کالاهای اساسی بوده است. تخلف صورت گرفته در بخش منابع را مجلس معادل ۶۴هزار و ۸۸۵ میلیارد ریال عنوان کرده است
از حیث هزینه منابع، در قانون مذکور مقرر شد، تا مبلغ ۴۸۰ هزار میلیارد ریال به منظور اجرای ماده ۷ قانون هدفمند کردن یارانه ها و یارانه نان و ۱۰۰ هزار میلیارد ریال برای اجرای مواد ۶ و ۸ قانون هدفمند کردن یارانه ها و ۶۰ هزار میلیارد ریال برای اجرای بند ب ماده ۳۴ قانون برنامه پنج ساله توسعه جمهوری اسلامی ایران و ۲۰ هزار میلیارد به صندوق بیمه کاری و حمایت از بیکاران متقاضی کار اختصاص یابد، این در حالی است که در عملکرد سازمان هدفمندی یارانه ها در ۶ ماهه اول میزان ۲۰۵،۶۳۲ میلیارد ریال برای یارانه نقدی پرداختی به خانوار در ۶ ماهه اول سال ۱۳۹۱ و ۲۰،۱۴۱ میلیارد ریال یارانه نقدی پرداختی بابت یارانه نان (رقم مسدودی اجرای فاز دوم) صرف شده است.
اجرای مواد ۶ و ۸ قانون هدفمندی یارانه ها و اجرای بند ب ماده ۳۴ قانون برنامه پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران و همچنین سهم بیمه بیکاری و حمایت از بیکاران متقاضی کار هیچ پرداختی در ۶ ماهه اول سال ۹۱ انجام نشده است. با احتساب صرفا منابع حاصل از افزایش قیمت ها به عنوان منابع هدفمندی و یارانه نقدی به عنوان مصارف، کسری سازمان هدفمندی بیش از ۱۷۱ هزار میلیارد ریال پیش بینی می شود.
در مجموع، اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها بر خلاف شعارهایی که سر داده شد حاصلش نه صرفه‌جویی در بودجه دولت شد و نه سفره ای را پربار تر کرد و رفاه و عدالت اجتماعی را بهبود بخشید. حتی در سطح کلان شاهد توسعه اقتصادی و سیاسی کشور هم نبودیم.
با وجود همه این تخلفات در لایحه بودجه ۹۲ ، دولت ۱۲۰ هزار میلیارد تومان برای یارانه های سال ۱۳۹۲ پیش بینی کرده که منابع آن معلوم نیست. اما در عین حال نقدینگی کشور در این هفت سال شش برابر هم شده است.
*     *     *
با این آمار و ارقام نگران کننده بی تردید باید گفت دولت محمود احمدی نژاد اگر چه صاحب رکوردهای ویژه ای در عرصه های مختلف است؛ اما از ماندگارترین رکوردها و حماسه ها! را بی هیچ حرف و حدیثی به نام اضمحلال و رکود و سقوط اقتصاد ایران در سایه حمایت های رهبری به ثبت رسانیده است.
اقتصادی که از همان هشت سال قبل بهانه ساخت تا بر موج سیاست سوار شود و با وعده مسکن و نان و نفت و عدالت، فقر را سفره همه خانه ها کند. همان چیزی که به اذعان کارشناسان، جامعه ایران را در بن بست اقتصاد زندانی کرده و اقتصاد ایران را هم در بن بست سیاست گرفتار ساخته است.
اکنون در آغاز سال ۱۳۹۲ چشم امید اقتصاد نزار کشور به دو فاکتور مهم انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه و همچنین مذاکرات هسته ای دوخته شده است؛ عرصه هایی در سال ۹۱ و پیش از آن، حاکمیت در هر دو بازی بازنده بوده است.
حال باید منتظر ماند و دید آیا در ماههای آینده در این دو عرصه گشایشی به نفع اقتصاد در حال احتضار کشور به وقوع خواهد پیوست یا خیر.

یک سال با اقتصاد مقاومتی/ سالی پر از تورم، رکود و بیکاری


چکیده :گرانی، تورم، رکورد و بیکاری؛ اینها خلاصه اقتصاد ایران در سال 91 است، سالی که با نگرانی آغاز شد، با بحران ادامه یافت و در مسیر آنچه اقتصاد مقاومتی نام گرفت، به نقطه ای رسید که حالا قرار است در میان نارضایتی ها و ناامیدی های ایرانیان، به حماسه ای مبهم و لاجرم موهوم در عرصه اقتصادی برسد. باید منتظر ماند و دید آیا در ماههای آینده در دو عرصه انتخابات ریاست جمهوری و مذاکرات هسته ای، گشایشی به نفع اقتصاد در حال احتضار کشور به وقوع خواهد پیوست یا خیر....

