۱۳۹۲ اردیبهشت ۴, چهارشنبه

مرضیه برومند خطاب به ضرغامی: دست هنرمندان را باز بگذارید، مردم سمت سریال های ترکیه ای رفته اند


چکیده : وی ادامه داد: این سریال‌ها به شدت سطحی هستند و نه محتوای خوبی دارند و نه ساختار درستی. اگر شما مدیران تلویزیون به ما برنامه‌سازان اعتماد کنید و از ما حمایت کنید، خواهید دید که چطور مخاطبان به سمت تلویزیون داخلی سرازیر...

مرضیه برومند خطاب به رئیس صدا و سیما گفت: مخاطبان تلویزیون به سمت سریال‌های ماهواره‌ای و به ویژه سریال‌های سطحی ترکیه ای گرایش پیدا کرده‌اند.
به گزارش فارس، وی این سخنان را در مراسم تجلیل از برنامه‌سازان برتر تلویزیون در نوروز ۹۲ ه ضرغامی عناوان کردخطاب به عزت الله ضرغامی عنوان کرد.
در این برنامه مرضیه برومند کارگردان مجموعه تلویزیونی آب پریا گفت: امروز تعداد مخاطبان تلویزیون کم شده است و بخشی از مخاطبان سابق تلویزیون به تماشای سریال‌های ترکیه‌ای که از ماهواره‌ها پخش می‌شوند، شده اند.
 وی ادامه داد: این سریال‌ها به شدت سطحی هستند و نه محتوای خوبی دارند و نه ساختار درستی. اگر شما مدیران تلویزیون به ما برنامه‌سازان اعتماد کنید و از ما حمایت کنید، خواهید دید که چطور مخاطبان به سمت تلویزیون داخلی سرازیر می‌شوند.
 برومند گفت: شما به ما برنامه‌سازان پر و بال بدهید و آن وقت ببینید که ما چه می‌کنیم و چطور مخاطب را جذب تلویزیون می‌کنیم.

فساد بانکی در ایران


چکیده :فساد مالی در نظام اداری و اجرایی و بانکی کشورها یک پدیده جهانی است اما شیوع و گستردگی و شدت این پدیده در کشورهای عقب‌مانده و در حال توسعه و غیردموکراتیک به عنوان یک بیماری مزمن و خصوصیت ویژه دولت‌ها به شمار می‌آید. بررسی‌ها و مطالعات و تحقیقات انجام شده وجود ارتباط مستقیم بین « فساد » و ناکارآمدی در کشورهای توسعه‌نیافته و درحال توسعه را نشان می‌دهد، همچنین، بین اندازه و بزرگی دولت و « فساد » رابطه همبسته و مستقیم برقرار است....

