۱۳۹۲ اسفند ۱, پنجشنبه

بافته های رنج؛ خدا تن آدم را سالم نگه دارد خرج خودم را در میاورم

چکیده :ایستگاه سوم یا چهارم بودم که کسی کنارم نشست، حرکت تند و ریز دستانش چشمم را از روی صفحه کتاب به سوی خودش جلب کرد. آنقدر تند تند می بافت که نمی توانستم چشم بردارم. یاد فیلم عصر جدید افتادم آنجا که آدم های داخل کارخانه مجبور بودند آنقدر تند کار کنند که انگار ذهن ها از کار افتاده و فقط دستها بود که حرکت می کرد....


کلمه- شهرزاد موسوی: اتوبوسی که سوار شده بودم کهنه و اوراق بود. با کوچکترین دست انداز کف خیابان تکان می خورد و از روی صندلی به بالا پرت می شدم معلوم بود که پدر کمک فنرهایش در آمده. با هر تکان اتوبوس یا هر بار که در ایستگاه نگه می داشت خطوط نوشته کتابی که می خواندم را گم می کردم. اما باز هم ول کن نبودم دلم نمی خواهد هر روز یک ساعت موقع رفت و یک ساعت موقع برگشت روی صندلی اتوبوس و تاکسی وقتم را تلف کنم، هر چند همین تکان خوردن ماشین های قراضه یا حرف زدن دو نفر جلویی یا پشتی باعث می شود یک خط را دو بار یا حتی چند بار بخوانم.
ایستگاه سوم یا چهارم بودم که کسی کنارم نشست، حرکت تند و ریز دستانش چشمم را از روی صفحه کتاب به سوی خودش جلب کرد. آنقدر تند تند می بافت که نمی توانستم چشم بردارم. یاد فیلم عصر جدید افتادم آنجا که آدم های داخل کارخانه مجبور بودند آنقدر تند کار کنند که انگار ذهن ها از کار افتاده و فقط دستها بود که حرکت می کرد. همین طور که می بافت نگاهم کرد و گفت: توی خیابون موقع راه رفتن هم می بافم، دم عیده یه عالمه سفارش گرفتم.
لبخندم را که دید ادامه داد: پتوی نوزاده سفارش خیلی زیاده چند تا از مغازه های خیابون بهار یه عالمه سفارش دادن اصلا وقت ندارم.
دوباره به صورتم نگاه کرد و گفت: دستم تنده نه؟
گفتم: خیلی، خسته نباشی.
و باز خندیدم. هنوز در فضای فیلم بودم. هر چند دقیقه یک بار نوک انگشتانش را به دهان می برد و با آب دهان ترشان می کرد. با لبخند گفت: هر دو روز یک پلیور می بافم.
نوک انگشتانش خشک و ترک ترک شده بود و لبه ی ناخن های کوتاهش ریش ریش بود.
پرسیدم: تمام روز بافتنی می بافید؟
گفت: خدا تن آدم رو سالم نگه داره مریض که نباشی بقیه اش درست می شه با همین کارا خرج خودم رو در میارم.
به سختی حرف هایش را می فهمیدم فکر نمی کنم حتی یک دندان هم در دهان داشت. حتی وقتی که حرف نمی زد هم از فرو رفتگی صورتش و برجستگی گونه هایش پیدا بود.
نمی توانستم چیزی بگویم می ترسیدم حواسش را پرت کنم. کاموای سفید رنگ از داخل کیف سرمه ای رنگ برزنتی اش بیرون می آمد. هر چند دقیقه یک بار به من لبخند می زد و می بافت.
ایستگاه بعدی را که دید رو به من کرد و گفت: تا اونجا این رج رو تموم می کنم.
و بعد شروع کرد به شمردن دانه ها: ۲۱، ۲۲ ….۳۵ تا، دیدی تونستم.
انگار با خودش مسابقه داشته باشد. انگار زندگی برایش در دو کلمه خلاصه می شد، بافتن و فروختن.
به ایستگاه که رسیدیم، پیاده شد و کنار خیابان به راه افتاد. وقتی اتوبوس حرکت کرد و از کنارش رد شد، نگاهش کردم هنوز هم می بافت تند تند راه می رفت و از آن هم تند تر می بافت. با خودم گفتم خدا تنش را سالم نگه دارد. قرار بود نفت بر سر سفره ها بیاید اما نان هم رفت. اما نا امید نیست و می دود تا از چرخ روزگار عقب نیفتند. خدا تنش را سالم نگه دارد

