۱۳۹۲ بهمن ۳۰, چهارشنبه

سیدمصطفی تاج زاده: از دید آقایان انرژی هسته ای در برابر نان و استقلال در مقابل آزادی قرار دارد

چکیده :آقایان هشت سال پیش وعده می دادند که در صورت پیروزی در انتخابات ایران را ژاپن اسلامی خواهند کرد نه کره شمالی اسلامی اکنون باید پاسخ دهند که اگر نمی توان هم زمان هم نان داشت و هم انرژی هسته ای چرا به مدت 8 سال به ملت ایران دروغ گفته اند؟ استقلال خواهی بدون آزادی آنان مدلی را در ذهن مجسم می کند که طالبان در افغانستان مستقر کرد و کیم ایل سونگ نوع الحادی اش را در کره شمالی تحقق بخشید ...


کلمه- سیدمصطفی تاج زاده:
۱- «ما بی سوادان که انرژی هسته ای را با دادن خون به دست آورده ایم با نان عوض نمی کنیم»
این شعار بر پلاکاردی که جنبش به ظاهر دفاع از استقلال ایران در راهپیمایی ۲۲ بهمن حمل می کرد، نقش بسته بود. و معنای آن این است که ملت ما باید یا نان را انتخاب کند یا انرژی هسته ای را. یعنی همان مسیری که سلسله کیم ایل سونگ پیموده است. بمب هسته ای را به قیمت فلاکت ملت خویش برگزیده و کره شمالی را به یکی از فقیرترین و منزوی ترین کشورهای جهان تبدیل کرده است. بمب اتم و موشک بالستیک دارد اما نان ندارد. به همین دلیل اولین خواسته آن دولت در هر توافقی با غرب دریافت چند هزار تن گندم بیشتر است تا اندکی از درد گرسنگی مردمش بکاهد. این در حالی است که آقایان هشت سال پیش وعده می دادند که در صورت پیروزی در انتخابات ایران را ژاپن اسلامی خواهند کرد نه کره شمالی اسلامی اکنون باید پاسخ دهند که اگر نمی توان هم زمان هم نان داشت و هم انرژی هسته ای چرا به مدت ۸ سال به ملت ایران دروغ گفته اند؟ چرا وعده آوردن نفت بر سر سفره های مردم را دادند؟ چرا درآمد افسانه ای نفت را طی این سال ها صرف واردات کالاهای بنجل چینی کردند؟ چرا با طرح مسائل اساسا نادرست یا بعضا درست اما نامربوط یا مضرّ به حال ما پرونده های جدیدی برای میهن و مردم باز کردند؟
اگر تحریم ها بی اثر بودند چرا وزرایشان در کمیسیون های مجلس اشک می ریختند که مگر نمی دانید چه بلایی بر سرما نازل شده است؟ طرح این سؤال ها برای چیست؟ و اگر تحریم ها آثار سوء جدی بر اقتصاد ملی داشت چرا به مردم صادقانه توضیح ندادند؟ و سرانجام آن که اگر واقعا به دوگانه فوق معتقدند چرا نامزد آقای مصباح در مناظره های انتخاباتی، دکتر روحانی را به چالش نکشید که از چرخش تؤامان سانتریفیوژها و چرخ اقتصاد کشور دفاع می کرد؟
۲- انحراف بزرگ تکفیری های قم و تهران از مسیر انقلاب اسلامی استقلال خواهی و آزادی ستیزی آنان است. از نظر ایشان آزادی نه از آرمان های ملت و ارزش های انقلاب به شمار می رود و نه هرگز به خطر می افتد. استقلال خواهی بدون آزادی آنان مدلی را در ذهن مجسم می کند که طالبان در افغانستان مستقر کرد و کیم ایل سونگ نوع الحادی اش را در کره شمالی تحقق بخشید و آن کشور را به پادگانی بزرگ تبدیل نمود که در عصر ارتباطات هنوز ظاهرا رادیو تلویزیونش تک موج است! اما انقلاب اسلامی با شعار استقلال و آزادی پیروز شد و قانون اساسی آن بر همین مبنا تبیین گردید و به تأیید اکثریت ملت رسید. افزون بر آن تأکید تؤامان بر استقلال و آزادی حلقه وصل نهضت های یک صد سال اخیر در ایران از مشروطه تا دوم خرداد و ۲۴ خرداد است.