علی مزروعی:
فساد مالی در نظام اداری و اجرایی و بانکی کشورها یک پدیده جهانی است اما شیوع و گستردگی و شدت این پدیده در کشورهای عقب‌مانده و در حال توسعه و غیردموکراتیک به عنوان یک بیماری مزمن و خصوصیت ویژه دولت‌ها به شمار می‌آید. بررسی‌ها و مطالعات و تحقیقات انجام شده وجود ارتباط مستقیم بین « فساد » و ناکارآمدی در کشورهای توسعه‌نیافته و درحال توسعه را نشان می‌دهد، همچنین، بین اندازه و بزرگی دولت و « فساد » رابطه همبسته و مستقیم برقرار است.
اقتصاد ایران یک ” اقتصاد نفتی ” و ” رانتی ” است. حجم بزرگ و گسترده دولت و دیوان‌سالاری عظیمی که در قالب حاکمیت شکل گرفته است، بحث « فساد » را به عنوان یک بحث کانونی در همه سال‌های گذشته مطرح بوده است بگونه ای که بیش از یکدهه پیش موضوع ” مبارزه با مفاسد اقتصادی ” به عنوان یک دستورالعمل از سوی رهبری مطرح شد، و با توجه به زمینه های عینی که دراین باره درجامعه وجود داشت به یکی از محورهایی تبلیغاتی احمدی نژاد برای جلب‌نظر شهروندان در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۴ تبدیل شد، و پس از روی کارآمدن دولتش روی آن مانور بسیار داد و اینکه ریشه ” مفاسد اقتصادی ” و ” مافیای نفتی ” را برخواهد کند! طبیعی است که جامعه انتظار داشته که در دورهء مسؤولیت ایشان، راههای ” فساد مالی و اقتصادی ” در دستگاه‌های دولتی و بانکی کاهش یافته و بسته شود و مفسدان شناسایی، محاکمه و به مجازات برسند اما واقعیت حاکی از افزایش شدید « فساد بانکی » و اقتصادی در ایندوره است.
بررسی و تحلیل علل نهادینه شدن فساد در نطام ادارای و اجرایی و بانکی ایران بحث دامنه داری را می طلبد اما دراین مقال می کوشم برخی علل « فساد بانکی » را برشمارم :
۱- دولتی بودن نظام بانکی : پس از انقلاب بانک های خصوصی ملی شد و همه بانکها دولتی شدند. دولتی بودن نظام بانکی در اصل ۴۴ قانون اساسی تثبیت شد و براین پایه تا سال ۱۳۸۰ که بنا تفسیری به تاسیس بانک های خصوصی مجوز داده شد، عملا میدان رقابتی برای بانکها در ارائه خدمات بانکی نبود. هرچند ورود چند بانک خصوصی به ایجاد تحرک و رقابت در نظام بانکی دامن زد اما با توجه به سهم اندک این بانکها در بازار( نزدیک به یک پنجم ) و حاکمیت دستورالعملهای دولت ( بانک مرکزی ) بر اداره بانکها و حتی سیاست گذاری درونی آنها، نظام بانکی همچنان در چنبره دولتی بودن گرفتار مانده و نمی تواند متناسب با شرایط بازار در سیاست گذاری و مدیریت منابع قدرت مانور داشته باشد بگونه ای که زمینه فساد را به کمترین حد کاهش دهد. مثال های روشن چنین وضعیتی تحمیل وام های تکلیفی و تعیین نرخ سود بانکی از سوی دولت به بانکهاست.
۲- وام های تکلیفی : نگاه غالب در دولتهای پس از انقلاب ( و ایضا مجالس ) به بانکها این بوده که برای استفاده از منابع بانکی می توانند سیاست گذاری نمایند بگونه ای که با نگاهی بودجه ای هرساله برای بخش قابل توجهی از منابع بانکهای دولتی در قانون بودجه تعیین تکلیف نموده و بانکها را مکلف به پرداخت وام با نرخ سود پائین در موارد خاص می کند و این میدان را برای فساد می گشاید به اینصورت که متقاضیان مطلع و فرصت طلب به هر شیوه ای برای اخذ این وامها متوسل می شوند، و چون از سوی بانکهای دولتی نظارت دقیقی برای هزینه این وامها در موارد منظور نیست براحتی این وامها در مواردی دیگر بکار گرفته شده و موجبات درهم ریزی سیاست های دولت و ابتر شدن هدفگذاری از تخصیص این وام های تکلیفی و انباشته شدن معوقات بانکی را فراهم می آورد. مثال بارز یک چنین وام های تکلیفی از سوی دولت احمدی نژاد الزام بانکهای دولتی به پرداخت وام برای دو طرح بنگاههای زودبازده و مسکن مهر، و وام دهی به شرکت های دولتی و شبه دولتی می باشد. برپایه گزارش های منتشره از سوی بانکها از سال ۸۴ تا ۹۰ رقمی نزدیک به ۲۸۰۰۰ میلیارد تومان برای بنگاههای زود بازده، و ۶۰۰۰۰ میلیارد تومان برای طرح مسکن مهر وام داده شده است. درمورد وام دهی به شرکت های دولتی و شبه دولتی نیز رقمی در دسترس نیست اما اینها هرساله رقم قابل توجهی از منابع بانکی را می بلعند. بررسی دلائل اینکه چرا این وامها در موارد منظور هزینه نشده بسیار است، ازجمله می توان به عدم نظارت بانکها بر این موضوع که تسهیلات اعطایی باید در جهت خود استفاده می شد، اشاره نمود. یکی از خسارات وارد‌شده به نظام بانکی ناشی از مطالبات سنگینی است که وام بابت آن اخذ شده، اما در آن جهت هزینه نشده است. بیشتر وام‌های گرفته شده توجیه تولیدی داشته؛ ولی درعمل از چرخه تولید خارج و به سمت خدمات رفته است، این رخداد نه تنها ضربه به بانک‌ها وارد کرده است و نظام بانکی را با چالش جدی مواجه کرده،‌ بلکه با خارج شدن سرمایه از چرخه تولید و ایجاد مشکل دراین باره با وارد شدن به بازار سوداگری و خرید ارز و طلا و وارادات به ایجاد تورم و فساد در اقتصاد ایران دامن زده است.