روزنامه آسمان توقیف شد

 با اعلام جرم سرپرست دادسرای فرهنگ و رسانه روزنامه آسمان به دلیل انتشار مطالب خلاف موازین اسلامی و توهین به مقدسات اسلامی توقیف شد.
به گزارش روابط عمومی دادسرای عمومی و انقلاب تهران، روزنامه یاد شده در شماره روز سه شنبه مورخ ۲۹/۱۱/۱۳۹۲ با انتشار مطلبی نوشته بود که حکم قصاص غیر انسانی است.
متعاقب انتشار این مطلب سرپرست دادسرای فرهنگ و رسانه علیه مدیر مسئول این روزنامه اعلام جرم کرد و خواستار توقف انتشار آن شد.
در پی ارجاع پرونده به شعبه بازپرسی دادسرای فرهنگ و رسانه ، بازپرس پرونده پس از رسیدگی دستور توقیف این روزنامه را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی صادر و ابلاغ کرد. این گزارش هم چنین حاکیست که مدیر مسئول این روزنامه نیز تحت تعقیب قضایی قرار گرفته است.

۱۳۹۲ بهمن ۳۰, چهارشنبه

سیدمصطفی تاج زاده: از دید آقایان انرژی هسته ای در برابر نان و استقلال در مقابل آزادی قرار دارد

چکیده :آقایان هشت سال پیش وعده می دادند که در صورت پیروزی در انتخابات ایران را ژاپن اسلامی خواهند کرد نه کره شمالی اسلامی اکنون باید پاسخ دهند که اگر نمی توان هم زمان هم نان داشت و هم انرژی هسته ای چرا به مدت 8 سال به ملت ایران دروغ گفته اند؟ استقلال خواهی بدون آزادی آنان مدلی را در ذهن مجسم می کند که طالبان در افغانستان مستقر کرد و کیم ایل سونگ نوع الحادی اش را در کره شمالی تحقق بخشید ...