کلمه – گروه اقتصادی: گرانی، تورم، رکورد و بیکاری؛ اینها خلاصه اقتصاد ایران در سال ۹۱ است، سالی که با نگرانی آغاز شد، با بحران ادامه یافت و در مسیر آنچه اقتصاد مقاومتی نام گرفت، به نقطه ای رسید که حالا قرار است در میان نارضایتی ها و ناامیدی های ایرانیان، به حماسه ای مبهم و لاجرم موهوم در عرصه اقتصادی برسد.
«سقوط» را باید واقعیت سخت و غیرقابل انکار این روزهای اقتصاد ایران خواند که درست در سالی به این نقطه رسید که به نام حمایت از تولید و کار و سرمایه ملی نامگذاری شده بود و حالا در میان بحران های پیاپی و بی وقفه، سخن از استخراج حماسه ای از درون این روزگار پر آشوب می رود.
اقتصاد ایران که در سال ۹۱ در پی “سیاست های ساده اندیشانه غیرعلمی و با ژست عدالت طلبانه” به کما رفت، حال بیماری را دارد که براساس پیش بینی کارشناسان، حداقل در کوتاه مدت امیدی به بهبود آن نیست. با این اوصاف اگر قرار باشد به سیاق نامگذاری سال گذشته که در سایه حمایت رهبری از تولید و کار، کل اقتصاد تولیدی و بخش اشتغال به محاق رفت، حالا در سال ۹۲ اقتصادمان حماسه ساز شود، به واقع باید نگران بود.
در مورد وضعیت اقتصاد کشور در سال گذشته، همین اشاره به اعتراف مدیرعامل بانک مرکزی بس، که گفته است: اقتصاد ایران در سال ۹۱ یکی از «دشوار‌ترین مقاطع تاریخ» خود را پشت سر گذاشته است؛ محمود بهمنی همان رییسی است که پیش از آن هم وضعیت اقتصادی را به «شعب ابی‌طالب» تعبیر کرده بود. همان وضعیتی که کارشناسی در شرح آن می گوید «به یک سیاهچاله تبدیل شده است که یا در خودش فرو خواهد رفت یا همه چیز را در خود می کشد و نابود می کند.»
با تکیه بر شعار حماسه اقتصادی سال ۹۲ از سوی آیت الله خامنه ای، اگر بخواهیم وضعیت امروز بخش های مختلف این حوزه را مورد ارزیابی دهیم، سیاست های اقتصادی سال ۹۱ و نتایج حاصل از آن چیزی کم از حماسه نداشته است.
حماسه معیشتی
سال ۹۱ با نگرانی و اضطراب از موج گرانی های سال قبل آغاز شد، رشد بی سابقه گرانی و تورم قدرت خرید مردم به حداقل ممکن رسید و به تبع آن سفره های معیشتی مردم نیز کوچک و کوچک تر شد. نگرانی که در مقاطع مختلف سال گذشته روند صعودی را رها نکرد و کالاهای مختلف را نشانه رفت و معیشت خانوارها را با بی سابقه ترین مشکلات مواجه ساخت.
شتاب روند تورم قیمت‌ها در سال گذشته در حالی بود که مرور اخبار اقتصادی حاکی از رکود در اکثر بخش های مفید همراه با گسترش بیکاری و بروز کمبودهای قابل توجه از جمله در زمینه کالاهای اساسی است.
نگاهی به آمارهای بانک مرکزی نشان می‌دهد قیمت کالاهای مصرفی از هفته اول مرداد ۱۳۸۴ تا هفته آخر مهر ۱۳۹۱ حدودا ۴ برابر شده است. از سوی دیگر در کمتر از ۸ سال تورم ۲۸۱ درصد رشد داشته است. بر اساس همین گزارش از متوسط قیمت خرده‌فروشی مواد خوراکی در سطح تهران، قیمت تمامی مواد خوراکی پرمصرف خانوارها در دوره هفت ساله دولت احمدی‌نژاد به شدت افزایش یافته و به طور میانگین ۴ برابر شده است.