۳- نرخ دستوری سود بانکی : در سایه نگاه غالب دولت احمدی نژاد به نظام بانکی تعیین دستوری نرخ سود بانکی، با توجیه جلوگیری از ربا در نظام بانکی، باعث شد که کاهش سالانه این نرخ در دستور کار دولت برغم مخالفت اقتصاددانان و کارشناسان نظام بانکی قرار گیرد. کاهش این نرخ در مقایسه با نرخ تورم ازسویی نرخ حقیقی سود بانکی را برای سپرده گذاران منفی کرده و انگیزه سپرده گذاری در بانکها را کاهش داده و آنها را با کمبود منابع مواجه کرد، و از سوی دیگر بدلیل صرفه بالای اقتصادی بر صف متقاضیان وام بانکی افزود و اینها بهر طریق و شیوه ای ازجمله پرداخت رشوه به مقامات دولتی و بانکی درصدد برآمدند تا هرچه می توانند از این وام های ارزان قیمت استفاده و آنرا در بازار های دیگر بکار اندازند. در واقع سیاست دستوری نرخ سود بانکی زمینه ساز فسادی دامنگیر در بانکهای دولتی شده است. در چنین شرایطی نبود نظام مناسب ارزیابی و اعتبارسنجی مشتریان در بانک‌های دولتی، ضعف در شیوه‌های اعتبارسنجی ، و یا اعتبار سنجی نادرست و بیش برآورد بدلیل رشوه و فساد باعث گستره فساد در نظام بانکی شده است. بررسی ها نشان داده در بیشتر پرونده‌های ” مطالبات معوق “، شخص تسهیلات‌گیرنده نقشی به جز درخواست و ارائه مدارک اعتباری جهت استفاده از تسهیلات نداشته و این کارشناسی و ارزیابی نادرست و سیاستگذاری‌های دستوری و غلط پولی بوده که مسبب چنین وضعیتی شده است.
دو رخداد ” اختلاس ۳۰۰۰ هزار میلیارد تومانی ” و افزایش مداوم ” معوقات بانکی ” نشانه بزرگ « فساد بانکی » در ایران و به اوج رسیدن آن در دوره دولتی است که با شعار ” مبارزه با مفاسد اقتصادی ” بر سرکار آمد. کالبد شکافی پرونده اختلاس خود مقالی دیگر را می طلبد. روند افزایشی ” معوقات بانکی “، یعنی وام هایی که توسط افراد حقیقی و حقوقی برای موارد خاص گرفته شده و بهردلیل در موعد سررسید پرداخت نشده است، در تمام سالهای دولت احمدی نژاد بنا به عللی که برشمرده شد، ادامه داشته است. میزان این رقم که در پایان سال ۸۳ حدود ۴۵۰۰ میلیارد تومان بوده است برپایه آخرین اخبار منتشره به بیش از ۸۰۰۰۰ میلیارد تومان درپایان سال ۹۱ افزایش یافته است، و این به معنای افزایش نزدیک به ۱۸ برابری این معوقات نسبت به رقم سال ۸۳ است!
اگر بخواهیم از منظر کارشناسی اقتصادی و بانکی به این رخداد نظر کنیم اینکه از نظر استاندارد نظام بانکی اگر نسبت ” مطالبات معوقه ” به کل درآمدهای بانکی کمتر از هفت درصد باشد، نظام بانکی نظام متعارفی است، و اگر از هفت درصد بیشتر شود، بانک با بحران مواجه بوده، و هرگاه به ۱۰ درصد برسد به خط قرمز رسیده است. برپایه ارقام اعلامی نسبت « معوقات بانکی » به کل مانده تسهیلات نظام بانکی ایران از مرز ۱۰ درصد در سال ۸۵ گذشته و اکنون به بیش از۲۰ درصد رسیده است. در واقع بیش از۲۰ درصد منابع بانکی از دسترس آنها خارج شده است. برای مقایسه دراین باره یادآور می شود ” معوقات بانکی ” در برخی کشور‌ها بسیار پایین است : استرالیا ۲٫۵ درصد، بلژیک ۱٫۲ درصد، فرانسه ۳٫۱ درصد، آلمان ۳٫۶ درصد، چین ۶٫۸ درصد، مالزی ۶٫۸ درصد، ‌نیجریه ۸٫۵ درصد، هند ۲٫۸ درصد، کره ۰٫۸ درصد، کویت ۳٫۵ درصد، لبنان ۱۰٫۴ درصد و پاکستان ۸٫۷ درصد، که بد‌ترین آمار متعلق به لبنان است، واین نسبت هم اکنون برای ایران بالای ۲۰ درصد و به رقم بیش از ۸۰ هزار میلیارد تومان رسیده است.
به لحاظ اقتصادی منابع عظیم بانکی که از دسترس خارج شده اثر بسیار منفی بر اشتغال، توسعه صنعت و سرمایه گذاری گذاشته و در صورتیکه راهکارهایی جهت برگرداندن این منابع به نظام بانکی تمهید و پیگیری نشود؛ نظام بانکی را در یک چالش و بحران جدی بسیارنگران‌کننده فرو برده است. و بواقع می توان گفت اگر بانک های وام دهنده دولتی نبودند مدتهاست با این « معوقات بانکی » در مرز « ورشکستگی بانکی » قرار گرفته اند.
در پایان یادآور می شود ادبیات چهار دههء اخیر در بحث ” مبارزه با فساد ” و از جمله « فساد بانکی » در دنیا بسیار غنی و مستند است، و برخی کشورها تجربه موفقی را دراین باره پشت سرنهاده اند. خلاصه نتایج مطالعات و تحقیقات انجام شده حاکی از همبستگی منفی بین میزان فساد و دموکراسی است. هر چه در یک کشور آزادی‌های سیاسی و اجتماعی و مشارکت شهروندان در ادارهء ‌امور جامعه بیشتر باشد به همان میزان از دامنهء فساد حکومت و دولتمردان کاسته می‌شود. در ایران که طی دوره حاکمیت یکدست اقتدارگرایان روز بروز از دامنه آزادی های سیاسی و اجتماعی کاسته شده، و اجزای جامعه مدنی از قبیل نهادهای صنفی و غیردولتی و احزاب و مطبوعات به محاق رفته اند، رشد فساد بطورکلی و « فساد بانکی » از گونه رخداد اختلاس ۳۰۰۰ میلیاردی و…طبیعی می نماید.
ناکارآمدی دستگاه‌هاِی نظارتی حکومتی با وجود هزینهء فراوانی که بر بودجهء دولت و جامعه تحمیل می‌کنند در جلوگیری از « فساد » اثبات شده است، در حالی که کارآمدی نهادهای مدنی و نظارت اجتماعی، بدون صرف هرگونه هزینه‌ای نیاز به بحث و اثبات ندارد. از اینروست که راه نجات هرکشور از « فساد » جز در گرو تامین آزادیهای سیاسی و اجتماعی و میدان دادن به اجزای جامعه مدنی برای نظارت برعملکرد حاکمیت نیست، و اینهم فقط با ارج نهادن به ” مشارکت مردم ” و انجام ” انتخابات آزاد ” و رعایت واقعی ” مردمسالاری ” درهرکشور انجام شدنی است.
امروزه نهادهایی بین‌المللی (مثل سازمان شفافیت بین‌المللی) وجود دارند که به تهیهء‌گزارش و رتبه‌بندی کشورها بر پایهء شاخص درک « فساد » می‌پردازند. با رجوع به این گزارش‌ها به راحتی می‌توان دریافت در کشورهایی که مردم‌سالاری حاکم است و آزادی‌های سیاسی و اجتماعی میدان فراخی را برای مطبوعات، احزاب و نهادهای مدنی فراهم آورده، شاخص « فساد » کمترین است اما در کشورهایی که استبداد و دیکتاتوری حرف اول و آخر را می‌زند، شاخص « فساد » بیشترین است. ایران در این عرصه وضع خوبی ندارد، و برپایه گزارش های سالانه منتشره توسط سازمان شفافیت بین الملل در سالهای حاکمیت یکدست اقتدارگرایان بردامنه « فساد » درایران افزوده شده و رتبه بدتری یافته است. حکومتگران و دولتمردانی که با شعار” مبارزه با مفاسد اقتصادی ” در مجلس و دولت برسر کارآمده اند بدلیل روش حکومتداری اقتدارگرایانه کارنامه ای از « فساد » برجای گذاشته اند که قطعا واکنش جامعه را در پی خواهد داشت.