کلمه- سیدمصطفی تاج زاده:
۱- «ما بی سوادان که انرژی هسته ای را با دادن خون به دست آورده ایم با نان عوض نمی کنیم»
این شعار بر پلاکاردی که جنبش به ظاهر دفاع از استقلال ایران در راهپیمایی ۲۲ بهمن حمل می کرد، نقش بسته بود. و معنای آن این است که ملت ما باید یا نان را انتخاب کند یا انرژی هسته ای را. یعنی همان مسیری که سلسله کیم ایل سونگ پیموده است. بمب هسته ای را به قیمت فلاکت ملت خویش برگزیده و کره شمالی را به یکی از فقیرترین و منزوی ترین کشورهای جهان تبدیل کرده است. بمب اتم و موشک بالستیک دارد اما نان ندارد. به همین دلیل اولین خواسته آن دولت در هر توافقی با غرب دریافت چند هزار تن گندم بیشتر است تا اندکی از درد گرسنگی مردمش بکاهد. این در حالی است که آقایان هشت سال پیش وعده می دادند که در صورت پیروزی در انتخابات ایران را ژاپن اسلامی خواهند کرد نه کره شمالی اسلامی اکنون باید پاسخ دهند که اگر نمی توان هم زمان هم نان داشت و هم انرژی هسته ای چرا به مدت ۸ سال به ملت ایران دروغ گفته اند؟ چرا وعده آوردن نفت بر سر سفره های مردم را دادند؟ چرا درآمد افسانه ای نفت را طی این سال ها صرف واردات کالاهای بنجل چینی کردند؟ چرا با طرح مسائل اساسا نادرست یا بعضا درست اما نامربوط یا مضرّ به حال ما پرونده های جدیدی برای میهن و مردم باز کردند؟
اگر تحریم ها بی اثر بودند چرا وزرایشان در کمیسیون های مجلس اشک می ریختند که مگر نمی دانید چه بلایی بر سرما نازل شده است؟ طرح این سؤال ها برای چیست؟ و اگر تحریم ها آثار سوء جدی بر اقتصاد ملی داشت چرا به مردم صادقانه توضیح ندادند؟ و سرانجام آن که اگر واقعا به دوگانه فوق معتقدند چرا نامزد آقای مصباح در مناظره های انتخاباتی، دکتر روحانی را به چالش نکشید که از چرخش تؤامان سانتریفیوژها و چرخ اقتصاد کشور دفاع می کرد؟
۲- انحراف بزرگ تکفیری های قم و تهران از مسیر انقلاب اسلامی استقلال خواهی و آزادی ستیزی آنان است. از نظر ایشان آزادی نه از آرمان های ملت و ارزش های انقلاب به شمار می رود و نه هرگز به خطر می افتد. استقلال خواهی بدون آزادی آنان مدلی را در ذهن مجسم می کند که طالبان در افغانستان مستقر کرد و کیم ایل سونگ نوع الحادی اش را در کره شمالی تحقق بخشید و آن کشور را به پادگانی بزرگ تبدیل نمود که در عصر ارتباطات هنوز ظاهرا رادیو تلویزیونش تک موج است! اما انقلاب اسلامی با شعار استقلال و آزادی پیروز شد و قانون اساسی آن بر همین مبنا تبیین گردید و به تأیید اکثریت ملت رسید. افزون بر آن تأکید تؤامان بر استقلال و آزادی حلقه وصل نهضت های یک صد سال اخیر در ایران از مشروطه تا دوم خرداد و ۲۴ خرداد است.
بر همین اساس ما با دریوزگی از قدرت های بیگانه برای مقابله با استبداد داخلی به همان میزان مخالفیم که استقرار نظام پادگانی را به بهانه مبارزه با استعمار خارجی بر نمی تابیم. حزب پادگانی که اکنون در پشت جنبش مردمی دفاع از استقلال ایران پنهان شده با طرح شفاف تر دیدگاه های خود ناخودآگاه منویات خویش را آشکار کرده است و این جای خشنودی دارد. از دید آنان انرژی هسته ای در برابر نان و استقلال در مقابل آزادی قرار دارد و ملت ما تنها یکی از این دو گزینه را می تواند انتخاب کند به گونه ای که نان و آزادی را در مسلخ استقلال و انرژی هسته ای به قربان گاه برد. به باور آنان ملت ایران آنقدر بالغ نشده است که بتواند همه این ها را با هم جمع کند. این نگرش کسانی است که بارها هشدار داده اند که قصد دارند به نام حق مسلم هسته ای دیگر حقوق اساس ملت و در رأس همه حق تعیین آزاد سرنوشت را به محاق برند. شاهد من برای اثبات این که اظهارنگرانی این جریان سازمان یافته جنگ طلب درباره نتیجه نهایی مذاکرات هیچ جای نگرانی حقوقی ندارد و صرفا یک حرکت سیاسی علیه دولت تدبیر و امید به شمار می رود آن است که توافق جامع به هر صورت که انجام پذیرد نیاز به تصویب پروتکل الحاقی در مجلس دارد.