هر خانوار شهری در سال ۸۹ حدود ۷۵۲ هزار تومان تفاوت دخل و خرج داشته که این رقم در سال ۹۰ به حدود ۲۴۱ هزار تومان رسیده است. رقم کسری بودجه برای خانوارهای روستایی در سال ۸۹، حدود ۹۱۴ هزار تومان بود که یک سال بعد به حدود ۴۲۴ هزار تومان رسید. از سوی دیگر هزینه خوراکی خانوار شهری ۲۱/۲۵ درصد افزایش داشته و سهم هزینه خوراکی از هزینه کل ۶۸/۲۴ بوده است. به این ترتیب سهم مخارج خوراکی خانوار از هزینه کل افزایش چشمگیری داشته و برای خانوار روستایی حدود ۴۰ درصد و برای خانوار شهری حدود ۲۵ درصد بوده است.
این وضعیت با جنجال گسترده و بدون برنامه های کارآمد در جهت مقاصد سیاسی و جناحی بود که نقطه نهایی آن در اسفندماه افزایش نقدینگی، پیامدهایی مانند تورم بالای ۳۰ درصد را برای کشور رقم زد و حاصل آن غوطه ور شدن طبقات مختلف جامعه از حقوق بگیر و کارمند و فرهنگی و کارگران و .. در فقر گسترده شد. کاهش نابرابری های اجتماعی و اقتصادی، کاهش فاصله دهک های درآمدی و توزیع عادلانه درآمد، کاهش فقر و محرومیت و کوچک شدن سفره خانوارها نتیجه ای بود که با شعار عدالت اجتماعی حاصل شد.
اگر بخواهیم وضعیت معیشتی مردم را با نگاهی به نقدینگی نیز محاسبه کنیم حاصل آن باز آمار وحشتناکی است. مطابق گزارشها در آغاز دولت احمدی نژاد میزان نقدینگی موجود کمتر از ۷۰ هزار میلیارد تومان بود که با رسیدن به روزهای پایانی سال از سطح ۴۵۰ هزار میلیاردتومان نیز عبور کرد و نتیجه اش کاهش قدرت خرید مردم شد. در شرایطی که رشد اقتصادی کشور پایین و نزدیک به صفر اعلام شده و نقدینگی با نرخ هایی بالای ۲۰ درصد افزایش می یابد، عمده این افزایش پول در گردش، اثر خود را بر افزایش قیمت ها و تورم آینده نشان خواهد داد. نقدینگی ای که برنامه هایی نظیر پرداخت یارانه نقدی را هم که به ظاهر با هدف گسترش عدالت اقتصادی اعلام شد، بی اثر و حتی زیان بار جلوه کرد.
حماسه فلاکت، تورم و بیکاری
شاخص فلاکت، به‌عنوان صرفاً یک مثال قابل اتکا از نظر آمارهای رسمی منتشره که در سال ۱۳۷۹ و ۱۳۸۴ به ترتیب ۲۸/۶ و ۲۴/۲ بود، در سال ۱۳۹۱ و تا دی ماه این سال، به حدود ۴۳ درصد، یعنی حدود دو برابر افزایش یافته است. شاخص فلاکت، از جمع دو شاخص نرخ بیکاری و نرخ تورم به دست می‌آید و نشان‌دهنده شدت فشار بر فرودست‌ترین اقشار هر جامعه است». این رقمی است که سعید لیلاز تحلیلگر اقتصادی در مقاله‌ای در دوماهنامه “چشم‌انداز ایران” به آن پرداخته است. افزایش دو برابری این شاخص قابل اهمیت در حماسه ۹۱ به چه رقمی نزدیک شود، موضوع نگران کننده ای است.
از سویی رقم تورم فعلی اقتصاد کشور نزدیک به ۲۹ درصد است. نرخی که به گفته اقتصاددانان، بعد از کشورهای بلاروس، اتیوپی و ونزوئلا در رده چهارم فهرست کشورهایی قرار می گیرد که بالاترین نرخ تورم را دارند.
نکته فاجعه آمیز آنکه در شرایط حاضر اینگونه نیست که ما یا تورم داشته باشیم یا بیکاری. بلکه هر دو با هم وجود دارد که ترکیب رکود و تورم را می‌توان با معیار فلاکت که در بالا ذکر شد، معین کرد.