دغدغه‌های بخشی از جوانان اصلاح‌طلب در دیدار با خاتمی: منتظر چراغ سبز ملت باشیم، نه دیگران


چکیده :آیا می توان این انتخابات را تبدیل به فضایی کرد که دشمنی ها بیشتر نشود و زمینه ایجاد دیالوگ فراهم آید و گفت که این راهی که تاکنون انتخاب شده به ناکجا آباد منتهی می شود؟ باید رویه ها عوض شود تا فساد ایجاد شده ریشه کن گردد و فضای امنیتی و حصر ها و حبس ها برچیده...

« من می ترسم! می ترسم از این که کدورت ها بیشتر شود و رویارویی ها افزون گردد و امیدها بار دیگر به یأس مبدل شود و حتی دشمن هم از این وضع سوء استفاده کند و باز هم مردم بیشتر تحت فشار قرار بگیرند. آیا می توان این انتخابات را تبدیل به فضایی کرد که دشمنی ها بیشتر نشود و زمینه ایجاد دیالوگ فراهم آید و گفت که این راهی که تاکنون انتخاب شده به ناکجا آباد منتهی می شود. باید رویه ها عوض شود تا فساد ایجاد شده ریشه کن گردد و فضای امنیتی و حصر ها و حبس ها برچیده شود.»
جملات بالا، بخشی از پاسخ سید محمد خاتمی در دیدار با اعضای ستاد جوانان اصلاح طلب بود که صبح امروز با وی دیدار کردند و از وی خواستند تا به عنوان کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری آینده در صحنه حضور داشته باشند.
جوانانی که در این دیدار حضور داشتند، اعضای ستاد جوانان اصلاح طلب حامی خاتمی، جوانان عضو حزب مشارکت، حزب اسلامی کار، جوانان ایران اسلامی، کارگزاران سازندگی و حزب اعتماد ملی به همراهی جمعی از زندانیان اصلاح طلب آزاد شده، روزنامه نگاران، دانشجویان و هنرمندان جوان بودند که به بیان دغدغه ها و نگرانی های خود پرداختند.
متن کامل سخنان خاتمی در این دیدار و بخش های گزیده ای از پرسش ها و دغدغه های جوانان حاضر در این دیدار به نقل از دفتر سید محمد خاتمی در ادامه آمده است:
به نام خدا
با تشکر از جوانان فرهیخته عزیز و بهره گیری از مطالب شما
خواست تاریخی ملت ما و انقلابمان این بوده است که صاحب نظامی مردم سالار و پیشرو باشیم. از این رو نیز مردم ما به جمهوری اسلامی رأی داده اند و جمهوری مقتضای عصر ما است. ذهن بشر در دنیای پیشرفته امروز جز حاکمیت مردم بر سرنوشت نمی پذیرد. جمهوری مستلزم این است که افراد اعم از حاکم و غیرحاکم در درجه اول شهروند باشند و شهروند بودن را بپذیرند و آن را در خود احساس کنند و فرهنگ متناسب با مردم سالاری و جمهوریت شکل بگیرد. و این کاری است اصیل و زمان گیر که نخبگان و روشنفکران باید انجام دهند.
تحقق جمهوری مستلزم تبدیل رعیت به شهروند است. امیر المؤمنین علیه السلام در مقام حاکم نخستین کسی است که در مقابل حق والی از حق رعیت صحبت و مردمان را به مطالبه آن حق تشویق می کند. احساس اینکه تک تک افراد در مقابل والی و حاکم حق دارند و حاکم در مقابل مردم مسؤولیت. مسأله ای بسیار حیاتی و مهم است اگر مردم به این نتیجه نرسند حاکمان خیلی زود می توانند بساط استبداد را بگسترانند و اگر حاکمان این حس را نداشته باشند جامعه با موانع متعددی برای استقرار جمهوری مواجه می شود و جمهوری اسلامی از این حکم مستثنی نیست.
کانت فیلسوف نام آور قرن هجدهم میلادی مطلب مهمی دارد که به مطلب امیرالمؤمنین علیه السلام نزدیک است. ضابطه اخلاق چیست؟ آن چیزی که می خواهی و انجام می دهی، باید به گونه ای باشد که بپذیری به صورت قانون عام در آید. اگر می خواهی دروغ بگویی برو به وجدانت رجوع کن؛ آیا حاضری که دروغ گویی قانون عام باشد؟ اگر می خواهی خیانت و نقض عهد کنی، حاضری همه نیز این کار را بکنند؟ قطعاً حاضر نیستی؟ باید به حاکمان مستبد گفت که استبداد اگر دائمی شود و عام شود طبعاً اگر شخص دیگری هم به جای آنان بیاید بتواند استبداد کند. آیا این را می پسندند؟ به کسی که شکنجه می کند اگر بگویند شهروند دیگری به جای تو بنشیند می پسندی که او هم شکنجه گر باشد؟ این حس اگر در میان مردم و حاکمیت جا افتاد گام اول جمهوری و دموکراسی را برداشته ایم. من بر این باورم که امروز ما شاهد حضور دو گونه تفکر و رویکرد هستیم که از درون یکی استبداد در می آید و دیگری حاکمی را می پسندد که در درجه اول شهروند و مسؤولیت پذیر باشد و بعد حاکم. کار بزرگ، رواج و ترویج تفکر درست در جامعه و تبدیل آن به گفتمان است. اگر جامعه به این رشد برسد دیگر دغدغه این که چه کسی حاکم باشد را نخواهیم داشت؟ می خواهم بگویم که به اصلاحات به این صورت می نگرم که باید در این زمینه و به این صورت کار کرد. اگر قانونی را نمی پسندیم تلاش کنیم به صورت مسالمت آمیز و در مسیر رسمی آن قانون به قانون بهتری تبدیل شود. اگر نابسامانی و ناهنجاری است بکوشیم به ساز و کاری برسیم که به صورت مدنی قابل اصلاح باشد. این را محور کار قرار دهیم چشم انداز بهتری پیش رو خواهیم داشت. مهم این است که کاری کنیم که زمینه چنین کار و مسؤولیتی فراهم شود.
در انتخابات دوره قبل گفتم که دلمان می خواهد جمع کثیری، بخصوص از جوانان که گرد هم آمده اند آزادانه دور هم جمع باشند و بحث و گفت و گو کنیم و ساز و کار فعالیت های مسؤولانه اجتماعی و سیاسی را پیدا کنیم، ولی نتیجه کار این شد که بسیاری از همین بچه ها الان یا در زندان هستند و یا گرفتار مشکلات متعدد!. آقایان کروبی و موسوی و خانم رهنورد همچنان در حصر به سر می برند؟ باید همه تلاش ما این باشد که شرایط مزبور ادامه پیدا نکند و دوباره تکرار نشود؟ الان قصد ندارم در باب نامزدی خود برای ریاست جمهوری اعلام نظر کنیم ولی فقط سؤال می کنم که اگر حاکمیت هر دلیل فردی مانند من را نخواهد و به هر قیمتی نگذارد که علی رغم خواست شما بیاید، آن روز آنان که امیدوار بودند چه حالی پیدا می کند؟ آیا کینه ها و دلخوری ها بیشتر نمی شود؟ طرف مقابل هم که هزینه ای پرداخته، آیا فضا را تنگ تر نخواهد کرد؟ بعضی می گویند بیایید، همه چیز روشن می شود، آنها جلوی شما می ایستند و ما هم پشت شما می ایستیم؛ من ابداً نمی خواهم این اتفاق بیفتد. من به فکر اصلاحات و به فکر جماعتی هستم که به هر حال به من لطف دارند هم هستم. اگر چنین وضعی ییش آید اوضاع از این هم بدتر می شود.
موقعیت حساسی است و کار دشوار و در عین حال مردم می خواهند از این وضع خارج شوند و طبعاً مطالباتی دارند. اگر تمام ارکان نظام، از رهبری گرفته تا تشکیلات روحانی و غیر روحانی و نهادهای مسؤول یا غیر مسؤول و قدرتمند همه همراهی کنند سال ها طول می کشد که به نقطه صفر برنامه چهارم برگردیم، یعنی شرایط سال ۸۴.
مردم می خواهند تورم وحشتناک، بی کاری گسترده، رواج نابسامانی و فساد و بی حرمتی و انزوا و فشارها و تحریم ها که روز به روز بیشتر شده خیلی زود رفع شود، ولی چه کسی می تواند قول بدهد که اگر کارشکنی ها و موانع باشد می تواند چنین کاری را بکند. اگر حاکمیت منصفانه برخورد کند، می توان کاری کرد، اما اگر همه در مقابل هم قرار بگیرند، همه مطالبات به سوی شما اصلاح طلبان خواهد آمد. اشتیاق و شوق هم از بین می رود و حکومت هم سخت تر خواهد گرفت و به اصلاح طلبان و کشور لطمه جدی وارد می شود.
من می ترسم! می ترسم از این که کدورت ها بیشتر شود و رویارویی ها افزون گردد و امیدها بار دیگر به یأس مبدل شود و حتی دشمن هم از این وضع سوء استفاده کند و باز هم مردم بیشتر تحت فشار قرار بگیرند. آیا می توان این انتخابات را تبدیل به فضایی کرد که دشمنی ها بیشتر نشود و زمینه ایجاد دیالوگ فراهم آید و گفت که این راهی که تاکنون انتخاب شده به ناکجا آباد منتهی می شود. باید رویه ها عوض شود تا فساد ایجاد شده ریشه کن گردد و فضای امنیتی و حصر ها و حبس ها برچیده شود.
من خودم را کسی یا سرمایه ای نمی دانم، ولی از نظر اجتماعی و بین المللی وجهه و پتانسیل هایی ایجاد شده است. سوزاندن سرمایه هنر نیست، اگر سرمایه ای هست باید آن را به نحوی به کار برد که مشکلاتمان را اندک اندک حل کند و این امر نه راحت طلبی است، نه شانه از زیر بار مسؤولیت خالی کردن، ولی در هر حال باز هم می اندیشم و امیدوارم همه ما درست بیاندیشیم.
در ابتدای این دیدار تعدادی از جوانان نقطه نظرات خود را بیان کردند که خلاصه ای از آنها به نقل از سایت دفتر خاتمی در پی می آید:
میرزایی عضو حزب جوانان ایران اسلامی: آقای خاتمی پیروزی اول ما در این روزها این است که دغدغه مردم، الان کاندیدا شدن یا نشدن شماست و این یک خواست همگانی از درون جامعه است. ما امروز از همه اقشار و گروه ها درخواست و دعوت برای کاندیداتوری شما داریم. روحانیون، ایثارگران، کارگران و کارمندان. البته هم مردم و هم شما مشکلات و ملاحظات را می دانیم اما شما باید برای تاریخ پاسخ داشته باشید که چرا در حالی که اقبال عمومی به شما زیاد بود کاندیدا نشدید تا کشور به سمتی نادرست برود. امروز رویکردها مشکل دارد که اگر نداشت ضرورتی برای حضور شما هم نبود.