آقایان کافی است از دادن رأی به آن خودداری کنند تا استقلال میهن ب زعم آنان آسیب نبیند اما به علت آن که می دانند اکثریت قاطع مردم حامی انعقاد این قرار داد هستند، جرأت ایستادگی در برابر خواست ملی را ندارند. به همین دلیل در ماه های آینده با تمام توان خواهند کوشید با دروغ گویی و شب نامه پراکنی و سم پاشی بر افکار عمومی تأثیر بگذارند و بار دیگر بازی باخت – باخت یعنی افزایش تعداد سانتریفیوژها و درصد غنی سازی از طرف ایران و افزایش تحریم ها و تهدیدها از سوی ۵+۱ را زنده کنند تا امید ایجاد شده را ناامید سازند.
۳- سخن رهبر که ملت ما باید رفتار و گفتار مقامات آمریکایی را به دقت زیرنظر بگیرد، صحیح اما ناقص است. درست است زیرا واشنگتن از کودتای مشترک با لندن علیه دولت قانونی و ملی مصدق از ۶۰ سال پیش تاکنون بارها در مقابل مطالبات استقلال طلبانه، آزادی خواهانه و پیشرفت جویانه ملت ایران ایستاده است. بنابرین لازم است سخنان مقامات آن کشور و بسیار مهم تر از آن عملکردشان را به طور کامل رصد کنیم تا بتوانیم به بهترین نحو عکس العمل نشان دهیم و پاسدار منافع ملی مان بوده و البته به هوش باشیم که در دام آمریکا شناسی معیوب و یک سویه صدا و سیما نیفتیم که این روزها با جدیت تمام می کوشد مبانی توافق را تخریب، مردم را مأیوس و آمریکایی ها را تحریک کند. توصیه رهبر اما ناقص است زیرا که تنها ناظر به یک روی سکه است و روی دیگر آن را که رفتار و گفتار جناح جنگ طلب ایرانی است، مدنظر قرار نمی دهد.
حال آن که همین استقلال خواهان آزادی ستیز و معتقدان به انتخاب نان یا انرژی هسته ای، دیپلماسی عاقلانه هسته ای دولت اصلاحات را به انحراف کشاندند و ایران را گرفتار تحریم های جهانی و الزام آور شورای امنیت کردند. پس از آن هم دوبار مانع توافق ایران و غرب (لاریجانی-سولانا و ولایتی-سارکوزی) در سال های ۸۵ و ۸۶ شدند. همین گروه به نامه هشدار آمیز وزارت امور خارجه در سال ۱۳۸۹ بی توجهی کردند. نامه ای که در آن دکتر صالحی پیامدهای تحریم نفتی و بانکی ایران را شرح داده بود. ارزیابی نادرست آنان از شرایط داخلی آمریکا و اوضاع و احوال بین المللی و نیز توهمشان درباره برد تهدیدات نظامی کشور فرصت را برای تحریم بی سابقه نفت و بانک مرکزی کشور توسط غرب مهیا کرد. آنان یک بار در زیر لوای شعارهای پرطمطراق هسته ای بی کفایتی، فسادپروری و تنگ نظری خویش را پنهان کردند. نباید به آنان جازه داد بار دیگر این سناریو را تکرار کنند.
۴- اکنون که دکتر روحانی صاحب نظران بویژه حقوق دانان را به نقد توافق ژنو دعوت کرده است، اصلاح طلبان، اعتدالیون و حتی آن بخش از اصول گرایان که با دیپلماسی دوسر برد دولت موافقند باید به میدان بیایند و اجازه ندهند متهمان ردیف اول وضعیت اسفناک کنونی کشور بار دیگر از غفلت ما سوء استفاده کنند و در جایگاه دادستان بنشینند و به صدور کیفرخواست علیه خدمتگزاران ملت بپردازند. بر همین اساس پیشنهاد می شود جبهه اصلاحات بانی سمیناری ملی در این زمینه با شرکت متخصصان و صاحب نظران گردد. چنان که لازم است فضای مجازی را با طرح پرسش های بنیادین و نقد رفتار و گفتار افراطیون طرفدار تداوم تحریم ها و ابعاد خطرناک بازی باخت – باخت فعال تر از همیشه نمود. دانشگاهیان و به ویژه دانشجویان نیز می توانند با برپایی نشست های گوناگون نظریات اصلاح گرایانه خویش را به دولت عرضه دارند. دعوت دکتر روحانی حجت را بر همه اندیشمندان دلسوز ایران زمین تمام کرده است.
هرکس موظف است به صورت فردی یا جمعی در این حرکت عظیم شرکت کند تا حمایت گسترده کنونی ملت از تیم مذاکره کننده هم چنان تا پایان کارشان ادامه یابد و آنان با دلگرمی کامل پشت میز مذاکره بنشینند. به نظر می رسد تأسیس واحدی در وزارت امور خارجه یا معاونت حقوقی رئیس جمهور صرفا به منظور پاسخ گویی حقوقی و افشای دروغ هایی که نمونه آن را در شب نامه های ۲۲ بهمن یا سخنرانی اخیر یکی از تکفیری های جبهه پایداری در جمع دانشجویان دیدیم ضروری باشد. به باور من ایران و ایرانی سال سختی را در پیش رو دارند و باید با تمام توان بکوشیم از گرفتار شدن جامع در دوگانه های مخاطره آمیز نان یا انرژی هسته ای و استقلال یا آزادی مانع شویم.
فراموش نکنیم افراطیون برای تداوم حکومت حزب بعث سوریه حاضر بودند خوزستان را فدا کنند حال معلوم است که برای تداوم سلطه خویش بر ملت ما حاضرند چه بلایی بر سر ایران بیاورند!