نگاهی به نرخ تورم در ۱۰ ماهه سال ۹۱ رشد بی سابقه آن را نشان می دهد. به گونه ای که نرخ تورم در فروردین ۲۱.۸ اردیبهشت ۲۲.۲ خرداد ۲۲.۴ تیر ۲۲.۹ مرداد ۲۳.۵ شهریور ۲۴ مهر ۲۴.۹ آبان ۲۶.۱ آذر ۲۷.۴ دی ۲۸.۷ رسیده است.
با این حال برخی کارشناسان آمارهای بانک مرکزی در زمینه تورم را غیرواقعی و ساختگی دانسته و تورم را “فراتر از ۵۰درصد” برآورد کرده‌اند.
افزایش بیکاری نیز مشابه دیگر شاخص ها است. هر چند دولت بر اساس آمار رسمی ادعا کرد که نرخ بیکاری به حدود ۱۲ درصد کاهش یافته است، اما منابع دیگر و ازجمله برخی نمایندگان مجلس با اشاره به نرخ ۳۰ درصدی بیکاری ادعاهای دولت را نپذیرفتند.
حماسه مرغ و برنج و کوپن
نرخ کالاهای مختلف از همان ابتدای سال حاشیه ساز و نگران کننده بود. در این میان اما مرغ از همان سال ۹۰ پر حرف و حدیث بود و دولت هم مثل همیشه پر وعده و شعار برای کاهش نرخ آن ظاهر شد. وعده ای که درست تا اسفند ۹۱ محقق نشد. اوج بحران مرغ را باید مرتبط با ماه رمضان سال ۹۱ دانست که دولت در نهایت مردم را به سمت صف های طولانی مرغ کشاند و به موازات آن مساله توزیع کوپن و سهمیه بندی کالاها قوت گرفت.
پس از مرغ زمزمه نایاب شدن روغن نباتی که با گران شدن آن همراه بود، بسیاری از شهروندان را به سمت خرید بالای این محصول سوق داد. پس از آن دولت با اقدام عامدانه در دستکاری بازار و توزیع برنج و گران کردن این کالا، صف های برنج در سراسر کشور شهروندان را برای خرید برنج آلوده ارزان تر به زحمت انداخت و در حالی برنج ۱۱۰۰ تومانی را با ارز مرجع وارد کرده که آن را به قیمت ۳ هزار و ۸۵۰ تومان به مردم فروخت.
صف هایی که در نهایت با بی برنامه گی، گرانی و سوء مدیریت دولتی باعث گلایه شهروندان شد. در نیشابور با راهپیمایی اعتراضی مردم و سر دادن شعارهایی علیه دولت همراه شد. در کرج نیز منجر به فوت یک شهروند برای دریافت یک کیسه برنج گشت. دولت تا آخرین لحظات سال ۹۱ عامدانه یا غیرعامدانه یا به واسطه دست های پشت پرده یا دشمن فرضی! به هر رو موفق به سامان دادن بازار کالاهای اساسی نشد و سیستم کوپنی را هم میان چند دهک جامعه بازگرداند.
حماسه رکود و تعطیلی صنایع
در سالی که به نام تواید و کار ملی نامگذاری شد، شاهد نابودی نظام تولید، بنگاه های تولیدی، اقتصاد پرهزینه، فاقد رقابت و فاقد توجیه اقتصادی در کل کشور بودیم. تعطیلی یک به یک بسیاری از شهرک های صنعتی، واحدهای تولیدی و کارخانه های مختلف ورشکستگی‌ها و تعطیلی اجباری کارگاه‌ها و کارخانه‌ها محصول سوء مدیریت کلان کشوری و بی تدبیری ای بود که درپیش گرفته شد. مواردی که بیانگر ضعف و تخریب در بنیان های اقتصادی، افزایش بیکاری و تورم و قرار گرفتن کشور در وضعیت رکود-تورمی است.
وضعیتی که اقتصاد کشور در این بخش را به سمت کاهش اشتغال و تولید، افزایش تورم، بیکاری بی سابقه و گسترده، سوق داد.
حماسه ارزی
نوسانات نرخ ارز ارزش پول ملی را طی سال ۹۱ به بی سابقه ترین سطح رساند. آنچه در نهایت از نتایج مجلس از سوی برخی از نمایندگان حاصل شد این بود که دولت، به منظور کسب درآمد برای بودجه، عمدا نرخ ارز خارجی را افزایش داده است تا نقدینگی موجود را جمع آوری کند. با این حال از آنجا که عملیات مالی دولت هم، مانند بسیاری دیگر از موضوعات دیگر شفافیت لازم را نداشته، مسایل زیادی پشت پرده ماند.