جعفری، عضو حزب اسلامی کار: آقای خاتمی عدم حضور شما و شکست ما ممکن است باعث فضای یاس و ناامیدی شود که دیگر به این راحتی ها قابل جبران نیست. در انتخاباتی که اصلاح طلبان حضور داشته باشند، جوانان رویش می کنند و اگر اصلاح طلبان حضور نداشته باشند، فرصت این رویش از دست می رود. امروز انسجامی در بین مجموعه فعالین از طیف های مختلف در مورد کاندیداتوری شما صورت گرفته است و ما می توانیم در صورت انسجام هم در انتخابات ریاست جمهوری و هم شوراها موفق باشیم. تصمیم شما امروز اهمیت اساسی دارد و ما نباید ۴ سال دیگر حسرت بخوریم که نتوانستیم از فرصت سال ۹۲ به درستی استفاده کنیم. برندی که امروز به نام خاتمی وجود دارد با هزینه ها و ایثارهای بسیاری به وجود آمده است و شاید وقت آن باشد که شما هم ایثار کنید و برای موفقیت اصلاحات به صحنه بیایید.
دولتی عضو ادوار دانش آموزی: در این روزهای پر تکاپو که همگان به دنبال یافتن راهی برای عبور از این مقطع تاریخی اند توجه ها عوماً به حوزهای اقتصادی و سیاسی است و بیان چرایی های برای مشارکت فعال در انتخابات.
ضمن درک همه این اهمیت ها حوزه های دیگری چون حوزه ی اجتماعی در تصمیم حمعی ما برای حضور در انتخابات و مطالبات آینده ی ما از دولت بر آمده از انتخابات نباید نادیده گرفته شود. به عنوان مثال آموزش و پرورش به عنوان بزرگترین وزارت خانه ی کشور که بزرگترین نهاد خدماتی دولت است، به بیش از ۱۵ میلیون شهروند خدمات ارائه می کند باید در سیاست های آینده کشور از اولویت های دولت باشد
اعتمادی، به نمایندگی از زندانیان: جمله ای از “ستارخان” وجود دارد که می گوید رقبا وقتی می توانند بر ما پیروز شوند که خود ما دشمن هم شویم. اما ما باید از امید در سینه های خود حفاظت کنیم امید بذر هویت ما است و این جمله ای است که مهندس موسوی هم آن را گفته است. امروز کشورمان با مشکلات جدی مواجه است. برخی از مردم دیگر بهایی به حقیقت نمی دهند و در رفتار و کردار روزمره شاهد دروغ پردازی های دولت هستیم. 
هرکس وظیفه خدمت به ملت را برعهده بیگیرد. باید بداند که راه نجات کشور در گرو عزم ملی و بازساری اعتماد از دست رفته مردم است. تا اعتماد به رهبران سیاسی نباشد هیچ اتفاقی نمی افتد. ما به نوبه خودمان، تک تک برای آبادانی ایران عزیز و جلو گیری از تخریب کشور هزینه دادیم و بازهم خواهیم داد و انتظار هم داریم جناب عالی هم از آبروی خود بگذرید و هزینه دهید. با توجه به اینکه موسوی و کروبی همه عرصه ها را از مردم می دانستند، با عدم حضور شما دیگر انتخابات فایده ای نخواهد داشت.
یکی از روزنامه نگاران: اتفاق هایی که در این ۸ سال برای روزنامه نگاران به وجود آمده است انقدر مشخص است که نیازی به گفتن ندارد. از زندان رفتن ها تا توقیف روزنامه ها و خط قرمز هایی که پررنگ تر شده اند و حتی اجازه ندارند اسم شما را در روزنامه هایمان بنویسیم. اما الان امید هایی زنده شده اند که بتوان با حضور شما در انتخابات فضا را باز کرد. این فضای فراهم شده با کاندیداتوری شما می تواند این امید را زنده کند و به بازسازی همه ما کمک نماید.
آذری به نمایندگی از اردبیل: آقای خاتمی یک اراده قوی وجود دارد که آذربایجان از ایران جدا شود. در اینصورت فرزندان ما بدون سرزمین خواهند بود و فقط شما هستید که می توانید امنیت ملی کشور را حفظ کنید. اگر ایران از بین برود من و شما خواب راحتی نخواهیم داشت. بحث حضور شما امروز یک بحث عمومی است و به دلیل مشکلات معیشتی و اقتصاد همه منتظر حضور شما هستند.
امیر حسین آزاد به نمایندگی از دانشجویان: فردا تاریخ از ما می پرسد نخبگان و طبقه ایی که می توانستند تاثیر بگذارند، چرا نقش تاریخی خودشان را ایفا نکردند. در این صورت آیا ما را متهم به گوشه گیری و عافیت طلبی نخواهند کرد. امروز شما باید سبک وسنگین کنید و همه شرایط را بسنجید و اگر به این نتیجه رسیدید که حضور درست است، نباید از چیزی ترسید. با همین روشی که امام و مهندس موسوی وارد میدان شدند و روی حرفشان ایستادند، شما هم وارد شوید. در این صورت در پیش گاه تاریخ هم سربلند خواهید شد. برخورد جناح مقابل هم امروز خیلی آرام تر و کمتر تهاجمی هست. بحث حضور شما که جدی می شد فکر می کردیم آماج حملات خواهیم شد اما آنها الان با خودشان در گیر هستند الاهم اشغل الظالیمان….
شما بیایید و با جبهه عقلانی نظام وارد تعامل و گفت و گو شوید و از هجمه ها بکاهید. سال ۸۷ فرمودید کسانیکه برای من می مانند جوانان ۸۸ و پویش و یاری هستند. الان هم همین بچه ها کنار شما ایستاده اند و شمارا تشویق به حضور می کنند. رای به شما در سال ۹۲ اری به جمهوریت و عقلانیت نظام است.