امضا و اعلام حمایت جمعی از خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جنبش سبز از نامه مردمی به رییس جمهور برای رفع حصر

چکیده :ما جمعی از خانواده های شهدا و آسیب دیدگان همگی از آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد حمایت می کنیم. هم چنان که فرزندانمان با دستبندهای سبز از آنها حمایت کردند ما نیز هنوز دستبندهای سبزمان بر دستانمان می باشد و برای رفع حصر و حبس آزادی محصورین و زندانیان سیاسی این نامه را امضاء خواهیم کرد و امیدواریم که سال 93 را همگی با آزادی آنها جشن بگیریم....


جمعی از خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جنبش سبز با امضای نامه ی مردمی به رییس جمهور برای رفع حصر از همراهان جنبش سبز، از این حرکت مردمی حمایت کردند.
به گزارش کلمه، خانواده های شهدا و آسیب دیدگان جنبش سبز در اعلام حمایت از این طرح مردمی در یادداشت کوتاهی که در اختیار کلمه قرار داده اند، نوشته اند: ما جمعی از خانواده های شهدا و آسیب دیدگان همگی از آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد حمایت می کنیم. هم چنان که فرزندانمان با دستبندهای سبز از آنها حمایت کردند ما نیز هنوز دستبندهای سبزمان بر دستانمان است و برای رفع حصر و حبس آزادی محصورین و زندانیان سیاسی این نامه را امضاء خواهیم کرد و امیدواریم که سال ۹۳ را همگی با آزادی آنها جشن بگیریم.
رفع حصر یکی از مطالبات مردم و فعالان بود که در انتخابات ریاست جمهوری بارها به آن اشاره شد و از سوی حسن روحانی نیز پاسخ همراهی گرفت. مطالبه ای که در شادی های خیابانی پس از پیروزی روحانی نیز تکرار شد.
اینک این مطالبه در قالب نامه ای مردمی به رییس جمهور ارسال خواهد شد. محوریت این کنش مردمی بر اساس امضای اینترنتی نامه ای خطاب به حسن روحانی، رئیس جمهور است. در این نامه، با اعلام حمایت از مجموعه برنامه ها و اهداف و وعده های دولت یازدهم، از رئیس جمهور خواسته شده تا نسبت به انجام یکی از وعده های خود مبنی بر رفع حصر اقدام لازم را به عمل آورد.
در این نامه کوتاه، ضمن اشاره به سوابق درخشان حصر شدگان در خدمت به انقلاب و کشور، حصر اقدامی غیر قانونی خوانده شده که تاثیرات روانی منفی و عمیقی بر روی بخش بزرگی از جامعه گذاشته است.
برای پیوستن به این حرکت مردمی، می توانید با مشاهده این خبر وارد سایت جمع آوری امضا شده و به این حرکت بپیوندید.

پاسخگو نبودن و قانون گریزی قوه قضاییه در قبال پرونده سیدحسین رونقی ملکی

چکیده :دادگاه انقلاب تهران با رد نظر قطعی پزشکی قانونی با درمان حسین رونقی ملکی در خارج از زندان مخالفت کرد. رئیس دفتر شعبه 26 دادگاه انقلاب خطاب به پدر و مادر حسین رونقی عنوان کرده است که "من نمی گذارم که حسین به مرخصی بیایید شما می خواهید او را از ایران فراری دهید." وی همچنین به مخالفت اطلاعات سپاه با مرخصی درمانی حسین رونقی نیز اشاره کرده است....