بحران ارزی تنها به واقعه سقوط ارزش ریال در برابر ارزهای خارجی ختم نشد. تورم لجام گسیخته ای که پیشاپیش آغاز شده بود، منجر شد تا فاز جدیدی از بحران های خودساخته چند دهه اخیر کشور آغاز شود. نابسامانی بازار کالاهای مختلف و گرانی ها و فلج شدن مبادلات مختلف تجاری، عملا خرید و فروش کالا را غیرممکن کرد.
بحران ارزی در نهایت منجر به اعتراضات بازار در مهر ۱۳۹۱ شد که در ۱۲ مهر ۱۳۹۱ در بازار تهران و مناطق اطراف آن شد.
در این روز معترضان شعارهایی چون “دولت بی کفایت/ استعفا، استعفا”، “بازاری باغیرت/ حمایت، حمایت”، “سوریه رو رها کن/ فکری به حال ما کن”، “نترسید، نترسید/ ما همه با هم هستیم”، “نصر من الله و فتح قریب/ مرگ بر این دولت مردم فریب” و “توپ، تانک، فشفشه/ دلار باید نصف بشه” سر دادند. این بحران اگر چه به طرح سوال از احمدی نژاد در مجلس رسید اما با حکم حکومتی این حماسه دولتی ! جمع و جور شد و به ایجاد فضای امنیتی در کشور ختم شد. این بحران که کشور ر ا در حوزه های مختلف با مشکلات بی سابقه مواجه ساخت باعث پیشنهاد طرح تشکیل کمیته ای فرا-دولتی برای تکلیف کردن به دولت یا گرفتن مدیریت اقتصاد از دولت شد تا اقتصاد به تعادل برسد.اقدامی که نیمه کاره رها ماند.
حماسه سیاست کالا در برابر نفت
دولت احمدی نژاد با در پیش گرفتن سیاست فروش نفت به هر قیمت و به صورت عجولانه به معدود خریداران باقی مانده از جمله چین و هند و پاکستان، در عوض پول نفت به شکلی به واردات محصولاتی همچون گندم و برنج و دیگر محصولات به شکل گسترده پرداخت به گونه ای که با واردات گسترده کالا و خدمات بویژه کالاهای مصرفی و خوراکی، اقتصاد کشور زیر سلطه کالاهای وارداتی قرار گرفت. تا جایی که سیاست های مالی و پولی، بیش از آنچه که در خدمت تولید، بهره وری، اشتغال و رشد داخلی باشد در خدمت اقتصاد کشورهای رقیب و کمک به سلطه و تسخیر آن ها بر بازار کشور قرار گرفت. ۳٫۵ برابر شدن میزان واردات کشور آن هم در شرایطی که تولید ناخالص ملی کشور ۱٫۶ برابر شده گویای خطرات بی شماری است.
سوای مشکلات ساختاری اقتصادی که به بروز رکود و تداوم تورم دامن زد، با تشدید تحریم های بین المللی سیاست نفت در برابر غذا با قدرت بیشتر در حالی افزایش یافت که این سو بخش تولید نیمه جان هم از پا در آمد. تنها در ۹ ماهه ابتدایی سال ۹۱ به پنج میلیون تن گندم معادل یک میلیارد و ۸۸۲ میلیون دلار افزایش یافت. آماری که بیانگر افزایش بیش از ۱۰۰ برابری واردات گندم در سال جاری به کشور است.
هم چنین مطابق آمار واردات برنج در ۱۰ماهه گذشته از مرز یک‌میلیون تن گذشته تا رکورد رانت ۲‌هزارو۴۰۰‌میلیارد تومانی در بازار برنج هم زده شود.
واردات گسترده و تسخیر بازارهای ایران با انواع کالای مصرفی خارجی، تعطیلی واحدهای تولیدی، کاهش رقابت پذیری، … و در نهایت ورود به دور باطل رکود-تورم حاصل این سیاست شد.
حماسه هدفمندی یارانه ها
فاجعه آفرینی بعدی دولت در سال ۹۱، در حوزه هدفمندی یارانه ها بود: پرداخت پول های نقدی به مردم که به دامنه فقر در کشور دامن زد. این طرح که دولت هم چنان مصرانه پیگیر آن است، نتایج فاجعه باری آفریده است.