مزدک موسوی: چنانکه خود گفتید، شهر از نفس افتاده و خورشیدِ هراسناک به ایران این کوه به یخ نشسته چنان می تابد که ذره ذره آب می شویم. در این میان می شود به پرنده ای نو پرواز دل بست که به استقامت بالهای ما، بر آسمانِ بلند پر باز می کند.
آقای خاتمی!
این یک دعوتنامه نیست که ادای دینی است برای آنان که در همیشه ی تاریخ به پشت گرمیِ ما مردمان خیابان، ایستادند و ایستادند…
آقای خاتمی چه خوب است اگر بیاید که:
با گذر از پیش شرط هایی که هیچ گاه محقق نخواهند کرد خواسته های به حق مان را به عنوذان مطالبات احتماعی آزادی خواه پیگیری کنید که خواستن همیشه هزینه بردار است.
بیایید که دیگران با استفاده از ادبیات به ظاهر پیشرو چنان سابق به فریب و دروغ، این بار طبقه ی متوسط اجتماعی را همراه خویش نسازند.
بیایید که فضای اجتماعی به بن بست نشسته ی امروز نیاز به نظار و امید دارد
بیایید که با اتکا به پتانسیل موجود، بازیِ دیگرانِ به مسند نشسته را بر هم زنیم
آقای خاتمی
یک بار خورشید را منتهای بن بست جا گذاشتیم و این بار به یاریِ صبحی که بی شک خواهد آمد به شکست حصرِ وارثانِ نور و خرد و روشنی می اندیشیم.
آقای خاتمی!
چه آمدنی در کار بود و چه قرار بر نیامدن شد،
این قرارداد
تا همیشه بین ما
برقرار باد!
چشمهای من به جای دستهای تو
دست های تو به جای چشم های من
من به دست های تو آب می دهم
تو به چشمِ من آبرو بده
محمد کبیری، دانشجو: جریان دانشجویی امروز رمق گذشته را ندارد و متاسفانه به دلایل مختلفی چون هزینه دار شدن و ستاره دار شدن مشکل فعالیت دارد. بعضی از عزیران در زندان هستند. اگر تا دیروز مینشستیم و صحبت می کردیم و تردید داشتیم تا از شما بخواهیم که بیایید، امروز به یقین رسیدیم که ممکن است این فرصت تکرار نشود. باید کاری کرد که در سال ۹۶ “ای کاش ها” را تکرار نکنیم. البته معتقدیم جریان دانشجویی نگاهش مطالبه محور است. مطالباتی که پس از ۸۸ چهره جدیدی به خود گرفته و مطالبات را این گونه بیان کنیم که با حصر سه بزرگوار موسوی و کروبی ورهنور مواجه هستیم که آن را حصر آرمان های خودمان می دانیم. مطالباتمان در حصر خلاصه شده است. معتقدیم که همان طور که شما گفتید بیانیه ۱۷ موسوی مطالباتی است که حداقل ها را بیان کرده و باید آنها را دنبال کرد.
اصلاح طلبی تغییر در منش و روش هست. معتقدیم باید مطالبات را مطرح کنیم. اگاهی بخشی را در متن جامعه تکرار نماییم که چنین فرصتی ممکن است دوباره میسر نشود. تاریخ در باره ما قضاوت خواهد کرد که به وظیفه خود درست عمل کرده ایم یا نه. اگر پیروز شویم که چه بهتر و اگر نشدیم می توانیم بگوییم که وظیفه مان را انجام داده ایم. این پتانسیلی که در شما وجود دارد، امکان انتقال به غیر ندارد. ممکن است کسی نتواند این راه را ادامه دهد و تشتت بیشتر وارد جریان اصلاح طلبی شود و همین هم که داریم از دست بدهیم. از جناب عالی می خواهیم این پتانسیل را بکار ببریم و با حضور حداکثری وارد شویم و از ملت و وجدان خودمان منتظر سبز شدن چرغ باشیم نه دیگران.
سعید اله بداشتی مجمع نیروهای خط امام: 
هیچ وقت عادت نداشتم خلاف انچه اعتقاد داشتم بیان کنم. حضرت عالی جزو معدود سیاستمداران درجه اول نظام هستید و البته یک شنونده خوب. از زمانی که ما به بلوغ سیاسی رسیدیدم کسی را به شنوایی حضرت عالی نداشتیم. قبلاً بهشتی و مطهری بودند اما نسل ما حضرت عالی را دارد که با او صحبت کند. 
از طرف دیگر معتقدم که شما به شدت انسانی هستید که با خداوند معامله می کنید. عزتی که خداوند به شما داده بی حساب و کتاب نبوده است. شما ۸ سال بعد از ریاست جمهوری سال به نوعی در رسانه های داخلی مفقود هستید اما هنوز محبوبیت دارید و این عزتی هست که از جانب پروردگار به شما داده شده است. به این هم معتقدم که همیشه در تصمیم گیری های سیاسی و اجتماعی رویکرد اخلاقی و اجتماعی را در نظر می گیرید و نسل امروز ما بشدت تشنه شنیدن این رویکرد هست.
حجت شریفی: خواستگاه صحبت من متفاوت است. اکثر این دوستان علاقه زیاده دارند و حب به شما. من از علاقه مندان به شما هستم. معتقد به این هستم که عرصه این انتخابات که مواجه می شویم انقدر حساس و پیجیده و میدان احساسات و علاقه ها نیست و تصمیم گیری نیاز به حساب و کتاب خیلی زیاد و درایت و تعقل دارد. از همین منظر همه می دانیم شرایط امروز و روندهای موجود باید تغییر کند و برای تغییر، مدلی جز گفت و گو برای تفاهم و اصلاحت وجود ندارد. یعنی راه دیگری غیر این نداریم. انقلاب را که مخالفیم. همدلانه معتقدم، حضور شما تبعاتی هم دارد. امکان متحد شدن و صف آرایی رقیب و احتمال اینکه حتی رای شما را چهار، یا پنج میلیون اعلام کنند، فقط برای اینکه رای واقعی شما را مخدوش نمایند.
شما اما استدلال هایی را مطرح می کنید که من نمی توانم آن ها را بپذیرم. می گویید نمی گذارند کار کنیم. اما به صرف حضور شما خیلی کارها انجام می شود. اکر فقط بشود ترمزی در این روند رو به اضمحلال ایجاد کرد، کار خیلی بزرگی انجام شده است و کار کمی نیست. نگاه امروز ما حداقلی است. باور دارم از طرف جریانات مقابل هم همدلی بیشتر شده است. نتیجه لج بازی ها را فهمیده اند.
آقای خاتمی هیچ کس جز شما در این فرصت کم نمی تواند رای بالایی بیاورد. چاره ایی نداریم جز شما. خیلی انتقاد دارم. اما چاره ایی هم نداریم. آیا اشتباهی که سال ۸۴ مهندس موسوی انجام داد و نیامد باید تکرار شود؟ می دانم که تمام دلایل را خیلی بیشتر از ما می دانید. اما درخواست ما را برای کاندیداتوری بپذیرید
عرب گل: با ما تماس گرفته و گفته اند که از شما حمایت نکنیم. اما ما از شما می خواهیم که حتما بیایید و کاندیدای ما باشی.
مازنی از اعتمادملی: آقای خاتمی اینکه می گویید حاضر نیستید با حضور تحت هر شرایطی هزینه هایی را به نظام تحمیل کنید. این تشخیص شما هست از شرایط کشور. اما داستان ما را هم مورد توجه قرار دهید و هزینه هایی که از آن سو به نظام و جریان اصلاحات تحمیل می شود. سال ۸۰ گفتید که نمی توانید صرفاً نظر شخصی را معیار قرار دهید. امروز در همین نظام که اصولش نادیده گرفته شده، رسالت تاریخی شما به مراتب بیشتر است. در این بزنگاه تاریخی و با فرصت و محبوبیتی که شما دارید و جایگاهی که از آن برخوردارید، عدم حضور هزینه هایی به مراتب بیشتر از آنچه که تصور می شود به کشور تحمیل خواهد کرد. به عنوان یک نمونه می توانم به تشدید دین گریزی در نسل جوان اشاره کنم و معتقدم که نگاه شما به دین می تواند در بازیافت آن بسیار موثر باشد. قطعاً مردم فریاد می زنند اسلام خاتمی را به اسلام برخی از افراد دیگر ترجیح می دهند.
همه ما می دانیم که اگر صرفاً بر اساس اختیار شخصی قرار بود تصمیم بگیرید، سال های آرام کتابخوانی را ترجیح دادید، اما امروز سید محمد خاتمی با موجی از درخواست و خواسته ها رو به روست که از او می خواهند برای عبور جامعه از این وضعیت کمک کند. نظام هم باید همین را بخواهد. با نیامدن شما جریان برانداز و مخالف نظام قدرتمند می شود. اصلاحات درست ترین و بهترین و ممکن ترین راه است. با امدن به صحنه این جریان را زنده نگه دارید و نظام و کشور را نجات دهید.
آرمان ذاکری فعالین دانشجویی: پس از کودتای ۲۸ مرداد، مرحوم مصدق در احمد آباد تا ۱۲ سال بعد از کودتا زنده بود. اما سرمایه ایشان به دلیل نبود جامعه مدنی قدرتمند نتوانست به صورت بهینه در جامعه سیاسی فعال باشد. امروز اما ما نباید بگذاریم سرمایه اجتماعی سید محمد خاتمی هم اینگونه شود. سرمایه ای که متعلق به جامعه بزرگ مدنی ایران است.
اصلاحات از روز اول از تصمیم گیری فردی به دور بود و خرد جمعی قوم بر تصمیم گیری فردی مقدم محسوب می شد. شما باید حضور در چارچوب نظام و انتخابات قانونی را بپذیرید و فاصله خود را با براندازی هم مشخص کنید. ما با بحران ۸۸ و زندانیان سیاسی و حصر و حبس رو به رو هستیم که خسارات ناچیزی نیستند. اما درک جامعه امروز از شرایط و دغدغه هایش بیشتر از قبل است. حتی شما اگر بیایید و به هردلیل از صندوق نام شما خارج نشود به عنوان کاندیدای نظام می توانید باعث کمتر شدن فشارها بشوید و تهدیدها را کاهش دهید. خیلی ها می گویند اگر مهندس موسوی در سال ۸۴ آمده بود، امروز شاهد پدیده احمدی نژاد نبودیم. در سال ۹۲ هم می توانیم همین را بگوییم.