دادگاه انقلاب تهران با رد نظر قطعی پزشکی قانونی با درمان سیدحسین رونقی ملکی در خارج از زندان مخالفت کرد.
به گزارش خبرنگار کلمه، چندی پیش پس از اعلام نظر عالی ترین کمیسیون سازمان پزشکی قانونی کشور مبنی بر عدم تحمل کیفر، دادستانی تهران بر مبنای ماده ۲۹۱ قانون آیین دادرسی کیفری جهت اجرای مراحل نهایی صدور حکم توقف حکم نظریه پزشک قانونی را به شعبه صادر کننده رای یعنی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست قاضی پیرعباسی ارسال کرد که با توجه به انحلال این شعبه پرونده به شعبه اول به ریاست قاضی احمدزاده انتقال یافت.
ماده ۲۹۱ آیین دادرسی کیفری تصریح می کند: “بیماری محکوم علیه موجب توقف اجرای مجازات حبس نمی شود مگر اینکه به تشخیص دادگاه اجرای حکم موجب شدت بیماری و تأخیر در بهبودی محکوم علیه باشد که در این صورت دادگاه با تشخیص پزشک قانونی یا پزشک معتمد و اخذ تأمین متناسب اجازه معالجه در خارج از زندان را صادر می نماید …”
بنا به این گزارش علیرغم نظر دادستانی تهران و پزشکی قانونی، در اقدامی غیرقانونی از قبول “تامین مناسب” طبق حکم ماده ۲۹۱ امتناع ورزیده و مانع توقف اجرای حکم این زندانی سیاسی شده است.
علاوه بر آن ستاری رئیس دفتر شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب خطاب به پدر و مادر حسین رونقی عنوان کرده است که “من نمی گذارم که حسین به مرخصی بیایید شما می خواهید او را از ایران فراری دهید.” وی همچنین به مخالفت اطلاعات سپاه با مرخصی درمانی حسین رونقی نیز اشاره کرده است.
حسین رونقی ملکی که از بازداشت شدگان حوادث پس از انتخابات ۱۳۸۸ است در زندان دچار مشکلات حاد کلیوی شده است ۸۳ درصد کلیه راست و ۱۸ درصد کلیه چپ خود را از دست داده است و بر اساس نظر پزشکان بیمار یک کلیه محسوب می گردد.
حسین رونقی ملکی وبلاگ نویس منتقد و فعال حقوق بشردربند در تاریخ ۲۲ آذر ماه ۱۳۸۸ در شهر ملکان در نزدیکی تبریز بازداشت شد. وی مدت۱۳ ماه را در سلول های انفرادی بند ۲-الف زندان اوین تحت فشارهای روحی و جسمی برای اخذ مصاحبه و اعترافات تلویزیونی قرار گرفت و سرانجام از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب اسلامی به ۱۵ سال حبس تعزیری محکوم شد.
وی که علاوه بر نارسایی شدید کلیه از مشکل گوارشی و آنژین قلبی نیز رنج می برد چندی پیش به خاطر بی توجهی مسوولان به وضعیت درمانی او دست به اعتصاب غذا زده بود. خواسته او این است که بر اساس نظر پزشکان و پزشکی قانونی و با توجه به محدودیت ها و شرایط خاص زندان در خارج از زندان درمانش را دنبال کند که تا امروز توجهی به خواسته او نشده است.
حسین رونقی در تاریخ ۱۸ مرداد با شروع اعتصاب غذا، اعتراض خود را به قانون شکنی ها و قانون گریزی ها اعلام کرد و مادر وی با همراهی در اعتصاب غذا خواهان رسیدگی به وضعیت فرزندش شد و در نامه ای به رهبری نوشت و در آن از او خواست شرایط آزادی فرزندش را مهیا کنند چرا که قانون می گوید نباید یک شخص بیمار در زندان باشد، اما تا امروز این خواسته ی قانونی آن ها مورد توجه قرار نگرفته است.
5+1
Judicial lack of accountability and disregard for the law in the case of Hossein Ronaghi Meleki
The Tehran Revolutionary Court rejected the findings of the medical examiner’s office and denied medical leave for Hossein Ronaghi.
According to Kaleme, the Tehran Prosecutor in accordance with Article 291 of the Criminal Procedure Code forwarded the findings of the country’s highest legal medical examiner’s office to Branch 26 of the Revolutionary Court which was responsible for issuing a ruling based on the evidence. Due to the transfer of the presiding Judge Pir-Abassi to another court, the branch has been dissolved so the court files were sent to Branch 1 presided by Judge Ahmadzadeh.
Article 291 of the Criminal Procedure Code stipulates, “A prisoner with an illness is obligated to serve the sentence unless the court
concludes that doing so will result in a delayed recovery and increased severity of the illness. In such a case the court will refer
to the findings of the medical examiner’s office or physician in charge and upon obtaining the appropriate financing, permission for
medical care outside the prison must be granted.”
Despite the consensus of opinion between the Tehran Prosecutor and the medical examiner’s office to allow medical furlough, in an illegal move “appropriate care” in accordance to Article 291 was denied for this political prisoner.
In addition Sattari, Head of the office of Branch 26 of the Revolutionary Court told Hossein Ronaghi’s parents, “I will not let Hossein obtain medical furlough because you want him to escape from Iran.” Sattari also alluded to the fact that the IRGC Intelligence unit is opposed to granting medical release for Hossein Ronaghi.
Hossein Ronaghi is among the many arrested during the time of mass protest in the aftermath of the 2009 disputed presidential elections.
While in prison he was inflicted with acute kidney disease; he has lost function in 83% of his right kidney and 18% of his left kidney.
Per the doctors, in medical terms this patient is functioning with a solitary kidney.
Hossein Ronaghi Maleki, jailed blogger and human rights activist was arrested at his home in the city of Malekan near Tabriz on December 13, 2009. He was held for 13 months in Evin prison’s Ward 2-A [under control of IRGC] where he endured severe physical torture and intense psychological pressure in a futile effort to coerce an interview and obtain a false televised confession. Finally Branch 26 of the Revolutionary Court sentenced him to 15 years in prison.
In addition to acute kidney failure, he is inflicted with severe digestive problems and suffers with heart angina. His recent hunger
strike in prison was in protest of the negligence and lack of attention of those in charge to his medical needs. He is asking that – in consideration of the findings by the physicians and the medical examiner’s office, and due to the imposed limitations stemming from the prison conditions he be granted medical furlough, but so far to no avail.
On August 9, 2013, Hossein Ronaghi launched a hunger strike in protest of the blatant disregard and violations of the law by those in charge.
Soon after, his mother also went on hunger strike in support of her son and she wrote a letter to the president of the country. In the
letter she urged the president to help in securing medical furlough for her son with consideration to the fact that in accordance with the law, an ailing patient cannot be held behind bars. However to this day the legal demands of the family have been disregarded.