عملکرد سازمان هدفمندی یارانه ها در ۶ ماهه اول سال ۹۱ از لحاظ منابع تا مورخ ۲۰ شهریورماه کل منابع این قانون ۲۳۸ هزار و ۲۱۹ میلیارد ریال بوده که مبلغ ۱۲۰ هزار و ۱۴ میلیارد ریال از محل افزایش قیمت ها و مبلغ ۵۲ هزار میلیارد ریال از محل یارانه نان و یارانه کالاهای اساسی بوده است. تخلف صورت گرفته در بخش منابع را مجلس معادل ۶۴هزار و ۸۸۵ میلیارد ریال عنوان کرده است
از حیث هزینه منابع، در قانون مذکور مقرر شد، تا مبلغ ۴۸۰ هزار میلیارد ریال به منظور اجرای ماده ۷ قانون هدفمند کردن یارانه ها و یارانه نان و ۱۰۰ هزار میلیارد ریال برای اجرای مواد ۶ و ۸ قانون هدفمند کردن یارانه ها و ۶۰ هزار میلیارد ریال برای اجرای بند ب ماده ۳۴ قانون برنامه پنج ساله توسعه جمهوری اسلامی ایران و ۲۰ هزار میلیارد به صندوق بیمه کاری و حمایت از بیکاران متقاضی کار اختصاص یابد، این در حالی است که در عملکرد سازمان هدفمندی یارانه ها در ۶ ماهه اول میزان ۲۰۵،۶۳۲ میلیارد ریال برای یارانه نقدی پرداختی به خانوار در ۶ ماهه اول سال ۱۳۹۱ و ۲۰،۱۴۱ میلیارد ریال یارانه نقدی پرداختی بابت یارانه نان (رقم مسدودی اجرای فاز دوم) صرف شده است.
اجرای مواد ۶ و ۸ قانون هدفمندی یارانه ها و اجرای بند ب ماده ۳۴ قانون برنامه پنجم توسعه جمهوری اسلامی ایران و همچنین سهم بیمه بیکاری و حمایت از بیکاران متقاضی کار هیچ پرداختی در ۶ ماهه اول سال ۹۱ انجام نشده است. با احتساب صرفا منابع حاصل از افزایش قیمت ها به عنوان منابع هدفمندی و یارانه نقدی به عنوان مصارف، کسری سازمان هدفمندی بیش از ۱۷۱ هزار میلیارد ریال پیش بینی می شود.
در مجموع، اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها بر خلاف شعارهایی که سر داده شد حاصلش نه صرفه‌جویی در بودجه دولت شد و نه سفره ای را پربار تر کرد و رفاه و عدالت اجتماعی را بهبود بخشید. حتی در سطح کلان شاهد توسعه اقتصادی و سیاسی کشور هم نبودیم.
با وجود همه این تخلفات در لایحه بودجه ۹۲ ، دولت ۱۲۰ هزار میلیارد تومان برای یارانه های سال ۱۳۹۲ پیش بینی کرده که منابع آن معلوم نیست. اما در عین حال نقدینگی کشور در این هفت سال شش برابر هم شده است.
*     *     *
با این آمار و ارقام نگران کننده بی تردید باید گفت دولت محمود احمدی نژاد اگر چه صاحب رکوردهای ویژه ای در عرصه های مختلف است؛ اما از ماندگارترین رکوردها و حماسه ها! را بی هیچ حرف و حدیثی به نام اضمحلال و رکود و سقوط اقتصاد ایران در سایه حمایت های رهبری به ثبت رسانیده است.
اقتصادی که از همان هشت سال قبل بهانه ساخت تا بر موج سیاست سوار شود و با وعده مسکن و نان و نفت و عدالت، فقر را سفره همه خانه ها کند. همان چیزی که به اذعان کارشناسان، جامعه ایران را در بن بست اقتصاد زندانی کرده و اقتصاد ایران را هم در بن بست سیاست گرفتار ساخته است.
اکنون در آغاز سال ۱۳۹۲ چشم امید اقتصاد نزار کشور به دو فاکتور مهم انتخابات ریاست جمهوری خرداد ماه و همچنین مذاکرات هسته ای دوخته شده است؛ عرصه هایی در سال ۹۱ و پیش از آن، حاکمیت در هر دو بازی بازنده بوده است.
حال باید منتظر ماند و دید آیا در ماههای آینده در این دو عرصه گشایشی به نفع اقتصاد در حال احتضار کشور به وقوع خواهد پیوست یا خیر.