تصاویری منتشر نشده از تابلوهای نقاشی میرحسین


چکیده : آکادمی هنرهای برلین درصدد است که نه تنها کارهای هنری میرحسین موسوی را به علاقه مندان نقاشی در اروپا معرفی کند، بلکه با برپایی سخنرانی و گفت‌وگو، افکار عمومی را متوجه وضعیت نابهنجار میرحسین موسوی و همسرش سازد. آکادمی هنرها در برلین یکی از مهم‌ترین نهاد‌های فرهنگی در آلمان به شمار می‌‌آید و بسیاری از سرشناس‌ترین هنرمندان آلمانی در این آکادمی عضویت دارند....

کلمه – گروه اجتماعی: تعدادی از آثار نقاشی میرحسین موسوی، که بیش از دو سال است به همراه همسرش زهرا رهنورد در حبس خانگی بسر می‌برد، قرار است به مدت دوهفته در آکادمی هنر برلین به نمایش گذاشته شود.
این نمایشگاه به دعوت آکادمی هنر برلین و با عنوان در اندیشه آزادی ( Meditation der Freiheit) برگزار خواهد شد.
نمایشگاه در ساعت ۶ بعد از ظهر روز پنجشنبه ششم ماه ژوئن با حضور مهمانان گشایش می یابد، و از هفتم تا بیست و سوم این ماه برای تماشای علاقمندان ادامه خواهد یافت.
مراسم افتتاحیه نمایشگاه در دو بخش است: بخش نخست، گفتار پروفسور کلاوس اشتک، رییس آکادمی، در باره چگونگی برگزاری نمایشگاه و ویژگی های نقاشی های میرحسین موسوی، و بخش دوم گفت و گوی او با شیرین عبادی، برنده جایزه صلح نوبل، و اردشیر امیرارجمند، سخنگوی “شورای هماهنگی راه سبز امید” با عنوان “هنر و حقوق بشر در ایران”.
میرحسین موسوی دانش آموخته رشته مهندسی معماری و شهرسازی، با مدرک کارشناسی ارشد، از دانشگاه ملی (شهید بهشتی کنونی) است. او نقاشی را از اوائل دهه چهل آغاز کرد و تا کنون در نمایشگاه های متعدد فردی و جمعی در نگارخانه نیاوران، تالار قندریز، و موزه هنرهای معاصر تهران شرکت داشته است. در زمینه معماری نیز طرح ساختمان برخی از کانون های فرهنگی و اداری در تهران و شهرهایی چون اصفهان و تبریز، از جمله ساختمان فرهنگستان هنر، باغ هنرمندان در مجاورت آن، و نیز برخی سنگ‌نوشته ها در میدان ها و خیابان های تهران از جمله کارهای اوست.
میرحسین موسوی بیش از ۱۱ سال ریاست فرهنگستان هنر ایران را به عهده داشت و از سال ۱۳۶۸ در دانشگاه تربیت مدرس تدریس می‌کرد.
موسوی در نقاشی تکنیک های گوناگونی را به کار گرفته است. از رنگ و روغن گرفته، تا آکریلیک و کولاژ. آخرین تابلوهای وی مربوط به پیش از حصر خانگی است. این تابلوها با به کارگیری پیستوله آتش شکل گرفته اند. موسوی ضمن حرارت دادن به صفحات فلزی با ابعاد و شکل های گوناگون بر بوم، و درآمیزی خطوط و رنگ ها و کلمات کوشیده است به فضاهایی انتزاعی دست یابد.
در این نمایشگاه ۲۸ تابلو به انتخاب کارشناسان آکادمی هنر برلین و موزه هنرهای اسلامی به نمایش درخواهد آمد.
در بروشور این نمایشگاه آمده است که رییس سابق فرهنگستان هنر ایران به همراه همسرش، مجسمه ساز و استاد دانشگاه، زهرا رهنورد، از سال ۱۳۸۹/ ۲۰۱۱ تاکنون در تهران در حصر خانگی بسر می برند و از هرگونه ارتباط با دنیای خارج محرومند و انجام فعالیت های هنری و برگزاری نمایشگاه برای آنها غیرممکن است.
در گزارش تصویری ای که دویچه وله برای اولین بار از نقاشی های این نمایشگاه منتشر کرده، آمده است: آکادمی هنرها درصدد است که نه تنها کارهای هنری میرحسین موسوی را به علاقمندان نقاشی در اروپا معرفی کند، بلکه با برپایی سخنرانی و گفت‌وگو، افکار عمومی را متوجه وضعیت نابهنجار میرحسین موسوی و همسرش سازد.  آکادمی هنرها در برلین یکی از مهم‌ترین نهاد‌های فرهنگی در آلمان به شمار می‌‌آید. بسیاری از سرشناس‌ترین هنرمندان آلمانی در این آکادمی عضویت دارند. معماری دیدنی این ساختمان محلی استثنایی برای برگزاری نمایشگاه‌های مختلف هنری به شمار می‌آید.
آکادمی هنرها در برلین یکی از مهم‌ترین نهاد‌های فرهنگی در آلمان به شمار می‌‌آید. بسیاری از سرشناس‌ترین هنرمندان آلمانی در این آکادمی عضویت دارند. معماری دیدنی این ساختمان محلی استثنایی برای برگزاری نمایشگاه‌های مختلف هنری به شمار می‌آید.

۱۳۹۲ اردیبهشت ۱, یکشنبه

آخرین وضعیت پرونده جواد لاریجانی /مساحت زمينهاي لاريجاني 20 هكتار است نه هزاران هكتار