فشار نیروهای امنیتی برای تعطیلی مجالس درویشی

چکیده :اداره اطلاعات شهربابک واقع در استان کرمان، اخیرا اقدام به احضار مکرر دراویش و بازجویی و تفتیش عقاید آن‌ها کرده است....

اداره اطلاعات شهربابک واقع در استان کرمان، اخیرا اقدام به احضار مکرر دراویش و بازجویی و تفتیش عقاید آن‌ها کرده است.
به گزارش سایت مجذوبان نور؛ اداره اطلاعات شهربابک با نصب چند دوربین در مقابل محل برگزاری مجالس درویشی شهربابک و احضار مکرر دراویش گنابادی این شهر سعی در تحت فشار قرار دادن آنان دارد. کاظم طهماسبی که مسئولیت برگزاری مجالس درویشی این شهر را برعهده دارد، از جمله افرادی است که توسط این نهاد امنیتی، احضار و برای تعطیلی مجالس درویشی در این شهر، به شدت تحت فشار قرار گرفته است.
امیرعلی لباف از دیگر دراویشی است که مدت‌ها مسئولیت مجالس فقری این شهر را برعهده داشته و در مدت ۵ سال اقامت اجباری در شهربابک، بار‌ها از سوی دادستانی آن شهر احضار و جهت تعطیلی مجالس فقری تحت فشار قرار گرفته بود. وی اخیرا با اتمام مدت تبعید به شهر خود بازگشته، اما فشار‌ اداره اطلاعات بر دراویش شهربابک بیش از پیش شدت یافته است.
یادآورد می‌شود که لباف در سال ۱۳۸۷، به دلیل اقامه نماز جماعت مورد قهر صوفی‌ستیزان و متحجران دینی قرار گرفت و پس از آن، با اعمال نفوذ جمعی از روحانیون و مراجع دولتی در اداره اطلاعات قم و دادگاه آن شهرستان، پس از تحمل نه ماه حبس غیرقانونی به اتهام نشر اکاذیب، علاوه بر ۷۴ ضربه شلاق به ۵ سال اقامت اجباری در شهربابک محکوم شد.

پاسخ صادق لاریجانی به آمریکا: خودتان هم گوانتانامو دارید

چکیده :رئیس قوه قضاییه با ادعای اینکه برخورد با جنبش سبز، «هم از جنبه قضایی و هم از جنبه امنیت ملّی کاملاً در چارچوب قانون انجام شده است» در موضعی انفعالی در برابر نقدهای وارده به رفتار غیرقانونی قوه قضاییه گفت گفت که این انتقادات به دلیل بی‌توجهی و ناآگاهی نسبت به تمام جهات قانون اساسی است. وی توضیح نداد که کدام یک از اصول قانون اساسی اجازه ی شکنجه، زیر پا گذاشتن آیین دادرسی، تبعیت قاضی از ماموران امنیتی و رفتار سیاسی و جناحی به قوه ی قضاییه داده است. ...