بر همین اساس ما با دریوزگی از قدرت های بیگانه برای مقابله با استبداد داخلی به همان میزان مخالفیم که استقرار نظام پادگانی را به بهانه مبارزه با استعمار خارجی بر نمی تابیم. حزب پادگانی که اکنون در پشت جنبش مردمی دفاع از استقلال ایران پنهان شده با طرح شفاف تر دیدگاه های خود ناخودآگاه منویات خویش را آشکار کرده است و این جای خشنودی دارد. از دید آنان انرژی هسته ای در برابر نان و استقلال در مقابل آزادی قرار دارد و ملت ما تنها یکی از این دو گزینه را می تواند انتخاب کند به گونه ای که نان و آزادی را در مسلخ استقلال و انرژی هسته ای به قربان گاه برد. به باور آنان ملت ایران آنقدر بالغ نشده است که بتواند همه این ها را با هم جمع کند. این نگرش کسانی است که بارها هشدار داده اند که قصد دارند به نام حق مسلم هسته ای دیگر حقوق اساس ملت و در رأس همه حق تعیین آزاد سرنوشت را به محاق برند. شاهد من برای اثبات این که اظهارنگرانی این جریان سازمان یافته جنگ طلب درباره نتیجه نهایی مذاکرات هیچ جای نگرانی حقوقی ندارد و صرفا یک حرکت سیاسی علیه دولت تدبیر و امید به شمار می رود آن است که توافق جامع به هر صورت که انجام پذیرد نیاز به تصویب پروتکل الحاقی در مجلس دارد.
آقایان کافی است از دادن رأی به آن خودداری کنند تا استقلال میهن ب زعم آنان آسیب نبیند اما به علت آن که می دانند اکثریت قاطع مردم حامی انعقاد این قرار داد هستند، جرأت ایستادگی در برابر خواست ملی را ندارند. به همین دلیل در ماه های آینده با تمام توان خواهند کوشید با دروغ گویی و شب نامه پراکنی و سم پاشی بر افکار عمومی تأثیر بگذارند و بار دیگر بازی باخت – باخت یعنی افزایش تعداد سانتریفیوژها و درصد غنی سازی از طرف ایران و افزایش تحریم ها و تهدیدها از سوی ۵+۱ را زنده کنند تا امید ایجاد شده را ناامید سازند.
۳- سخن رهبر که ملت ما باید رفتار و گفتار مقامات آمریکایی را به دقت زیرنظر بگیرد، صحیح اما ناقص است. درست است زیرا واشنگتن از کودتای مشترک با لندن علیه دولت قانونی و ملی مصدق از ۶۰ سال پیش تاکنون بارها در مقابل مطالبات استقلال طلبانه، آزادی خواهانه و پیشرفت جویانه ملت ایران ایستاده است. بنابرین لازم است سخنان مقامات آن کشور و بسیار مهم تر از آن عملکردشان را به طور کامل رصد کنیم تا بتوانیم به بهترین نحو عکس العمل نشان دهیم و پاسدار منافع ملی مان بوده و البته به هوش باشیم که در دام آمریکا شناسی معیوب و یک سویه صدا و سیما نیفتیم که این روزها با جدیت تمام می کوشد مبانی توافق را تخریب، مردم را مأیوس و آمریکایی ها را تحریک کند. توصیه رهبر اما ناقص است زیرا که تنها ناظر به یک روی سکه است و روی دیگر آن را که رفتار و گفتار جناح جنگ طلب ایرانی است، مدنظر قرار نمی دهد.