آخرین وضعیت پرونده جواد لاریجانی /مساحت زمينهاي لاريجاني 20 هكتار است نه هزاران هكتار
يك سال از اتهام زمين خواري به معاون قوه قضائيه مي گذرد. هر چند با دستور رئيس دستگاه قضا پرونده بدون پارتي بازي در حال بررسي است اما برخی رسانه های دولتی اعلام کرده اند چاه هاي عميق حفر شده در زمينهاي محمد جواد لاريجاني موجب از بين رفتن محصولات كشاورزي مردم ورامين شده است.
خبرگزاری مهر- گروه اجتماعی: محمدجواد اردشیر لاریجانی سیاستمدار، ریاضی دان و نظریه پرداز 62 ساله که سالهاست به عنوان معاون بین الملل و دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه فعالیت می کند. چند ماهي است كه از سوي مخالفان و متقدانش انگشت اتهام زمین خواری و سوء استفاده از اموال بیت المال به سويش نشانه رفته است. اتهامي كه هر چند هنوز اثبات نشده ولي براي برادر رئيس قوه قضائيه و رئيس مجلس موجب تشكيل پرونده شده است.
علي لاريجاني: سند داريد رو كنيد!
ماجراي پرونده جواد لاريجاني زماني قوت گرفت كه در تيرماه 91 برخي سايتهاي خارج از كشور اسناد جديدي از اين پرونده منتشر كردند. اسنادي 12 برگي كه نشان مي داد محمد جواد لاريجاني 342 هكتار زمين در ورامين را غصب كرده است. در همین حال علي لاريجاني رئيس مجلس در دفاع از برادرش گفت: «كدام زمين خواري؟ هر كس سندي دارد به قوه قضائيه بدهد تا بررسي شود.
دستور رئيس قوه قضائيه براي بررسي پرونده برادر بدون پارتي بازي
يك ماه بعد از مطرح شدن اين پرونده و اظهارات رئيس مجلس اين بار عليرضا آوايي رئيس دادگستري استان تهران در مورد اين پرونده سخن گفت و اظهار داشت: چند ماه قبل رياست محترم قوه قضائيه با من صحبت كرد و گفتند «چنين پرونده‌اي وجود دارد. تقاضاي موكد من از شما اين است كه پيگيري كنيد تا اين پرونده به سرعت رسيدگي شود». رئيس قو ه قضائيه تاكيد كردند كه مطلقا ملاحظه هيچ كدام از ما را نكنيد و اين براي خود من هم جالب بود زيرا يك تعارف نبود بلكه يك تاكيد صادقانه بود. صحبت رئيس قوه قضائيه اين بود كه مثلا اگر كسي از بستگان من يا برادر من احيانا پرونده‌اي دارد چرا بايد حيثيت همه و مسئولين نظام زير سوال برود براي اينكه چند هكتار زمين گرفته شده يا نشده است. لذا من بلافاصله يكي دو روز بعد از اين موضوع، رييس دادگاه جوادآباد را دعوت كردم و پيام و مطالبه رييس قوه قضاييه را نيز به او گفتم و حدود شش بار هم با ايشان تماس گرفتم.
پاسخ جواد لاريجاني در مورد پرونده زمين خواري
اما بعد از اين حاشيه ها 7 آذرماه 91 بود كه اين بار محمد جواد لاريجاني خود لب به سخن گشود در نشست خبري به اما و اگرها و حرف و سخن هاي مطرح شده در مورد پرونده زمين خواري اش گفت: شکایتی از سوی یکی از نهادهای دولتی علیه من مطرح شده بود. این شکایت ابتدا رد و مجددا مطرح شد. قضات محترم دیدند بهتر است دوباره بررسی شود و من هم مثل هر شهروند دیگری شرکت کردم و از خود دفاع کردم. ما لاریجانی‌ها ضمن اینکه برادر هستیم ولی در رابطه با کار برادر و این‌ها نمی‌شناسیم. جواد لاريجاني با بیان اینکه شاید در حال حاضر بالغ بر 150 هزار پرونده این‌چنینی مطرح باشد، گفت: یکی از مسائل اصلی کشاورزی، مساله عدم تنسیق اسناد مالکیتی است و خوشبختانه با همتی که ریاست قوه قضائیه و اداره ثبت اسناد و املاک کشور کردند، برای زمین‌های کشاورزی هم اسناد مالکیت صادر می‌شود و این زمین‌ها هویت پیدا می‌کنند. البته چون ما در یک پروسه قضایی هستیم من نباید درباره آن صحبت کنم و سخنگوی قوه قضائیه در این باره صحبت خواهد کرد و ان‌شاءالله وقتی که کار قضایی‌اش تمام شد یک روز به مزرعه می‌رویم و من در آنجا به شما آبگوشت می‌دهم.
سايت دولت: چاه هاي باغ پسته جواد لاريجاني كشاورزي ورامين را دچار مشكل كرده است
بعد از اين سخن ها چندين بار هم موضوع پرونده جواد لاريجاني در جلسه سخنگوي قوه قضائيه مطرح شد ولي پاسخ ها تكراري بود كه اين پرونده در حال رسيدگي است. تا اينكه 27 فروردين ماه سال جاري (1392) خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران به نقل از چند كشاورز وراميني اعلام كرد كه حفر 72 حلقه چاه برای چند باغ پسته متعلق به آقاي "ل"  بسیاری از زمین های کشاورزی ورامین راخشک کرده است.
اين كشاورزان مدعي شدند که باغ های پسته ای که در منطقه سالاریه و سیاه کوه به نام باغ آقایˈلˈ احداث شده تاثیر بسیار زیادی بر روی کشاورزی شهرستان ورامین داشته و مشکلات عدیده ای برای کشاورزان این منطقه به وجود آورده است. این چاه ها همگی در یک مسیر قرار دارند و تمامی آبهای زیرزمینی این منطقه را برای آبیاری بیش ازپنج هزار هکتار باغ پسته ای که در اراضی ملی احداث نموده اند استحصال می کنند. در اين منطقه هيچ فرد عادي نمي تواند مجوز چاه بگيرد ولي اين آقا چاه دارد.
يك منبع آگاه: تنها چاه قانوني باغ هاي پسته ورامين متعلق به محمد جواد لاريجاني است

هر چند اظهارات كشاورزان روز بعد در روزنامه دولت منتشر شد و بسياري از سايتهاي داخلي و خارجي هم اين خبر را اعلام كردند ولي يك منبع آگاه نزدیک به خانواده لاریجانی در گفتگو با خبرنگار مهر گفت: اين موضوع به هيچ عنوان صحت ندارد.
وي اظهار داشت: حقيقت ماجرا اين است كه در كل منطقه ورامين 2 هزار هکتار باغ پسته و بیش از یکصد چاه آب وجود دارد كه بیشترآنها غيرقانوني است و تنها چاه محمد جواد لاريجاني قانوني است.
اين منبع آگاه گفت: مساحت زمينهاي آقاي جواد لاريجاني 20 هكتار است نه هزاران هكتار که فقط یک چاه در این زمینها وجود دارد.
به گزارش خبرنگار مهر، هر چند اظهارات اين منبع آگاه به برخي شايعات پايان مي دهد ولي افكار عمومي در انتظار برگزاري دادگاه و نتايج بررسي ها در مورد پرونده برادر رئيس قوه قضائيه و رئيس مجلس هستند. نتيجه اي كه همانند دادگاه فساد و بيمه مي تواند سلامت قوه قضائيه را بار ديگر به منحصه ظهور بگذارد.

شهرستان آبدانان سقوط کرد.

فرماندار شهرستان آبدانان گفت: یک فروند هواپیمای اف 5 در شهرستان آبدانان سقوط کرد.
مراد ناصری در گفتگو با خبرنگار مهر در آبدانان اظهار داشت: این هواپیما در برخورد با کوه فیلمان در مناطق شهرستان آبدانان سقوط کرده و دو نفر سرنشین آن در دم جان سپردند.
وی افزود:  این هواپیما متعلق به پایگاه چهارم شکاری دزفول بوده است.
فرماندار آبدانان اظهار داشت: نیروهای امدادی و امنیتی در حال بررسی علت حادثه در منطقه هستند.

تذکر فیفا به ایران به خاطر اعدام در ورزشگاه



خبرگزاری هرانا - فیفا به فدراسیون فوتبال ایران تذکر داد تا دیگر در استادیوم‌های ورزشی متهمین را اعدام نکنند.
علی کفاشیان درباره اینکه فیفا از فدراسیون درباره برگزاری مراسم اعدام در یکی از ورزشگاه‌های سبزوار توضیح خواسته است، تصریح کرد: فیفا برای ما نامه نوشت اما این موضوع مربوط به ۲ ماه پیش است.
وی همچنین ادامه داد: فیفا در آن نامه از فدراسیون ایران توضیح نخواسته بود بلکه تذکر داد که این کار در ورزشگاه‌ها انجام نشود. ما هم نامه را به مراجع ذی‌صلاح ارجاع دادیم تا بررسی کنند و دیگر شاهد چنین برنامه‌هایی نباشیم.