کلمه- گروه خبر: رئیس قوه قضائیه در پاسخ به بیانیه وزارت خارجه آمریکا درباره نقض حقوق بشر در ایران گفت: ابتدا باید به فکر اجرای درست قانون اساسی خود باشند و پاسخ دهند که چرا زندانیان گوانتانامو را حتی به عنوان زندانی قبول ندارند تا حقوق مندرج در قوانین خودشان درباره زندانیان را برای آنان اعمال کنند.
به گزارش مهر، صادق لاریجانی در جلسه امروز مسئولان عالی قضایی افزود: بحث فتنه و مسائل مربوط به آن یک بحث کاملاً داخلی است که برخورد امنیتی و قضایی با آن کاملاً در چارچوب قوانین بوده و دخالت آمریکا و غرب در این مسئله در واقع دخالت در امور داخلی یک کشور مستقل است.
وی بدون اشاره به موارد متعدد قانون شکنی قوه قضائیه همچون برگزاری دادگاه های استالینی با حضور تعداد پرشماری از متهمان بی ارتباط با یکدیگر در دادگاه، تمرین اعتراف برخی متهمان پیش از برگزاری دادگاه در حضور دادستان و قاضی و بازجویان، احکام سفارشی و بدون سند، شکنجه، انفرادی های طولانی مدت، مشکل تراشی برای خانواده زندانیان، سلب حقوق زندانیان سیاسی مانند حق تلفن و مرخصی و ملاقات حضوری و بسیاری از قانون شکنی های دیگر که موجب بحران در کشور و زمینه سازی برای دخالت بیگانگان در امور داخلی شد، ادامه داد: فتنه سال ۸۸ حرکتی بر خلاف مصالح کشور و صد در صد مغایر با امنیت کشور بود، با این حال حمایت‌های آشکار آمریکا از این فتنه خارج از چارچوب‌های متعارف بود و دخالت‌ها و اظهار نظر های اخیر غربی‌ها و سران آمریکا درباره فتنه از آنهم عجیب‌تر است و با قاطعیت اعلام می‌کنیم که این مسئله دخالت در امور داخلی جمهوری اسلامی ایران است و به هیچ وجه پذیرفته شده نیست.
البته ادعای حمایت آمریکا از جنبش سبز در حالی صورت می گیرد که هیلاری کلینتون در مصاحبه با بی بی سی فارسی در دوران مسئولیت وزارت خارجه اش، در پاسخ به چرایی عدم حمایت از جنبش سبز از سوی کشور متبوعش گفت که به دلیل مخالفت داخلی سبزها با مداخله خارجی، از جنبش سبز حمایت نکرده اند.
رئیس قوه قضاییه با ادعای اینکه برخورد با جنبش سبز، «هم از جنبه قضایی و هم از جنبه امنیت ملّی کاملاً در چارچوب قانون انجام شده است» در موضعی انفعالی در برابر نقدهای وارده به رفتار غیرقانونی قوه قضاییه گفت گفت که این انتقادات به دلیل بی‌توجهی و ناآگاهی نسبت به تمام جهات قانون اساسی است.
وی توضیح نداد که کدام یک از اصول قانون اساسی اجازه ی شکنجه، زیر پا گذاشتن آیین دادرسی، تبعیت قاضی از ماموران امنیتی و رفتار سیاسی و جناحی به قوه ی قضاییه داده است.
وی به جای اثبات ادعای خود برای اثبات دروغ بودن اتهامات وارده به قوه قضائیه، به برخی موارد نقض مشابه حقوق بشر در آمریکا اشاره کرد و افزود: بسیار متأسفیم که برخی سران کشورهای غربی و آمریکایی‌ها هزاران کیلومتر دورتر از مرزها به خود اجازه می‌دهند مسئولان جمهوری اسلامی را ارشاد کنند و به فکر اجرای قانون اساسی کشور ما باشند؛ آنهم در حالیکه ابتدا باید به فکر اجرای درست قانون اساسی خود باشند و پاسخ دهند که چرا زندانیان گوانتانامو را حتی به عنوان زندانی قبول ندارند تا حقوق مندرج در قوانین خودشان درباره زندانیان را برای آنان اعمال کنند.
لاریجانی که در ابتدای مسئولتش در قوه قضائیه قول داده بود تا برخلاف گذشته به مُر قانون عمل کند و نکرد، در ناتوانی از دفاع از عملکرد خود و مجموعه قوه قضائیه در برخورد با اعتراضات مردمی در جنبش سبز، اظهار داشت: آمریکایی ها مردم بی‌گناه را در افغانستان، عراق و بحرین به خاک و خون می‌کشند و در حال حاضر فشار بی‌سابقه ای را بر افغانستان وارد کرده‌اند که قرارداد امنیتی با آمریکا را بپذیرد تا به آمریکایی‌ها اجازه دهد که هر منطقه‌ای را در افغانستان بمباران کنند و مردم را بکشند و محاکمه هم نشوند؛ با این وجود سخن از اجرا نشدن اصول قانون اساسی در کشوری می‌زنند که مردمش در راهپیمایی ۲۲ بهمن باشکوه هرچه تمامتر حماسه‌ای دیگر در حمایت از نظام خود برپا کردند.
رئیس قوه قضائیه نهایتا هیچ دلیل و منطقی برای دفاع از عملکرد این قوه ارائه نکرد.