حال آن که همین استقلال خواهان آزادی ستیز و معتقدان به انتخاب نان یا انرژی هسته ای، دیپلماسی عاقلانه هسته ای دولت اصلاحات را به انحراف کشاندند و ایران را گرفتار تحریم های جهانی و الزام آور شورای امنیت کردند. پس از آن هم دوبار مانع توافق ایران و غرب (لاریجانی-سولانا و ولایتی-سارکوزی) در سال های ۸۵ و ۸۶ شدند. همین گروه به نامه هشدار آمیز وزارت امور خارجه در سال ۱۳۸۹ بی توجهی کردند. نامه ای که در آن دکتر صالحی پیامدهای تحریم نفتی و بانکی ایران را شرح داده بود. ارزیابی نادرست آنان از شرایط داخلی آمریکا و اوضاع و احوال بین المللی و نیز توهمشان درباره برد تهدیدات نظامی کشور فرصت را برای تحریم بی سابقه نفت و بانک مرکزی کشور توسط غرب مهیا کرد. آنان یک بار در زیر لوای شعارهای پرطمطراق هسته ای بی کفایتی، فسادپروری و تنگ نظری خویش را پنهان کردند. نباید به آنان جازه داد بار دیگر این سناریو را تکرار کنند.
۴- اکنون که دکتر روحانی صاحب نظران بویژه حقوق دانان را به نقد توافق ژنو دعوت کرده است، اصلاح طلبان، اعتدالیون و حتی آن بخش از اصول گرایان که با دیپلماسی دوسر برد دولت موافقند باید به میدان بیایند و اجازه ندهند متهمان ردیف اول وضعیت اسفناک کنونی کشور بار دیگر از غفلت ما سوء استفاده کنند و در جایگاه دادستان بنشینند و به صدور کیفرخواست علیه خدمتگزاران ملت بپردازند. بر همین اساس پیشنهاد می شود جبهه اصلاحات بانی سمیناری ملی در این زمینه با شرکت متخصصان و صاحب نظران گردد. چنان که لازم است فضای مجازی را با طرح پرسش های بنیادین و نقد رفتار و گفتار افراطیون طرفدار تداوم تحریم ها و ابعاد خطرناک بازی باخت – باخت فعال تر از همیشه نمود. دانشگاهیان و به ویژه دانشجویان نیز می توانند با برپایی نشست های گوناگون نظریات اصلاح گرایانه خویش را به دولت عرضه دارند. دعوت دکتر روحانی حجت را بر همه اندیشمندان دلسوز ایران زمین تمام کرده است.
هرکس موظف است به صورت فردی یا جمعی در این حرکت عظیم شرکت کند تا حمایت گسترده کنونی ملت از تیم مذاکره کننده هم چنان تا پایان کارشان ادامه یابد و آنان با دلگرمی کامل پشت میز مذاکره بنشینند. به نظر می رسد تأسیس واحدی در وزارت امور خارجه یا معاونت حقوقی رئیس جمهور صرفا به منظور پاسخ گویی حقوقی و افشای دروغ هایی که نمونه آن را در شب نامه های ۲۲ بهمن یا سخنرانی اخیر یکی از تکفیری های جبهه پایداری در جمع دانشجویان دیدیم ضروری باشد. به باور من ایران و ایرانی سال سختی را در پیش رو دارند و باید با تمام توان بکوشیم از گرفتار شدن جامع در دوگانه های مخاطره آمیز نان یا انرژی هسته ای و استقلال یا آزادی مانع شویم.
فراموش نکنیم افراطیون برای تداوم حکومت حزب بعث سوریه حاضر بودند خوزستان را فدا کنند حال معلوم است که برای تداوم سلطه خویش بر ملت ما حاضرند چه بلایی بر سر ایران بیاورند!

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر